The first 109 lines.
کیم مین کیو در نقش جونگ ایی چان
پارک چو رونگ در نقش سو جی هه
هان سانگ هیوک در نقش کانگ سه وونگ
ریو جین در نقش لی دونگ هون
قوانین ویژه عاشقانه
قسمت چهارم ،قانونِ با دست پس زدن و با پا پیش کشیدن عقلانیت و خونگرمی
اما... ما قبلا جایی همدیگه رو ندیدیم؟
تو وکیلی؟
یا اهل کلوب رفتنی؟
بهت نمیخوره تو هونگده وقت بگذرونی... پس ایته وون میری؟
آه، درسته! تو سو جی هه از دبیرستان جین هونگی؟
آره، منو میشناسی؟ از کجا میشناسیش؟
ما اول دبیرستان با هم تو یه کلاس بودیم من کانگ سه وونگم
کانگ سه وونگ؟
آها، سه او کانگ؟ سه او کانگ = کراکر میگو
این اسم مستعار مال قدیما بود!
حالت خوبه؟
چی؟ کراکر میگو؟ خنده داره
من قدیما بخاطر کانگم( شجاعتم) خیلی معروف بودم
میگو ( سه او) کانگ و سه او کانگ
خیلی عوض شدی
خیلی پیشرفت کردم، نه؟ به لطف قاضی ـمونه
آها... قاضی؟
کارمند معمولی دولت، ها؟
قاضی که چیز خاصی نیس همشون مثل همدیگه ان
مثل همدیگه ان؟
من برای دو تا قاضی کار میکنم و خیلی عذاب میکشم
اگه بدونی چه حسی دارم...
دیروقته زود باش برو سه او کانگ!
باشه، برسونش خونه پس تو چی؟
منم میرم اول ولم کن
میخوای چیکار کنی؟ خدافظ، جی هه
اون میخواد منو ول کنه تا تو رو برسونه خونه
بعدا می بینمت! وایسا!
هوس کُتک کرده
حالا بریم؟
کی اونجاس؟
پرونده 2460-2017
محاکمه پرونده سرقت زنجیره ایِ متهم کیم هومین رو شروع می کنیم
از اعضای هیئت منصفه میخوام به این عوامل توجه ای ویژه ای داشته باشن
و با دقت به حرف های دادستان، وکیل و متهم گوش بدن
دادستان، لطفا ادامه بدید
جناب قاضی و اعضای هيئت منصفه
متهم شخصا به جرمش اعتراف کرده
که ساعات اولیه صبح، قفل رو شکسته، وارد انبار شده و سرقت کرده
این جرم از قبل برنامه ریزی شده
متهم ادعا میکنه هیچ چاره ای نداشته
اما همیشه همه مُجرما این حرفو میزنن
گفته شده که کالاهای انبار، مُدام ناپدید میشده
اگه متهم اینکارو نکرده پس کارِ کی بوده؟
همچین مُجرمایی باید از جامعه جدا بشن
پرونده سرقت متهم، شامل ورود غیرمجازه که مجازات سنگینی رو می طلبه
درخواست میکنم حداکثر مجازات رو اعمال کنید و به 5 سال زندان محکومش کنید
آخرين استدلال دادستان رو شنیدین؟
پس بیاین آخرین دفاعیه وکیل رو بشنویم
لطفا بفرمایید
جناب قاضی و اعضای محترم هیئت منصفه،
متهم وقتی از پنج سال پیش، از زندان آزاد شد به عنوان مامور تحویل، زندگی صادقانه ای داشته
بعدش با یه زن آشنا میشه و با هم شروع به زندگی میکنن
با اینکه نمیتونستن يه عروسی درست و حسابی بگیرن اما همسرش باردار شد
وقتی بچه ـشون به دنیا میاد همسرش بعد از مدت کوتاهی ترکش میکنه
متهم تنهایی بچه رو بزرگ میکنه و پاش صدمه می بینه
همچنین از کار اخراج میشه
فکرشو کنید چقدر زندگی سختی داشته
اون تمام تلاششو میکرده که بچه ـشو بزرگ کنه اما به جایی رسید که
هیچ چاره ای بجز دزدیدن پوشک بچه و شیر خشک نداشته
متهم اصلا جرمش رو انکار نمیکنه
فقط میگه که تو این پنج سال این اولین جرمیه که مرتکب شده
اون هرگز سرقت زنجیره ای انجام نداده
کالاهایی هم که از انباری ناپدید شدن توسط متهم دزدیده نشده
لطفا درک کنید احساس پدری رو که برای بقای فرزندش
چاره ای بجز انتخاب مسیر اشتباه نداشته
لطفا موقع صدور حکم این مسئله رو در نظر بگیرید
20 دقیقه اعلام تنفس میکنم
@Mehdi_Rain : کانال تلگرام
نودلی که درست کردی بهترینه، بابا
کی میای؟ دلم برات تنگ شده فسقلی
باشه
دوباره دارین به عکس دخترتون نگاه میکنین؟
خوشگله، نه؟
وای، خیلی بزرگ شده دیگه برای خودش خانومی شده
میدونم
با اینکه نگران زیاد شدن وزنشه اما خیلی غذا میخوره
فقط با نگاه کردن به عکسش احساس سیری بهم دست میده
درسته، درک میکنم
مگه پدر مادری هم پیدا میشه که بچه ـشون گرسنه باشه و دیوونه نشن؟
تصورشم وحشتناکه به نظرم همچین پدر مادری وجود نداره
درسته
اوه، الان محاکمه دارم. دیگه باید برم باشه. موفق باشی
حالا باید برم داخل
متهم
ما بررسی پرونده رو تموم کردیم
و داریم به پایان محاکمه نزدیک میشیم
اگه بازم حرفی برای گفتن دارید لطفا بفرمایید
بزرگترین نگرانیِ من... بچه ـمه
درسته وقتی جوون بودم، دزدی کردم
اما از وقتی بچه ـم به دنیا اومد، صادقانه زندگی کردم
به عنوان مامور تحویل کارم خیلی سخت و خسته کننده بود
اما بازم بخاطر بچه ـم تمام تلاشمو کردم
وقتی به بچگیم فکر میکردم
نمیخواستم بچه ـم مثل خودم گرسنگی بکشه
دوران کودکیم خیلی سختی کشیدم و بدون پدر مادر بزرگ شدم
واسه همین نمیخواستم بچه ـم اون سختی ها رو تجربه کنه
من پدری نیستم که بتونم به بچه ـم چیز زیادی بدم
اما حداقل...
نمیخواستم بچه ـم گشنگی بکشه
اما از بدشانسیم... یه تصادف برام اتفاق افتاد
و هیچ چاره ای بجز دزدی نداشتم
بخاطر تصمیم اشتباهم و گذشته ـم، با یه اتهام ناعادلانه روبرو شدم
No comments yet. Be the first to leave one.