Release info

Bajrangi Bhaijaan 2015 HDrip
A Commentary by DLBR
هماهنگی توسط akbar.b

Tags

hdrip
HDRip
HD
Published on: 2015-08-03
Downloads: 67
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

ايولا

انگار قراره يه پسر شيطون باشه

اسمي براش انتخاب کردي؟

.شاهد

!بس کن ديگه

و اگر دختر شد، چي؟

دختر...؟ آره -

**ترجمه شده از زبان هندي**

.شش سال بعد

قطار سريع‌السير سامجاوتاي دهلي-لاهور

اسمت چيه عزيزکم؟

.خانم، شاهدا

شاهدا؟

.خيلي اسم قشنگيه

کجا زندگي ميکني؟

آهان، با مادرت حرف ميزني، نه با من

نه، نه ..اصلا اينطور نيست

اون با مادرش هم نميتونه حرف بزنه

براي چي آخه؟

شاهدا

،هوا داره تاريک ميشه .تو برو خونه من بره رو برات ميارم

رئوف؟ رئوف؟

شاهدا کجاست؟

مگه نيومده خونه؟ نه، نيومده -

..شاهـــدا

..شاهـــدا

..شاهـــدا

..رئوف ..شاهدا

!شاهدا

شاهدا صبر کن -

دخترم همينجا باش -

بايد مقدمات بردن شاهدا رو .به درگاه حضرت نظام اولياء در دهلي بچينيم

.اونجا آدماي لال به صدا در ميان

من خودم تا 5 سالگي يه کلام حرف نزدم

من رو بردن اونجا

اونوقت زبونتون باز شد؟

ميخواي بهت نشون بدم بلدم يا نه؟

آخه دهلي تو هندوستانه

!که چي ؟ آمريکا که نيست

آمريکا رفتن آسونه، عمو

قبلا فرق مي‌کرد چون هند و پاکستان با هم يکي بودن

شما فراموش کردين که من 5 سال در ارتش خدمت کردم

!هندوستاني‌ها به من ويزا نميدن

من مي‌برمش اونجا

هرچي ميخواد بشه، شايد !دخترم بتونه حرف بزنه

بره مدرسه

.هر کاري ازم بر بياد مي‌کنم

در موردش فکر کردم

.من شاهدا رو ميبرم به دهلي

:کاري از باليوودي‌ها، مترجمين سامان کياني، کريم خان و مهشيد

.از درگاه "محبوب الهي" هيچکس دست خالي برنمي‌گرده

،به محض اين که برسي دخترت شروع به حرف زدن ميکنه

انشالله انشالله -

چرا قطار حرکت نميکنه؟ چيزي نيست مادرجان، دارن تعميرش مي‌کنند -

،يکم ديگه طول ميکشه تا درست بشه .فکرشو نکنيد، با خيال راحت استراحت کنيد

.اوکي، بگيريم بخوابيم

.شاهدا

.شاهدا

.شاهدا

.شاهدا

چي شده؟ بچه‌ام نيست -

.شاهدا

.شاهدا

.شاهدا

.شاهدا

ترمز رو بکش

هندوستاني‌ها ميگن که نتونستن دختر شما رو پيدا کنند

ولي صبح بازم مي‌گردن

آقا، به حرفم گوش کنيد

تا اونجا 5 دقيقه راه هست

.بذاريد برم، خودم پيداش مي‌کنم

،پنج دقيقه راهه درست .اونطرف مرزه، يه کشور ديگه‌ست

.که چي؟ ميخوام دخترم رو برگردونم

درک کنيد خانم، براي برگشتن .به اونجا بايد دوباره ويزا داشته باشين

صبور باشيد، دخترتون پيدا ميشه چطور پيدا ميشه؟ -

شما نميخواين درک کنيد؟

دختر من لال‌ـه، تو يه کشور غريب .تک و تنها مونده

شما نمي‌تونيد کاري بکنيد .من خودم دخترم رو پيدا مي‌کنم

شاهدا وايسا ... جلوشو بگير -

!!!شاهدا

پيدا ميشه، صبور باش به خدا ايمان داشته باش

آروم باش دخترم

..اگر خدا بخواد ...يه نفر حتما تو هندوستان پيدا ميشه

.که مراقب شاهداي ما باشه

" درود بر باجرانگي مقدس " " که خانه‌ي دشمن رو ويران ميکنه "

" درود بر باجرانگي مقدس " " که خانه‌ي دشمن رو ويران ميکنه "

" بيا و زنگ معبد رو به صدا دربيار " " چه در لندن و چه در سريلانکا "

" بگذار تا صدايش در چهارسوي دنيا بپيچد "

" بيا و زنگ معبد رو به صدا دربيار " " چه در لندن و چه در سريلانکا "

" بگذار تا صدايش در چهارسوي دنيا بپيچد "

" باشد تا لطف تو همه جا شامل حال ما شود " " ما هيچ هراس و ترديدي نداريم "

" و بي‌وقفه مي‌رقصيم "

" کاهن اين سحر رو ميکنه تا تو از درون هويدا بشي "

" پس اي مراد من بيا و اين نيايش را پذيرا باش "

" ...قبول کن و پذيرا باش "

" هر که به ديدارت آمد از خودت بدان و او را در آغوش بکش "

" ...قبول کن و پذيرا باش "

" بيا و در اين آبي که مملو از شور و شيدايي است " " غسل کن "

" ...قبول کن و پذيرا باش "

" !بيا پسرم يه سفلي بگيريم "

" !بيا پسرم يه سفلي بگيريم "

" !بيا پسرم يه سفلي بگيريم "

" من يه آدم صاف و ساده‌ام و " " اهل هيچ دوز و کلکي نيستم "

" هيچ کسي مثل من پيدا نميشه " " نه در ماه و نه در چين "

" هر کاري رو که قلبمو راضي کنه انجام ميدم " " اما هرگز دل کسي رو نمي‌شکنم "

" در تمامي نيايشهايم سر تا پا غرق در هانومان مقدس مي‌شم "

" حرفهاي قلنبه و سلنبه نميزنم " " از خودم قصه و داستان سرهم نمي‌کنم "

" در شيدايي خودم شاد و سرخوشم " " و همه‌ي دنيا مات و مبهوت نگاهم ميکنه "

" همواره خودم رو وقف باجرانگي مقدس ميکنم و " " گوشم به صداي اوست "

" قلب بزرگي دارم درست مثل " " گرز هانومانِ مقدس "

" درست همانگونه که رام و سيتاي مقدس " " در قلب هانومان جاي داشتند "

" بيا و سينه‌ي منو پاره کن، تا ببيني هانومان هم " " همون جايگاه رو در قلب من داره "

" تويي داستان من، تويي سينماي من " " اگر همراه من باشي "

" تو درآمد و بيمه‌ي مني " " اگر همراه من باشي "

" هيچ حصاري نمي‌تونه مانع من بشه " " !اگر همراه من باشي،اي رام، اي رام مقدس "

" اگر تو همراه من باشي، قلبم آواز خواهد خواند و " " بدنم به رقص در خواهد آمد "

" !پس حالا... قبول کن و پذيرا باش"

" ...قبول کن و پذيرا باش "

" قبول کن و ... آره يک دو همه با هم "

" ...قبول کن و پذيرا باش " " آروم نه، با صداي بلند بگو "

" ...قبول کن و پذيرا باش "

" هر که به ديدارت آمد از خودت بدان و او را در آغوش بکش "

" ...قبول کن و پذيرا باش "

" در شيدايي خودم شاد و سرخوشم "

" ...قبول کن و پذيرا باش "

" !بيا پسرم يه سفلي بگيريم "

" !بيا پسرم يه سفلي بگيريم "

" درود بر باجرانگي مقدس " " که خانه‌ي دشمن رو ويران ميکنه "

" !بيا پسرم يه سفلي بگيريم "

" درود بر باجرانگي مقدس " " که خانه‌ي دشمن رو ويران ميکنه "

" !بيا پسرم يه سفلي بگيريم "

داداش جان؟ اين سلفي چي هست؟

وقتي از خودمون عکس مي‌گيريم .بهش ميگن سلفي

داداش جون شما الان داشتي عين قهرمانهاي سينمايي مي‌رقصيدي

من هميشه در برابر باجرانگي مقدس از خودم بيخود مي‌شم. _ بله داداش

داداش جان يه پراتا(نون روغني) براي بچه بيار، لطفا

چشم دادش جان

!ولي داداش، دوتا ميخواد انگار

بايد يه اسمي داشته باشي ..سيتا، گيتا، پايل پوجا

داداش انگار کـَر ـه شنيد گفتم پراتا براش بياري -

درسته بذار من ازش بپرسم

اسم

بي‌سواده

!بهتره به زبان سنسکريت براش بنويسي عجبا! اين بچه فقط 5 سالشه

با خيال راحت بخور

عــه! چرا بازم دنبالم راه افتادي؟

!بگير

توي مراسم جشن پدر و مادرت رو گم کردي؟

!خب يه چيزي بگو

!اين ديگه چه مصيبتي بود، رفيق

،حالا تو حرز باجرنگي مقدس رو داري .اين معبد معجزات زيادي داره

همونطور که تو دنبال پدر و مادرتي اوناهم دنبال تو هستند

.ميان همينجا تو فقط دست به دعا اينجا بشين تا بيان

!اينجوري کن

...و منم

منم برمي‌گردم

اگر طول کشيد تا بيان اون سيب رو بخور

!گرسنه نموني

!وايسا، ماشين رو نگه دار ديگه

تو نميتوني اين بچه رو اينجا بذاري براي چي؟ -

پدر و مادرش براي گزارش کردن .به اينجا ميان

و اگر نيان چي؟ نيان؟ -

چرا نيان؟ چطور نيان؟

.به صورتش يه نگاه کن

...خب درسته

.ولي نميتوني اينجا بذاريش چرا نميتونم؟ -

به صورتش نگاه کن و به صورت اونا هم نگاه کن

هرچي دزد و معتاد و الکليه اينجان

!در ضمن اينجا کلانتريه نه يتيم خانه

يه کاري کن، آدرس و شماره‌ت رو اينجا بنويس .خبري شد بهت زنگ ميزنم

تا اون موقع چي؟ ...تا اون موقع_

(برو به سلامت (درود بر رام مقدس !درود بر رام مقدس -

خونه‌ات اينجا نيست؟ پس کجاست آخه؟

!بايد يه جايي باشه

..باشه، بيا يه کاري کنيم

من اسم شهرها رو ميارم و وقتي به شهر تو رسيد دستت رو ببر بالا اينطوري کن

چطوري؟ !آهان، خوبه

دهلي؟

ميرات؟

فريد آباد؟

گوالير؟

..جاسي؟ پاتيالا، آمريت سر،جوت پور جي‌پور، شريناگار، ، پتانکور،شيملا، آمبالا؟

بارودا؟ رام پور؟ درادولگيا؟ کاسولي؟ پراتاب گار؟-

تو اهل پراتاب گاري؟ آره -

منم همينطور - جدي؟ به باجرانگي مقدس قسم_

نزديک نيلي پاتار زندگي ميکنيم خانواده‌ي زنم اونجا زندگي ميکنن_

حالا فکرشو کن که تو فاليمون بشي

اين روزا توي دهلي زندگي ميکنم براي چي دهلي ؟ دنبال کاري يا دختر؟ -

داستانش طولانيه برامون بگو،مگه داريم دنبال اتوبوس ميدويم الان؟ -

تعريف کن داداش تعريف کنيد_

حرف که نميزني به داستانم گوش ميدي؟

اسم من پاوانه پاوان کومار چاتراويدي

ولي همه نسبت بهم لطف دارن و منو باجرانگي صدا ميکنن

ميتوني من داداش... ببينم تو چند سالته؟ صحيح

وقتي تونستي حرف بزني بهم بگو عمو عمو خوبه

پدرم ديواکار چاتراويدي، رئيس اداره پست پرتاب گار بود

اسمش به کارش ميخورد

توي گير دادن استاد بود

من جلشو هنگ مي‌کردم حتي نميتونستم بشمارم

..خب.. 24 نه 25 ، نه 26

More Farsi Persian subtitles for Brother Bajrangi

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left