The first 200 lines.
در اسرار آميز
آخرين قسمت
تو بايد
از تخت کناره گيري کني
نمي تونم
نميدوني
همه ي مردم تو رو خائن مي دونن؟
اين تهمته
پس چرا
يه ارتش از شورشي ها ساختي؟
من اين کارو نکردم
با اين حال
فرقي نميکنه
همين که اون آکادمي رو درست کردي
و به اون آدماي بي ارزش قول دادي
جايگاه بهتري بهشون ميدي
ارزش خودت رو به عنوان وليعهد
از دست ميدي
هر چند
براي اين کار خائن شناخته نميشي
چون اگه باشي
نمي توني تاج و تخت رو
به پسرت سان به ارث برسوني
خوب گوش کن
ببين چي ميگم
تنها جرم تو تأسيس يه آکادمي براي مردم عادي بوده
تو مسئوليت اين کارو مي پذيري و
استعفا ميدي
و داوطلبانه وليعهد بودن رو ترک ميکني
تمام جرائم ديگه
توسط نا چول جو صورت گرفته
اون ارتش شورشي درست کرده
و دانشجوهاي آکادمي رو تبديل به شورشي کرده
همه اش کار نا چول جو ه
نمي تونم اينکارو بکنم پدر
خوب فکر کن
...اين تنها راه
براي حمايت از
پسرت سانه
و حتي براي نجات زندگي خودت
معني اين چيه؟
يعني وقتي مردي ميخواد يه کاري بکنه
مقام بالاتر اول اون تصميم ميگيره آيا کارش درسته يا نه
و يه فرد دست پايين اول بررسي ميکنه که آيا کارش سود داره يا نه
درسته
بعدي رو بخون
وليعهد
نبايد به عنوان خائن معرفي بشه
وگرنه پسرش هم ميشه خائن
اينطور فکر نمي کنيد؟
بايد به اين کار رسيدگي کنم
بايد وليعهد رو راضي کنين خودش استعفا بده
اما عاليجناب
جوابمو نده فقط دستورم رو اجرا کن
اين تنها راهه
که همه بتونيم زنده بمونيم
از وليعهد بودن استفا بده
اين تنها راه براي حمايت از پسرت سانه
و حتي نجات زندگي خودت
اين تنها راهه
استعفا؟
اگه در اين شرايط تقاضاي استعفا بکنيد
من بايد چکار بکنم؟
واقعاً نمي دونيد
به چي فکر ميکنم؟
ميدونم عاليجناب
ميدونم شما تصميم گرفتيد پسرتون رو کنار بگذاريد
ميدونم به عنوان شاه چرا چنين تصميمي گرفتيد
فکر ميکنم ميدونم عاليجناب
هر چند
که در مرکز فکر اينه که پسري نتونسته
از دستورات پدرش اطاعت کنه
اينم درک ميکنم
به خاطر همين خيلي مطمئن نيستم
که بايد چکار کنم
سعي نکن فرار کني
من 20 ساله که افسر دولتي هستم
بيشتر وقتم رو
صرف خدمت به عاليجناب کردم
بهخ اطر همين نمي تونم
دستور شما رو براي
کنار گذاشتم رئيسم بپذيرم
عاليجناب
لطفاً
سالم و قوي باشيد
چه احمقي
حالا ميخواين چکار کنين عاليجناب؟
خودم انجامش ميدم
از اول تا آخر
بايد با دستاي خودم
اين کارو بکنم
اول از همه
مراقب افراد مهمي که همراه
وليعهد هستند باش
پدر
چرا به شهر برگشتيد؟
اينجا خطرناکه
ميدونم
به خاطر همين برگشتم
مجرم مين وو ساب ما اومديم تو رو دستگير کنيم
مجرم؟
چه جرمي انجام داده؟
اون دو سال با خائنين ارتباط داشته
خائن؟
دستگيرش کنين
دارين چکار مي کنين؟
ولم کنين
پدر
پدر
جو جه هو جانگ وو کي
بيا بيرون
.:.:(maryamagh)ترجمه و زيرنويس: مريم:.:.
وزير جو جه هو و ايناچ سانگ
تبعيد شدن؟
مين وو ساب هم دستگير شد
اونم به دليل ارتباط مخفي با خائنين
دارين کجا ميرين؟
برو کنار
اگه برني چه کاري از دستتون بر مياد؟
ميخواين اونام به دليل
خدمت نادرست به وليعهد عذاب بکشن؟
برو استعفا بده
تا جايي که ميتوني
تقصير رو گردن ديگران بنداز
و يه کاري کن اين قضيه با استعفاي تو ختم بشه
اگه تصميم بگيري
من ازت حميات ميکنم
حتي اگه ازم بخواي تقصير رو گردن بگيرم
و کسي باشم که بقيه س عمرش رو در تبعيد
مي گذرونه
و فقط ميتونه
چشمش رو باز نگه داره و
آسمون رو نگاه کنه
اگه زندگي اينطوري به عنوان گناه کار سرنوشت توئه
من با خوشحالي تحمل ميکنم
همراه تو
فقط
بدون بچه مون
پسرمون سان
نبايد به خطر بيفته
پرنسس
من مي تونم
از رؤياهام چشم پوشي کنم
از اينکه بخوام مادر اين مردم باشم
و اينکه همسر شاه باشم
اينکار مي تونم
اما
رؤياي من
براي مادر شاه آينده بودن رو
ازم نگير
اگه تو
اگه ازم بخواي اين کارو ميکنم
ديگه نمي بخشمت
هنوز هيچ پيامي
از وليعهد دريافت نکرديد؟
نه عاليجناب
پس مجبورم روند
خلع اونو به زور انجام بدم
خلع وليعهد
نه عاليجناب
اينجا چه خبره؟
کي اين خائن رو به قصر راه داده؟
لطفاً عاليجناب
نبايد پسر منو بکشين و
وليعهد رو کنار بذارين
تو
خودت توي اين دوسال مسئول اون آکادمي
بودي؟
بله عاليجناب
...پس
پس اگه قراره کسي به خاطر اين کار بميره
بذاريد من باشم
زندگي منو بگيريد و
اجازه بديد
زندگي پسرم رو نجات بدم عاليجناب
برو
عاليجناب
برو زنديگيتو بکن
عاليجناب
من تو رو زندان نمي فرستم
پس زندگي کن
با بار گناه اينکه
بچه ات رو خوب بزرگ نکردي
ميخوام با اين فکر زندگي کني
باهاش زندگي کن
نه عاليجناب
ايناچ سانگ
منتظر چي هستي؟
زود از اينجا بيرونش کن
نه عاليجناب
- ببرش بيرون - عاليجناب
زندگيپسرم رو ببخشيد
و به جاش منو بکشيد عاليجناب
زندگي پسرم رو ببخشيد عاليجناب
عاليجناب
عاليجناب
عاليجناب
مين بک سانگ
قصد خود کشي کرده
گرچه به من گفتيد با
No comments yet. Be the first to leave one.