Extraction 2

Extraction 2

Download Farsi Persian Subtitle

Release info

Extraction 2 2023 720p NF WEB-DL DDP5 1 Atmos H 264-CMRG
Extraction 2 2023 1080p WEBRip x264 AAC5 1-[YTS MX]
Extraction 2 2023 720p WEBRip x264 AAC-[YTS MX]
Extraction 2 2023 1080p 10bit WEBRip 6CH x265 HEVC-PSA
Extraction 2 2023 720p 10bit WEBRip 6CH x265 HEVC-PSA
Extraction 2 2023 1080p NF WEBRip 1400MB DD5 1 x264-GalaxyRG
Extraction 2 2023 720p NF WEBRip 800MB x264-GalaxyRG
Extraction 2 2023 720p/1080p WEB h264-EDITH
Extraction 2 2023 1080p NF WEB-DL x265 10bit HDR DDP5 1 Atmos-CMRG XEBEC
Extraction 2 2023 1080p NF WEBRip DDP5 1 Atmos x264-CMRG XEBEC
A Commentary by .Cardinal.
🈯️👽 𝐀𝐛𝐆 و ســـروش 𝐂𝐚𝐫𝐝𝐢𝐧𝐚𝐥 آریــن | 𝘼𝙣𝙞𝙢𝙚-𝙇𝙞𝙨𝙩.𝙉𝙚𝙩 🈯️🈯️

Tags

Web-DL
web-dl
web
WEB-DL
720p
720
webrip
x264
BRip
1080
TS
YTS
x265
HEVC
HD
Published on: 2023-06-16
Downloads: 199
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

!تایلر

نفس می‌کشه. نفس می‌کشه

« امارات متحده عربی، دبی »

چندتا زخم گلوله

مجرای تنفسی باز شد

هر کاری تونستیم کردیم

بهتره فکر کنید تا چه حد می‌تونید منتظر بمونید

خواهر...منصفانه نیست اینطوری ولش کنیم

ازش قطع امید نمی‌کنم

چی گفتی؟

گمشو برو

پنج ثانیه نگه می‌داریم

...چهار، سه، دو

عجله نکن

میشه فقط بری خونه؟

وگرنه چی؟ پامو زیر می‌گیری؟

کار دیگه‌ای ازم برنمیاد

مرسی، نیک. که زنده نگهم داشتی

واقعاً مشتاق بخش بعدی زندگیمم

،شاید باورت نشه

ولی خیلی سختـه که بذاری کسی که برات مهمـه، بمیره

ولی تو با چنگ و دندون برگشتی

فقط باید بفهمی چرا

« گرجستان، کوجوری »

زوراب

از زندان بهم خبر دادن

می‌خوان حکم حبس برادرت رو ده سال بیشتر کنن

« زندان کاچیری » « گرجستان »

فرماندار

زوراب. همیشه از دیدنت خوشحال میشم

چطوری، دوست من؟

چندان خوب نیستم

یکی از گاوهای خوب‌مون مریضـه

.مجبوریم بکُشیمش .باید تا بقیه رو مریض نکرده، خاکش کنیم

گفتی بیام تا ابراز تأسف کنم؟

میشه باهام بیای؟

گفتی موضوع ضروریـه

شنیدم امروز صبح حکمی صادر کردی که

حبس برادرم ده سال طولانی‌تر بشه

برادرت یه مأمور مبارزه با مواد رو از بالای پشت‌بوم پرت کرده پایین

آمریکایی‌ها حسابی پیگیرن

،وقتی من و داویت کوچیک بودیم

باید به هر قیمتی که شده ازش حفاظت می‌کردم

پدرم هیچوقت نمی‌ذاشت اینو یادم بره

من به استردادش به آمریکا اعتراض کردم

توی یه زندان گرجستانی نگهش داشتم

حتی اجازه دادم خانوادش توی زندان کنارش باشن

یادت نره به لطف کی الان فرمانداری و چرا

متأسفم. کاری از دستم برنمیاد

یکی از گاوهای خوب‌مون مریضـه

بهت که گفتم

داداشم! انگار اوضاعت خوبـه. اینجا رو

این چه پیرهنیـه؟ شرطی چیزی باختی؟

خوشت نمیاد؟ - نه -

.یکی واست می‌گیرم سایزت چنده؟ 44 متوسط؟

یکم لاغرتر شدی، نه؟

خفه شو

من هم دلم برات تنگ شده بود

می‌خواست خلاصت کنیم

نه، اینطور نیست. دروغ میگه

لطف بزرگی بهم می‌کردی

ایشالا دفعه‌ی بعد. بهت قول میدم

جالبـه. خواهرت هم همینو گفت

« اتریش، گموندن »

این چیـه دیگه؟

یه هدیه‌ست

قابلتو نداره

مرغ‌هامو آوردی؟

خوردیم‌شون

سگم چی؟ - اونو هم خوردیم -

خدایا، یاز

شوخی کردم. توی خونه‌ست

الان چیکار کنم؟ - هر کاری که می‌خوای -

،خب، می‌تونی بری پیاده‌روی بافتنی یاد بگیری

می‌دونی، سعی کنی به خودآگاهی برسی

از اینجا خوشت میاد

.خیلی‌خب، داداش .اون پیرهن رو واست می‌فرستم

این چیـه؟

.وسایل خونه‌ات رو جمع کردیم .فقط همینا رو پیدا کردیم

کل زندگیت توی یه جعبه‌ی کوچیک جا میشه

شاید وقتش باشه اینو تغییر بدی

کِی دوباره می‌بینمت؟

وقتی دلیلی برای جشن گرفتن داشته باشیم

!از بازنشستگی لذت ببر

آره، گورتون رو گم کنید

سلام. سلام، سلام

محالـه بذارم بخورنت، رفیق

آره بابا

.بیدارشون نکن .اینجا به زور خواب‌شون می‌بره

بیا اینجا

نه

نه؟

امشب نه

چند هفته‌ای میشه رنگ خورشید رو ندیدن

.اینطوری زنده نمی‌مونن .بهشون سخت می‌گذره

سخت؟

پسرم باید سرسخت بار بیاد

جاهای دیگه‌ای هم میشه قایم شد

درستـه برادرت اینجا ازمون حفاظت می‌کنه

ولی نمی‌خوام پسرم یه «ناگازی» بار بیاد

،آخرین چیزی که می‌خوام زبون درازی کردن‌هاتـه

مثلاً می‌خوای چیکار کنی؟

منو بکشونی توی سلولت؟

یادت رفته زنمی؟

برده‌ات که نیستم

شاید باید تنهایی بزرگشون کنم، ها؟

اصلاً دلشون برات تنگ نمیشه

مامان، حالت خوبـه؟

فکر کردم خوابی

مطمئنی خوبی؟ - آره -

متأسفم

چیزیم نیست، عزیزم

نگران نباش. همه چی درست میشه

شاید حق با بابا باشه

من باید سرسخت بار بیام

تا بتونم یه ناگازی بشم

...اینجا واقعاً قشنگـه، ولی چاییش

تعریفی نداره

راستی شیر تموم کردی

راه گم کردی، رفیق؟

رِیک تویی؟

اول من پرسیدم

آره، ولی جواب من بستگی به جواب تو داره

،ببین، اگه واقعاً ریکی پس افسانه‌ی بمبئی‌ای

اسطوره‌ای که خبرنگارها رو از کنگو نجات داد

کسی که دوتا دار و دسته رو کله‌پا کرد تا شهردار ریو رو نجات بده

اونوقت افتخار بزرگی نصیبم شده

ولی رفیق، باید بگم اصلاً به اون خوبی‌ای که فکر می‌کردم نیستی

چی شده؟ از روی پل افتادی؟

،چطوره لیوانم رو بذاری زمین سوار ماشینت شی و شرت رو کم کنی؟

اینطوری که خیلی زشتـه، نه؟

مخصوصاً وقتی یه دوست مشترک داریم که یه کار بهت پیشنهاد داده

من هیچ دوستی ندارم

آره، خب، انگار این فرد بخصوص فکر می‌کنه که

فقط تویی که از پسش برمیای

.من که چندان چشمم آب نمی‌خوره با این وضع اصلاً می‌تونی ماشه رو بکشی؟

واسه همینـه که هیچ دوستی نداری

چطوره برگردی پیش هر کی فرستادتت و بهش بگی علاقه‌ای ندارم؟

جدی؟

اگه طرف همسر سابقت باشه چی؟ میا؟

پیرهن ولنتینو کردی تن سگت؟

آره. هدیه‌ی یکی از دوست‌هامـه

خب، میا توی دردسر افتاده؟

نه. ولی خواهرش چرا

درگیر چی شده؟

خب، الان با دوتا بچه‌اش توی یه زندان گرجستانیـه

.شوهرش اونجا زندانیش کرده باورت میشه؟

...اسمش...داویت - داویت رادیانی. اونو یادمـه -

،احتمالاً آخرین باری که دیدیش

اون و داداشش، زوراب، توی خیابون‌های گرجستان مشغول خرید و فروش مواد بودن

ولی بعد هشت سال واسه خودشون امپراتوری‌ای ساختن

اسم خودشون رو گذاشتن ناگازی‌ها

انگار معنی چوپان میده

برادرها وسط جنگ به دنیا اومدن

داخلش بزرگ شدن. به خاطرش سرسخت شدن

بچه که بودن، دستِ خالی از جنگ داخلیِ گرجستان

فرار کردن و رفتن ارمنستان

عموشون، آوتاندیل، بهشون جا داد

تا همین امروز برای برادرا کار می‌کنه

ولی توی ارمنستان با جنگ جدیدی روبرو شدن

،برای زنده موندن توی خیابون‌های ایروان به زندگی مجرمانه رو آوردن

توی نوجوونی شروع کردن به فروش مواد و پیشرفت کردن و شدن آدمکُشِ اجیری

فکر می‌کردن سربازهای برگزیده‌ی خدان

،وقتی برگشتن گرجستان

شده بودن قهرمان‌های مردمی

،به کسایی که استخدام می‌کردن چیز خیلی قدرتمندی می‌دادن...یه خانواده

برای همین وفاداری فرقه‌مانندی نصیب برادرها شد

اصولاً هم با همین واسه خودشون یه کاسبیِ

میلیاردی هروئین و سلاح راه انداختن

تمام سیاستمدارها نون‌خورِ این برادرهان

عملاً اونا کشور رو می‌گردونن

،اگه به خاطر آمریکایی‌ها نبود داویت الان آزاد بود

موقعیت؟

توی زندان کاچیری‌ان

.حالا گوش کن، رفیق .خوب گوش کن چی میگم

،نظر تخصصی منو بخوای مشکل نه داویتـه، نه نگهبان‌ها

مشکل دوتا دار و دسته‌ای هستن که اونجا زندانی‌ان و با هم دشمنن

،فقط یکی‌شون می‌خواد زنـه رو بکُشه ولی جفتشون می‌خوان تو رو بکُشن

،اگه جای تو بودم، که مشخصاً نیستم

بی سر و صدا می‌رفتم اونجا و ،توجه کسی رو جلب نمی‌کردم

،چون به محض اینکه داویت بفهمه خانوادشو بُردی

خیالت تخت باشه که برادرش همه چی رو روی سرت خراب می‌کنه

این یعنی کل ارتش ناگازی

چه باحال

.کار شیش هفته دیگه شروع میشه ما سهم‌مون رو برمی‌داریم و

،بنا به ملاحظات سیاسی فقط خودتی و خودت

اگه همه چی خوب پیش بره و ،گیر نیفتی یا نمیری

کار که تموم شد میام دیدنت و ماچت می‌کنم

اگه موفق نشدی هم...باعث افتخارم بود

« ساحل آمالفی »

می‌تونیم یه محموله‌ی اسلحه رو تا فردا شب برسونیم سئول

برادرم، یاز، هم میاد اونجا تا شخصاً تحویلش بده

فردا برای بازی بلیت دارم

شرمنده، باهاتون تماس می‌گیرم

تایلر

سلام، نیک. گوش کن

اون ماجرای بازنشستگی شدنی نیست

یه کار گیر آوردم

نُه ماه پیش عملاً مُرده بودی

آره، خب، الان زنده‌ام. پولش خیلی زود به حسابت واریز میشه

More Farsi Persian subtitles for Extraction 2

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left