The first 199 lines.
استاد یه، من مقاله ام رو بازبینی کردم
میدونم که دوست ندارین نسخه های انلاین بخونین
بذارش اونجا، میبینمش
استاد یه
فان شیان مرد؟
استاد یه فردا باید به جلسه تبادل علمی برین
نباید همینطوری پشت گوش بندازینش
فهمیدم، ممنونم
راستی استاد یه، فان شیان واقعا مرد؟
کاری دارین؟
استاد یه، فان شیان واقعا مرد؟
مقاله ات رو تموم کردی؟
نه هنوز، دارم روش کار میکنم
استاد یه- !نمیدونم-
چی رو نمیدونین؟
ژانگ چینگ؟
بله خودمم
بالاخره رخ نمایان کردی
چیشده مگه؟
فان شیان مرد یا نه؟
از وقتی دیگه داستان رو اپدیت نکردی همه یه بند دارن ازم این سوال رو میپرسن
چی به سر فان شیان که اونجا دراز به دراز افتاده بود، اومد؟
بالاخره رفت اون دنیا یا نه؟
اگه نمرده، بعدش باید چیکار کنه؟
نوشتمش
شما اولین نفری هستین که میخوام بهش نشون بدم
یادم میاد
قبل از اینکه از اپدیت کردن داستان دست برداری
فان شیان رو از پشت با شمشیر زدن
یان بینگ یون- پس مُرد؟-
استاد یه، کتابخونه دیگه داره بسته میشه
تو کل شب رو راجع بهش فکر کردی
انتخابت چیه؟
دیگه مسئله انتخاب من نیست
الان دیگه نوبت توئه که انتخاب کنی
از خودت بپرس
مطمئنی که میتونی من رو اینجا بکشی؟
!ارباب فان
این تصمیمیه که گرفتم
!اعلیحضرت
!اعلیحضرت، اتفاق وحشتناکی افتاده
!اعلیحضرت، فان شیان مرده
!اعلیحضرت
!اتفاق وحشتناکی افتاده
!رییس
!رییس- زود باش برو-
همه ی اعضای سازمان رو جمع کن
زود باش- بله قربان-
!برو
پیام رسان یه پیغام فرستاده
فان شیان بیمار شده و در راه برگشتن به پایتخت مرده
جسدش رو هم سوزوندن
!چن پینگ پینگ رو احضار کن
چه اتفاقی افتاده؟
چه خبر شده؟- باور کن اگه بدونم-
یعنی چیشده؟
رییس، چه اتفاقی افتاده؟
فان شیان مرده
قراره همه جا بهم بریزه
همینجا بمونین
منتظر خبرهای من باشین
جسد پسرم کجاست؟
نمیدونم
نمیدونی؟
!چطور جرات میکنی بگی نمیدونم
!تو کسی بودی که مجبورش کرد سازمان اطلاعات رو به عهده بگیره
!تو کسی بودی که مجبورش کردی برای ماموریت به چی شمالی بره
تو همونی بودی که
گفتی سواره نظام سیاه عقب نشینی کنن
!و باعث شدی زندگی پسرم به خطر بیفته
حالا که اون مرده
همه ی حرفی که میتونی بزنی
اینه که
نمیدونی؟
تو فان شیان رو نمیخوای
!ولی من میخوامش
!من میخوام پسرم رو به خونه برگردونم
!پسرم رو بهم پس بدین
من کل زندگیش اون رو مخفی کردم
!نمیتونم بذارم به خاطر هیچ و پوچ بمیره
اون یه انسان بود
نه یه مهره شطرنج
من زندگیم رو برای زندگی فان شیان میدم
!باشه پس همین الان بمیر
نمیتونم
چیه؟
از مرگ میترسی؟
یک زندگی
کمه و ارزشی نداره
قبل از اینکه بمیرم، من باید
مطمئن بشم که عدالت برقرار میشه
کسایی که زندگیشون رو به اون مدیونن
همه اشون رو با خودم میبرم
سرورانم، لطفا اینجا جر و بحث نکنین
اعلیحضرت کجان؟
اعلیحضرت شمارو ملاقات نمیکنن
مگه خودشون منو احضار نکردن؟
بله
با شنیدن خبر مرگ فان شیان، اعلیحضرت در سوگ بزرگی فرو رفتن
و برای همین فورا رییس چن رو احضار کردن
حالا چی؟
الان
بعد از خوندن دومین نامه ی کبوتر
اعلیحضرت سکوت اختیار کردن
و نمیخوان هیچکس رو ملاقات کنن
نامه ی دوم؟
!عالیجناب
محرمانس
این کبوتر شیه بی آن ـه
راجع به فان شیان خبر اورده
برام بخونش
...این- اشکالی نداره-
بهت اعتماد دارم
اعلیحضرت بهم دستور دادن که این رو به شما بدم
یان بینگ یون؟
یان بینگ یون به ارباب فان از پشت با شمشیر زد) (و باعث شد درجا از دنیا برن
اون از سازمان اطلاعاته
انتظارش رو نداشتم که
فان شیان اینطوری بمیره
فان شیان با شاهزاده مخالفت کرد
قطعا باعث هرج و مرج در چینگ میشه
من هیچ کینه شخصی ای نسبت بهش ندارم
من اون رو بخاطر صلاح امپراطوری چینگ کشتم
برای صلاح امپراطوری چینگ؟
پس چرا جسدش رو سوزوندی؟
فی جیه استاد فان شیان ـه
مهارت های طبابت جناب فی به خوبی مهارت هاش در استفاده از زهر ـن
بعد از مرگ فان شیان، اون قطعا کالبد شکافیش میکنه
هیچ راهی نیست که بشه این واقعیت رو که اون با زخم شمشیر مرده رو مخفی کرد
ولی بدون جسد
چطور قراره این رو به همه توضیح بدی؟
فقط میگم به خاطر شرایط محیطی
از بیماری جدی جونش رو از دست داد
شیه بی ان گفت که فان شیان مرده
و جسدش سوزونده شده
شیه بی ان اون رو کشته؟
نه
یان بینگ یون موفق شد که اون رو با شمشیر از پشت بزنه و کمینی که کرده بود، با موفقیت انجام شد
یان بینگ یون فان شیان رو کشته؟
واقعا سوخته
چرا؟
بهم اعتماد نداری؟
نه
فقط میخواستم
یه چیزی به عنوان یادگاری بردارم
چطور ممکنه یان بنگ یون باشه؟
تو هم فکر میکنی که با عقل جور درنمیاد؟
یان بینگ یون همیشه امپراطوری چینگ در اولویتشه
اون به قانون بیشتر از هرچیزی اهمیت میده
با توجه به وضعیت فان شیان
هراتفاقی هم که افتاده باشه
یان بینگ یون باید اون رو برای محاکمه به پایتخت برمیگردوند
چطور ممکنه اون رو کشته باشه؟
حتی پیام محافظان ببر هم جور درنمیاد
درسته
محافظان ببر از اعلیحضرت دستور میگرفتن که از فان شیان محافظت کنن
اگه یان بینگ یون واقعا اون رو کشته بود گائو دا دستگیرش میکرد
چطور ممکنه همچین خبری رو فرستاده باشه؟
یعنی این خبرها اشتباهن؟
ممکنه
مرگش جعلی باشه؟
اینم ممکنه
چرا این بچه مرگش رو جعل کرده؟
فکر میکنی چرا همچین کاری کرده؟
دلیلش دیگه مهم نیست
در این لحظه، فان شیان
رها و ازاده
اعلیحضرت؟
این خیانته
نه، فان شیان هیچوقت به این راحتی نمیمیره
ولی این واقعا دستخط شیه بی ان ـه
اگه من فان شیان بودم، چیکار میکردم؟
مرگم رو جعل میکردم و فرار میکردم
یعنی میخواد به کجا فرار کنه؟
طبیعتا به پایتخت
اون خیلی به روابطش اهمیت میده
اون میخواد همه رو فریب بده و حقه هاش رو مخفی کنه
متاسفانه
حتی اگه تبدیل به خاکستر هم بشه من هنوزم تشخیصش میدم
این چیه؟
خاکستر فان شیان
داری کجا میری؟- میرم اعلیحضرت رو ببینم و ازشون طلب بخشش کنم-
ایشون درخواست ملاقات مارو رد کردن رفتن دوباره ات چیزی رو تغییر نمیده
پس میگی چه خاکی به سرم بریزم؟
جلوش رو بگیر
نذار خبر مرگش همه جا پخش بشه
اتفاقا برعکس
باید به همه بگم
باید به مرگ فان شیان ارج بذارن
چرا اینقدر مطمئنین که فان شیان نمرده؟
وو جیو
من تاحالا شده توی قضاوت کسی اشتباه کنم؟
ولی فان شیان جلوی همه کشته و سوزونده شده
چطور میتونه فرار کرده باشه؟
اینش رو نمیدونم
غیرقابل پیش بینیه
برای همینه که شگفت زده ام میکنه
واسه همین فان شیان یه شخص استثناییه
بگیرش
No comments yet. Be the first to leave one.