The first 200 lines.
در اوایل قرن بیستم، با زیادشدن مهاجرت کارگران مزرعه به سمت جزایر هاوایی
.بیماری های جدیدی هم همراه آنها به آنجا برده شد در سال 1919، آنفلوآنزای اسپانیایی جان بسیاری را گرفت
ژاپنی ها بزرگترین جمعیت کارگرها رو تشکیل میدادن و بیشترین رنج و آسیب رو دیدن
.::ارائهای اختصاصی از وبسایتِ::. |-| Film2Movie.US |-|
،ما فقط یه زندگی داریم
،چه با عشق ورزیدن بگذرونیمش چه با گریه و زاری
،بالای کوهستان ،جایی که قهوه رشد میکنه
.یک جزیره درون جزیرهای دیگه وجود داره
جایی که خیلی از ژاپنی ها برای محقق کردن یه زندگی جدید
.میان و اونجا کار و زندگی میکنن
سلام
ببخشید
یه پسر چند ملیتی جوان وقتی که
،یه بیماری جدید توی جزیره فراگیر شد .پدر و مادرشو از دست داد
،برای محافظت از پسر
نامادریش مجبور بود اونو از
،جمعیت کوچک قهوه چین ها مخفی کنه
کسایی که معتقد بودن چنین بچه ای مایه شرمندگی .و بدشانسی میشه
.هیچکس از وجود اون پسر خبر نداشت
این بیماری مهیب، هیچ تفاوتی بین
.نژادها و طبقه بندی های مختلف جامعه قائل نبود
، "آقای" دنیلسون ، صاحب مزرعه
بعد از مرگ زودهنگام همسر محبوبش .برای همیشه تغییر کرد
،یکی از اون روزای خیلی تلخ
.من قیّمِ خانوم "گریس" شدم
و همچنین دو بچه از دو دنیای متفاوت
.که هر دوشون از مادرشون جدا شده بودن
! هی، بچه جون
.هی، نباید نزدیک اون جسد بشی
.خطرناکه، هی
تو به اینجا تعلق نداری
برو پی کارت ، پسره دورگه
.صبحتون بخیر
هی! پولت کجاست دورگه ؟
خیلی ممنونم ازتون
پولشو بده ، دو رگه
پولشو بده
ببخشید، باید یه جایگزین بهتری واسه
کتک زدن یه بچه بی شعور باشه
.بیا
.این مقدار باید هر چقدر که بدهی پسره بوده رو صاف کنه
.حالا بذار یه نگاهی بهت بندازم .مرد جوان
.بذار ببینمت بچه
هی، واسه اینجور چیزا انقد سخت نگیر
.این موقعیت زودگذره
نصف؟
، من 2500 کیلومتر با هزینه خودم اومدم
, کل راه رو راجب این جزیره لعنتی چاخان گفتم
و حالا بهم میگی فقط نیمی از اونچه
طبق قرارداد قرار بود بهم برسه، میرسه؟
.میخوام با آقای دنیلسون حرف بزنم
.من سرکارگر مزرعهشم
.من از جانب ایشون صحبت میکنم
.بازار قهوه همه چیز اینجا رو اداره میکنه
همین الان کل کوهستان دچار رکود و ریزش کارگرا شده
خیلیخب، کشتی بعدی کی از اینجا حرکت میکنه؟
.یه ماه دیگه
یه ماه؟
.من تقریبا هرچی رو که داشتم واسه اومدن به اینجا خرج کردم
گوش کن، ما یه دکتر لازم داریم
،ما خیلیا رو در اثر بیماری از دست دادیم
.از جمله خانوم دنیلسون، همین دور روز پیش
چطوره من ترتیب اقامت توی یه جا و
یکم اعتبار خرید از انبار بهت بدم ؟
.خیلیخب
،ببین، فقط هرچقدر میتونی واسه یه ماه بهم بده
.منم ببینم چکار میتونم بکنم
.اگه نه، که من با کشتی بعدی میرم
راستی، خونهت مطابق اون چیزی نیست که بهش عادت داشتی
.مشکلی نیست
.وای نه
! وایسا، وایسا
.اینجا یه آشغال دونیه
الان با چی برگردم به شهر؟
دوچرخه - چی؟ -
.دوچرخه
.صبح بخیر دکتر - .صبح بخیر شهردار -
چطوری از قهوه "کنا" خوشت میاد؟
.قهوهش خوبه
.خیلی با بویی که خونه جدیدم میده کنار نمیام
جریان اون بچه چیه؟
.نمیدونم
یهویی از ناکجاآباد سروکلهش پیدا شد
.شانس در خونهتو زده .زنش مریضه
.خیلیخب، خب، چه علائمی داره؟
.زنه نفس نمیکشه
بعضی از این مردم واسه
.داروهای مدرن باید قانع بشن
.مشکلی نیست .کلی وقت واسه توجیه کردن گذاشتم
.خدایا اون چیزیه که گازش گرفته؟
.شوک آنافیلاکتیس
.خیلیخب .اون یه واکنش آلرژیک داشته
.این آدرنالینه
،بهش نیاز داره .وگرنه میمیره
بهم اعتماد کن، بهش کمک میکنه .راه دیگه ای نیست
.ای احمق
.احمق نفهم
! تو، پسر
،بیا اینجا پسر، باتوام
.زودباش، وقت ندارم بازی کنم
.بیا اینجا
.به کمکت نیاز دارم
به این مرد توضیح بده
که زنش میمیره
.اگه بهش آدرنالین تزریق نشه
! هی
! خفه شو، خفه شو، خفه شو
زودباش، میتونی حرف بزنی دیگه؟ .بهش بگو
.میخواد که من برم .دورگه بدشانسی میاره
.برو بابا
.گوش کن ببین چی میگم
.یکی دیگه مثل این دارم
خونهم آخرین خونه جاده اصلیه
، از سمت چپ برو .پیداش میکنی
جلو حیاطش یه فنس قرمز هست، گرفتی؟
.کیف
.خونهم
فهمیدی؟
.چی با خودم فکر میکردم آخه
.بدو، پسر
.زودباش بچه جون
.گُل پسر
.هی
.چیزی نیست، بچه جون
.من دکترم
.خیلیخب
.این باید کار خودشو بکنه
نمیتونم که بذارم اولین مریضم بمیره، میتونم؟
.آره، نفس بکش
.میتونی بذاری بیاد تو
.بفرما
،خب، بچه جون
اسمت چیه؟
،اسمت، تا بدونم چی باید صدات کنم
.جو
.جو،هممم
.جو
جوزف؟
."فقط "جو
.خیلیخب، جو
.همه این بالارفتنا از کوهستان گرسنهم کرده
نظرت چیه برگردیم شهر و یه چیزی بخوریم؟
...خب
اولین درمان چطور پیش رفت؟
.خب، از پسش بر میاد
.خوبه
.به لطف این گل پسری که اینجاست
.متوجهم
،بچه جون، چرا بهمون نمیگی اهل کجایی
تا بتونیم بهت کمک کنیم؟
اون سمت؟ کوهستان؟
والدینت کجان؟
مادر، پدر؟
میو واتانابه؟
.مامان
.مامان
، اون تنها زندگی کرد بالای کوهستان
.اون طرف دره
،خودش خواست تنها باشه .یکم منزوی بود
.در اثر مریضی از دستش دادیم
.نمیدونستم بچه ای داره
این همه مدت تو رو مخفی کرده بود؟
و چرا باید اینکارو بکنه؟
...چون احتمالا اون
.چون احتمالا اون بچه نامشروع بود
،یه شیطونیایی با یکی اهل هاوایی کرده .الان اون دورگه هستش
،ژاپنیها فکر میکنن واسه هرکی که نزدیکش باشه .بدشانسی میاره
.کاش واقعا مردم این کلمه رو استفاده نمیکردن
.شاید بعضی خونواده های "مَین لند" قبولش کنن
.بذار حدس بزنم
کشتی کی حرکت میکنه؟ یه ماه دیگه؟
خیلیخب، بچه جون، بیا .پیش من زندگی میکنی
هی بچه جون، اون بالا چیزی داری که بخوای نگهش داری؟
.نگران چیزی نباش
،بیماری .همراه بیمار از بین میره
.خیلیخب، بچه جون، بریم دیگه
مادرته؟
.منم خونوادم رو از دست دادم
.اتفاق خیلی بدیه
ولی آدم باید به زندگی ادامه بده دیگه، درسته؟
.من بیرونم .عجله نکن
.صبح بخیر
.انگار کل خونواده ها سخت مشغول کارن
میتونید منو دکتر، و اینو جو صدا کنید
.پسر دو رگه
.زیاد با بقیه خو نمیگیرن
.بیا بچه جون
.صبح بخیر
! سلام
.من دکتر جدید واسه مزرعه هستم
میخوام از این فرصت استفاده کنم تا
.خودم رو معرفی کنم
.ترجمه کن، لطفا
! بلندتر
.بلندتر بگو که بتونن بشنون
صبح بخیر، ببخشید که از همچین جای بلندی باهاتون حرف میزنم
، میخواستم یه ادای احترام مناسب ژاپنی داشته باشم
.ولی پشتم توی جنگ صدمه دیده
.صبح به زور تونستم کفشامو بپوشم
عذر خواهی من رو بابت اینکه نمیتونم احترام بذارم بپذیرید، پشتم درد میکنه
No comments yet. Be the first to leave one.