The Cloud in Her Room

The Cloud in Her Room (她房間裏的雲)

Download Farsi Persian Subtitle

Release info

The Cloud In Her Room 2020 720p WEB-DL YIFY Muviz
A Commentary by saeeddelfino82
زیرنویس اختصاصی موویز (t.me/MUVIZ) مترجم Mrs.NrT

Tags

Web-DL
web-dl
web
WEB-DL
720p
720
Published on: 2022-06-09
Downloads: 44
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

‫برنده‌ی جایزه‌ی رقابتِ ببر، ‫از جشنواره‌ی بین‌المللی فیلم روتردام هلند (2020)

‫فروش آرشیوی از برترین فیلم‌ها و ‫سریال‌های تاریخ سینما بر روی هارد ‫@Muvizadmin

‫یه آپارتمان قدیمی تو زادگاهم‌ئه

‫که وقتی بچه بودم متروکه شده.

‫از اون ساختمون‌هایی‌ئه که

‫اهالیِ هنگ‌کنگ تو دهه‌ی 90 ساختنش.

‫یه‌روز همینجوری رفتم،

‫و دیدم همه‌جا مرتب شده،

‫تا‌وقتی‌که اون مشغول نظافت بود.

‫دیدمش و ازَش پرسیدم،

‫"اینجا چکار می‌کنی؟"

‫با همون سئوال جوابم رو داد،

‫"و تو اینجا چه‌کار می‌کنی؟"

‫بعدش مثل دوتا خل‌وچل، اونجا

‫زیر پله نشستیم.

‫زیاد صحبت نکردیم،

‫اما جفت‌مون واقعا خوشحال شدیم.

‫بعد اون محتاطانه ازَم پرسید

‫آیا ممکن‌ئه کسی بیاد.

‫خیالش رو راحت کردم که هیشکی نمیاد.

‫زمان زیادی اونجا موندیم

‫تا اینکه یِهو سروکله‌ی یکی پیدا شد،

‫و منم دِ فرار.

‫دویدم، دویدم و دویدم...

‫وقتی برگشتم و نگاه کردم،

‫دیگه نتونستم اون آپارتمان رو ببینم.

‫بنابراین انقدر به دویدن ادامه دادم،

‫تا کاملا از محل خارج شدم.

‫اثری درام به کارگردانی ‫زینیوان ژِنگ‌ لو (Xinyuan Zheng Lu)

‫ابر در اتاقش

‫نیو در رو بازکن.

‫قفل نشده.

‫خوش‌اومدی.

‫فدات‌شم، اَلَم‌شنگه راه ننداز.

‫بعدازظهر کجا بودی؟

‫ببخشید که دیر برگشتم.

‫موزی حتما سرش شلوغ بوده.

‫بیا، یه‌کم سوپ.

‫خودم برمی‌دارم.

‫(به "یو فِی" داره زنگ می‌زنه)

‫ژائو موزی، پریود شدی.

‫نائوکی کجاست؟

‫بعدا برمی‌گرده.

‫واسه چندروز به‌خاطر مشکل گذرنامه‌ش

‫برمی‌گرده ژاپن.

‫منتظرش می‌مونی؟

‫آره؟

‫اگه جات بودم، آره.

‫زای-زای، بابات کو؟

‫داره میاد. کُندئه، یواش میاد.

‫خودت اومدی؟

‫نه، خواهرم باهام اومد.

‫باشه، برو داخل.

‫یک، دو، سه، برو جلو.

‫یک، دو، سه، برگرد.

‫خب، بریم بعدی.

‫یک، دو، سه، برو.

‫یک، دو، سه، برگرد.

‫یک، دو، سه، برگردید.

‫حالا بریم بعدی. ‫یک، دو، سه برید.

‫یک، دو، سه برگردید.

‫لطف می‌کنید بعدا فیلم رو واسم بفرستید؟

‫البته، فقط شماره‌تون رو بهم بدید.

‫عالیه، ممنون.

‫اینم واسه من.

‫اهل شمال‌ید؟

‫اهل شاندونگ هستم. ‫

‫تابلو بود؟

‫لهجه که نداری،

‫اما خب قطعا به محلی‌ها هم نمی‌‌خوری.

‫چند وقت‌ اینجا بودی؟

‫بیش از ده‌سال‌.

‫واسه کار اومدی؟

‫اول بخاطر تحصیل اومدم.

‫بعد دیگه با دوستم یه مشروب‌فروشی باز کردیم،

‫دیگه تا الآن موندگار شدم.

‫وقتی اومدم اینجا همسنِ تو بودم.

‫فکر می‌کنی چن‌ساله‌م باشه؟

‫نزدیکایِ بیست؟

‫بیست‌ودو ساله‌مه.

‫سن فوق‌العاده‌ای‌ئه.

‫تازه فارغ‌التحصیل شدی؟

‫مشروب‌فروشی‌تون کجاست؟

‫تو جاده‌ی ورزشگاه.

‫بیا و دوستات رو هم بیار.

‫خوب می‌شه.

‫مامان‌وبابات می‌دونن سیگار می‌کشی؟

‫وقتی پارسال تابستون برگشتم،

‫دوست‌پسر مامانم، اولین سیگار رو بهم داد.

‫بفرما.

‫ممنون.

‫بابا کجاست؟

‫شانگهای برنامه داشت، ‫

‫احتمالا امشب خونه نباشه.

‫امروز خودم نیو رو از مدرسه میارم.

‫این اواخر اوضاع بین شما‌ها خوب پیش می‌ره؟

‫اِی بدَک نیست.

‫دیگه بابات سنی ازش گذشته.

‫یه‌ذره عوض شده.

‫کِی قرارئه به نیو بگید که ما خواهر ناتنی هستیم؟

‫وایسا یه‌کم بزرگتر بشه.

‫اونجوری هم نیست که نتونه چیزی رو درک کنه.

‫بعید می‌دونم.

‫می‌رم بیرون. راحت باش.

‫چقدر این توو جادار و وسیع‌ئه.

‫آره، خیلی بزرگ‌ئه.

‫اما خب هروقت بارون بباره، نگاه،

‫همه‌جا نَشت می‌کنه.

‫اونا هیچ‌وقت هشدار نمی‌دن

‫وقتی کوههای اطراف رو خراب می‌کنن.

‫موزی...

‫اوضاع‌ت با یو فِی چطور پیش می‌ره؟

‫هنوز که باهم سکس نداشتیم.

‫تا الآن؟

‫یه‌سالی‌ئه از سکس

‫خبری نیست؟

‫می‌خوای کمک‌‌ات کنم؟

‫- بی‌خیال بابا. ‫- خجالت بس‌ئه.

‫- تموم‌اش کن. ‫- راحت باش.

‫گرچه واقعا به بچه نیاز دارم.

‫قبلا درباره‌اش حرف زدم.

‫کی قرارئه بچه‌ رو بزرگ کنه؟

‫مامان‌وبابام.

‫عشق این رو دارند که نوه داشته باشن.

‫چرا همه‌اش می‌خوای با هرکی که رابطه برقرار می‌کنی بچه‌ داشته باشی؟

‫چی؟

‫- چی رو "چی"؟ ‫- با هرکی قرار می‌ذارم بچه می‌خوام؟

‫چطور می‌تونی یه همچین...

‫منظورم این‌ئه که... واای...

‫حالی‌ات هست چی داری می‌گی؟

‫آره؟

‫فقط باهاش گپ می‌‌زدم.

‫تا به‌حال فکر کردی چه حسی دارم؟

‫چه انتظاری داری؟!

‫یه ازدواجِ مصلحتی‌ئه.

‫- از آخرین‌بار که دیدمش خیلی می‌گذره. ‫- سروکله‌ی یه غریبه پیدا می‌شه و...

‫تو هم واسه یه بچه غش‌وضعف می‌‌ری.

‫می‌شه انقدر شلوغش نکنی؟

‫چه‌طوری؟

‫مامان‌وبابام 70 رو رد کردند.

‫اول باید به من می‌گفتی، نه؟

‫پس تو براش نقشه کشیدی؟

‫درحالی‌که داری برنامه‌ی قطعی‌ات رو می‌چینی،

‫ما داریم زمان و فرصت از دست می‌دیم.

‫که چی؟ 10 یا 20سال همینجوری می‌ره.

‫چرا خودت تنها زندگی نمی‌کنی؟

‫یه زن بگیر و بچه‌دار شو.

‫چرا وقت‌ات رو با من تلف می‌کنی؟

‫سال 94 بود...

‫همون‌وقت که راهنمایی بودم شروع کردم به قرار گذاشتن.

‫اولین عشقم بود.

‫با گذشتِ زمان.‌..

‫بعد که صاحب خانواده و بچه‌ شدی،

‫دیگه نمی‌تونی به این‌چیزها فکر کنی.

‫زن‌ات هم اینجا تو هانگژو ئه؟ ‫

‫بله

‫که اینطور.

‫بله؟

‫سلام!

‫شما؟

‫ژائو موزی خونه‌ست؟

‫میام تو، نیو.. بله؟

‫من همکلاسیِ دانشکده‌اش هستم، یو فِی.

‫اون الآن خونه نیست. می‌شه پیغام بذارم؟

‫نه، مهم نیست. ممنونم.

‫بسیار خب.

‫ژائو موزی، بیا اینجا.

‫(اِعلان پیامِ جدید)

‫با همچین جیغِ بنفشی شروع نکن...

‫هی رئیس، دوستم این دوروبرها می‌پِلِک‌ئه.

‫بابتش شرمنده‌ام.

‫نگران نباش، حواسم هست.

‫چه پسر بانمکی...

‫بیا پائین و بخون!

‫با اون میکروفون بخون!

‫اگه کسی رو طبقه‌پایین می‌بینید که خوش‌تون بیاد، ممکن‌ئه بشناسمش.

‫بشناسی‌اش؟! بهت می‌گم

‫واقعا بخاطر اون تیکه‌ی تودل‌برو..‌.

‫باید مرامی بهم کمک کنی!

‫99تا دوس‌دختر داره.

‫این‌دَس از دخترها مشتری ثابت‌های اون‌ند.

‫خفن، درست‌ئه؟

‫به مزخرفاتش گوش نده.

‫این‌دوتا رفیق..‌.

‫دارم می‌گم، در اصل 109تاشون.

‫درباره‌ی "دوس‌دخترها"یی که دارن حرف می‌زنن

‫واسه من یه‌جور دیگه‌ست.

‫از کجا می‌دونی منظور ما همون نیست؟

‫اگه یه دختر مثل تو واسه نوشیدن بیاد،

‫و ما دوست‌های خیلی خوبی هستیم،

‫هروقت هرکی شرایط رو واسه‌ات سخت کرد یا دست انداخت‌ات،

‫هرکی نمی‌دونم،

‫مثل دوست‌پسرت حواسم بهت هست،

‫افکار کثیفش رو تو نطفه خفه می‌کنم.

‫واسه این‌ئه که یه‌عالمه "دوست‌دختر" دارم،

‫اما خب هدف خاصی هم ندارم.

‫پس چه‌طور یکی مثل تو

‫تصمیم می‌گیره ازدواج کنه؟

‫تو واقعا می‌خوای من رو ‌کشف کنی؟

‫عروسی‌ام تو هانگژو رو پیچوندم.

The Cloud in Her Room subtitles in other languages

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left