The first 200 lines.
...آنچه در زنجیره گذشت
چه کوفتیه
همه چیزو به من بگو
،من کی را کمرون هستم
و از سال 2077 به اینجا اومدم
کی هستی؟
افسر سی پی اس کمرون
چطوری اومدی تو سرم؟
چطوری به کامپیوترم وصل شدی؟
تکامل در برنامه ما است
جنگ حالا شروع می شه
الک
تو شرط رو از دست دادی، درسته؟
درسته، چون باهوش و مفرح بودن یه قدم به عقبه
امیلی، مشکلی نیست
منهم دوستت دارم
می دونی ممکنه چه کس دیگه ای قلبش بشکنه؟
الک، بعد از اینکه بفهمه تو برای اشر کار می کنی
بهت نیاز دارم تا منو بکشی بیرون
اون دوستت داره و تو هم اونو دوست داری
تو سر قراردادت باقی می مونی
الک سدلر کجاست؟
منم
من به پاکسازی در موقعیت یک نیاز دارم
من اونا رو دلال می نامم
اونا تتو دارن
اون یکسری نقطه بین انگشتاشونه
چی می خوان؟
به مقدسات سوگند که از دنیا در برابر
کسانی که فن آوری برای منحرف نمودن و
استثمار گذشته، حال و آینده سواستفاده می کنند محافظت کنم
من باید حقیقت رو قبول کنم
که شاید هرگز پیش پسرم برنگردم
ولی این بدین معنی نیست که دست از تلاش بکشم
تو نمی تونی در توافق کوچکمون امر و نهی کنی
!!!اه
اینجا برگشتیم تا چیزا رو عوض کنیم نه اینکه در آغوش بگیریمشون
من همیشه با گذشته ام مشکل داشتم
بنظر می رسه برخی از اونا باهام همراهن
می دونی که کجا می خواهی بری؟
احتمالا تایلند؟
واقعا؟ تو الان باید در یه هواپیما در حال پرواز باشی
اون پرواز تاخیر داره
تراویس وارد آزمایشگاه شده
تو به اون دسترسی دادی
اون دنبال اشره به یونیفرم احتیاج داشت
خواهش می کنم بهش صدمه نزن
خیلی دیره
اسلحه ها رو بزارید زمین، همین حالا
اهداف رو بگیرید
بدو، بدو
امیلی
اون مرده، عوضی
و من تو رو مسئول می دونم
الک نمی دونه اشر چقدر خطرناکه
کی را، در مورد همه چی حق با تو بود
امیلی، اشر... اون به من گفت
یه ضد ماده اینجا در پایرون نصب کرده
اگه بتونی یه جورایی دستگاه مسافرت در زمان رو بدست بیاری
من می تونم تو رو بفرستم خونه
و تمام این کابوسا به پایان می رسه
مطمئنی که می تونی اینکارو بکنی
بزار ببینیم
چقدر زمان قبل از اینکه اشر متوجه بشه داریم؟
داریم چکار می کنیم؟
کی را، متاسفم
چکار می کنی؟
از خانواده ام مراقبت می کنم
الک، اون خانواده نیست
اون یه تهدیده
اون پدرمه
مسافرت در زمان اعجاز فن آوری نیست کی را
اون کسب و کار خانوادگیه
همونجایی که هستی بمون
می تونم مسایل رو درست کنم
و بعدش دستگاه رو از بین می برم
و هیچکس دیگه از اون استفاده نمی کنه
این تمام اون چیزیه که همیشه می خواستم
که همه قطعات رو دوباره کنار هم بزارم و پیش خانواده ام برگردم
ممکنه که درست باشه
اما هنوز یه ناهنجاری وجود داره
یه بی نظمی در زنجیره
تو
!الک! من می تونم برم خونه
می دونم
اما باید اونو نجات بدم
!نه
!!!!نــــــــــــــــــــــــــــه
یا خدا
مامورین امنیتی رو خبر کن
اه
اوه خدا، اوه خدا
در مورد لوکاس چی؟
هماهنگ می شه
آسیب رو پشت سر گذاشتیم
بجز برای سدلر
اون دیگه باعث نگرانی نیست
در این خط زمانی
من کشتمت تو مردی
من کشتمت
تو مردی
من کشتمت
من کشتمت
مطمئنم که سوالهای زیادی داری
وقت ندارم که وارد جزئیات بشم
ما ضعیف شدیم
تو ضعیف شدی
من؟
اجازه دادی ازت سواستفاده کنه
اجازه دادی ازت استفاده کنه
اشر؟
الک سدلر
الک کجاست؟
کجا نه، تو چه زمانی
تو می شناسیش
تو زنجیری از اتفاقات که بهش فشار آوردن تا بهت
خیانت کنه رو می دونی
برای استفاده از دستگاه مسافرت در زمان برای مقاصد شخصیش
بجای اینکه تو رو به خونه بفرسته
پس نیاز دارم مشخصا ازت بپرسم
اون تو چه زمانیه؟
خدایا، اون کار کرد
امیلی
امیلی
اون برگشته تا امیلی رو نجات بده
من مشخصات دقیق رو می خوام
من اونو ندارم
یه سلسله از اتفاقات به مرگ اون ختم شدند
شما باید اینو بدونید، افرادتون اونو کشتند
!فقط به سوال جواب بده
ما همیشه می تونیم از روشهای دیگه ای استفاده کنیم
یک هفته، شاید
کلاگ اجازه داد تراویس بیاد تو آزمایشگاه
امیلی و الک فرار کردند و رفتند پیش جیسن
اون جایی بود که من پیش اونا رفتم و بعدش افرادتون پیدایشون شد
گیج کننده است
اون آماده است
تو چطوری زنده ای؟
من کشتمت
یادم نیست
بزودی تمام چیزایی رو که می دونم خواهی دانست
بزودی میدان نبرد رو برای اولین بار می بینی
میدان نبرد؟
کی را، این یه جنگه
و هر جنگی یه چیز مشترک با سایر جنگها داره
مرگ
و فداکاری
!لعنتی
تو کی هستی؟
جیسن
تو کی هستی؟
من کی هستم؟
من پدرتم
!اینو نگو، خصوصیه
منظورم اینه
تو کی هستی؟
خودمم
من از آینده ام
نه، من از آینده ام
آینده، یک هفته بعد از حالا
اوه، مطمئنی؟
بله، کاملا
پس تو اینجایی تا چیزایی رو تغییر بدی؟
بله، بله
امیلی در خطره، باشه؟
نیاز دارم تا چیزا یه کمی تغییر بدم
یه نیشگون اینجا، یه فشار اونجا
دور نگه داشتن امیلی از کشته شدن
چی؟
و بعدش معامله با اشر
اشر
می تونم کمک کنم؟
چطوری کمک کنم؟
بله، بیا
من کاترینم
من مسئول این زندانم
مسئول دلالها؟
اگه ترجیح می دی
مرد مرده گفت می یام و اینجا جوابهایی
می گیرم
کرتیس گزینه ایست که باعث اتلاف وقت من با تو می شه
امتحانم کن
یکصد سال بعد از تولد تو
یک جنگ شروع شد
شروع خواهد شد
این جنگی برای فتح سرزمین یا ثروت نیست
جنگی برای همه چیزه
مسافرت در زمان پروسه ای است که مشکلات زیادی رو تولید می کنه
کمی بعد از اینکه زمان خودتو ترک کردی
فن آوری بدست تبهکاران افتاد
کسانی که فقط فرصتی می دیدند
اون یه استراتژی معروفه
برگشت در زمان برای دلایل خودخواهانه
قوانینی تصویب شدند و فن آوری مصادره شد
اما آسیبهایی وارد شده بودند
تنها راه جلوگیری از این سواستفاده ها
قرار دادن محلی در یک شبکه امن که براساس یه ایده شکل ساخته شده، بود
یه اشتیاق مشترک برای حفاظت از تاریخ
ما باید به این تاخت و تازها واکنش نشان می دادیم
و تاثیر اونا رو به حداقل می رسوندیم
No comments yet. Be the first to leave one.