The first 200 lines.
=افسانه شیائو چو=
=قسمت دوم=
یان یان
هان ده رانگ بهت
چی گفت؟
بهم گفت
اگه کسی چیزی پرسید
فقط بگو
بخاطر پول اسب اومده اینجا
گفت اینجوری هم به نفعه منه
هم خانوادم
چیز دیگه ای نگفت؟
نه
راستی پدر
همین الان به کوه شیانگ گو اشاره کردی
چه اتفاقی توی
کوه شیانگ گو افتاده؟
درمورد چیزایی که بهت ربطی نداره
سوال نپرس
اگه نخواین بهم بگین
پس اون وقت خودم باید حدس بزنم چیشده
یا باید درمورد
اصل و نصب من باشه
یا
درمورد مادرم
بهت گفته بودم
حدسای بیخودی نزنی
چیشده یان یان؟
دوباره برعلیه پدر شدی؟
اگه نمیخوای درمورد
کوه شیانگ گو بپرسم
خب نمیپرسم
یه چیز دیگه
بازی تیراندازی با کمان داره شروع میشه
منم باید توش باشم
اگه اینطوری رفتار کنی
بجز اینجا نمیتونی هیچ جایی دومم بیاری
هیچ جا نمیری
باشه باشه
کافیه - ببرینش بیرون -
پدر ازت عصبانیه
برام مهم نیست پدر - بریم -
بریم - تو قول دادی -
گفتی منو میبری
همه چی رو بهم قول دادی
پدر
پدر
لطفا از یان یان عصبانی نباشین
میشه یکم چای بیاری؟
بله بانوی جوان
پس
پادشاه مینگ یی اون رو فرستاده بود
تا شما رو باخبر کنه
نظرتون راجع به این چیه؟
من هوای مردمم رو دارم
اگه ما قیام کنیم مرگ و زندگی خودمون هم تحت شعاع قرار میگیره
تصمیم گیری برام سخته
اعلی حضرت ممکنه یکم مشکوک بشه
اگه خانواده ما
با امپراطوری تای زو ارتباط برقرار کنه
حتی کوچیک ترین اشتباه
ممکنه
باعث نابودی خانوادمون بشه
آره
از وقتی صدراعظم شدم
میدونستم از این لحظه به بعد
این زندگی همش
قرار نیست بر وقف مرادم باشه
درمقابل خانواده لیائو
خانواده شیائو واقعا هیچه
هونیان
تو از وقتی بچه بودی هان ده رانگ رو میشناسی
یه فرصت پیداکن تا آویز یشم رو بهش بدی
و بهش بفهمون
میخوام صاحبش رو
ملاقات کنم
باشه
الان دیگه شروع میشه
شنیدم
برادر دالین از گروه ما
کانگ ژیمو از رن هوانگ وانگ
یه لو شیوگه از ژونگ فو
شی یین از لونگ فو
و برادر اعلی حضرت
پادشاه دیلی
همشون این دفعه وارد مرحله نهایی شدن
و
مولوگو
که یان یان مسخره ش میکرد
میبینم که
باید امروز خیلی تلاش کنه
که یان یان
یه جور دیگه بهش نگاه کنه
فقط داره وقتش رو هدر میده
باید بذاره من
رقابت کنم
اگه اینجا بود
عالی میشد
چی واسه خودت پچ پچ میکنی؟
اون کیه؟
پرسیدن نداره که
حتما
یکی از زیردستای امپراطور تای زو هست
ما از خانواده ملکه هستیم
خواه ناخواه با خانواده سلطنتی ازدواج میکنیم
اون یکی..اون
اون، هان
هان ده رانگ نیست؟
ازش انتظار نداشتم تا اینجا دووم بیاره
فرقی نمیکنه به هرحال یه دروغگوعه
دروغگو نیست
پولش رو بهم برگردونده
و
بهم
ابربرفی داده
حالا چرا داری ازش
دفاع میکنی؟
شیائو یان یان
ازش که خوشت نمیاد ها؟
چرت و پرت نگو
بس کنین بس کنین
خواهر نگاش کن
من هرچی دلم بخواد میگم
برادر دالین
تو هم اینجایی
اومدی اینجا بهم روحیه بدی؟
برادر دالین
باید حتما عنوان
فرمانده رو برای قبیله مون کسب کنی
حتما
بردنم رو تماشا کن
مگه رقیب هات
سرسخت نیستن؟
یکیشون
شیوگه از ژونگ فو
کارش با تیرکمان و اسب خوبه
رقیب قدری هست
و هان ده رانگ
وقتی بچه بودیم
باهم میگشتیم
ولی الان درموردش نمیدونم
چندسال اخیر رو توی یوژو بوده
فکرمیکنم پیشرفت کرده باشه
ممکنه حتی از
شیوگه هم قوی تر باشه
باید برم
منتظر خبرای خوب باش
انگار واقعا خوبه
به چی داری نگاه میکنی؟
هیچی
مولوگو
کجاست؟
شنیدم امروز صبح مینگ گی دوباره غش کرده
درسته
براش یه قرارملاقات گذاشتم
میخوای.. - که اینطور -
امروز بخاطر شرایطش
میتونه خونه بمونه
بعد از بازی
میرم ملاقاتش
کی توی نهایی شرکت میکنه؟
شی یین؟
برادر
نگران خانواده لی هو نباش
عموی دربار داره پیر میشه
این یی شین
بجز یه بازنده
هیچی نیست
اینقدرم راحت ازش نگذر
نگرانی نداره
حواسم بهشون هست
ببین خواهر
اون پادشاه شی ییان
عموی امپراطور نیست؟
خیلی شجاعه
آره
معلومه که هست
من میگم شاید
برادر دالین اشتباه میکنه
شاید برنده
پادشاه شی ییان باشه
یان یان کجاست؟
نمیدونم
باشه
چرا حواست بهش نبود؟
من؟ من
چطوری حواسم بهش باشه؟
نرفت دنبال مولوگو؟
بازی دیگه داره شروع میشه
کجا مونده؟
شروع شد
داره میاد
جذبه ش رو ببین
اونجا رو ببین
آره
این هفت شاخه بید
نماینده شما هفت نفر هستن
هر شرکت کننده
باید شاخه رنگ لباسش رو
هدف قرار بگیره
No comments yet. Be the first to leave one.