The first 200 lines.
تقديم به تمام پارسي زبانان جهان
کار من نبود
من نبودم
من نبودم
من نکردم
" خوابگاه کارگران، کارخانه اسلحه سازي شماره پنجاه "
"گلوله ناپديد ميشود"
!عقلِ کُل
بهت گفتم وقتي شنها تموم شد اينجا باش
کجا مونده بودي؟
چطوري پايين اومدي؟
يه رازه
ميخواي امتحان کني؟
اينايي رو که ميگم برام يادداشت کن - خيلي خب -
...در حين حلقآويز شدن
...ناحيهاي از گردن که در تماس با طناب است...
به صورت يک خط قرمز کبود ميشود
...صورت کبود شده
(رگهاي خونيِ چشمها منبسط ميشوند(ميترکد
استخوان لامي و زبان سالم ميمانند
...اگر استخوان لامي ميشکست
...باعث خفگي ميشد ...
...بنابراين همسر "لي ژونمين" اون رو نکشته ...
مرگ خودکشي بوده ...
خودکشي؟
يک اتهام اشتباه ديگه
حالت خوبه؟
...البته که
خوب نيستم ...
"رئيس زندان"
رئيس
خواهش ميکنم ديگه از اين بدلکاريهاي ديوانهوار انجام نديد
اين بار خودتون رو دار زديد
دفعه بعدي به خودتون شليک ميکنيد؟
شايد، اما فقط 1 جون دارم
شانسم رو از دست نميدم
.خواهش ميکنم بنشينيد - .نيازي نيست -
استدعا ميکنم
باشه
...گوش کنيد، چند لحظه ديگه
يه پليس عاليرتبه مياد ديدن شما ...
التماس ميکنم، خواهشا بهش بياحترامي نکنيد
خواهش ميکنم که خواهش نکنيد
شما رئيس هستيد، من عددي نيستم
اينقدر شکسته نفسي نکنيد
شما اينجا حق آب و گل داريد
...اگه اخراج بشيد
کي کارهاي من رو انجام ميده؟ ...
شنيدم که با زندانيها خوب ميجوشي
...به داستانهاشون گوش ميدي
و حتي يادداشتشون ميکني ...
فقط يه سرگرميه
...پس تو بايد نامههاي استيناف زيادي رو
طي 8 سال اخير به سازمان فرستاده باشي ...
براي شما، اينا فقط نامه هستند
براي اونا ، مسئله مرگ و زندگي هستند
... ميدوني
...به جز اينکه اتهامات اشتباه رو معلق کنيم
چرا از اتفاق افتادنشون جلوگيري نکنيم؟ ...
ديوان عالي تحت تاثير استعدادهاي تحقيق کردن شما قرار گرفته
شما در "تيان چنگ" به عنوان افسر جديد سازمان منصوب شديد
شما بايد به قرارگاه گزارش بديد
وظيفه شما نابود کردن فساد موجود در نيروي پليسه
!بريد
بالاييها تصميم گرفتند که ...کارخانه اسلحهسازي رو تبديل به
يک تجارت بزرگ کنند ...
اين يه موقعيت ايدهآل براي ماست که ازش پول در بياريم
...مبلغي رو که دفعه پيش توافق کرديم
همراه آورديد؟ ...
گندش بزنن
رئيس ... نه
باشه
پس من فرض ميکنم که شما راغب نيستيد
بله، بله
رئيس
کمکم کن. اون سعي کرد من رو بکشه
من فکر کردم که يک گراز وحشيه
وظيفه يک افسر محافظت از شهروندانه
جايي براي اشتباه وجود نداره
اگه آقاي "هانگ" تصادفا تير ميخوردند، اونوقت چي؟
اونوقت چي؟
!من متاسفم
...اگه دفعه بعدي اينقدر خوش شانس نباشي چي
و آقاي "هانگ" رو بکشي، اونوقت چي؟ ...
!من متاسفم
!اتفاق نميفته
اين اواخر شانس با من يار بوده
تونستم با يه شريک کاري خوب مثل شما ملاقات کنم
!نميتونم خوشحالتر از اين باشم
از حالا به بعد، هر کاري که رئيس "جين" بگه انجام ميدم
قول ميدم سرمايهگذاري کنم
نميخوام هيچ عواقبي از مرگ اون دختر توي کارخونه گريبانگيرم شه
...روزي که بازنشست شم
مقامات بلند پايه زيادي ميان ...
ميخوام که به همشون خوش بگذره
!فهميدي
مطمئن شو
رئيس
لطفا اين رو قبول کنيد
لطفا يه فکري هم در مورد ترفيع من کنيد
شما هميشه رئيس من خواهيد بود
...خيلي از افراد اين مقام رو ميخواند
بالاييها دارند کسي رو ميفرستند ... که سرپرست اين کار شه
جايگاه اون هم تراز منه
البته
جو ژو" کجا غيبش زده؟"
توي محله فاحشهها کار ميکنه
...عزيزم
چيکار ميکني؟ عجله کن ...
صبر کن، بايد چراغها رو آويزون کنم
!نميتونم صبر کنم
دارم ميام! عجله چرا؟
چه مرگته؟
!ديوونه - کوري؟ -
راه رو بند بيار
!هي، تکون بخور
!لطفا راه بديد
ديوونهاي يا از زندگي سير شدي؟
!از خيابون برو بيرون
سعي داري خودت رو به کشتن بدي؟
...مظنون تقريبا 185 سانتيمتر قدشه
...و حدود 83 کيلوگرم وزنشه ...
تقريبا بين 25 تا 35 سال هم سنشه ...
از کجا ميدوني؟
...من 69 کيلوگرم وزنمه
...ردپام از مال اون کم عمقتر بود ...
از اونجا قد و وزنش رو تخمين زدم ...
...گامهاي بلندش
اين فرض رو ميده که آدم جوونيه ...
...قدمهاش نامنظم بودند
پس احتمالا موقع پريدن آسيب ديده ...
پاشنه پاي راستش نسبت به پاشنه چپ ...بيشتر ساييده شده
...به خاطر اينکه ...
راست پاست ...
آيا چيزي به نام جنايت بينقص وجود داره؟
بزاريد براتون يک داستان واقعي رو تعريف کنم
...سال 1942 در شمال کشور
يک قتل بينقص اتفاق افتاد ...
وو ژونگو" يه تاجر ساده بود"
...پليس بعدا يه دفتر خاطرات توي اتاقش پيدا کرد
و کشف کرد که "وو" نقشه ميريخته ... که همسرش رو بکشه
اون تمام روشهاي ممکن براي کشتن همسرش رو جستجو کرد
...بعضياشون عجيب بودند
بعضيها وحشتناک بودند ...
...و يکي تقريبا کامل بود
...اما "وو" بالاخره فهميد که ...
...بزرگترين مشکل روش کشتن نبود ...
بلکه شواهد بر جاي مانده بود ...
(ببينيد، جسد با ما حرف ميزنه(به ما سرنخ ميده
حتي يکم ترشح خون ميتونه به ما بگه که قتل اتفاق افتاده يا که خودکشي بوده
سرنخها در هر صحنه جرمي باقي ميمونند
تمامي معماها در نهايت ميتونند حل بشند
... :ما نتيجه ميگيريم که
...جنايت بينقص ...
...در مورد لاينحل کردن پرونده نيست ...
بلکه در مورد پيدا کردن قرباني بينقص هستش ...
همسرش همون روز زودتر دفتر خاطرات رو پيدا کرد
و شوهرش رو کشت
همسايهها همه شهادت دادند که وو" معمولا زنش رو کتک ميزد"
...بنابراين اون از تمامي اتهامات تبرئه شد
به دليل دفاع از خود ...
چرا اين پرونده به عنوان يک جنايت بينقص در نظر گرفته ميشه؟
به دليل اينکه خانوم "وو" اين دفتر خاطرات رو جعل بود
چه اتفاقي براش افتاد؟
آيا پليس متوجه شد؟
دو سال قبل خودش رو تحويل داد
بنشينيد
دفترچه يادداشت خودتون رو به من نشون بديد
...شخصي که جسد رو کشف ميکنه
به احتمال 90 درصد قاتله ...
واقعا؟
واقعا
نمونه عينيش منم
...شما در 2 سال اخير از ديدن من سرباز زديد
چه چيزي نظرتون رو عوض کرد؟ ...
بيايد يه بازي انجام بديم
،اگر من به يک سوال شما پاسخ بدم شما هم بايد به يک سوال من پاسخ بديد
باشه
چرا خودتون رو تحويل داديد؟
تا به حال رازي داشتيد؟
راز نگه داشتن عذاب آوره
بعضي وقتها باعث ميشه قلب شما به درد بياد
بعضي وقتها مثل يک چاقو زخمه ميزنه
زندگي برام خيلي طولاني ميشه اگه بخوام راز نگهدار باشم
چرا شما هيچوقت ازدواج نکرديد؟
اينم يه سواله؟
هيچوقت بهش فکر نکردم
به همين خاطر
آدمِ خسيس
...چرا شما دفتر خاطرات
جعلي "وو" رو نابود نکرديد؟ ...
...اميدوار بودم يه نفر بالاخره من رو دستگير ميکنه
يا شايد هم ميخواستم به عنوان يادگاري نگهش دارم ...
... شيرينترين چيزي که تا به حال
به کسي که دوستش داري گفتي چي بوده؟ ...
مراقب خودت باش
..."چرا ميزاشتي "وو
تو رو کتک بزنه؟ ...
...من فقط به اين خاطر امروز موافقت کردم شما رو ببينم
چون که ميدونستم داريد از اينجا ميريد ...
No comments yet. Be the first to leave one.