The first 200 lines.
...جـ-جا به جا شدیم
!همراه با آنوس-ساما
وایسا ببینم، فکر میکنی این جابهجایی غیرمستقیم بود؟
چی هست؟ مثل یه بوسه غیرمستقیم؟
...اگه با پیوند خوردن فضاها منتقل شدیم
پس مثل اینه که !به آنوس-ساما پیوند خوردیم
!اوه
...از اونجایی هم که اولین بارمون بود
!اولین جابهجایی غیرمستقیم
.آروم باشید، شاگردان عزیزم
.کلام خدا مطلقه
...اوه اوه
...صدامون زد
از امروز، امتحان اعزامی .آهارترن رو برگذار میکنیم
.جنگل یه روحه
.با توجه به شایعهها میتونید واردش بشید
،دنبال اون شایعات بگردید .و تا ده روز به جنگل برسید
.وظیفتون برای این آزمون اینه
هنگامی که چمنزارهای لیشاس ،در اطراف زنبورگ در مه مرموزی پوشیده شد
روحهای شیطانی رو .پیدا میکنید که اون جا در کمینن
،کاری کنید بخندن .و در نهایت راه رو بهتون نشون میدن
.این شایعه سرنخ شماست
اکنون، سپاگزاری و ستایش ،خود را تقدیم خدایان کنید
!و امتحان رو شروع کنید
...میدونم که یه دستوره ولی
.هنوز نمیتونم این خدایان رو درک کنم
03 ساختمان مدرسهی روح
،خب، ما به چهار گروه تقسیم شدیم ...ولی آنوس، از اونجایی که با تو هستیم
این معنیو میده که یکی از ما فرزند خداست؟
.احتمالات تقریبا یک سانه
،میشه یه شبه خدا خلق کرد .ولی اون یکی از نوادگان منه
فکر کردی کی هستی، دختر بچه پررو؟
!آخ
،ممکنه که دلال اطلاعات یا هرچیز دیگهای باشی
ولی از پخش نظرات بد !درمورد مغازم دست بردار
!خودتون رو باید مقصر بدونید
،کسب و کارتون رو کلاهبردارانه ادامه میدید !و همهی مسافرا رو تیغ میزنید
گفتی کی کلاهبرداره؟
شنیدم که درمورد !یه جنگی که وجود خارجی نداره چقدر وراجی میکنی
!آهارترن وجود داره !شماها باور نمیکنید
!تچ
!هی، مثل این که دلش حوس کتک کرده
.اگه جای شما بودم همین الان تمومش میکردم
تو دیگه کدوم خری هستی؟
!سرت تو کون خودت باشه، غریبه
.شرمنده، ولی باید با این دختر صحبت کنم
!چقدر تو کون نرو !بهش آداب و رسوم این اطراف رو نشون بدید
.شرمنده، نتونستم جلوی خندم رو بگیرم
،اگه جونتون براتون مهمه .دست از مزه ریختن بردارید
!ممنون، نجاتم دادی
.نه بابا .یه سوال ازت داشتم
راه رسیدن به آهارترن رو بلدی؟
باور داری که وجود داره؟
.قبلا اون جا بودم
ها؟
،اما برای ورود به جنگل .باید چم و خم شایعهها رو بدونی
،اگه قبول کنی که بهم بگیشون .هرچی که بخوای بهت میدم
پس میشه منو با خودتون ببرید؟
.مشکلی نداره ولی کارت اون جا چیه؟
.نمیدونم
...ممکنه عجیب به نظر بیاد
.ولی راستش من خاطراتم رو از دست دادم
.همم
،وقته به خودم اومدم .دیدم تو این شهرم
و یجورایی انگار یه کاری ...رو باید انجام میدادم
،اما وقتی درمورد آهارترن شنیدم .فهمیدم که حتما باید برم اون جا
حس میکنم چیزی رو که .نباید، فراموش کردم
!مطمئنم که تو آهارترن یه سرنخی پیدا میکنم
.به نظر نمیآد شیطان باشه
تصمیمت چیه؟
.باشه. تو رو با خودم میبرم
!واقعا؟ ممنون
،من یه دلال اطلاعاتم .و انواع شایعات درمورد آهارترن رو جمعآوری کردم
شایعهای درمورد یه مه مرموز شنیدی؟
.آره
.مه در هنگام کسوف مراتع رو میپوشونه
کسوف؟ ولی به ندرت اتفاق میفتن، نه؟
.نه، 9 روز دیگه اتفاق میفته
چی؟
.حدودا برای سه دقیقه، در بعد از ظهر
.سه دقیقه
.زمان خیلی کمیه برای خندوندن روح
.میشا
.به لی و بقیه خبر بده
.بریم
بریم؟ پس کسوف چطور؟
.مشکلی نیست
.ایه گونئاس
.حتی حرکت دادن یه ستاره هم برام کاری نداره
!اوه! مه گرفتگی داره شروع میشه
!آهارترن باید اون سوی این مه باشه
.جادوی آنوس مثل این که غافلگیرت نکرده
چی؟
.آره فکر کنم
.یجورایی آشنا به نظر میآد
اسمتو یادته؟
...فکر کنم، لنا باشه
خیلی خب، لنا. شایعات درمورد ارواح فریبنده در مه شنیدی؟
.ارواح، تیتی ،از اون جایی که عاشق چیزای جدیدن
اگه یه چیز خفن نشونشون بدی .احتمالا لبخند بزنن
.گفتنش از انجام دادنش سادهتره
.من یه نقشه دارم
چه نقشهای؟
.من یه چیز خندهدار میگم
.و تو غلط جملم رو میگیری، ساشا
و بعدش؟
.از خنده رودهبُر میشن
!تا حالا همچین نقشهی آبکیای نشنیده بودم
خوشت نیومد؟
.البته که نه
!بچهها
،یه ماه گرفتگی ناگهانی رخ داده .و الان نقطهی شروعی داریم
،اگه مه گرفتگی کامل شده به معنی اینه که همین الان میتونیم وارد آهارترن بشیم؟
.تازه اولشه .همهتون، مهارتهای مخفیتون رو استفاده کنید
!تیثی-سان، یه سوال دارم
اعداد مورد علاقهی من چین؟
فکر کنم، صفر و سه؟
...لی
چرا الکی الکی فاز عاشقی گرفتتون؟
.خیلی خب، زشیا
!ببینیم ادای ساشا رو چجوری در میآری
.پادشاه شیطانی... عاشقتم
!احمقانهست
!و حالا ادای میشا-چان
.میشا تمام تلاشش رو میکنه
این کی بود؟
شبیهش نبودم؟
اصلا چرا داری به زشیا یاد میدی ادای بقیه رو در بیاره؟
.همم
!آنوس-ساما
!متاسفیم
!که دیر کردیم
اونا رو از کجا گیر آوردید؟
.اوه، از داخل شهر خریدیمشون
،ر-راستش خیلی اسم قشنگی داشتن .نتونستیم جلوی خودمونو بگیریم
اوه؟ و اون اسم چیه؟
.انجمن... آنوسو
چطور میتونی کلمهی «انجمن آنوسو» رو در مقابل آنوس-ساما به زبون بیاری، الن؟
.حواست بیشتر جمع باشه
.چـ-چشم
!واقعیه
!واقعی !واقعی
واقعی؟
.انحمن آنوسو
...انجمن آنوسو
.آنوس-ساما...
!چه بچههای جالبی
!چه بچههای سرگرم کنندهای!
.چه خبر، تیثی
ها؟
به به؟
!من این آدمو میشناسم
.پادشاه ستمگر شیاطین
.میخوام وارد آهارترن بشم راه رو بهم نشون میدید؟
!البته
!البته! از این طرف
!به سمت جنگل روحالارواح
.نظرت چیه از نزدیک بیای ببینی
.اینطوری میتونم، راحتتر حواسم بهت باشه
.نیازی به انقدر احتیاط نیست .من فقط میخوام کلاس رو رهبری کنم
.با توجه به این که دستور داده شده
!رسیدیم !جنگل روحالارواح
.پس آهارترن این جاست
تیثی. این جا باید یه شیطان به اسم رِگالیا باشه، میشناسیدش؟
شین رگالیا؟
!نمیشناسم
نمیشناسیمش، مگه نه؟
.زیردستای پادشاه شیاطین وجود دارن
.شیطانایی از دو هزار سال پیش
.تو ساختمان مدرسهی روح هستن
آنوس، روح؟
.اینطور به نظر میآد
...روحی براساس شایعهای از خاطرات
.ممکنه این معنیو بده
!هی - ها؟ -
!این دختر شبیه لنوئه
!آره واقعا
!روح بزرگ لنو
ها؟
.مادر همهی ارواح
...ولی لنو
.مرده
از کی؟
همم، کی بود؟
تقریبا چند سال پیش؟
شاید دو هزار سال پیش؟
!یادم رفته
چون اون فرزندیه که .توسط روحالارواح لنو به دنیا اومده
چی؟ چی؟
.اما بوش هم شبیه اونه
.بوی لنو
عه... بهم گفتن که من فرزند .روحالارواح لنو هستم
بچه از بدو تولد؟ یعنی تو شکمش بودی؟
اسمت چیه؟
.میسا
میسا توئی؟
.همم
ام! میدونید پدرم کیه؟
پدر فرزند لنو؟
!یه رازه
No comments yet. Be the first to leave one.