The first 172 lines.
از پسش بر اومدی، مگه نه؟ - کم و بیش، آره -
دستا بالا
اون خدای دروغـه، عزیزم
نمیشه یه کلمه از حرفاش رو باور کرد
کوکائین کدوم گوریـه؟
گفتم که دست من نیست - دروغگو -
موادا رو پیدا کردی؟ - نه -
اون تو تحویل 5 میلیون دلار کوکائین سه ساعت دیر کرده
«من یه آدم بیگناهم، آقای «ورث - نه، نیستی -
حالا ساک کجاست؟
به کسی که دروغ میگه چی میگین؟
شوهرم دروغگو نیست
به دلایل عاطفی، همیشه تا 2 میشمارم
پنج - نه -
چهار - وایسا -
سه - من کوکائین قاچاق میکنم -
همتون میمیرین
خدای من
بخوابونشون رو زمین - بخوابید رو زمین. بخوابید -
همگی بخوابید - بخوابید -
الو؟ - مادرجنده -
مشکلت چیه؟ - نه، من مشکل ندارم -
تو مشکل داری - کی هستی؟ -
!لعنتی
...پلیسی که گفتی نکشمش
.اون الان دنبالمـه حالا باید چه گهی بخورم؟
.اون لیورپول بود عملیات بگا رفت. تو هم همینطور
میخوام حرف بزنم
چند نفرید؟
بهم دستور دادن کشیش رو بُکشم و بذارم برم
کل عملیاتم فسخ شد
.که یعنی من بگا رفتم میخوام بدونم چرا
از کدوم گوری باید بدونم؟
تو کی هستی؟
و "لیورپول" دیگه چه کوفتیـه؟
چه گهی خوردی؟
لیورپول
"ستارهی نقرهای" "فصل 2 . قسمت 6"
.:: Omid_98 ::. ترجمه و زیرنویس از @omid98gh
اوضاع روبراهه. تموم شد
چیزی نیست. اون خوبه
هی «جک»، چی شد؟ میخواست راجب چی صحبت کنه؟
جک»، هی «جک»، چیه؟»
سلام - سلام -
میتونم کمکت کنم؟ - بد موقع مزاحم شدم؟ -
دنبال «آنجلا» میگردی؟ اون اینجا نیست. نمیدونم کجاست
نه. راستش دنبال تو میگشتم
میخوام چند تا سوال ازت بپرسم - در مورد چی؟ -
میخوای جایی بری؟
آره، تورنتو، تا بچههامو ببینم
حقیقتاً یکم دیر کردم و نمیخوام پروازم رو از دست بدم
ازت میخوام بیای کلانتری
چرا؟
این زن رو میشناسی؟ - آره -
میخوام ازت چندتا سوال بپرسم
چه کاری از دستم برمیاد؟
با پلیس تماس بگیر - دستگیر میشی -
،میرم باهاشون صحبت کنم ببینم چی شده
اینجا چه خبره، خانم «نیکل»؟
«نمیدونم، آقای «کوایرینگ - !تیراندازی! قطع برق -
به ما ربطی نداره - شک دارم -
تنهاش بزارید
فکر کنم اگه تو و دوستت از دهکده میرفتین اوضاع بهتر میشد
،من خونهی خودم رو ترک نمیکنم «آقای «کوایرینگ
نه به دستور تو، و نه کس دیگه
بریم
خدا
اینجا چه خبره، «جک»؟
جک»، چه خبره؟»
هی، باهام حرف بزن
کرم ضدآفتاب زدی؟
چی؟
نمیخوای بهم بگی
یک، دو، سه - کمک میخواین؟ -
نه، خودمون از پسش بر میایم
همه چیو دیدم
منو محدود نکن - نمیکنم -
دیگه نمیخوام ازم محافظت کنی
ازت میخوام بهم یاد بدی چطوری مراقب خودم باشم
چطوری؟ - منو درگیر کن -
توی همه چی
خیلخب
با این شروع میکنیم
.تو زندگیِ من و خانوادهم رو نجات دادی مرسی
...«آقای «ورث جک
چیه؟ - خواهش میکنم -
خوک داری، مگه نه؟ خوک؟ -
بفرما
تیکههای کوچیک ببُر
آنا»، میخوای لباس عوض کنی؟»
هنوز نه - باشه -
از دفعهی قبل بدتر میشن
کارتل، موادا و فروشندهش رو از دست داده
باید یجوری بهشون کمک کنیم
داری میگی «الیزابت» موادا رو کِش رفته؟
خب، کس دیگهای نیست
الیزابت
،اگه بجاش بودم تا الان گورمـو گم کرده بودم
ماشینش هنوز هست
اینجا میخوابیدی؟
آره
اونقدرام نخوابیدم
دلم واست تنگ شده بود
خیلی متاسفم
که شما رو درگیر همهی اینا کردم - ...نه -
نه، عذرخواهی نکن
منم
جک - گوش میدم -
«داریم میایم «جک
داریم میایم سراغ همتون
چقد وقت داریم؟
!ما نفر بعدی هستیم - نمیفهمم -
،فروشنده که مُرده پس کی احشام رو مسموم کرده؟
باید بیشتر از اینا باشن
.این یه نشونهست احشام تازه شروع کار بودن
!بعدش نوبت کل دهکدهس - «مطمئن نیستیم، «سارا -
خب، قرار نیست اینجا بمونیم تا بفهمیم
باید کجا بریم؟ - نلسن". عمو زادههام" -
من پیش "نلسنها" نمیام
من پیش "نلسنها" نمیام
باید به اونا بگی - به کی؟ -
همه. کل دهکده - من کشیشِ اونا هستم -
آره هستی. اونا مردمِ تو هستن
.باید حقیقت رو بهشون بگی یه کارتل مواد داره میاد
!همه باید از اینجا برن
،اگه «آنا» با کیف برگرده شاید ما رو تنها بزارن
.این وظیفهی توئه !باید بهشون خبر بدی
«اگه بهشون نگی، من میگم، «یوهان
به «نیکل» چی باید بگیم؟
میگیم سعی خودمونـو کردیم
رئیس پلیس «دنیس میناهیک» همراه با پاسبان «نیک مکگیلن» اینجاست
و... لطفاً اسمت رو واسه ضبط بگو
الیزابت بردشو
بازجویی رو متوقف کن
بازجویی متوقف شد
اینجا چیکار میکنی؟ - جلیقهی ضد گلوله میخوام -
!چی شده؟ بهم بگو
!بهم بگو - خیلی ترسیدم -
.از من فاصله بگیر از خانوادم فاصله بگیر، خب؟
.داری منو میترسونی چی شده؟
مراقب خودت باش
باشه، صبر کن. یه لحظه صبر کن
مرسی - مراقب خانوادت باش -
مشکلی داری؟ - شاید -
خوب ببندش
چی شده؟
هیچی نمیدونم
زیاد وقت نداریم
...هرچی که میخوای بیا حلش کنیم، خب؟
قرار بود «جک» رو تعقیب کنی، احمق
ما ساعتی پول میگیریم
میبینی... این روزا مشکلِ جنایتکارا همینـه
وفاداری وجود نداره - فقط پول بده -
نمیتونم - نمیتونی؟ -
اون همهی پولامـو برد - چی؟ -
دست و بالم خالیـه - خالیـه؟ -
.آره، ورشکسته شدم دچار مشکلات مالی شدم
شوخی میکنی، آره؟
جک» رو بگیریم، یعنی پولا رو گرفتیم»
کار مجانی؟ گه نخور - نمیتونی همینجوری بزاری بری -
شانس آوردی معاملهمون نقدی نبود
میشه ولم کنی؟
میدونی اگه جای تو بودم چیکار میکردم؟
الان تو وضعیتی نیستم که به نصیحت گوش بدم
اگه کل زندگیم تبدیل به یه خشم بزرگ بشه؟
یه بسته کوکائین و 2تا جنده میخریدم
و بعد خودم رو میکشتم
بازجویی از سر گرفته شد
بیا با کبودیها و زخمای رو مُچـت شروع کنیم
شاهد چندتا زخم و کبودی وخیم رو مچهاش داره
ناخودآگاه بهم ضربه وارد شد و دست و پا بسته داخل یه کمد حبس شدم
توسط کی؟ - نمیدونم -
No comments yet. Be the first to leave one.