Berlin Station

Berlin Station

Download Farsi Persian Subtitle

Season 2

Release info

Berlin Station S02E03 CentaurSub iSubtitle ir
Berlin Station S02E03 XviD AFG
Berlin Station S02E03 480p x264 mSD
Berlin Station S02E03 720p WEBRip 2CH x265 HEVC PSA
Berlin Station S02E03 WEB H264 TBS
Berlin Station S02E03 720p WEB H264 TBS
Berlin Station S02E03 1080p WEB H264 TBS
A Commentary by mohammadreza1369
▶️⏩ارائه ای از سنتور ساب و آی سابتایتل - مترجمین: مرتز ، محمدرضا⏪◀️

Tags

webrip
web
720p
720
BRip
x265
HEVC
2CH
1080
Published on: 2019-04-18
Downloads: 25
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

‫پایگاه برلین

‫این کاملا یک خط بود ‫تو به من کمک کردی اینجا

‫قبلا اینارو نشنیدی؟

‫نه ‫، تحت این شرایط

‫فکر کردم راه مستقیم بهترین ه.

‫، خب، رک و راست ‫نشون میده

‫. بدون اطلاع قبلی جلوی در خونه ام

‫. ببخشید، نمی‌خواستم بترسونمت

‫اوه، من به این راحتی‌ها نمی‌ترسم

‫نه؟

‫هی ‫زیاد وقت ندارم.

‫اره ‫و من به این آی آر لینک ها اعتماد ندارم

‫پس مختصر و مفید بگو. ‫من تو اسپانیام

‫اسپانیا چه غلطی می‌کنی؟

‫داستانش طولانیه.. گوش کن

‫اتو سفارش داد.

‫اون ۱۲۰ کیلو سمتکس میخواد

‫. هی. همین الان از "دنیل" شنیدم

‫خو به؟ بد؟ ‫هر دو

‫پیشنهاد نیست اما ‫میشه به عنوان پیشنهاد دیدش

‫بازش کن

‫اون چیزی که تو خونه ‫خانوم گرهارت جاساز کردی

‫همچین کاری نکردم ‫... فکر می‌کردم می خوای اون برگرده

‫. اموال " سی. آی. ای " و همه چی

‫اممریچ "میدونه که من" سی. آی. ای "هستم"

‫پس اگه پوششت لو رفته باشه ‫بقیه ما چی؟

‫که ما اونها رو هدف قرار دادیم؟ ‫پی.اف.دی فهمید؟

‫اممریچ کاراشو انجام داده ‫منابع ریادی داره

‫چطور پی.اف.دی.رو بشناسیم ‫که ضربه نمیزنه

‫تا بفهمیم داریم چی کار می‌کنیم؟

‫. فکر کنم باید از پسش بر بیایم

‫بیاید ببینیم خودشو به عنوان ‫یک عامل معرفی میکنه

‫پس این پیشنهاد چیه؟

‫. کاترینا گرهارت اسرار زیادی داره

‫نمیتونیم اینجوری ‫افشا کنیمشون

‫ما؟

‫. فکر می‌کردم چاره دیگه ای ندارم

‫بعدش تو اون عکس رفتی

‫. و میدونستم که شانسم رو پیدا کردم

‫شانسی برای چی؟

‫برای تمیز کردن حزبم ‫از عناصر ناراحت کننده اش

‫عناصر دیگه ‫علاوه بر کاترینا گرهارد

‫بله، خب ... اتو گانز.

‫اگه تیمت برای متوقف کردنشون اینجان

‫امیدوار باشم که موفق بشم ‫پس ما یک هدف مشترک داریم.

‫ما داریم سعی می‌کنیم گرهارد رو به گانز ربط بدیم ‫درسته؟

‫و جوزف اساسا ‫همه چیز را تایید کرد.

‫و بعدش میریم سراغ تماس ‫تلفنی امروز صبح دنیل

‫از اسپانیا با دستور گانز. ‫دقیقا

‫و این زمان‌بندی برای تو مشکوک نیست؟

‫. بستگی داره چجوری بهش نگاه کنی

‫. اینو به عنوان تایید می‌بینم

‫چرا باید بهت اعتماد کنم؟

‫. منم میتونم همین سوال رو ازت بپرسم

‫سازمان تو دقیقا مشخص نیست که

‫به خاطر این صفات قابل اعتماده.

‫اما فکر کنم اگه با هم‌کار کنیم

‫ما یک تیم عالی خواهیم ساخت.

‫... یا این چیزیه که ‫تو دوست داری من فکر کنم.

‫اگه می‌خواستم جلوتو بگیرم والری

‫چرا باید تو رو به مهمونی ‫امشب دعوت کنم

‫در مرکز فرماندهی مرکزی بعد از مناظره؟

‫تو هم میای؟

‫به هر حال ‫من تو رو به لیست مهمونا اضافه می‌کنم

‫. انتخاب با خودته

‫باعث افتخاره.

‫پایان روز... ‫امروز، در اصل ...

‫باید تصمیم بگیریم

‫من با اون به این رویداد برم ‫یا نه؟

‫. اگه اون تو رو از بین ببره والری، کارمون تمومه

‫خوب، بله، اما اگر او به ما کمک کنه ‫برای از بین بردنه گرهارد و گانز

‫پس کارشون تموم شد.

‫. من میگم کت و شلوار بپوش

‫من مودبانه مخالفت کردم ‫فهمیدم

‫یه لحظه بیا اینجا، باشه؟

‫رابرت، خواهش می‌کنم یک لحظه به ما فرصت بده.

‫. صددرصد

‫هی ‫هی

‫اینو پر کن، لطفا

‫هر چیز کوچکی که میتونی ‫در مورد جوزف امریک پیدا کنیی

‫باشه

‫متشکرم، آوریل. ‫متشکرم.

‫به نظر میرسه که تو یه مهره از امریک داری

‫. فکر کنم دارم

‫در این صورت، آژانس باید ترتیب

‫هرچی که امشب لازم داری رو بده …

‫با پول اونا؟ این اولین باره.

‫برای اینکه کاملا واضح باشه ‫ما هر دو گروه شریک رو تله

‫تله میدونیم

‫بله، برعکس و جلو.

‫و تو پرونده منو خوندی ‫پس تو اینو می دونی

‫... علی‌رغم سیاست سازمانی ‫من تجربه دارم

‫این جاییه که ما ناخوشایند هستیم ‫داستان جنگ تجاری

‫. جایی هست که من میگم به قضاوتت اعتماد دارم

‫متشکرم. ممنونم ازت

‫من اینو رد میکنم.... من فقط

‫خودم درستش می‌کنم ‫اگه اشکالی نداره.

‫هر جور مایلی

‫اوه

‫فکر می‌کنم این فکر بدی نباشه

‫که از اپریل برای پشتیبانی ‫استفاده کنیم

‫بله، کاملا.

‫اونو سریع اماده میکنیم ‫حتما

‫بنابراین فقط کابین تب بود ‫که شما را از درب خارج کرد

‫یا به پیشنهاد من فکر کردی؟

‫نه، کردم. آره

‫... نه اینکه بفهمم

‫چی در بر خواهد داشت

‫پس بیا این بحثا رو کنار بذاریم ‫منم امیدوار بودم همین اتفاق بیفته

‫امشب تو دفتر فرماندهی

‫پی اف دی یه مراسمی هست

‫جشن بعد از مناظره برای گرد هم آوردن

‫نیرو ها قبل از روز انتخابات

‫با کلی پشتیبانی از طرف بقیه کشور ها

‫لگا نورد ایتایلا، ‫نشنال فرانت فرانسه

‫حزب مردم دانمارک.

‫. اوه، به نظر میاد یه بشکه خنده باشه

‫اوه

‫. خب، من … من دوست دارم که تو بری

‫من؟ با تو؟

‫. نه، من یه قرار قبلی دارم

‫به علاوه اینکه من اونجا دیده بودم

‫... خیلی به انتخابات نزدیک شدم، اون

‫ممکنه به نظر برسه

‫با نیک فیشر آشنایی داری؟

‫رئیس پایگاه اسلو

‫فقط به اسم.

‫من از این حقیقت که ‫که به احتمال زیاد باید اونجا باشه

‫اما بنا به دلایلی ‫درخواست اجازه خارج از کشور

‫. به خاطر این سفر برلینه، همونطور که رسمه

‫این بین شما و بی بیه.

‫این قلمروی اونه. ‫خب، استیون

‫برای درست کردن این یکی از قلمرو مناسب هستم.

‫چرا؟

‫دلایل خودم رو دارم که این روز ها

‫به تیم ضربت قبلیتون اعتماد نکنم

‫و این دلایل چین؟ ‫غریزه دارم

‫ریچارد ‫برخورد شخصی با رابرت کرچ

‫بهانه‌ای برای گرفتن قدرت نیست.

‫آخرین بار که به یاد دارم، سفیر کسیه

‫با قدرت نهایی.

‫و اگر فیشر از طرف من ‫چیزی گیر بیاره

‫میخوام بدونم چیه

‫خیلی خوب

‫نروژ انتخابات داره

‫شاید اون.... ‫اون اینجاست برای فضولی

‫اینا همه حدس و گمانه تا وقتی که بفهمیم.

‫چشم و گوش روی فیشر.

‫همین؟ ‫به نظر آسون نمیاد.

‫میگن که ، زیاد زرنگ نیست

‫بی بی استر

‫چی؟ چرا ضروری بود؟

‫دارایی من همین الان پرواز کرد ‫به اسپانیا با اتو گانز

‫تا سفارش سمتکس بگیره

‫ما هم همون تماس رو از دنیل داشتیم

‫عالی، ‫بنابراین همه چیز اساسا در مسیره

‫اندرو کولیر کیه؟

‫ببخشید؟ ‫اندرو کولیر

‫همون دلال اسلحه که ‫دنیل رفته پیشش

‫. نمی دونم ،رابرت؟ ‫نه

‫اگه این یه عملیات مشترکه

‫هیچ چیز عجیبی نباید باشه ‫که من ازش باخبر نباشم

‫دنیل باید رو کارش فکر کنه

‫ما حتی فرصتی نداشتیم ‫برای امضا کردن

‫. امیدوارم این به این معنی باشه که بهم اطمینان بدی

‫چیزی که تورو مطمئنی میکنه ‫استر، اینه که

‫با تشکر از ما تو الان خیلی نزدیک‌تر از اونی هستی که

‫برای متوقف کردن اتو گانز ‫دوهفته پیش بودی

‫بنابراین ... قابلی نداره

‫امیدوارم در این مورد حق با شما باشد.

‫مادر مقدس لعنتی خدا

‫چیه، کولیر رو می‌شناسی؟

‫من مردی رو می‌شناسم که ‫پشت این اسم مستعار هست

‫هکتور د جین لعنتی

‫د جین؟ ‫فکر می‌کردم د جین به تپه ها فرار کرده

‫... بعد از شیرین‌کاری کوچیک تو عربستان

‫حداقل چیزی که خوندمه

‫تو گزارش پایگاه برلین...اما

‫منظورم اینه که اگه کار انجام بشه ‫تا پایان روز

‫اهمیتی داره که د جینه؟

‫. آره، در واقع همینطوره

‫یه چیزایی در مورد هکتور هست ‫که تو نمیدونی

‫مثلا چی ؟ ‫مثل همیشه مهم نیست، باشه؟

‫ببخشید … اهمیت نداره؟ ‫جدی میگی؟

‫این یه دستوره؟ ‫باشه گوش کن

‫هر کاری که لازمه انجام میدی ‫تا کار رو انجام بدم

‫اینطوری نیست که ما اینجا کار می‌کنیم.

‫شخصا دوست دارم یه تفاوتی بین

‫بی خانمان و بی همه چیز بذارم

‫اینکه چطور اینجا کار میکنیم

‫وظیفه ی منه، نه تو.

‫اوه بی بی بیخیال

‫لعنت

‫تو میگی امریک

‫من میگم یه معما

‫نویسنده مشتاق تبدیل به سیاستمدار شد؟

‫لیبرال سابق، در حال حاضر فوق محافظه کاره

‫و به کلیسا میره، ‫ولی موضوع پایان نامه اش نیچه بوده

‫عجیبه

‫. اوه، من عجیب‌تر از این دیدم چیز دیگه ای هست؟

More Farsi Persian subtitles for Berlin Station

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left