The first 200 lines.
* شمشیر وودانگ *
پس اینجا دره مرگه
خیلی تاریکه
فکرات رو کردی؟
آره
برادر دونگ تونسته
فکر کنم منم میتونم خوب انجامش بدم
...یوجینگ،خیلی خطرناکه.اگه
خواهر
شمشیر هفت ستاره
نه تنها به اصلیتم مربوطه
بلکه از نسل فرقه وودانگ هم شاکیه
حالا که اینجام
اگه نرم تو
نسبت به استاد بزرگم و والدینم
احساس گناه میکنم
و تا آخر عمرم اگه همچنان زنده باشم
آروم نمیگیرم
منم باهات میام
نه
دره برای ما خیلی خطرناکه
اگه خودم تنهایی برم
راحت میتونم از اونجا بیام بیرون
اگه همتون باهام بیاید
حواسم پرتتون میشه
و کنترل کردنش سخته
یادت رفته؟
همیشه من بودم که راهنماییت میکردم
از کوهستان وودانگ تا دره مرگ گرفته
تا در امان باشی
بدون کمک من
مرده بودی
یادته تو غار چی بهت گفتم؟
همیشه ازت محافظت میکنم
همیشه
خواهر.اشکال نداره
ولش کن
میدونم منظورت چیه
پس من اینجا میمونم
یعنی چی،استاد؟
قهرمان جوان دونگ فانگ این روزا
به خاطر علاقه اش به شمشیر بازی جرئت کرده وارد دره مرگ بشه
و این روشش برای قوی شدنه
حالا فکر میکنم یوجینگ هم میتونه اینکار رو بکنه
چون هم قدردانی و هم کینه داره
پس اینجا منتظرت میمونم
ممنون،استاد هوی که
خواهر
شمشیر باستانی بدون تیغه و طلسم شوان وو
رو استاد بزرگ وو شیانگ داده
اونا بدرد نخورن
لطفا خوب ازشون مراقبت کن
و حواست بهش باشه
من میرم
شوی لینگ.نمیتونی بری اونجا
ولی نمیتونم بذارم اینطوری زندگیش رو به فنا بده
تو و استاد هوی که اینجا صبر کنید
من میرم پسر خاله ام رو ببینم
میخوای ازش کمک بگیری؟
پس چی؟
نمیتونم ببینم که
همینطوری زندگیش رو تو دره مرگ به فنا میده نه؟
میدونم خواهر یان
تو بهترینی
باشه بعدا ازم تشکر کن
الان میرم پسر خاله ام رو ببینم
منم باهات میام
بریم
باشه
چیائو؟
باشه باشه
فکر کردم دیگه نمیتونم ببینمت
خیلی خب الان خوبیم
ببینش
مگه همین الان فرار نکردی؟
چرا اینجایی؟
تو نذاشتی بیام
منم خودم اومدم
...فکر کردم
با مردنم
میتونم کمکت کنم راه رو پیدا کنی
شاید جسدم
بتونه یادت بندازه که مراقب باشی
دختر احمق
اگه فقط بیرون منتظر میموندی
حتما میتونستم از اینجا خلاص بشم
اینکار رو نمیکنم
اگه نمیتونستی از اینجا بیای بیرون
خیلی نگران میشدم
باشه باشه
الان خوبیم
حالا که اومدی
پس به مرگ فکر نکن
باشه؟
باید بهم قول بدی تنهام نذاری
اگه تو قول بدی منم میدم
قول میدم
ما هیچوقت از هم جدا نمیشیم
سرورم
گنگ یو جینگ رفته دره مرگ
دره مرگ؟
حتما میمیره
فکر میکنم
طبق چیزایی که یاد گرفته میتونه از پسش بربیاد
چی؟
میتونیم بفهمیم
چطوری تو دره بکشیمش؟
نه،من میخوام کوهستان کونلون رو بگیرم
حالا که رفته اونجا
نمیتونه به فرقه کونلون کمک کنه
قبل از اینکه بیاد بیرون کوهستان کونلون رو تسخیر میکنیم
اونه؟
غیرممکنه
مگه نمرده؟
سرورم
مو یی یو داره به فرقه کونلون حمله میکنه
اون عجول تر از منه
بریم
آمیتابا
حمله
حمله
حمله
ارباب جوان.اینجا قصر کونلونه
باید تا امروز تسخیرش کنیم
بریم
بانو
بانو
چرا عجله داری؟
مو یی یو دروازه کونلون رو با یه دسته اراذل خراب کرد
و میخوان به قصر کونلون حمله کنند
مو یی یو؟
دستور میدم
تاکتیک چهار نشان باگوآ رو شروع کنیم
بله بانو
حمله
چیشده؟ چرا زمین میلرزه؟
زودباش
چیشده؟ چرا زمین میلرزه؟
چیشده؟
چطور این اتفاق افتاد؟
اوه نه.یکی داره به فرقه کونلون حمله میکنه
و فقط مادرخوانده اونجاست
بیا بریم اونجا
بریم
زودباش
به نظر میاد
مادرم تاکتیک های جنگی رو شروع کرده
تاکتیک؟
درسته
تاکتیک های چهار نشانه
توسط چهار نشان 'باگوآ' طراحی شدن
شوی لینگ،قصر کونلونمون
از لاکپشت سیاه شمال درست شده
قصر ققنوس سرخ جنوب
قصر اژدها لاجوردی در شرق
و قصر ببر سفید در غرب
مراقب باش
و حرکات این چهار قصر
توسط علامت های پرچم اطاق دوآنیین کنترل میشه
تاکتیک ها مجهز به تله هستن
لاکپشت سیاه مسئول آبه
واسه همین راجع به حمله آبیه
و ققنوس سرخ مسئول آتشه
واسه همین حمله آتشی میکنه
و ببر سفید مسئول طلاست
برای همین حمله از طریق تیره
اژدها لاجوردی که مسئول چوبه
با چی حمله میکنه؟
اون با تله حمله میکنه
تله؟
پس چطور میتونیم بریم؟
کوهستان کونلون به همه جا تونل مخفی داره
خارجی ها نمیدونند اونا کجان
بیا دنبالم
خوبی؟
خیلی سرده
الان که تابستونه
ولی چرا اینجا سرده؟
شی من یان یه بار گفت که
زمان مطلوب, آشنایی با جغرافیای منطقه و روابط انسانی خوب نیازه
به نظر میاد
هوای اینجا متغیره
هم طوفانیه هم بارونی
و الان خیلی سرده
اینجا کجاست دیگه؟
شاید فقط یه هوای بده
راه طولانی
برای رفتن داریم
یوجینگ
فهمیدی
الان خیلی ساکته؟
فکر کنم بهتره مراقب باشیم
اینجا خیلی خطرناکه
ازت متنفرم
اضطراب نداشته باش خب؟
اون طوفان نورا و کولاک
مثل این میمونند که انگار
روح ها یهویی دارن میان بیرون
خیلی مضطرب بودی
دیگه بیشتر از این نمیتونی تحمل کنی
No comments yet. Be the first to leave one.