The first 199 lines.
خوشی من
ارائـهای مشتـرک از :. TvShow .: :. TvWorld .:
کـاری از صـابـر و مـانــی S.A.B.E.R & Mani Vampire
.سرهنگ ژیستو ، گشت جادهای
.مدارک
بار کامل زدی ؟ - .بله -
بارت چیه ؟
.بخون ، همش اونجا نوشته
.اینجا برای تو آخر خطه
نمیتونی حتی حدس بزنی ؟
من چطوری باید حدس بزنم وقتی تو مبهم صحبت میکنی ؟
شنیدی سرهنگ ؟ .سرنخی نداره
...سرهنگ باهوشه ، اون میتونه حدس بزنه
.اما نمیتونه بگه
...و تو میتونی بگی
.اما نمیتونی حدس بزنی
.این خیلی غیرعادلانست
شما کی باشید ؟
چی میخواستن ؟ - .زن -
تو کی هستی ؟
فکر کنم باید قبل از اینکه
.اونا باخبر بشن که تو رفتی ، بریم
.نترس .بشین سرجات
.داری من رو میرسونی
.شاید من تو راه یه داستان برات گفتم
باشه ؟
چرا اینقدر ساکتی ؟
چی ، تو واقعاً میخوای برات داستان بگم ؟
.فکر کردم که تو همینطوری گفتی
.گیج شدی پیرمرد
یا شاید هنوز یه داستان سرهم نکردی ؟
این رو میبینی ؟
.این تمام چیزیه که باقی مونده
.سالها پیش بود
.درست بعد از اینکه جنگ تموم شد
.من یه ستوان جوون بودم
.تا برلین هم رفتم
...بعد اونجا یه سال دیگه خدمت کردم
.و میخواستم به خونه برگردم
.یادمه که یه خط آهن چند مسیره بود
...جزو قلمرو ما بود
.توی کشور ما میشه گفت
.من باید اونجا منتظر یه قطار میموندم
.مدارکتون
.مدارکتون
.ستوان ، مدارکتون
اینا وسائل شماست ؟ - .آره -
.ستوان ، بهتره که با ما بیای
مشکلی پیش اومده ؟ - .نه ، همهچیز مرتبه -
.فقط جای ما بهتره
.اگه دوست داشته باشی یه چای گرم یا چیز دیگه بخوری
.این چیزا رو بیار
.از این طرف لطفاً
دوست دخترت منتظرته ؟ - .عروسم منتظره -
اسم عروست چیه ؟
.ماریا ماریکا
.اون یه زن زیبا از روستای همسایهست
میخوای براش چیزی ببری؟
.کلی چیزای خوب توی آلمان هست
.من توی این موارد زیاد خبره نیستم
.ژنرال ما کلی وسائل رو داره میفرسته
....اونم نه اثاث ، لباسها ، نقاشیها
.مجسمه ، خودش کنده
...و من
.من فقط یه لباس برای عروسم دارم
.یه لباس خوشگل
.قرمز
اون لباس قرمز رو میپوشه و من میتونم اون رو
.از آخر روستا ببینم - .آره -
.خب ، یادگاریهات رو نشونم بده
.یالا
خب ؟ خوشت اومد ؟
.قشنگه
این چیه ؟ - این ؟ -
.این یه دوربینه
.تصمیم گرفتم که عکاسی رو بعنوان شغل انجام بدم
.مارک لیکا .چیز خوبیه
.خوبه
.اون شیطونا میدونن که چطوری این جور چیزا رو درست کنن
برای چی به این نیاز داری ؟ - .برای کندن باغچه آشپزخونه -
.جنس پارچهش عالیه
...نشونم بده
چطوری به نظر میام ؟
.بهت میاد .مثل یه آلمانی واقعی شدی
...بی شوخی
! راه باز کنید
...ستوان
.مدارکتون
...فرمانده ، مگه ما
.ستوان ، مدارکتون
هنوز گیجی ؟ - مدارکتون ؟ -
.من باید شما رو دستگیر کنم - به چه جرمی ؟ -
.مدارکتون به نظر من مشکوک به نظر میان - .شما هیچ حقی ندارید -
.دارم ، تا زمانی که هویت شما رو تایید کنیم
.باید چند هفتهای مهمون ما باشی
.ما زندون خوبی داریم
از جون من چی میخوای ؟
.ما هنوز اتاق مدارک نداریم
.وسائلت گم میشه
خب ؟
یا ترجیح میدی که پیش عروست برگردی ؟
.مدارکم
.ببریدش
.مراقب باش ، سرهنگ .کلی دزد توی این قطارها وجود داره
عروست چی ؟ دیدیش ؟
..گوش کن
اسمت چیه ؟ - .جورجی -
...میدونی
.تو یه اسم داری
.اما من اسم و هویتم رو اونجا از دست دادم
.عروسم هم همینطور
...از اونموقع
.من بدون هویت زندگی کردم
فهمیدی ؟
.بنزین نداریم - .من گازوئیل میخوام -
.گازوئیل نداریم
! پیرمرد
! پیرمرد
خیلی وقته اینجا پارک کردی ؟
چی ؟
میدونی اون بالا چه اتفاقی افتاده ؟ - فکر میکنی که استثنایی هستی ؟ -
.برو و مثل بقیه تو صف وایسا
! عجله داری عوضی
میخوای حال کنی ؟
چند سالته ؟ - .18 -
هیجده ؟
چرا مدرسه نیستی ؟ - .توی تعطیلات هستم -
.درسته ، تعطیلات
اون بالا چه اتفاقی افتاده ؟ - .یه حادثه ، اغلب همینجا اتفاق میفته -
.پلیس هنوز نرسیده
.میبینم
.هی ، حقهباز ، بیا اینجا - .این دختر با منه -
.آروم باش زبل خان
.چیز فانتزی نیست - یعنی چی ؟ -
.فقط چیزای کلاسیکه ، چیز بدی نیست
.فهمیدم
میخوای یه چیزی بخوری ؟
بخورم ؟ - بخوری -
.قهوه و ساندویچ
.خیلی خب
.یه مدت طول میکشه
.یه کامیون چپ کرده .هنوز دارن تلاش میکنن
راه دیگهای این اطراف هست ؟
.یه راه خاکی هست ، اما طولانیه
.و راهش هم خرابه
منظورت باتلاق و ایناست ؟
.نه ، باتلاقا که چند مدت پیش خشک شدن .مادربزرگ میگفت که نفرین شدن
.و اینجا نفرین نشده
.نمیدونم
دوست دختراتن ؟
.اینجا هیچ دوستی وجود نداره
میتونم سیگار بشم ؟ - .آره -
با مادربزرگت زندگی میکنی ؟ - .مادربزرگم مدتها پیش فوت کرد -
تنها زندگی میکنی ؟
داری سعی میکنی که خودت رو دعوت کنی ؟ - .نه فقط دارم میپرسم -
.با مادرم زندگی میکنم
مامانت چیکار میکنه ؟ - .هیچی -
منظورت چیه هیچی ؟ - .منظورم هیچیه -
میخوای به حرف زدن ادامه بدیم یا حرکت کنیم ؟
.یا جایی هست که میتونیم بریم
.جنگل پر از کاندومه بهرحال ، یکی داری یا
یکی بهت بدم ؟
میخوای قهوه بیشتری بخوری ؟
.پس بهم نشون بده که کجا بریم
.شانس تازهکارا .و اون یارو خوب به نظر میاد
.میدونی ، من دیروز ترسیدم
...اون اول داشت ماشینش رو تعمیر میکرد
... و بعد اومد بالای سر من .همهجاش پر از گازوئیل بود
...من بهش گفتم برو و خودت رو تمیز کن ، اما اون گفت
.که وقت نداره و الانشم دیرش شده
.بعد از اون من باید از شر گازوئیلها خلاص میشدم
.میدونی که از اون پارچههای الکلی
.چیز خوبین .باید بیشتر بخرم
.من همشون رو روی اون لعنتی حروم کردم
اسمش چیه ؟ - اسم کی ؟ -
.دختر جدیده - .نمیدونم -
سلام دخترا ، چطورید ؟ - .دونفر برات کافیه -
.باید اونجا بپیچی
.هی از پیچ رد کردی
داری سعی میکنی که بپیچونی ؟
این روستای شماست ؟ - .آره اما شهره -
.گوش کن ، من مردا رو خونه نمیارم .بهرحال توی جنگل بهتره
.پرندهها اونجا آواز میخونن
اون رفته ؟ - آره ، اون کیه ؟ -
.عمو کولیا ، ازش میترسم
مشکلی نیست اگه اینطوری بشینم ؟ - .نه -
کجا میتونم یه مغازه پیدا کنم ؟ - .همینطور مستقیم برو -
.پیش میدون یه مغازست
.اینجا بپیچ
.یه کم غذا بخر
میخواد ودکا بگیرم ؟ - .غذا بخر ، برو خونه و به مامانت غذا بده -
احمقی چیزی هستی ؟ یا آدم نجیبی هستی ؟
تصمیم گرفتی که من رو بچرخونی ؟ برام دلسوزی کنی ؟
! چقدر مهربون شاید بتونی من رو حمایت کنی ؟
! خودت رو ببین .من قبلاً مردایی مثل تو دیدم
شاید تو فردا باز بیای و بهم باز پول بدی ؟
! لعنت به پولت
! من خودم پول در میارم ، با این
.من به ترحم یا کمک تو نیازی ندارم
No comments yet. Be the first to leave one.