The Daytrippers

The Daytrippers

Download Farsi Persian Subtitle

Release info

The Daytrippers 1996 1080p Criterion Collection Blu-ray AVC LPCM 2 0-rmHD
The Daytrippers 1996 Criterion Collection Blu-ray
A Commentary by bluraycity
@bluraycity

Tags

Blu-ray
blu-ray
1080
HD
Blu-Ray
Published on: 2020-05-28
Downloads: 44
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

اون پاي کدو تنبلو امتحان کردي؟ نه

خوشمزه به نظر ميومد، ولي مگه مادرم چندتا دسر بايد درست کنه؟

نمي دونم. ولي به نظرم کارل از همه چي .يکي خورد

.به نظرم جو و کارل مي خوان ازدواج بکنن

،آره انگار واقعا همو دوست دارن

اوه، به نظر من که عاشق همن. نظر تو چيه؟ .آره

بعضي وقتا گفتنش از بيرون سخته

به نظرم مادرم دوست داره ..با هم ازدواج کنن

شوخي مي کني؟ اون احتمالا شماره

.تالار عروسي رو تو گوشيش سيو کرده

ممنون که تا ديروقت موندي

عيد شکرگذاري مبارک

دوستت دارم

لباس مورد علاقمو پوشيدي

.امروز اصلا نمي تونم بيدار بشم نمي دونم چم شده

خوب خوابيدي؟

حالت خوبه؟ هممم

.درمورد امشب متاسفم .واقعا بايد برم اونجا

طوري نيست

مي خواي فردا توي شهر شام بخوريم؟

اره باشه

چي؟

ماشين کوفتي بازم مسخره بازي در آورده

بخاري رو که روشن مي کنم .تق تق مي کنه

چرا نمي بريش تعميرگاه؟

کني گفت مشکلي نداره

اصلا نبايد ماشين دست دوم مي خريدي

هميشه اون تق تقو داشت

بايد همچين صدايي در بياره؟

.معلومه که نه هنوز بيدار نشدن؟

جو گفت مي خواد زود بيدار بشه

،اينجور که من مي شناسمش .احتمالا همه روز رو مي خوابه

!آه لعنتي

چرا؟

چرا اينقدر زود بيدار شدي؟

مامان و بابا سر صبحي تو آشپزخونه سر و صدا راه انداختن

چي کار دارن مي کنن؟

بريم بيدارشون کنيم؟

بريم بيدارشون کنيم؟

!صدات رو نمي شنوم بريم بيدارشون کنيم؟

خب، اگه مي خوان برن تو شهر .بايد بيدار بشن

.هي جو، بهتره که شروع نکنيم

.اره. بهتره

.ام، مي دوني، قوانين خونه و اينا

اوهه، امم.. خوب خوابيدي؟

.هممم. از خوابيدن بدون تو خوشم نمياد

،آره خب

...مادرت خيلي واضح گفت که نبايد.، ام

فکر مي کنه تو خونه خودمون چي کار مي کنيم؟

مي دوني؟

!جوزفين

.صبح بخير خانم مالونه

اوه کارل، خوب خوابيدي؟

.بله. خواب شبونه فوق العاده اي داشتم .ممنون

.اوه خوبه خوبه

اوه، اين بوي عالي مال چيه؟

اوه، فقط داشتم يه صبحونه کوچيک ...درست مي کردم

.بيکن و تخم مرغ، سوسيس پنکيک .هر چي که دوست داري

.جانم

!بجنب جو. بيدار شو! سوپ آماده است

يه کم کيک مي خواي؟

.اين کيکو خيلي خوش قيمت خريديم

.همه چي يکي بخر دوتا ببر بود

.آره، جدا. حراج خوبي بود

.بفرما

پيراشکي فندق با دارچين چه طوره؟

.همم. اونو نمي خوام

.معمولا صبحونه اينقدر نمي خورم

چرا تو.... چرا اين آشغالو مي ذاري رو موهات؟ ها؟ چرا؟

اين پيراشکي فندق و دارچين فوق العاده است

حداقل نمي خواي اين موهاي به هم ريختت رو قبل بيرون رفتن شونه کني؟

.هممم مي بينم که کارل لازم نمي بينه

.قيافش رو عوض کنه

کارل، نوک سينتو به مامان .نشون بده

.صبحونت رو تموم کن

.تموم شد

اون دامنه کوتاهو پوشيدي؟ .يخ مي زني

!بابا. ببرمون ايستگاه قطار

.سعي کن کمکش کني کارل

.هي بابا هي بچه. برا چي اومدي اينجا؟

.بايد با مامان در مورد يه چيزي حرف بزنم

.سر موقع براي صبحونه .اوه، گرسنه نيستم

.صبح بخير عزيزم صبح بخير

حالت چه طوره؟ خوبم. حال شما چه طوره خانم مالونه؟

.اوه منم خوبم

اينو بايد نشون يکي بديم که .مي فهمه چيه

يه لحظه صبر کن. نمي خوام .شلوغش کنم

.کي مي دونه اين چي هست اصلا اوه نگران نباش

.بين خانواده نگهش مي داريم

عزيزم، لطفا اين يادگاري را به عنوان .عشق و وفاي من قبول کن

.قدر دان چيزي هستم که الان داريم .ولي خيلي بيشتر از اين مي خوام

.خلاصه اين که، من تو رو کامل مي خوام

افسوس، همونطور که اندرو مارول نوشت

از اين رو، عشق ما رو به هم متصل مي کنه

ولي چيزي که سرنوشت با حسادت مانعش ميشه

.اتصال ذهن و مخالفت ستاره هاست

.عشق تا ابد، سندي

.کارل، تو مرد جوون باهوشي هستي اين چيه؟

.من از شعر سر در نميارم

.خب، اندرو مارول شاعر قرن 17 بود

.قبل از شکسپير

.يکي از شاعراي فلسفي دوران ملکه اليزابت

...اين شعر

.در کل، مي گه که

عشق ما رو به هم متصل مي کنه .و ما کاملا هماهنگيم

ولي کار سختيه چون .شرايط ما رو از هم جدا نگه مي دارن

به نظرت اين براي لوييس نوشته شده؟ .نه. منظورم اينه که اميدوارم نه

مي دوني سندي کيه؟ .نه. روحمم خبر نداره

کارل، ممکنه اين کار يه آدم بي شرفي باشه که

با يه مرد متاهل سر و سري داره؟

...من .نمي دونيم اين براي کي نوشته شده

.اليزا، بايد زنگ بزني به لوييس

بايد زنگ بزنم بهش و ازش .بپرسم اين چيه

.نه نه

.فکر نمي کنم حرکت خوبي باشه

چرا؟ .پشت تلفن دروغ گفتن خيلي راحته

.نمي توني چشماشو ببيني

.چشما هميشه لوت مي دن

پس چي کار بايد بکنم؟ من پيشنهاد مي کنم

که ببريمت تو شهر و باهاش .رو در رو حرف بزني

ام، مطمئني اين فکر خوبيه؟

.تصميمش دست من نيست

اليزا، نظر تو چيه؟

کارل، چرا جلو نميشيني؟

.قدت بلنده .اون پشت له ميشي

.چيزيم نميشه. ولي ممنون ريتا .نه بابا

.اين ساختموناي کريهو باش

.معماري مرده ديگه

.معمارا ايده هاشون تموم شده .همشون تکرارين

،اروپايي شايد امپرياليست بودن .ولي مي دونستن چه طور ساختمون بسازن

مي دونين چيه بچه ها

اوضاع خوبه... منظورم اينه که .بين من و لوييس عاليه

.مي دونين،... از .. از هر جهت

.همه چي مرتبه .مي دونم مي دونم. عزيزم. معلومه

اوه جو، اون دوست کوچيکت ويني توسيلو رو يادته

.اوه اره

خب، خانم اوکانر بهم گفت .فرستادنش زندان

برا چي اينقدر طول کشيد؟

درمورد آقاي اندروز که با يه دختر سال دهمي رابطه داشته شنيدي؟

.اخراجش کردن .منظورم اينه که رسوايي بود

مي دونستي مادرم صفحه اجتماعي

روزنامه پارک آهوي پني سيور رو مي نويسه؟

واقعا؟ .نه

تازه تازه،. منظورم اينه که .براي يه شرکت نشر کار مي کنه

،مي دوني، نوشته هاي بقيه دستشه

همه جور چيزي تو کيفش هست

اون يادداشت مي تونست مال .يکي ديگه باشه

!جيم، مواظب باش

!اون کاميون، احمق .اصلا نزديک من نيست

خب امروز مي خواين چي کار کنين؟ .خريد

تو اين فکر بودم که بريم اون نمايش هلندي .مدرنيسم رو توي کوپر هويت ببينيم

توي ميشيگان مي مونين؟ .آره

.آره، فعلا، کارل اين کار عالي گيرش اومده

...نه، کار ساخت و سازه ...حقوقش خيلي خوبه، پس

.کارل، به مامان و بابا درمورد کتابت بگو .بچه ها، کارل يه رمان نوشته

.عاليه. شگفت انگيزه .فوق العاده است

فکر نکنم پدر مادرت بخوان درمورد رمانم چيزي بشنون

.مامان و بابا مي خواين درمورد رمان کارل بشنوين؟

.اوه، اره حتما کارل خب، اه ريتا

يه حکايت درمورد بقاي روحي .توي دنياي معاصره

.شخصيت اصلي يه موجود عجيب ذاتيه

.يه مرديه که سرش عادي نيست

.با سر سگ به دنيا اومده بود سر سگ؟

.آره مي دوني، يه جور داستان فانتزي

.مثل قصه جن و پريه .... آره، مثل داستان ارباب و مارگاريتا يا

.مزرعه حيوانات .آره. دقيقا، خيلي شبيه کاراي کافکا است

.کارل، من زن تحصيل کرده اي نيستم

.مثل کتاب دکتر سوسه، فقط براي آدماي بالغ، مامان اوه اوه اره

پس همه تو اين کتاب عادين جز مردي که سر سگ داره

...که فقط مي خواد چه نوع سگي؟

.بابا، مهم نيست .نه نه نه نه مهمه

.در حقيقت، خيلي مهمه .سگ اشاره گر موکوتاه آلمانيه

مي دوني، واقعا مهمه که .يه اشاره گره

چون استعاره ضروري ايه، چون تو کتاب ...اون يه جور

يه جور روياپردازه، مي فهمين؟ به راه نجات اشاره مي کنه؟

جو عاشق سگا است

پپر رو يادته؟ .بايد مي خوابونديمش

...مادر

پس ام، مرده که سر سگ داره

.کل زندگيش مثل هيولا باهاش رفتار کردن

يه سري آدم پيداش مي کنن و با بردنش

.توي يه برنامه تلويزيوني روزانه شکوفاش مي کنن

ولي مردي که سر سگ داره مي فهمه که .کل کشور داره بهش گوش مي کنه

پس شروع مي کنه به مردم .مي گه که واقعا چي تو سرشه

.شروع مي کنه به انتقاد از جامعه شروع مي کنه به حرف زدن درمورد

.اين که چه قدر خشن و بي احساسه

...و مردم شروع مي کنن به، مي دونين .به پيامش جواب مي دن

اين پيروي مردم رو پرورش داد که هي بزرگتر و بزرگتر مي شد

تا اين که تبديل شد به اين رهبر رويا گراي بزرگ

اوه، منظورت اينه که مي تونه .حرف بزنه

.مثل آدم .خب اره

جز اين که سرش سگه همه چيزش عاديه

اوه خب، چه طور اين کار رو مي کني؟

.مامان، کتابه. فيلم که نيست .کارل

اين چيزا چه جوري به ذهنت مياد؟ ...مادر

!لعنتي

اين چه کوفتيه بابا؟ چرا اينطوري شده؟

.نمي دونم .يه ربطي به بخاري داره

گفتم ماشينو ببري .پيش کني

.بردم

The Daytrippers subtitles in other languages

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left