Release info

Special Laws of Romance-E04(@Mehdi Rain)
A Commentary by Mehdi_Rain
➤➤➤Translator : Mehdi_Rain ➨ ➨ ➨ Telegram : @Mehdi_Rain

Tags

HD
Published on: 2018-08-09
Downloads: 5
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 109 lines.

‫ کیم مین کیو در نقش جونگ ایی چان

‫ پارک چو رونگ در نقش سو جی هه

‫ هان سانگ هیوک در نقش کانگ سه وونگ

‫ ریو جین در نقش لی دونگ هون

‫ قوانین ویژه عاشقانه

‫ قسمت چهارم ‫ ،قانونِ با دست پس زدن و با پا پیش کشیدن ‫عقلانیت و خونگرمی

‫اما... ‫ما قبلا جایی همدیگه رو ندیدیم؟

‫تو وکیلی؟

‫یا اهل کلوب رفتنی؟

‫بهت نمیخوره تو هونگده وقت بگذرونی... ‫پس ایته وون میری؟

‫آه، درسته! ‫تو سو جی هه از دبیرستان جین هونگی؟

‫آره، منو میشناسی؟ ‫از کجا میشناسیش؟

‫ما اول دبیرستان با هم تو یه کلاس بودیم ‫من کانگ سه وونگم

‫کانگ سه وونگ؟

‫آها، سه او کانگ؟ ‫ سه او کانگ = کراکر میگو

‫این اسم مستعار مال قدیما بود!

‫حالت خوبه؟

‫چی؟ کراکر میگو؟ ‫خنده داره

‫من قدیما بخاطر کانگم( شجاعتم) خیلی معروف بودم

‫میگو ( سه او) کانگ و سه او کانگ

‫خیلی عوض شدی

‫خیلی پیشرفت کردم، نه؟ ‫به لطف قاضی ـمونه

‫آها... ‫قاضی؟

‫کارمند معمولی دولت، ها؟

‫قاضی که چیز خاصی نیس ‫همشون مثل همدیگه ان

‫مثل همدیگه ان؟

‫من برای دو تا قاضی کار میکنم ‫و خیلی عذاب میکشم

‫اگه بدونی چه حسی دارم...

‫دیروقته ‫زود باش برو سه او کانگ!

‫باشه، برسونش خونه ‫پس تو چی؟

‫منم میرم ‫اول ولم کن

‫میخوای چیکار کنی؟ ‫خدافظ، جی هه

‫اون میخواد منو ول کنه ‫تا تو رو برسونه خونه

‫بعدا می بینمت! ‫وایسا!

‫هوس کُتک کرده

‫حالا بریم؟

‫کی اونجاس؟

‫پرونده 2460-2017

‫محاکمه پرونده سرقت زنجیره ایِ ‫متهم کیم هومین رو شروع می کنیم

‫از اعضای هیئت منصفه میخوام ‫به این عوامل توجه ای ویژه ای داشته باشن

‫و با دقت به حرف های دادستان، وکیل ‫و متهم گوش بدن

‫دادستان، لطفا ادامه بدید

‫جناب قاضی و اعضای هيئت منصفه

‫متهم شخصا به جرمش اعتراف کرده

‫که ساعات اولیه صبح، قفل رو شکسته، ‫وارد انبار شده و سرقت کرده

‫این جرم از قبل برنامه ریزی شده

‫متهم ادعا میکنه هیچ چاره ای نداشته

‫اما همیشه همه مُجرما این حرفو میزنن

‫گفته شده که کالاهای انبار، مُدام ناپدید میشده

‫اگه متهم اینکارو نکرده پس کارِ کی بوده؟

‫همچین مُجرمایی باید از جامعه جدا بشن

‫پرونده سرقت متهم، شامل ورود غیرمجازه ‫که مجازات سنگینی رو می طلبه

‫درخواست میکنم حداکثر مجازات رو اعمال کنید ‫و به 5 سال زندان محکومش کنید

‫آخرين استدلال دادستان رو شنیدین؟

‫پس بیاین آخرین دفاعیه وکیل رو بشنویم

‫لطفا بفرمایید

‫جناب قاضی و اعضای محترم هیئت منصفه،

‫متهم وقتی از پنج سال پیش، از زندان آزاد شد ‫به عنوان مامور تحویل، زندگی صادقانه ای داشته

‫بعدش با یه زن آشنا میشه ‫و با هم شروع به زندگی میکنن

‫با اینکه نمیتونستن يه عروسی درست و حسابی بگیرن ‫اما همسرش باردار شد

‫وقتی بچه ـشون به دنیا میاد ‫همسرش بعد از مدت کوتاهی ترکش میکنه

‫متهم تنهایی بچه رو بزرگ میکنه ‫و پاش صدمه می بینه

‫همچنین از کار اخراج میشه

‫فکرشو کنید چقدر زندگی سختی داشته

‫اون تمام تلاششو میکرده که بچه ـشو بزرگ کنه ‫اما به جایی رسید که

‫هیچ چاره ای بجز دزدیدن پوشک بچه ‫و شیر خشک نداشته

‫متهم اصلا جرمش رو انکار نمیکنه

‫فقط میگه که تو این پنج سال ‫این اولین جرمیه که مرتکب شده

‫اون هرگز سرقت زنجیره ای انجام نداده

‫کالاهایی هم که از انباری ناپدید شدن ‫توسط متهم دزدیده نشده

‫لطفا درک کنید احساس پدری رو که ‫برای بقای فرزندش

‫چاره ای بجز انتخاب مسیر اشتباه نداشته

‫لطفا موقع صدور حکم ‫این مسئله رو در نظر بگیرید

‫20 دقیقه اعلام تنفس میکنم

@Mehdi_Rain : کانال تلگرام

‫ نودلی که درست کردی بهترینه، بابا

‫ کی میای؟ دلم برات تنگ شده ‫فسقلی

‫باشه

‫دوباره دارین به عکس دخترتون نگاه میکنین؟

‫خوشگله، نه؟

‫وای، خیلی بزرگ شده ‫دیگه برای خودش خانومی شده

‫میدونم

‫با اینکه نگران زیاد شدن وزنشه ‫اما خیلی غذا میخوره

‫فقط با نگاه کردن به عکسش ‫احساس سیری بهم دست میده

‫درسته، درک میکنم

‫مگه پدر مادری هم پیدا میشه که ‫بچه ـشون گرسنه باشه و دیوونه نشن؟

‫تصورشم وحشتناکه ‫به نظرم همچین پدر مادری وجود نداره

‫درسته

‫اوه، الان محاکمه دارم. دیگه باید برم ‫باشه. موفق باشی

‫حالا باید برم داخل

‫متهم

‫ما بررسی پرونده رو تموم کردیم

‫و داریم به پایان محاکمه نزدیک میشیم

‫اگه بازم حرفی برای گفتن دارید ‫لطفا بفرمایید

‫بزرگترین نگرانیِ من... بچه ـمه

‫درسته وقتی جوون بودم، دزدی کردم

‫اما از وقتی بچه ـم به دنیا اومد، ‫صادقانه زندگی کردم

‫به عنوان مامور تحویل ‫کارم خیلی سخت و خسته کننده بود

‫اما بازم بخاطر بچه ـم تمام تلاشمو کردم

‫وقتی به بچگیم فکر میکردم

‫نمیخواستم بچه ـم مثل خودم گرسنگی بکشه

‫دوران کودکیم خیلی سختی کشیدم ‫و بدون پدر مادر بزرگ شدم

‫واسه همین نمیخواستم ‫بچه ـم اون سختی ها رو تجربه کنه

‫من پدری نیستم که بتونم به بچه ـم چیز زیادی بدم

‫اما حداقل...

‫نمیخواستم بچه ـم گشنگی بکشه

‫اما از بدشانسیم... ‫یه تصادف برام اتفاق افتاد

‫و هیچ چاره ای بجز دزدی نداشتم

‫بخاطر تصمیم اشتباهم و گذشته ـم، ‫با یه اتهام ناعادلانه روبرو شدم

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left