Dog Soldiers

Dog Soldiers

Download Farsi Persian Subtitle

Release info

Dog Soldiers M-HD
A Commentary by khull

Tags

HD
Published on: 2011-04-28
Downloads: 55
Hearing Impaired: Yes

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

.حق با تو بود

.اینجا بودن، خیلی بهتر از سرِ کار بودنه

.فقط یادت رفت درباره ی یه چیزی بهم هشدار بدی، پشه های لعنتی

!چقدر نق میزنی

...حالا که درباره ی کار صحبت کردی

و حالا که من تونستم قانعت کنم که کارِت رو ول کنی ...و با من اینجا بیای

.بگیر

.مبارکه

.هیچ جنگجویی نباید بدونِ شمشیرش جایی بره

.نمی دونم چی بگم

چیه، بَلَد نیستی حرف بزنی؟

.عالیه

.آره، از نقره ی خالص ساخته شده پس مواظب باش گمش نکنی

."خوب بود، سرباز "کوپِر

...بیست و دو ساعت و چهل و هفت دقیقه

.دوام آوردی و گیر نیفتادی

.توی گروه نفرِ اول شدی

...البته، فرار کردن و پنهان شدن

...بهترین راه برای زنده موندن نیست...

.بلکه باید هیچ اثری از خودت برای دشمن باقی نذاری

.بیا. سگه رو بکش

ببخشید قربان، چی؟

.اسلحه رو بگیر و ازش استفاده کن

!طیِ عملیاتِ گزینش، تو از من دستور می گیری

."الان من به تو دستور دادم که اون سگ رو بکشی، "کوپر

شوخی می کنی، آره؟

فکر می کنه دارم باهاش شوخی می کنم. من قیافه ام شبیهِ آدم های شوخ طبعه، عوضی؟

!نه، قربان

.ولی هنوز نمی خوام اون سگ رو بکشم

.چاره ای نداری. زود باش. بُکُشِش

!بُکُشِش

!نه، قربان

...تو به دردِ کجای تیمِ من می خوری

وقتی حتی نمی تونی یه سگ رو بُکُشی؟

!نگفتم نمی تونم یه سگ رو بکشم، قربان

!گفتم نمی تونم بدونِ دلیل بُکُشمش

."تو مردود شدی، "کوپر

.من سربازِ نازک نارنجی نمی خوام - به خاطرِ نکشتنِ اون سگ ردم کردی؟ -

!خودت باعث شدی

."وضعیتِ اینجا مناسب نیست، "کوپر

...به همین خاطر

...من فقط سربازهای همه کاره می خوام

!نه سربازهای بزدل

!نه! حرومزاده ی روانی

.اون فقط یه سگه. همین

...شاید روزی که این مسئله رو توی کله ی پوکِت فرو کردی

.بذارم واردِ تیمِ من بشی

.تا اون موقع، زندگی کن و ازش درس بگیر

.آره، ولی تو لازم نیست زنده بمونی

."شانسِ دومی بهت نمیدم، "کوپر

.و هرگز این کارت رو فراموش نمی کنم

.این آشغالِ عوضی رو ببرید

.برش گردونید به گردانِ خودش

.پراکنده بشید

.امنیتِ محلِ فرود رو کاملا تامین کنید

!برو، برو، برو، برو، برو

!جوء"، از اون هلی کوپترِ لعنتی پیاده شو"

.نمی خوام فوتبالِ امشب رو از دست بدم

!من نمیام، گروهبان. من نمیام

.بعدا می بینمت

.کوپر"، می خوام منطقه رو کاملا بررسی کنی"

.می خوام تا سه دقیقه ی دیگه کاملا آماده ی حرکت باشین - .بله، قربان -

.اسپون"، "تری"، شما نگهبانی بدین"

...جوء"، جونِ بابات"

.خودت رو جمع کن. حداقل ظاهرت باید عینِ سربازا باشه

.خیلی خوب، ساعت ها رو با من هماهنگ کنید

...ساعت تا چند ثانیه ی دیگه میشه هفت و سی دقیقه

.سه، دو، یک...

!لعنتی، باورم نمیشه

دیگه چی شده، "اسپون"؟

.ساعتم رو توی پایگاه جا گذاشتم، قربان

هر چند وقت یه بار، یه استراحتی به خودت بده .پسرم، طولِ عمرت بیشتر میشه

!عالیه، "اسپون"، خاک بر سرت

.منم دقیقا همین رو می خواستم بگم

و تا یه دقیقه ی دیگه باید کفشِ من رو از دهنت !بیرون بیاری، "جوء"ی کچل

!لعنتی

سرت رو تیغ زدی "جوء"، نه؟

!دیگه حالم داره به هم می خوره

،مهم ترین مسابقه ی فوتبالِ زندگیم امشب قراره انجام بشه

...و من تو این خراب شده گیر افتادم که

!نه خوراکی پیدا میشه، نه حتی یه تلویزیون

!آره، خوب، ارتشی بودن همین دردسرها رو داره دیگه

هی، بازی ای که دارم ازش حرف می زنم، بازیِ .انگلیس برابرِ آلمانه

!دو تا رقیبِ دیرینه

آره، خوب، ولی هیچی به اندازه ی اینجا بودن حال نمیده، مگه نه "جوء"؟

!فقط یه مانورِ نظامیه، نه قضیه ی مرگ و زندگی

!زیاد مطمئن نباش، "جوء". داری منو عذاب میدی

،اگه توی مراسمِ شرحِ ماموریت یه ذره حواست جمع می بود

!دقیقا می دونستی که رقیبمون توی این مانورِ کوچولو کیه

خوب رقیبمون کیه؟ - !نیروی ویژه ی ارتش، لعنتی -

!به من چه! گورِ باباشون

.خیلی خوب، خیلی خوب

...گوش کنید، می خوام خیلی واضح و کوتاه بگم

...چون منم مثلِ شما، می خوام هر چه سریع تر برم خونه

.با یه زنِ خوشگل بپرم تو تختِ خواب و فوتبال ببینم

از اون کارا هم می خواین بکنین، گروهبان؟

!آره، ولی باید حواست باشه زنه رو توی محوطه ی جریمه نزنی

!خیلی خوب، بسه دیگه

.تا اونجایی که می دونیم، ما پنجاه فوت با دشمن فاصله داریم

،و اگه بهشون رسیدیم

.از همه تون می خوام خشونت لازم رو به خرج بدید

،و فکر نکنید چون داریم از گلوله های بی خطر استفاده می کنیم

.می تونید هر کاری خواستید بکنید

.پس یادتون باشه، هر جا لازم بود بهشون شلیک کنید

...و اگه گیر افتادید، باهاشون مقابله کنید

وگرنه قول میدم، "جوء"، که اعضای بدنت تبدیل میشه !به صبحونه ی اونا

آب پزش می کنن یا سرخش می کنن، گروهبان؟

.باهاش املت درست می کنن

."بگیر، "اسپون

!اوه، چه خوشگله

.چون خوشگله و برق می زنه، معنیش این نیست که با ارزشه

.یادت باشه بعدا بهم پس بدی، پسرم

پس شما چی، گروهبان؟

خوب، من توی ذهنم می شمارم، خوبه؟

خیلی خوب، "کوپر"، چی شد؟

.ما الان اینجاییم. خطِ مقدم اینجاست

دستگاه مخابره ی هوایی مون مشخص کرده که دشمنها .اینجا، اینجا و اینجا هستن

،با نگهبان های شیفتی ای که برای اینجا گذاشتن

.کاملا این منطقه رو تحتِ پوشش دارن

.ولی یه منطقه از پوششِ حفاظتی شون خارجه

.دقیقا این منطقه

.یه رودخونه هم از خطِ مقدم و از طریقِ یه دره می گذره

...سی یا چهل فوت عمق داره

،و حتما یه نگهبان هم براش قرار داده شده ...ولی اگه نصفِ شب اونجا بریم

...مخفیانه و بی سر و صدا راه بریم

،و توی رودخونه مراقب باشیم که خیس نشیم و سرعتمون کم نشه

.طبقِ محاسباتِ من می تونیم رد بشیم

پس دیگه مشکل چیه؟

با این بدشانسی هایی که این اواخر آوردم، هر چی بیشتر .کمک با خودم ببرم بهتره

...می دونم که رد شدنت توی اون امتحان اشتباه بود

...اما باید بگم

.از رد شدنت نارحت نیستم

.گروهِ ما بدونِ تو وضعش خیلی بدتر میشد

.کاری بود که باید می کردم، خودت می دونی

.به خاطرِ خودم

...ببین، فقط آدمایی دنبالِ دردسر می گردن که از زندگی شون سیر شدن

.و آدمای دیوانه

.از من به تو نصیحت، صبور باش

...خیل خوب، خانومها

...وسایلتون رو جمع کنید

.اولویت با مغزهاتونه، حتما بیاریدشون و سریعا راه بیفتید

.اسپون"، تو جلو بیفت"

.تری"، "جوء"، شما هم پشتِ سرِ بقیه راه بیفتید"

.بنداز اینجا "کوپر". روی سرم

!عوضی

باورم نمیشه دارم به خاطرِ این مانورِ لعنتی !فوتبالِ امشب رو از دست میدم

.جوء"، اگه خفه نشی، قسم می خورم که خودم خفه ات کنم"

!راه بیفت - .من که چیزی نگفتم، گروهبان -

اینجا دیگه کجاست؟

.داستانای عجیبی در موردِ این منطقه شنیدم

چی چی؟

.مردم ناپدید میشن و دیگه پیداشون نمیشه

.خوب، "کوپر"، ادامه بده، بیشتر لاف بزن

.حقیقت داره

.مثلا همین ماهِ پیش، یه زوجِ جوون برای گردش اینجا بودن

یه جایی همین دور و ورا کمپ زدن و نصف شب .یه بلایی سرشون اومد

.تیمِ نجات چند روز بعد باقیونده های کمپشون رو پیدا کرد

.چادرشون تیکه پاره شده بود و همه جاش رو خون گرفته بود

توی روزنامه ها نوشته بود کارِ یه حیوونِ عظیم الجثه .از خانواده ی گربه سانها بوده

.محلی ها می گفتن کارِ یه روانی بوده که از تیمارستان فرار کرده

.ولی تا حالا کسی دستگیر نشده و چیزی مشخص نشده

...سال به سال آدمهای بیشتری اینجا میان

.و هر از گاهی عده ای ناپدید میشن

...نه سرِنخی، نه جسدی، فقط ناپدید میشن

.و دیگه هرگز پیداشون نمیشه

.با کمپ تماس بگیر

.بگو دارن به سمتِ دره میرن

.از "برودسورد" به پایگاه

بگو ببینم، "بروس". تو از چی می ترسی؟

.موقعیتِ فعلیِ انسان ها که دارن خودشون رو نابود می کنن

.لابد شوخی می کنی

چیه، جدی اینطور فکر می کنی؟

خوب تو چی، "اسپون"؟

.ضعف

بحثی توش نیست، "جوء" تو چی؟

...فقط یه چیز واقعا من رو به دلهره میندازه

.یه ضربه ی پنالتی

چه خوب. تو چی "تری"؟

."تماشای یه ضربه ی پنالتی، کنارِ "جوء

تو چطور، "کوپر"؟

.عنکبوت، زن

.و زنِ عنکبوتی

.خیلی دوست دارم بدونم گروهبان از چی می ترسه

!برو گمشو مرد، گروهبان از هیچی نمی ترسه

.درست نمی دونم

.خوب، فکرِ اینکه زنم رو دوباره نبینم، مثلِ سگ منو می ترسونه

...و اون چیزهایی که حالِ آدم رو به هم می زنن

.و مو رو به تنِ آدم سیخ می کنن

مثلِ "اسپون"؟

...نه، یه موردِ کاملا مخصوص برای من پیش اومد

.که تا روزِ مرگم از یادم نمیره

.سالِ 1991 بود

...درست قبل از اینکه یگانِ ما رو به کویت بفرستن تا

.آخرین بازمانده های گروه مقاومت رو از بین ببرن

...من و یکی از دوستام به اسمِ "ادی آزوِلد" تصمیم گرفتیم

...روی بدنمون یه خالکوبی درست کنیم

.و رفتنمون به کویت برای اولین بار رو جشن بگیریم

.آره، "ادی" رو یادم میاد

...قدش خیلی کوتاه بود

دماغش شکسته و چشمش چپ بود، درسته؟

More Farsi Persian subtitles for Dog Soldiers

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left