The first 200 lines.
از ناهارت لذت ببر
آلیس، عاشق اون کوفتهها مرغ میشی
امروز حسابی جا افتادن
سلام! میز برای یک نفر یا منتظر افراد دیگهای هستید؟
دنبال دانا سو سالیوان میگردم
خب، خودم هستم، عزیز دل چیکار میتونم کنم برات؟
براتون احضاریه اومده
میدونستم وقتی برسه دستت قیافهت شبیه گربهای میشه که تو قفس گیر کرده
اما از چیزی که خوابشم میدیدم قشنگتر شدش
از من شکایت کردی؟
فسخ غیرقاقونی؟
آره
حالا، همه دیگه تو کارولینای جنوبی ,,,میفهمن که
چه رئیس کثیفی هستی
تو تمام اعتبارت رو از سخت کار کردن من بدست آوردی و به حساب خودت زدی
الانم، تو و من، هردومون میدونیم که ,,,اگه بخاطر من نبودش
اینجا از همون روزی که باز شدش داغون میشد
,,,توی اون آشپزخونه بردگی کردم
اینجا رو به موفقیت رسوندم، و که چی بشه؟ که من رو بندازی کنار آشغالا؟
که همه افتخاراتش رو برای خودت برداری؟ - بس کن -
نابغهی آشپزخونه من بودم
!اگه من اونجا نبودم، اونجا میشد,,, هی - گمشو بیرون -
زودباش
باشه، باشه, من داغونت میکنم - زودباش, بیا -
وقتی کارم با اون تموم بشه !اینجا دیگه مال من میشه
گمشو بیرون از اینجا - شرط میبندم دیوونه میشه -
اگه مراقب نباشی اون تو رو هم نابود میکنه
سرآشپز ازت خواست که بری
خیلهخب بچهها، عالی بود بیاید نرمش کنیم
لعنتی
جکسون، چیزی نیست
به جایی که میخوای بره فکر کن و بذار بین انگشتات حرکت کنه
هی، مربی مداکس
چرا تایلر رو بیرون زمین گذاشتی که نرمش کنه؟
آمادگی جسمانی برای بازی اون حیاتیه
دستاش مهمتر از ماهیچههاشه باید اونا رو تمرین بده
خب، جکسون هم نیاز به تمرین داره - چرا؟ -
بخاطر دستاش یا بخاطر اینکه پسر شهرداره؟
راستی چی شما رو اینجا کشونده، دکتر؟
خیلهخب، ببین
من نگران تایلرم
و میدونم که داره تلاش میکنه
،و با اومدن استعدادیابهای دانشگاهها خب، باید کاملا رو فرم باشه
باهاش صحبت کردی؟
من و اون الان به خوبی باهم حرف نمیزنیم
برای همینه که نمیخواست تو ملاقاتی که با مدی داشتی من باشم
,,,باشه، خب
چطوره که شما، و خانم تانسوند ,,,و من بشینیم و با هم
یه برنامهریزی کنیم؟
خب، مدی خیلی دربارهی بیسبال اطلاعات نداره
آره، اما خیلی چیزا رو دربارهی تای میدونه
برد بود؟
یعنی، میدونم برد بود میتونستم صداش رو اینجا بشنوم
اما چی میخواست؟
چیزی که از تو نمیخواست - خب، اونکه نمیخواد برگرده، مگه نه؟ -
اینجا رستورانه سرآشپزه
تصمیمش هم با سرآشپزه
بخاطر برد، اون اینا رو نصب کرد؟
چونکه این حس رو داره که داداش بزرگه حواسش هستش
,,,خب، همونطور که مامانم میگفت
کاری رو نکن که دوست نداری ببینی شده خبر اول روزنامههای فردا
,,,اما فکر نمیکنی که ما باید - فکر میکنم که باید این سیبزمینیها رو پوست بکنی -
حالا، چند وقت آموزش دیدی؟
اوه، ۱۰ سال یا انقدر طول کشید تا گواهینامه بگیرم
قبلش تو دبیرستان و دانشگاه به دوستام کمک میکردم
حالا، مشتریهای ما کاملا خانمها هستن
تجربهای هم در آموزش به خانمها داری؟
مرد، زن، سگ
میدونم که فکر میکنی دارم شوخی میکنم
اما وقتی تو واشنگتن زندگی میکردم ,,,یه مشتری داشتم
که خیلی پول داشت
بهم پول میداد که تمرین خصوصی برای سگش، ارنی بذارم
ارنی! این اسم، اسم شوهر مرحومش هم بود
پس کلا عجیب بودش
هلن
ببخشید، خبرهای بدی دارم
عذر میخوام
اسکیتر، اگه بهم بگی که ,,,یه لونهی مار زهردار
زیر این خونهس، سریع فروختمش
خب، اینجا، هنوز یکم برای مار زهردار سرده
خیالت راحت تا تابستون قرار نیست ببینیشون
ممکن زیر این خونه، لونهی مارهای زهردار باشه؟
خب، مشکل فعلیت لولههای پوسیدهی طبقهی بالاس
وای، بیخیال
خب,,, نمیتونی بری بالا
نه با اون میخ طویلهها
من از وقتی ۹ سالم بودش با کفش پاشنهبلند از پله بالا میرفتم
اوهو
,,,اون پاشنهها به لباسات گیر میکنه
بعدش میفتی و گردن قشنگت رو میشکونی
حالا، بچههام میتونن لولهها رو درست کنن
فقط یکم بیشتر وقتمون رو میگیره
هزینه اضافه کارشون رو میدیم
البته تا وقتی که کارا طبق برنامه جلو بره
,,,و، اسکیتر
,,,هرکاری میتونی بکن که مطمئن بشی
که هیچ مار زهرداری این دور و اطراف نبینیم
هیچوقت
کاری که اینجا میکنید عالیه
اوه، منظورت آبگرمه؟
آره، منظورم اینه کل اینجا شبیه یه موسیقی جنگه
به محض اینکه من و اشلی شنیدیم ,,,که شوهر سابقت چیکار کرده
منظورم اینه، تصمیم گرفتیم یه پزشک جدید پیدا کنیم
خب، اشلی هم باید عضو اینجا بشه
وای، ببخشید - نه، نه, برش دار -
انقدر به مادرها آموزش دادم که ,,,میدونم وقتی تلفن زنگ میخوره
بقیه چیزا باید تعطیل بشه
آره - حتی وزن کم کردن -
انگشتای پام خیلی سخت اینو یادم میندازن
سلام، تای، تو راهم
نزدیکی؟
راستش,,, دارم راه میافتم
مامان، تمرین ۱۰ دقیقه پیش تموم شدش
خب، داشتم کارام رو تموم میکردم
میتونی با لوک بری خونه؟ - نه، اون رفته -
باشه، تا ۱۵ دقیقه دیگه اونجام
!مامان
یا نظرت چیه پیاده بری خونه؟
باشه، پیاده میرم
هی، همهی آبگرم رو مصرف نکنیا
کایل و کیتی هم میخوان حموم کنن - باشه -
امیدوارم تو راه خونه بیشتر سرگرم کننده بوده باشه
مرسی بابتش
خواهش میکنم, سر راهم بود
خب، دکتر تانسوند امروز اومد سر تمرین
ببخشید
نگران بازیهای تای بود
و تصمیم گرفتیم که ۳ تایی باید کنار هم بشینیم
فردا صبح خوبه؟
,,,میدونم که تای قبلا مخالفش بوده
اما فکر میکنم مهمه که ۳ تایی با هم صحبت کنیم
متوجهم, میام
,,,و
بازم ممنون که رسوندیش خونه
همونطور که بچهها میگن خواهش
میدونی، اگه کاری داشتی فقط بهم بگو
راستش جایی که زندگی میکنم خیلی دور نیستش
هنوز داری روی مقالهت کار میکنی؟
اوهوم
چی؟ میخوای ستارهشناسی هم بخونی؟
نه
نه, نزدیکترین چیزی که میخوام ,,,تا آخر عمرم از فضا تجربه کرده باشم
همون ترنهوایی باشه که تو دیزنیوورلد مجبورم کردی سوار بشم
هیچوقت تو زندگیم انقدر زیاد برای رد شدن از جایی دعا نکرده بودم
آره، بابا عملا برای پیاده شدن ازش بغلت کرده بود
خیلهخب، خب، مقالهت هر وقت تموم شدش، بذارش روی پیشخون
و منم قبل از اینکه صبح بیدار بشی، میخونمش
مال آشپز آدامزه خیلی غلط تایپی براش مهم نیست
خب، برای من مهمه برای تو هم باید باشه
لطفا بهم چشم غوره نرو، دختر جوون
میدونی که اجازه نداری بعضی کارا رو زیر این سقف کنی
باشه
شببخیر، عزیزم
میخوام که ۳ تایی ببینیم چیکار میتونیم برای تای کنیم که کمکش کنه
نمیخوام با نزدیک شدن به بازیهای منطقهای نیمکت نشین بشین
خب، اون دوران دشواری رو میگذرونه
و برداشتن از ترکیب اصلی تیم ,,,تو این دوران
فقط اوضاع رو بدتر میکنه
بیل، بیسبال همهچیز نیستش
تای باید نمرههاش رو بهتر کنه
میتونیم براش معلم خصوصی بگیریم
بهش رسیدگی میکنم
منم میتونم کمک کنم - با چک نوشتن؟ -
بیاید بحث رو روی تای متمرکز کنیم
فکر میکنم بخشی از چیزی که ,,,باعث رنج تای تو بازیه
شمایید
وقتی هردوتون تماشا میکنید اون حواسش پرت میشه
فکر میکنم نگران اینه که ,,,وقتی هردوتون تو یه جا باشید، ممکنه
راه حلش چیه؟ برای تای؟
بازیها رو جدا کنیم
تو هر بازی یکیتون باشید
یه توافق حضانت بیسبالی؟
نه
نه، از وقتی بیسبال کودکان بازی میکرد یه بازیش هم از دست ندادم
,,,و با همه چیزی که داره اتفاق میافته
باید بدونه که چقدر دوستش دارم و ازش حمایت میکنم
بهش میگم
ریشاش رو با تبر زده، میدونی؟
شاید اگه منم این کارو کنم بتونم توی تیمها بهتری برم
هی، خب، اول باید به بلوغ برسی - داری چی میگی؟ -
مامان
سلام, اینجا چیکار میکنی؟
سلام، گیب - سلام -
میتونم باهات حرف بزنم - آره -
هی، گوش کن -
من و پدرت الان با مربی مداکس یه جلسه داشتیم
بابا هم اینجا بود؟
تای - چیه؟ -
ببین، همهمون فکر میکنیم ,,,احتمالا بهترین چیز
برات اینه که من و پدرت هردومون همزمان تو بازیها نباشیم
پس,,, میخوایم نوبتیش کنیم
از امروز شروع میشه
پدرت هستش, من نیستم
قرار نیست بیای بازیم رو ببینی؟
,,,تای
ببین، پدرت و من، الان روی خیلی چیزا توافق نداریم
اما روی این به توافق رسیدیم، باشه؟ ,,,ما دوستت داریم
و ازت حمایت میکنیم و میخوایم موفقیتت رو ببینیم
,,,پس، برو اون بیرون
تیم ابینگتون رو له کن، باشه؟
No comments yet. Be the first to leave one.