The first 195 lines.
انچه گذشت
اونا دیگه گسترش پیدا نمیکنن.
این قابل کنترله ولی نه برای مدت زیاد.
خوشحالیم که میبینیمت.
- میخوای یکم بمونی? - فقط یکم.
فقط فکر میکردم میتونم بشناسمت
تو کردی.
راجع به چاقوها میگیم که چجوری ازشون استفاده کنین
و چجوری میتونن جونتون رو نجات بدن.
خانم...من میتونم برم؟ حالم خوب نیست
راجع به چی فکر میکنی؟؟
دیروز
زک. نمیتونم بهش فکر نکنم.
اره منم نمی تونم.
جوری بود که همه ی ما اشنایی داشتیم
ادما تو زندگیمون میان و میرن.
قبلا مشکلی نبود
که بعضیا میمیرن
...حالا
گروهی از مردم موندن
همین
میشه گفت که اونا تنها ادمایی هستن که تو جهان باقی موندن
من زیاد حرف میزنم؟
یکم ولی من دوست دارم.
باشه. شرمنده ام کردی.
تو با من هستی
باید یه کم استراحت کنیم.
اره.
هی.. بیا اینجا پیش من
باشه الان میام جای تو
میدونی که اگه شروع کنیم ، نمیتونیم تمومش کنیم
نه هنوز
اره.
شب بخیر
دانلود جديدترين فيلم و سريالها با لینک مستقیم رایگان فقط در
w دانلود جديدترين فيلم و سريالها با لینک مستقیم رایگان فقط در
wW دانلود جديدترين فيلم و سريالها با لینک مستقیم رایگان فقط در
wWw دانلود جديدترين فيلم و سريالها با لینک مستقیم رایگان فقط در
کارل؟
کارل
بیا.
ببخشید.
شیفت نگهبانی رو عوض کنیم؟
اره.
بعد اینکه محوطه رو چک کردم برات صبحانه میارم
اوه خدای من. بندازش اونور
اره.
دیگه اتفاق نمیافته.
مال منه.
بیرون مواظب باش.
همیشه هستم. چیزی نمی خوای؟
کتاب؟؟ داستانی؟؟ اسمارتیز
تو تنها کسی هستی که از اونا دوست داری
پس حتما دنبالش میگردم
دنبال یه سری چیز هم که تو دوست داری میگردم.
چرا دیگه کلاهتو سرت نمیکنی؟؟
اون کلاه کشاورزی نیست. به زودی میبینمت؟
خییلی زود
دیروز فقط یه دسته رو بیرون کردن
احتمالا امروز ادمای بیشتری نیاز میشه
شاید ما بتونیم کمک کنیم
من کار های دیگه ای دارم
مربوط به خاک و خیارِ
و سیر نگه داشتن مردم
خب...اگه تو نمیخوای.شاید من بتونم
میتونم؟
ما کار های دیگه ای داریم
چیزی بود که باید میگفتم
بیا تو اونجا میریم.
...بابا
متاسفم
من سعی کردم
اره میدونم و من افتخار میکنم
بابا
کی میتونم تفنگم رو دوباره داشته باشم؟
کرم ها به اونا پروتئین اضافی میدن.
نزدیک بمون
کمک! کمک لطفا زود بیاین
از سلوله؟ نمیدونم
برو توی برج پیش مگی. بحث نکن. برو
زامبی توی بخش دی قسمت سی چطور؟
امنه... ما دروازه هارو بستیم
- هرشل داره محافظت میکنه. هیچ راهی ندارن
نقشه رو دنبال میکنیم
اوه پسر.
صبر کن
بیا اینجا
حرکت کن دریل
گرفتمش گازت گرفتن؟
برو از اینجا برو
.نگهش دار برو برو
گازت گرفتن؟ خیله خب.. برو
بلند شو برگرد توی سلول
اینجا
با من بیا اینجا بمون
صبر کن... صبر کن... صبر کن
گرفتمت !برو
کارن.. کارن
تو خوبی؟ حالت خوبه؟
فقط اروم باش
باید بازوت رو قطع کنم
تا نزارم ویروس گسترش پیدا کنه
همه سلول هارو چک کن
باید الان انجامش بدم
میخوام که این رو گاز بگیری
اون پایین امنه؟ اره
جامون امنه؟ اره.اره
این بالا
مرتبه
برو پایین
ممنون
!!اون پاتریکه
این همش بود
گرفتمش
داره اتفاق میوفته.. نه؟
تو توی شوک هستی.. باشه؟
فقط میخوام دراز بکشی
لیزی و میکا
تو بهشون اهمیت میدی
من دیدم
من کس دیگه ای رو ندارم
بچه ها خودشوننو و خودشون
اونا شانسی ندارن
میتونی مراقبشون باشی؟
مثل مال خودت؟
اره
اره میتونم
انجام میدم
رایان
باید بزاری اونا خداحافظی کنن
باشه؟
باشه
نه گازگرفتگی نه زخمی
فکر کنم فقط مرده
به طرز وحشتناکی انگار ذات الریه س
توی خون خودش خفه شده تا بمیره
به خاطر همین از دهنش خون اومده
من قبلا اینارو دیدم
روی یه زامبی بیرون فنس ها
اونارو روی پاتریک هم دیدم
وقتی فشار داخل ریه ها میره بالا
مثل اینه که نوشابه رو تکون بدی ، خون میزنه بیرون
و تنها راه خروج خون
چشم و گوش و گلو هستن
این یه مریضی از زامبی هاس؟
نه این چیزها قبل از اینکه زامبی ها این اطراف باشن اتفاق افتاد
می تونه پنوموکوکی باشه.
بیشتر شبیه اثرات فشار سزماخوردگی.
چارلی توی خواب راه میرفت
خودش در سلول رو بسته بود . همین دیروز بود که داشت کباب میخورد
چطور ممکنه یه نفر تو یه روز از سرماخوردگی بمیره؟
من یه خوک مریض داشتم.خیلی زود مرد
یه گراز مریض تو جنگل دیدم
خوکها و پرنده ها. عامل انتقال این بیماری بودن
باید کاری در مورد خوکها انجام بدیم
ممکنه شانس بیاریم شاید همین دو مورد باشه
هیچکسی رو ندیدم خوش شانس باشه
بیماری تو فضای بسته سریعتر پخش میشه
چون همه به هم خیلی نزدیکن
همه مون در معرض ابتلا هستیم
بابا
ما باید بریم دکتر رو خبر کن
عزیزم.اون گاز گرفته شده
دکتر کمکی نمیکنه
از خواهرت مراقبت کن
بابا
بابا
- بابا نه
الان وقتشه بیا نه
میدونی چیه..من باید انجامش بدم
کاری که همیشه میکنیم
اگه میخوای میتونی بیرون منتظر بمونی
باشه؟
ما باید اینکار رو بکنیم
نه نمی تونم
لیزی... مطمئنی؟
شما بهمون یاد دادین
نمیتونم انجامش بدم باشه.خب.تو باید الان انجامش بدی
تو باید قبل از اینکه تبدیل بشه انجامش بدی
من میخوام همینجا بمونم
یادته چی بهت نشون دادم؟
لیزی.لیزی.لیزی همه چی خوبه
همه چی خوبه
لیزی.لیزی نفس بکش
به گلها نگاه کن.با من بشمار یک دو سه
-یک.. دو - ..پدر.نه
نه .لیزی به گلها نگاه کن
با من بشمار یک دو سه
یک دو سهبه گلها نگاه کن لیزی
!نه به گلها نگاه کن
هی ، بهتره عقب وایسی.
کارل پدر من متاسفم
من ندیدمت بیای بیرون
چیزی نیست من اینجام.من خوبم ولی برو عقب
من باید از یکی از تفنگا روی دروازه استفاده میکردم.
No comments yet. Be the first to leave one.