The first 200 lines.
تیم ترجمه تی وی سنتر
!آه
نتونستی بخوابی؟
نه
منم همینطور
اتاقت خوبه؟
واسه پس دادن پولت یک راهی پیدا میکنم
نگرانش نباش
حوصله سواری داری؟
کجا؟
مشکوکی مگه نه ؟
توی مسیر از اینجا گذشتم
واو
آره ، توی منهتن طلوع آفتاب مثل این رو نمیبینی
نه
صبح زود باز نمیکنند ،مگه نه؟
فکر نکنم
میشه چیزی ازت بپرسم
چیه؟
آقای ترودی در کار هست؟
فرانک هست
اون شوهرته؟
این شد دو تا سوال
نوبت منه
یکی مثل تو چرا داره کامیون میرونه؟
یک چیز دیگه ازم بپرس
فقط دارم کار پدرمو ادامه میدم
دوست داری چیکار کنی؟
این شد دو تا سوال
منظورت چیه ؟
با زندگیت
اگر میتونستی کاری بکنی
اما نمیتونم
بیخیال
واقعا؟
آره
هرچیز دیگه ای
ممنون واسه طلوع خورشید
کجا میری؟
قرضتو پس بدم
برام آرزوی موفقیت بکن
صبح بخیر
اگر میخوای غذا بخوری
اول باید پولشو بدی
روی پنجره نوشتید که خدمتکار جدید میخواید
قصد داری اینجا بمونی؟
نمیدونم ، اما این کار رو میخوام
راجبش فکر میکنم
فکر کردن واسه چیه؟
تو کار داری ، منم کار میخوام
:مجری تلویزیون همگی "بازی منو حدس بزن " رو بازی کنیم
آقای بلیک واستون زنگ زدند
کی؟
چند دقیقه پیش . پیغامی نزاشتند
نفر اول مقاله نویس مشهور صدای برادوی
که در کرانه شرقی و غربی چاپ میشه
خانم دوروتی دیکسون
ممنونم، آقایان و خانم ها
من معمولا کسی رو که از خودم کوتاهتر
...باشه رو معرفی نمیکنم،اما
آمی ، میشه لطفا بیکون رو بیاری داخل؟
باشه ،مامان
خیلی خوب،ممنون
جنی چاقوها باید رو به کدوم طرف باشند؟
امروز بعد از مدرسه باید چیکار کنیم؟
صبح بخیر مادر
صبح بخیر توماس
صبح بخیر
قهوه؟- ممنون-
هممون آماده روز جدید هستیم؟
بله، پدر- بله،پدر - بله،پاپا-
پس چرا کتابت سر میز صبحانه
بازه توماس؟
ام،ببخشید پدر
امروز امتحان دارم
دیشب درس خوندی؟
خوندم
فقط یک پسره هست راندولف
من نمیخوام اون نمره بیشتر از من بگیره
رقابت سالمه
اون خیلی رو اعصابه
اون موهاشو میده پشت یقش
و مدام با معلم کل کل میکنه
خودرای
و بهشم افتخار میکنه
اون مدام راجب مدرسه
نظرات منفی میده
چرا میخوای موفق بشی پسرم؟
چرا میخوای کارت تو مدرسه خوب باشه؟
تا خانوادم بهم افتخار کنند
تا افتخار رو به مدرسم بیارم
تا به کشورم خدمت کنم
اهدافت کاملا ظاهریه
پسری مثل راندولف
فقط میخواد که خودشو راضی کنه
این مسیر به سمت نابودی و زواله
زوال این کشور رو قبل از جنگ نابود کرد
تو بزرگ میشی که عضو مفیدی برای جامعه باشی
تو ملت ما رو قویتر میکنی
راندولف نمیکنه
هر نمره ای هم که بگیره
پدرت مرد عاقلیه پسرم
تو میتونی سر میز صبحانه درس بخوانی ،توماس
فقط هیمن یک امروز
ممنونم پدر
ببخشید
بله؟
زنگ زده بودی؟
کجا بودی،جو؟
من،اه،نتونستم بخوابم
رفتم گشتی بزنم
رابطتت اومد سراغت؟
نه،نه هنوز
اون باید بشناستت
مطمئن بشه که یک مامور نازی نیستی
امروز صبح اطلاعاتی بدستمون رسیده
یک قاصد داره محموله ای رو از سن فرانسیسکو منتقل میکنه
باشه، اسم اون مرده چیه؟
زنه،مرد نیست
فعلا نمیدونیم که اون داره بسمت کانون سیتی میره یا نه
اما اگر اونو دیدی باید فورا گزارش بدی
اونم داره فیلم با خودش حمل میکنه؟
کی گفته که تو داری فیلم حمل میکنی؟
من محموله رو چک کردم
خواستم مطمئن بشم که سالمه
جو، اینا دستورات تو نبودند
متاسفم قربان
اما چی راجب یک فیلم اینقدر مهمه؟
تو در جایگاهی نیستی که سوال بپرسی ،جو
خودت رو با دستورات آتی راضی کن
فهمیدی؟
بله،فرمانده
تو داری خدمت بزرگی به سرزمین پدری میکنی
درود بر هیتلر
نه. نه
چرا شما ختنه نشدید آقای فرینک؟
چرا ... چرا باید بشم؟
ما پرونده ها رو بررسی کردیم
...پدر بزرگ شما شلدون فرینک
مادر بزرگم مسیحی بود
پدر و مادرم هم مسیحی بودند
یهودیها تصمیم نمیگیرند که یهودی هستند یا نه
واسه من مهم نیست
درژاپن هیچ یهودی ای نداریم
اما قوانین نژادی ما الان همسو با رایشه
پس تنها شما نیستید که باید نابود بشید بلکه
خواهرتون لورا و فرزندانش هم باید نابود بشن
شما نمیتونید
قانون قانونه
لطفا. لطفا
التماستون میکنم ، لطفا.لطفا
اگر شما کاملا همکاری کنید میتونم اینو نادیده بگیرم
آره،آره
...باشه، من،اه
چی؟شما چی میخواید ؟
میدونی که چی میخوام
اون فیلم رو میخوام
ترودی واکر اونو به دوست دخترت داد
که الان فرار کره
جولیا کرین کجاست؟
کارل ،ممنونم
ممنون- روز خوش-
خانم؟
خانم؟
بفرمایید
دارید چی میخونید؟
نمیدونی که این چیه؟
باید بدونم؟
این انجیله
از وقتی که دختر کوچیکی بودم
تا حالا ازشون ندیدم
یک نگاه بنداز
هممم
سبکتر از چیزیه که یادم میاد
ترجمه کینگ جیمزه
اون قطع کوچیک رو ترجیح میداد
اونا در ایالتای ساحلی منموع هستند
در رایش هم ، همینطور
چطوری بدستش آوردی؟
در منطقه بیطرف میتونی
چیزای خیلی جالبی پیدا کنی
اینطور فکر نمیکنی؟
زنان ژاپنی به راحتی دلسرد نیمشن
اونا با همون شدتی که همسرانشون
کار میکنند ،به اون غول های آهنی ضربه میزنند
.کاری بکن،کاری بکن بگو،که فکر خوبیه
شاید بتونم کاری بکنم . حتما ووووهووو
ساعت 9:17 دقیقه صبح دوشنبه چهارم اکتبر بود
کاراگاهان فورمن و دکر داشتند برای پلیس رایش تحقیق میکردند
گزارش شده بود که 4000 مارک
از لیست خیابان اتحادیه کشاورزی گم شدند
زن: چه کمکی از من ساخته است ،کارگاه؟
داشتم آماده کار میشدم
مرد: و شما این کشو رو قفل نگه میدارید خانم؟
زن: اوه،دیدم و چقدر احمقم
یک قفل کافی نیست تا جلوی کسی که دسترسی و کلید داره رو بگیره
مرد: بله ، خانم
زن: اما کی همچین کاری میکنه؟
پول دزدیدن از اتحادیه
مثل این میمونه که از خود رایش سرقت کنی
No comments yet. Be the first to leave one.