The first 200 lines.
تجربه ی شیرین سینمای هند در وبسایت بالیوود وان
"آب مقدس" ترجمه ای از وبسایت بالیوود وان
توجه : به دلیل خشونت زیاد در فیلم دیدن فیلم برای افراد زیر 16 سال و بیماران قلبی توصیه نمیشود
تبریک میگم قربان
شنیدم کار تو منطقه تِجپور یه مقدار مشکله
اما مشکلی برای شما پیش نمیاد ژنرال وِرما اونجاست
ممنون حالا شما برید
الان قطار حرکت میکنه منم باید یه تلفن بزنم
مسافرین مقصد تِجپور به خط 3 مراجعه کنند
-وسایلم رو ببر -باشه قربان
زودباش
انقدر وقت ندارم قطار 2 دقیقه توقف کرده
پسرم چطوری؟
دیروز چرا زنگ نزدی؟ آنو خیلی نگران شده بود
-بیا صحبت کنم -نمیخوام حرف بزنم
-چیه؟ -ای بابا، دیروز فرصت پیدا نکردم
تا کارم توی دفتر تموم شد ساعت 12 شب شده بود
آره میدونم! دوباره داری سیگار میکشی؟
دماغ شما زنا مثل تلسکوپ کار میکنه من امروز به سیگار حتی دستم نزدم
دروغ گفتن رو باید از تو یاد بگیرن! بگو ببینم...
-چرا زنگ زدی؟ -مامور منطقه ای شدم!
-واقعا؟ کجا؟ -تجپور!
تجپور؟
دیوونه شدی؟ من پامو توی اون منطقه جنگلی نمیذارم!
باشه! پس تو بمون پیش مامان
منم برای باقی عمرم غذا از بیرون میگیرم!
خانم برای پست منطقه ای غیر از مدال طلا آکادمی پلیس، چیز دیگه ام لازمه
چون هیچکسی نمیخواد بره تجپور این فرصت گیرم اومده
طبیعیه! کی دلش میخواد به چنین جای وحشی ای بره!
این روزا کجا خشونت کمه؟
تو نگران نباش برنامت رو بچین که زودتر بیای
امکان نداره! آمیت تو میدونی من چقدر از جاهای خرابه و خطرناک میترسم!
چقدر با بازرس ارشد شدنت مشکل داشتم! حالا هم که تجپور!
آنو اونطوری که تو فکر میکنی نیست فقط یه کاره!
و در ضمن برای کسایی که طبق قانون و مقررات کار میکنن، هیچ راه زیرآبی رفتنی وجود نداره!
تو که میدونی منم از خشونت خوشم نمیاد
-آنو! -هم؟
گوش کن! اگر الان قبول نکنم برم...
معلوم نیست کی دوباره یه منطقه رو بهم بدن
من بدون تو هم نمیتونم اونجا بمونم!
اونجا باغ هست...ویلا هست مطمئنم خوشت میاد
-کی میری؟ -الان
تا 5 دقیقه دیگه قطار حرکت میکنه
فردا هفت صبح میرسم دفترمرکزی بخش موتیپور!
اونجا از ژنرال آنورانگ ورما حکمم رو میگیرم و یه راست میرم تجپور!
برای هفته دیگه بلیط رزرو کن!
باشه!
باشه! چرا اینجوری میگی؟ بیخیال آنو!
درست خداحافظی کنی وگرنه تمام شب اینجا میمونم و سیگار میکشم
بیخیال قطار هم میشم!
چی؟ داری سیگار میکشی؟ میدونستم!
بذار بیام اونجا! نشونت میدم!
باشه خداحافظ خداحافظ
-یه لیوان مشورب میخورید؟ -نه ممنون
-یه ذره براتون میریزم! -ممنون
تا اونجا که ما میدونیم این اولین پست منطقه ای شماست!
بله
-شماها تجارت میکنید؟ -بله
این نانکومار ئه منم ساتیشیری ما کارخونه قند داریم
یه سوال خصوصی ازتون بپرسم؟
الان نرخ پلیسای اون منطقه چقدره؟
من... متوجه نمیشم!
داداش تجپور یه منطقه برای پول دراوردنه!
اونجا یه گروه مافیایی بزرگ هست وزیر اونجا پول خوبی به جیب زده
باید ببخشید... ولی شما اشتباه متوجه شدین!
شما هم یه بازرس پلیسی...
سال گذشته بازرس پلیس لاکیسارای...
-بی پرساد -بی پرساد!
ما اسپانسر مالی بابت انتقال اون بودیم
آخه ما اونجا کارخونه داریم...
مشکلات کارگری اونجا زیاده...
اون موقع از شهردار گرفته تا فرماندار شهر...
-پنج میلیون برامون هزینه داشت -آره
من به حمایت مالی کسی احتیاج ندارم
روز بخیر قربان
-سلام آمیت! بیا بشین -قربان...
-بیا -ممنون قربان!
تجپور بزرگترین منطقه در بین ایالت موتیپور ئه
یه مقدار درگیری توش زیاده...
برای رئیس قبلی پلیس منطقه سرهنگ گوپتا اتفاق خیلی بدی افتاد
آدم مضطربی بود تازه بازرس پلیس شده بود
با مافیا منطقه یکی شد هم آبروش رو از دست داد هم موقعیت کاریش رو!
اما تو نگران نباش فرمانده اونجا از آدمای منه
خیلی کار بلده! همه رو کنار هم نگه میداره!
تو فقط استراحت کن
هر مشکلی بود به من زنگ بزن من از اینجا حلش میکنم
قربان!
میتونه کاملا از تجربه من استفاده کنی
من هفتاد سال تجربه دارم هفتاد سال!
-بله؟ -پدر من نیروی پلیس انگلیسیا بود
بعد از 40 سال با عنوان فرمانده بازنشسته شد
منم سی سال پیش به عنوان فرمانده استخدام شدم
رفته رفته ترفیع گرفتم تا شدم ژنرال ایالت
از بالا تا پایین با همه ارتباط دارم...
تو خیلی خوش شانسی پلیسی مثل من ژنرال ایالتی تو شده!
قربان!
چی شد؟
به نظر میاد پمپ سوخت مشکل داره
ببین چی شده!
به نظر میاد پمپ سوخت مشکل پیدا کرده قربان
این نزدیکیا گاراژ هست؟
قربان شکارپور نزدکیه همونجا درستش میکنیم
با ماشین میشه باسرعت کم به اونجا رسید!
باشه
قربان رسیدیم شکارپور!
-شکارپور هینجاست؟ -بله
منطقه بزرگیه از بولاپور تا گوسیگت...
این تنها پاسگاه پلیسه
-باشه شما دوتا ماشین رو زودتر درست کنید -بله قربان
هی! این ماشین رئیس پلیسه!
-قربان! -رئیس پاسگاه کیه؟
قربان اون... راستش...قربان...
قربان رئیس رو دارن ماساژ میدن کمرش یه مقدار درد میکنه
دیروز با ماشین رفته بودن گشت زنی... جاده کنار رودخونه خیلی خراب شده...
ایشون هم سوار موتور سیکلت بود...
-کیه؟ -رئیس پلیس منطقه!
قربان... رئیس اومده
سروان بولا چودری رئیس پاسگاه شکارپور!
با این وضع اینجایی!
اگر به جای من یه مجرم اینجا بود؟
قربان مجرمبرای چی بیاد تو پاسگاه؟!
چرا؟
میتونه بیاد اسلحه هاتون رو بدزده!
قربان اسلحه های اونا اتوماتیکه و بهتر از مال ماست
اسلحه های 303 ما همش خراب میشه
-بیا اداره! -بله قربان
برو بازار بهترین چایی و اسنک رو برای رئیس بخر
-چشم قربان -زود باش
این فایل گزارشای شماست...
سه ماهه که هیچ تغییری ایجاد نشده
به دفتر مرکزی هم گزارشش رو دادم
اما از 12 هم ماه پیش به بعد هیچ گزارشی ثبت نشده!
اما قربان من همه چیز رو یادداشت میکنم
فقط ثبت نشده!
شما گزارشاتت رو توی این ثبت میکنی؟
قربان اینجا اتفاقات کوچیکی رخ میده اکثر اوقات اینجا آرومه
راجع به این منطقه چی میدونی؟ اصلا شده بری بیرون؟
قربان قبلا میرفتیم اما الان چیپ ما خراب شده
و این چند ماهه پول سوخت هم نداشتیم
پس چطوری کار میکنید؟
از ماشین پاپو تدکار استفاده میکنیم
اگر هم کار واجبی باشه ماشین سوخت رسانی میاد
قربان ما با همه ارتباط خوبی برقرار میکنیم
-مواقع لزوم اصلا مشکل وسیله نقلیه نداریم -قربان...
قربان صبحانه حاضر شد
بریم قربان؟
-قربان! -تموم شد؟
نه قربان دو سه ساعت طول میکشه
پاپو تدکار بهتون خوش آمد میگه قربان
شما که گفتی حتی برای سوخت ماشین پول ندارید
پس این صبحانه سلطنتی از کجا اومده؟
قربان شکارپور رو انقدر عقب افتاده فرض نکنید
بله قربان
قربان با وجود ما اینجا شما جای هیچ نگرانی ندارید
اینجا هیچ فرصتی برای نارضایتی پیدا نمیکنید
-این اتوبوس کجا میره؟ -انبار تجپور!
-جلوش رو بگیرید -بله؟
-برو -چشم...هییی!!
-شماهم ماشین رو درست کنید -قربان!
ماشین ما رو ببرید قربان
وایستا!
قربان یه لقمه بخورید، تازه تازه ست به طور ویژه برای شما درست کردیم
قربان!
قربان... اگر شب رو اینجا بمونید...
شانس این رو پیدا میکنیم به طور ویژه ازتون پذیرایی کنیم
-هی ایشون رئیس پلیسه، مراقبشون باش -چشم
حرکت کن برو...برو
یه بلیط برای تچپور!
قربان من خانواده دارم! اگر از شما پول بگیرم...منو میزنن
اگر هم نگیری من از ماشینت پیاده میشم
قربان شما هم منو بزن اما اینطوری بهم توهین نکنید
-به نظر میاد ایست بازرسیه قربان -بازرسی چی؟
عادیه قربان ایست بازرسی پلیسه
من یه دقیقه ای حلش میکنم
منم دیوونه شدم ها! وقتی قربان توی ماشن ماست...
کی میخواد جلوی ما رو بگیره؟
از بینشون رد شو بذار اونا بزنن کنار!
جلوی زبونتون رو بگیرید به هیچ وجه نمیگید من کی ام!
بیا پایین!
برو پیش قربان...
-از جلو راه برو کنار -این چه مصیبتیه!
زودباشید کیفا و ساک دستی هاتون رو باز کنید باید بازرسی بشه
برای چی بازرسی داداش؟
زیاد سوال نکن بشین سر جات!
سوال ساده ای بود حقشونه جوابش رو بدونن
چون کت و شلوار پوشیدی فکر کردی انگلیسی شدی؟
پلیس حق داره که بازرسی انجام بده فهمیدی یا نه؟
-رئیس شما کجاست؟ -چی شده؟ بیرون نشسته
زود باش
این مال کیه؟ بازش کن!
ببخشید جناب پلیس! این بازرسی برای چیه؟
دارم از شما میپرسم قربان!
چاتوربوج! مشکل این آقا چیه؟
این خیلی سوال میپرسه!
-اهل کجایی؟ -همین اطراف
کجا میری؟
-ببین جناب پلیس من فقط... -خفه شو
این منم که سوال میپرسم تو فقط جواب منو بده
من افسر پلیس اینجام!
در عرض دو دقیقه بهت قانون رو یاد میدم فهمیدی یا نه؟
No comments yet. Be the first to leave one.