The first 155 lines.
این دنیا در نیرویی که فانتزیا نامیده میشه غرق شده
کسانی که از این نیرو استفاده میکنن یا به قهرمان تبدیل میشن یا به شیطان
از اسمون بارون هیولا میاد
این یه مجازات از طرف خدا هستش
یا یه حمله از طرف شیاطین؟
یا شایدم خشم مادر طبیعت باشه؟
چیزی که دربارش مطمئن هستیم اینه که اون شیاطین
که نمسیس نامیده میشن یه بلای خانمان سوز هستن
اونا به هر منطقه ای که میرن مرگ و وحشت رو به اونجا میبرن
حتی کسایی که از حمله و برخورد با اونا جون سالم به در میبرن تا اخر عمرشون طلسم میشن
اون نجات یافته ها کسایی هستن که در برابر نمسیس ها میجنگن
مردمی که از برخوردشون با نمسیس ها نجات پیدا کردنه
طلسم ،وجود انسانیتشون رو لکه دار کرده
و اونا،بعضی وقتا، از نمسیس ها هم ترسناک ترن
اونا جادوگر نامیده میشن
این داستان پسری هستش که در تلاشه تا تبدیل به جادوگری بزرگ بشه
و دنیا رو نجات بده
:گروه ترجمه انيمه ورلد تقديم ميکند ترجمه و زيرنويس از Erfanoo
شجاعت واقعی
"شجاعت واقعی"
سث یه جادوگر جوانه که در تپه های صلح امیز پومپو زندگی میکنه
اون به سختی تمرین میکرد
که توسط مردم و الما،کسی که بزرگش کرد،پذیرفته بشه
وقتی که یه نمسیس به طور ناگهان به اونجا اومد
اون در حال نجات دادن دوستش تامی
خودشو توی یه خطر بزرگ انداخت
بعد از این اتفاق اون توسط یه گروه جادوگری ناشناس نجات یافته شد
..و-واو
شما هم جادوگر هستین؟
!معلومه که اره،بچه ریغو
..ما
ووپس. مثل اینکه اول باید به اون رسیدگی کنیم
!هوی،پسرا
!فهمیدم
!از حرکت وایساد
..واو
این برای یه مدت نگهش میداره
شماها کی هستین؟
!ما یه تیم از چهار شکارچی فوق العاده نمسیس هستیم
..تو میتونی ما رو
..چهار قلو
!شجاع هستیم
جین خر!دوباره اشتباه ژست گرفتی
!تو همیشه توی لحظه های مهم میرینی
!و-وا-وا-وایسا, رییس
!باید اروم باشی !اون مهر و موم الانه که از بین بره
!اهم
!گوش فرا دهید،مردم این روستا
!ما اینجاییم که شما رو از نمسیس ها نجات بدیم
م-ما رو نجات بدید؟
معلومه که اره.اگه میخواین زنده بمونین همونجور که بهتون دستور میدم عمل کنین
به حرفام گوش بدین و زنده بمونین
!همه چی رو به چهار قلو شجاع بسپارید
رهبر چهار قلو شجاع دان باسمن
من تا الان جادوگری به جز الما رو ندیده بودم
...هی!لطفا
!بزارین همراه شما پسرا بجنگم
تو،بچه ریغو؟
من چند دقیقه پیش فقط یکم بی دقت بودم
!ولی اینو بدونین که منم مثل شما یه جادوگر عالیم
من به سختی تلاش میکردم که روزی بتونم با نمسیس ها بجنگم
!لطفا!بزارین که همراهتون باهاشون بجنگم
اهان.که اینطور؟
!منو تحت تاثیر قرار دادی!منو مجذوب خودت کردی
شجاعتی که موقعه جنگ با نمسیس نشون دادی
!باعث شد که احترام منو به دست بیاری
!ا-اره
شاید خواست خدا بود که ما در اینجا همو ببینیم
!میدونی چیه؟ما با هم، هم غاریم
رییس،فکر کنم منظورت همکار بوده
!اره،درسته!همکار
در هر حال, تو منو تحت تاثیر قرار دادی ،پسر
!ما حالا با هم همکاریم
همکار؟
منظورت اینه که میتونیم باهاتون بجنگم؟
!ی-یه لحظه صبر کن
!اون بچه قابل اعتماد نیست
!درسته!اون هیچی به جز دردسر برای این روستا نداشته
!یه تهدید مثل اون هیچ وقت سودمند نیست
!از اینجا برو،موش کثیف
!نبینمت
!اشغال کثیف
هی،بیخیال این جور صحبت کردن اصلا خوب نیست
به احساساتم صدمه زدید
اون و من مثل همیم .هر دوتامون جادوگریم
تا جاییی که به شما مربوطه ما پرنده های یه اشیونه ایم
من به این پسر اطمینان دارم
خب،زمان برای چرت گفتن نیست
اون مهر نمیتونه برای مدت زیادی نگهش داره
!شوخی نکن
اول،ما باید همتون رو از اینجا ببریم
!ولی هنوز خانواده های ما توی خونشونن
..مامان..بابا
!نیازی به نگرانی نیست
ما, چهار قلو شجاع ما به همه میگیم که اینجارو تخلیه کنن
زمانی که ما اینکار رو میکنیم, یه نفر رو میخوایم که نقش طعمه رو بازی کنه
و توجه اون هیولا رو نسبت به خودش جلب کنه
میتونی این کارو بکنی،بچه؟
!معلومه که اره
در واقع, چرا فقط نقش طعمه داشته باشم؟ من میتونم شکستش بدم
!این چیزی بود که دوست داشتم بشنوم
ولی این کاری هست که بهش میگن بی پرده نشو
رییس،فکر کنم منظورت بی پروا نشو بود
!اون،درسته!همین که این گفت
پسر,بی پروا نباش موقعه اش که شد فرار کن
تو نمیتونی که بدون فکر تمام کار هاتو بکنی
اگه میخوای که نجات پیدا کنی, باید زرنگ باشی
این رفتار که بهت گفتم رفتار یه جادوگر عالیه
د.درسته...فهمیدم
ه-هی, فکر کنم دیگه وقتش رسیده
!اوه ببخشید!فکر کنم دیگه وقت رفتنه
میبینمت،پسر.بهت اطمینان دارم
!فهمیدم
..سث
تامی, پدرت هنوز توی بانکه،مگه نه؟
!من باهات تا اونجا میام،سریع باش
..باشه
!بسیار خب
به اسلحه ها هم نمیشه تکیه کنم و بدرد نخور بود
!وقتشه،باید از جادوم استفاده کنیم
!مشت تایتانی
این دیگه چیه؟ اولش نرمه،ولی بعدش سخت میشه
!اوه،شت
!چرا این چند وقته این حادثه همش برام اتفاق میافته؟
!نزدیکه!من توی دردسر بدی افتادمه
!چه قیافه تخمی ای
حمله از جلو جوابگو نیست
..در این صورت
!مشت تایتان
من حتی نمیتونم از راهش منحرفش کنم
من باید چیکار بکنم؟
گوش بده
اگه میخوای زنده بمونی،باید زرنگ باشی
..زرنگ
باید یه چیزی باشه
!اهان
!پدر
تامی
!باید از اینجا بریم!یه نمسیس اومده
چی!؟
قربان,بیاین اسناد مالی رو جمع کنیم و از اینجا بریم
..د-درسته
خب،این اصلا خوب نیست
ما کی هستین؟
چ-چهار قلو شجاع؟
مردم هنوز اینجا هستن؟
شما ها باید هر چه سریع تر اینجا رو تخلیه کنین
!ایناهاشش
!هی،صورت تخمی
!اینجا
!بسیار خب
!سریعه
..ولی
!گرفتمت
حالا چی؟ !دیگه نمیتونی کار های شیطانی بکنی
No comments yet. Be the first to leave one.