The first 200 lines.
پچپچ
پچپچ
ممنونم. به زودی میبینمت. ممنون، کشیش.
ممنونم. به زودی میبینمت. ممنون، کشیش.
اون همه جوون از دست رفته...
این همه اسم...
چرا تریس با ما ننشست؟
اوه، احتمالاً یکی از رفیقاشو دیده.
اوه، احتمالاً یکی از رفیقاشو دیده.
سلام، جین. خوشحالم میبینمت.
سلام، جین. خوشحالم میبینمت.
اینجایی که!
واسه قایمباشک یکم بزرگ نشدی؟
واسه قایمباشک یکم بزرگ نشدی؟
خیلی طول کشید تا منو پیدا کنی.
خیلی طول کشید تا منو پیدا کنی.
داری کند میشی. (صدای خنده زیگفرید)
بریم؟ خانم هال منتظره.
بریم؟ خانم هال منتظره.
ما خیلی به همهتون مدیونیم. همهتون خیلی شجاعید.
ما خیلی به همهتون مدیونیم. همهتون خیلی شجاعید.
ممنونم.
به نظرم مراسم تاثیرگذاری بود.
شما رفقای یونیفرمپوش واقعاً سختیهای زیادی کشیدید.
شما رفقای یونیفرمپوش واقعاً سختیهای زیادی کشیدید.
اینجا هم سالهای سختی داشتیم.
اینجا هم سالهای سختی داشتیم.
آه، میدونم.
مگی هنوز خبری از آرتور نداره.
مگی هنوز خبری از آرتور نداره.
بچه خوبی بودی؟ اون چیه دستت؟
بچه خوبی بودی؟ اون چیه دستت؟
بابا! بابا! ببین! سلام، جیمبو!
بابا! بابا! ببین! سلام، جیمبو!
داری میری بیرون؟
ببخشید. جنی!
بابا منتظره که اون جوی آب رو شروع کنیم.
بابا منتظره که اون جوی آب رو شروع کنیم.
بابایی، بابایی، ماشینم، ببین! اوه، واقعاً محشره، جیم!
بابایی، بابایی، ماشینم، ببین! اوه، واقعاً محشره، جیم!
قطعاً ریچارد میتونه چند دقیقه بدون تو از پس کار بربیاد.
قطعاً ریچارد میتونه چند دقیقه بدون تو از پس کار بربیاد.
فکر کردم صبحانه میخوردیم. معطلش کردم.
فکر کردم صبحانه میخوردیم. معطلش کردم.
جیمز، دیر از خواب بیدار شدی. بله.
جیمز، دیر از خواب بیدار شدی. بله.
بعد از سه برگشتم خونه. بابایی!
بعد از سه برگشتم خونه. بابایی!
آه، واقعاً رانندگی فوقالعادهایه، جیم.
آه، واقعاً رانندگی فوقالعادهایه، جیم.
نه، نه، نه، نه، اون رو نخور، رزی.
نه، نه، نه، نه، اون رو نخور، رزی.
جیم صدای موتور ماشین رو درمیاره.
ببین، یه صبحانه دیگه یه روز دیگه عالی میشه.
ببین، یه صبحانه دیگه یه روز دیگه عالی میشه.
جنی!
میتونم وقت ناهار برم اونجا. خب، جنی بچهها رو داره اون موقع.
میتونم وقت ناهار برم اونجا. خب، جنی بچهها رو داره اون موقع.
فقط ۲۰ دقیقه وقت داریم.
۲۰ دقیقه با تو؟ هر بار ارزشش رو داره.
۲۰ دقیقه با تو؟ هر بار ارزشش رو داره.
باشه، دلبر!
باشه، دلبر!
بعداً میبینمت.
خداحافظ. خداحافظ!
هی، چیکار میکنی؟ فقط دارم ماشینم رو میرونم.
هی، چیکار میکنی؟ فقط دارم ماشینم رو میرونم.
فقط داری ماشینت رو ... روی بابا میرونی.
فقط داری ماشینت رو ... روی بابا میرونی.
اوه، هورا! رسید! دعوتنامهام از قلعه اورلی!
اوه، هورا! رسید! دعوتنامهام از قلعه اورلی!
اوه، هورا! رسید! دعوتنامهام از قلعه اورلی!
اون جشن رسمی شنبه شب اونجاست.
چی، شنبه شب؟
آه. بله.
تریستان، ببین، میدونم من بودم که دراورز رو پیشنهاد دادم.
تریستان، ببین، میدونم من بودم که دراورز رو پیشنهاد دادم.
اگه برنامه رو عوض کنیم، اشکالی نداره؟ البته که نه.
اگه برنامه رو عوض کنیم، اشکالی نداره؟ البته که نه.
برای کار خوبه که تو همچین جایی باشیم.
برای کار خوبه که تو همچین جایی باشیم.
و دعوتنامهها مثل کیمیا هستن، پس...
نه، میفهمم. ترجیح میدی با اون کت و شلوار مجلسیات اینور و اونور بپلکی.
نه، میفهمم. ترجیح میدی با اون کت و شلوار مجلسیات اینور و اونور بپلکی.
تا اینکه با برادرت یه لیوان نوشیدنی بخوری.
هفته دیگه چطوره؟
هفته دیگه چطوره؟
متأسفانه خیلی سرم شلوغه. اما هفته بعدش انجامش میدیم، آره؟
متأسفانه خیلی سرم شلوغه. اما هفته بعدش انجامش میدیم، آره؟
نگران نباش. به زودی سر حالت میاریمت.
نگران نباش. به زودی سر حالت میاریمت.
خانم پامفری، الان پیشتون میایم.
صدای زنگ تلفن
صدای زنگ تلفن
داروبی، دو-دو-نه-هفت.
بووآر؟
بله. سروان فارنون.
اگه مشکلی پیش اومد، فقط تماس بگیرید. خانم پامفری.
اگه مشکلی پیش اومد، فقط تماس بگیرید. خانم پامفری.
جیم، باید میگفتی اینجا مثل بازار شامه!
جیم، باید میگفتی اینجا مثل روز بازاره!
فکر کردم بعد اون مراسم، یه کم زمان واسه خودت لازم داری.
فکر کردم بعد اون مراسم، یه کم زمان واسه خودت لازم داری.
من راحت باهاش کنار میام. شما که منو میشناسی. نیازی نیست انقدر عجله کنی برگردی سر کار.
من راحت باهاش کنار میام. شما که منو میشناسی. نیازی نیست انقدر عجله کنی برگردی سر کار.
من و برادرت حواسمون هست.
ولی من خوبم. کجا منو لازم داری؟
ولی من خوبم. کجا منو لازم داری؟
خانم هال همین الان یه تماس رو جواب داد.
خانم پامفری، بفرمایید تو. اوه. ممنون.
خانم پامفری، بفرمایید تو. اوه. ممنون.
"بوووار."
تریکی از بابت پدر شدن، حسابی ذوقزده بود.
تریکی از بابت پدر شدن، حسابی ذوقزده بود.
تریکی رو که میشناسی. انرژیاش سرایت کنندهست.
تریکی رو که میشناسی. انرژیاش سرایت کنندهست.
خب، با توجه به سنش، پسرک حالش خیلی خوبه.
خب، با توجه به سنش، پسرک حالش خیلی خوبه.
خوب ازش مراقبت کردی.
بله، ولی این پرورشدهندههایی که شما معرفی کردید...
بله، ولی این پرورشدهندههایی که شما معرفی کردید...
اونا باید از خداشون باشه.
حتی یه نفرشون هم حاضر نیست بهش فرصت بده.
حتی یه نفرشون هم حاضر نیست بهش فرصت بده.
اِ. خیلی به دلش گرفته.
بله، معمولاً پرورشدهندهها دنبال...
بله، معمولاً پرورشدهندهها دنبال...
نرهای جوانتر هستن.
نه، نه، نه. نه، عمو هریوت، نه. لطفاً این حرفهای بیمعنی رو نگو.
نه، نه، نه. نه، عمو هریوت، نه. لطفاً این حرفهای بیمعنی رو نگو.
علم میگه که نرهای جوانتر، تولههای قویتر و سالمتری به دنیا میارن.
علم میگه که نرهای جوانتر، تولههای قویتر و سالمتری به دنیا میارن.
علم میگه که نرهای جوانتر، تولههای قویتر و سالمتری به دنیا میارن.
ولی حکمت و تجربهای که تریکی داره چی؟
ولی حکمت و تجربهای که تریکی داره چی؟
در مقایسه با اون... جوجه تازه به دوران رسیدهها؟
در مقایسه با اون... جوجه تازه به دوران رسیدهها؟
بله.
خانم شینول، لطفاً یه هفته دیگه دوباره میخوام ببینمش.
خانم شینول، لطفاً یه هفته دیگه دوباره میخوام ببینمش.
ممنون.
خانم هال! یه لحظه.
خانم هال! یه لحظه.
صدای زنگ تلفن
صدای زنگ تلفن
میدونم دلت میخواد ازش توله داشته باشی.
میدونم دلت میخواد ازش توله داشته باشی.
راههای آسونتری هم هست. یه توله سگ جدید!
راههای آسونتری هم هست. یه توله سگ جدید!
تریکی اونجا بود تا راهنماییشون کنه.
حکمت سگیش رو که به سختی به دست آورده، منتقل کنه.
نسلش چی میشه، خونش؟
نسلش چی میشه، خونش؟
من بهش یه سلسله وعده دادم.
پس نباید ناامید بشید خانم پامفری.
پس نباید ناامید بشید خانم پامفری.
پرورشدهندههای دیگه هم هستن.
اومم.
بله، بله. ممنونم عمو هریوت.
بله، بله. ممنونم عمو هریوت.
خداحافظ. فعلا.
خداحافظ. فعلا.
زیگفرید؟
زیگفرید؟
زیگفرید.
تریستان.
سروان فارنون؟
هر دو: صبح بخیر. این واقعاً عالیه.
هر دو: صبح بخیر. این واقعاً عالیه.
یه سروان فارنون میخوای، اونا یه یدکی هم بهت میدن.
یه سروان فارنون میخوای، اونا یه یدکی هم بهت میدن.
سوءتفاهم اداریه. اینجا یه مطب خانوادگیه.
سوءتفاهم اداریه. اینجا یه مطب خانوادگیه.
پس دو برادر و دو سروان؟
پس دو برادر و دو سروان؟
بابام گفت سراغ سروان فارنون رو بگیرم.
ظاهراً تو کار با اسبها بینظیره.
رابرت نشونت میده کجا پارک کنی.
رابرت نشونت میده کجا پارک کنی.
از اینجا به بعد با من.
تو برو خونه، به جیمز تو کارهای عقبافتاده کمک کن.
تو برو خونه، به جیمز تو کارهای عقبافتاده کمک کن.
زن: صبح بخیر، خانم بوووار.
عموم فوت کرد، برای همین املاک به ما رسید.
عموم فوت کرد، برای همین املاک به ما رسید.
ما جمعه از همپشایر رانندگی کردیم تا اینجا.
حتماً منظرهی جالبی برای رانندههای روبرو بوده.
حتماً منظرهی جالبی برای رانندههای روبرو بوده.
Magna vis equorum. (میخندد)
Magna vis equorum. (میخندد)
زن: خانم بوووار. چند تا اینجا دارید؟
زن: خانم بوووار. چند تا اینجا دارید؟
وقتی بقیهشون سهشنبه برسن، میشه ۱۵ تا.
وقتی بقیهشون سهشنبه برسن، میشه ۱۵ تا.
بابام قصد داره کار رو گسترش بده.
ما تعدادمون زیاده، میبینید، و همهمون دیوونهی اسبیم.
ما تعدادمون زیاده، میبینید، و همهمون دیوونهی اسبیم.
این فیلبریک منه.
امروز صبح سوارش شدم و یه چیزی درست نبود.
صبح سوارش شدم و یه چیزی درست نبود
No comments yet. Be the first to leave one.