The first 200 lines.
مي توني با من بياي
در مسافرت صحرايي
شنيدم با يه معامله بزرگ مواد مواجهي
من هميشه بدبخت خواهم بود اگه با پدرت زندگي کنم
سلام
! سلام
من مي خوام چيونگ بانگ رو بشکنم ،سازمندهي خود ساخته
..اين
اين مال پدرته
قسمت 2
عزيزم
چرا من مجبورم پسر دونگ جو رو ارتقا بدم؟
عزيزم بس کن
چطور مي توني اينو اينقدر خود پسندانه انجام بدي ؟
منظورم اينه ،از من هيچ سوالي پرسيدي ؟
پس،چطور مي تونم بي خيال بچه اي بشم که هيچ جايي براي رفتن نداره؟
موقعيتمون چي ميشه؟
فکر مي کني فرزند خواندگي مثل خريدن سگ و اينجور چيزاست ؟
عزيزم
نمي دونم ! مي توني هر چه که مي خواي انجام بدي
! عزيزم
مامان
بابا
مين جي
چطور بوديد ؟
و بيايد اينجا
اين سوو هيونه ،پسر دوستم
اون از الان مي خواد با ما زندگي کنه
با هم خوب رفتار کنيد
متاسفم بخاطر بي توجهي به شما چون فقط مشغول بودم
پاسش بده به من
عجله کن
! لي سوو هيون
مي خواي با من توپ بازي کني ؟
اگه براي تفريح جايي ميري اجازه بده من هم باهات بيام
نمي تونم به معلممون دروغ بگم که مريض به خونه رفتي
من ازت خواستم که برام دروغ بگي ؟
اگه پدر بفهمه ،تو دردسر مي افتيم
نمي دوني پدر وقتي عصباني ميشه چقدر ترسناک ميشه،درسته؟
هر چه تو بخواي
نمي توني مردمي که نگرانت هستند رو ببيني ؟
پدر و مادرت رو نديده اي که بخاطرت جنگيده اند ؟
من از اونها خواستم که نگرانم باشند ؟
من يه مُفت خورم ؟
اونها فقط انجامش ميدند چون احساس تاسف برام مي کنند
شما بچه ها
چرا جنگيدي ؟
مين جي،تو به من ميگي
...فقط
وقتي توپ بازي مي کرديم
تو بايد به برادرت بهتر توجه کني چون تو بزرگتري
افتخار مي کني که با برادر کوچيکترت دعوا مي کني ؟
شما بچه ها
شما بچه ها الان برادريد
برادر ها حامي همديگه اند براي دردها و اشتباهاتشون
چرا بايد من ؟
چي؟
من حتي برادرش نيستم
من حتي عضوي از اين خانواده نيستم
دوباره بگو
من پسر بابا مامان خودمم ،نه تو
چرا منو اينجا آوردي ؟
تو بايد منو تنها بذاري تا هر چيزي که مي خوام انجام بدم
بس کن
! تکون بخور
نمي تونم
يه چيز رو بخاطر داشته باش
اين خونته
ما خانواده توئيم
سلام قربان
سلام
دوباره تنبيه شديد ؟
تو بايد اينطور بشيني تا کمتر احساس درد بکني
و آب دهانت رو 3 بار روي دماغت بندازي
دو تا ماست
دوباره تنبيه شدي ؟
اين کيه ؟
برادر کوچکترم
برادر کوچکتر ؟
ما همسنيم
درسته؟
تو مي توني هنوز بزرگتر باشي حتي اگه همسن باشيد
درسته
به هر حال کجا رفته بوديد ؟
چي؟
هر روز کجا ميريد مدرسه رو دو در مي کنيد ؟
با توجه به اطلاعات ما با مظنونين تروريستي مواجه هستيم که مواد منفجره در اختيار دارند
دوباره خواهم گفت ،ناشناس حرکت کنيد بدون متوجه کردن مسافرين فرودگاه
سلام ؟
بازرسي چطور پيس ميره؟
هيچ مشکلي نيست ؟
حتي يه ذره مواد منفجره مي تونه اثرات وحشتناکي داشته باشه پس مراقب باشيد
بله
ما دنبال يه مرد سي و چند ساله هستيم
بياد داشته باشيد که اون براي مردن بخاطر کشورش آموزش ديده
همچنين بر اساس احتمالات اون يه همدست داره
لي سوو هيون ؟
لي سوو هيون ! قسمت پرواز چطوره ؟
من رسيدگي کردم ،اما هيچ مدرکي
متاسفم ،قربان
متاسفم
اينجا
مظنون با لباس رسمي ،فورا تعقيبش کنيد
کانگ مين جي
کانگ مين جي ،کجايي؟
چرا از صحنه ناپديد شدي ؟
منظورت چيه،ناپديد ؟
تو رو تو دوربين نديدم
من ناشناس حرکت مي کنم ،همونطور که گفته بودي
بين موقعيت ها حرکت کنيد
دوربين شماره 5 مظنون رو دنبال کن
دوربين شماره 3 . الان زوم کن
بله؟
من بزودي ميرم کار کنم
باشه
توجه خانم ها تنها ميرند
ببخشيد
...بازرسي ملي
اضطراري ! اضطراري
وضعيت اضطراري هشدار ترور در حال عملي شدنه
تمام واحدها ،براي اقدام آماده شيد
مظنون شناسايي شد
تفتيش کوتاهي خواهد بود
همه بخوابيد
فقط تمرينه ،بيايد زياد انرژي هدر نديم
اگه دفعه بعد خواستي مظنون باشي اول نسخه اي رو عينک بزن
من تموم مدت شما رو ديدم
برو
شما اينو انداختيد
اشتباه مي کني
نمي تونه تو هواپيماي من نبودي ،از لس آنجلس ؟
من از نيويورک اومدم
! يه لحظه صبر کنيد
الان درگيرم ،اما امشب وقت داريد ؟
..معمولا
اگه اينطور برخورد کني ،اونها براش تنزل مي کنند ؟
حدود هفت در ده
پس من بايد تو اون 3 تا باشم
و اون مجله
مي تونم بهت بگم که اينجا خريدمش
تمرين تمام شد همه به من گزارش بدن
مين هو يونگ
بله
فراموش کردي که مواد منفجره رو خنثي کني ؟
متاسفم ،خانم
مشکلات زيادي نبود چون سوو هيون اون مظنون رو دستگير کرد
اما در واقعيت اگه انجام ندي وقتي پيامدهاي احتمالي زيادي مورد توجه باشه
تو دردسري
کانگ مين جي کجاست ؟
من اينجام
قربان درباره چي صحبت مي کنيد ؟
ديدمت با يه دختر گپ مي زدي ؟
من تصور کردم که مظنون تنها نبود پس من همدستش رو تعقيب کردم
بهش درباره همدست گفتي ؟
نه ،قربان
چرا فکر کردي اون دختر مي تونه همدستش باشه
من فکر کردم که مواد منفجره مايع تو آرايش دختره مخفي شده
نيويورک چطور بود ؟
من آتوپيا و چند نمايشگاه ديگه رو ديدم و بعد از اون واقعا خسته شدم
من حسودم . اگه با تو اومده بودم ببينيم broadway musicals مي تونستيم مقداري
رئيس پامو نمي بيني که کبود شده ؟
من بهت گفتم از اقامت در اونجا لذت ببر ،چرا سخت کار کردي ؟
بله،حسرتش رو يم خورم
جي وو مي خوايم چيکار کنيم ؟
چي؟
اون نمايشگاه که برنامه ريزي کرده بوديم
من نمي خوام ! من واقعا نمي تونم
يه فايل جبراني اونجاست
نه ،نمي تونم ! ميرم امروز يه مرخصي بگيرم
و فردا و روز بعدش ،من در تعطيلاتم
مي خوام اخراجت کنم
اما من هنر ميشناسم ؟
هي ،کي اينو کشيده؟
اونها اين طور دور نمايي رو دوست ندارند
بهت گفتم ما نمي تونيم اينو بدون تو انجام بديم
مي دونستم يه تله بود
بايد اينو مي پوشيدم
امروز بد بنظر مي رسم ؟بنظر خوبم
تو رد شدي ،ها؟
چي؟
موضوع همدست همش بهانه بود ،مگه نه ؟
شماره اش رو گرفتي ؟
چي گفتي ؟
اون بايد 3 از 10 باشه
تو خيلي مي دوني اين خطرناکه
اين اشتباه من بوده که 13 سال باهات زندگي کردم
اون اطلاعات فوق سري بود
تو براي امنيت ملي بايد بميري
ديوونه اي ؟
شوخيه
مين جي ،مي خواي به من در سرو کردن کمک کني ؟
من برنج سوو هيون رو سرو کردم
تو هرگز کاري انجام نميدي
براي غذا ممنون
ما بايد يکي رو براي اجاره کردن پيدا کنيم
و الان اينجايي اما سخت بود که مدتي ببينمت
بنظر ميرسه بچه هاي خودمون هم خيلي خارج از خونه خواهند بود
اين فرق داره ،اين روزها
واقعيه ؟
اين روزها خيلي سخت تره خيلي چيزها براي خوندن
No comments yet. Be the first to leave one.