Anger Management

Anger Management

Download Farsi Persian Subtitle

Season 2

Release info

Anger Management S02E51 By De PALMA - Juybari
A Commentary by De PALMA
"کـــاری مشـــتـــرک از احـــســان و مـحـــمـد"

Tags

TS
Published on: 2014-03-11
Downloads: 51
Hearing Impaired: Yes

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

بسیار خب، ما منتظر میشیم تا "پاتریک" برسه

،و درباره مشکلات تو حرف بزنیم

.منم یه مشکل خیلی بزرگ دارم

شنبه شب باید با کی بیرون برم؟

...خیلی جذاب یا

.خیلی جذاب

.همیشه خیلی جذاب رو انتخاب می کنی

ولی هنوز براتون از اون دختره که .خیلی باهوشه نگفتم

.می دونی چیه؟ حق با شماست

احتمالاً این قرارت برای عروسی من .و "پاتریک"ـه که شب شنبه برگذار میشه

.خب، قطعاً برای کنسرت اسلش توی ورزشگاه استیپلز سنتر نیست

خب کسی رو نمی شناسین که بلیط

کنسرت اسلش توی ورزشگاه استیپلز سنتر رو بخواد؟

چطور فراموش کردی، "چارلی"؟

،پنج شنبه مراسم تمرین روز عروسیه ،شنبه روز عروسیه

"و شنبه هم من و "پاتریک

چک یه میلیونی که والدینم برای عروسی بهمون .میدن رو نقد می کنیم

چون من فکر می کردم که این کلاهبرداری تموم میشه

.و دفعه بعدی که من باهات حرف می زنم از توی زندانه

.لیسی"، تو داری ازدواج رو مسخره می کنی"

این باید درباره دو نفر آدم .باشه که واقعاً به هم اهمیت میدن

.خب، من که نمیام

.و کسی سعی نکنه که منو برای اومدن راضی کنه

،"خب، "لیسی

خانوادت قراره از هند بیان تا این کلاهبرداری شادمانه شرکت کنن؟

آره، و من تازه فهمیدم که والدینم .ماهش" رو هم به عروسی دعوت کردن"

ماهش"؟ این یه آدمه"

یا اینکه یه پیش غذای محلی هندیه

که باعث میشه من اسهال بگیرم؟

ماهش" یه بچه چاق زشت از هنده"

.که والدینم می خواستن تا باهاش ازدواج کنم

.این قراره خیلی ضایع باشه

.فقط باهاش مودبانه برخورد کن

وقتی اینقدر چاقه چطور می تونم باهاش مودب باشم؟

.سادست

مثل زمانی که من با کسی حرف می زنم ،که آدم سطحی و خودخواهیه

باید فقط ازش تعریف کنی و .لبخند بزنی

.در ضمن، بلوز قشنگیه

.اوه، خدای من، تشکر

یادمه که تو یه بچه کوچولو بودی

.با چشم های درشت و معصوم

.و فردا من خطبه عقدت رو میخونم

.تو باید خیلی هیجان زده باشی - .آره، آره، حالا هر چی -

،قبل از اینکه این جلسه تمرینی رو شروع کنیم

من یه دوست هندو دارم که برای گرفتم کلی پول از والدینش

.داره با یه یارویی ازدواج می کنه

برای این کار آدم رو می فرستن به جهنم هندوها؟

."لیسی"

.تکون نخور

.می دونی چیه؟ جوابش رو برام پیامک بفرست .تو خیلی باحالی. بای

سلام. می تونم کمکتون کنم؟

.تو به همون زیبایی هستی که یادم میاد

!پروردگارا

."ماهش"

از کی تا حالا تو اینقدر جذاب شدی؟

وقتی پیشنهاد ازدواجم رو رد کردی .بهم انگیزه دادی تا وزنم رو کم کنم

اوه، خدای من. من تو رو ساختم؟

.این عالیه

.خب، خیلی چیزها تغییر کرده

من همچنین شرکت نرم افزاریم رو .توی دره سیلیکون راه انداختم

.اوه

کار و کاسبی چطوره؟

،مایکروسافت بهمون ۳۰۰ میلیون پیشنهاد کرده

ولی من فکر می کنم می تونیم .بهتر از این کار کنیم

داری ازم می خوام که باهات ازدواج کنم؟

چی؟

.تو داری با "پاتریک" ازدواج می کنی

.اوکی. دربارش فکر می کنم

اوکی، تو این رو می خونی

بعد از اینکه روحانی هندو و کشیش .به همه خوش آمد گفتن

پس هر دو می خوام مراسم رو برگزار کنن؟

روحانی هندو برای خانواده "لیسی"ـه

.و کشیش هم برای مادرم

که هنوز هم از توی قبر .بهم حس بی ارزش بودن میده

...ببخشید. می دونین کجا میشه

چارلی"؟"

."همیشه همین بوده، "یوجین الوارز

.اوه، خدای من. خیلی وقته ندیدمت

آخرین باری که تو رو دیدم، روی نیمکت بودم

و داشتم میدیدم که تو چوب .بیسبال رو با زانوت می شکونی

آخرین باری که من تو دیدم توی باشگاه بود

که داشتی بهم یه بطری جک دنیلز و یه مشت قرص ویکودین

تعارف می کردی به خاطر اینکه من .چوب بیسبال رو با زانوم شکونده بودم

."این ماله خیلی وقت پیشه، "چارلی

.خیلی چیزها عوض شده. آره - .آره، همینطوره -

من حالا روانشناس کنترل خشم هستم

و تو آدمی هستی که مثل کشیش ها .لباس می پوشه

.نمی دونم چه نقشه ای داری، ولی ازش خوشم اومده

.نقشه ای تو کار نیست

.یعنی، من دیگه لباس روحانی پوشیدم

.من حالا دیگه پیرو پروردگار هستم

.واو

و منو بگو که اینهمه به خودم افتخار کردم

.بابت اینکه توی جای پارک افراد معلول پارک نکردم

پس تو می خوای عروسی رو انجام بدی؟ - .بله، بله، اولین بارمه -

یعنی، تو این کار تازه واردم. تازه .چند ماهه که کشیش شدم

.پس داری پرده خطبه خوندنت توی عروسی رو میزنی

من اجازه دارم که اینو بگم؟ - .آره، البته -

چارلی"، من هنوز همون آدمم"

حتی با اینکه این یقه رو پوشیدم

و تو باید من رو پدر صدا بزنی

.و تو باید انگشترم رو ببوسی

.و تو باید کون من رو ببوسی

.شوخی کردم

.منم همینطور

ببین، بعد از مراسم، بیا بریم یه کم نوشیدنی بخوریم و از حال هم با خبر شیم، باشه؟

.آره، البته

،یعنی، فقط برای اینکه بدونی .من دیگه مشروب نمی خورم

یعنی، به غیر مشروبی که .توی مراسم مذهبی می خوریم

.مشکلی نیست. می برمت یه جایی که می شناسم

اونا دو تا مراسم مذهبی تا ساعت ۷ دارن .که یکی حساب میشه

ترجـــمـــه از ..: احـســـان De PALMA :.. ..: Juybari جويباری :..

خب، "جن" چطوره؟

،اوه، حالش خوبه، ولی، می دونی .ما الان طلاق گرفتیم

.اوه، متاسفم. حیف شد

اوه، بیخیال. اگه تو کشیش نبودی .الان می افتادی دنبالش

(تو همیشه یه چیزی براش داشتی. (بهش علاقه داشتی - .آره -

(حالا برای خدا یه چیزی دارم. (بهش علاقه دارم

.این یه خورده عجیب به نظر می رسه، رفیق

.آره

خب یه دیقه وایسا. این قضیه .کشیش شدنت رو درک نمی کنم

یعنی، تو کسی هستی که از اتوبوس

گروه مالی کروز بیرونت انداختن .به خاطر اینکه "تامی لی" رو به گریه انداختی

."مردم عوض میشن، "چارلی

.خدا برام نشونه فرستاد

مثلاً چی دیدی، یه چیزی مثل صورت مسیح روی نون توست؟

.البته که نه

.روی نون ذرت مکزیکی دیدم

.من افسرده و ناامید بودم

،پایین رونگاه کردم و اون اونجا بود

.بهم لبخند میزد

ولی این حتما برات احمقانه به نظر می رسه، درسته؟

نه، نه، اصلاً. در واقع، یه بار یه بسته ماست از دستم ریخت

و رو زمین نوشته شد که برای .نه روز باید پشت سر هم مست کنم

.بیخیال

ولی فکر می کنم تو دیگه .زیاده روی کردی

.خب، هر چی می خوای فکر کن

ولی زندگی ساده تری دارم .چون دیگه اون نیازها برام پیش نمیاد

.آها - چیه؟ -

.تو همین الان دیدش زدی - .نه، اینطور نیست -

.بله، همینطوره - .اینطور نیست -

اوه، بیخیال. تو می تونی این کون .رو از بین ردیف کون های دیگه تشخیص بدی

که البته یه بار توی کانزاس سیتی انجامش دادیم، یادت میاد؟

.دارم بهت می گم، مرد، این تو نیستی - .چارلی"، من همینم" -

من باهات شرط میبیندم اگه وسوسه واقعی رو به .سمتت بفرستم نمی تونی مقاومت کنی

.برو تو کارش. ایمان من محکمه

.تو فردا شب بیا اینجا

.ولی باید بهم شانسی برای مبارزه بدی - .اوکی -

یقه رو در بیار و به هیچکی .نگو که کشیشی

،قبول. ولی اگه بهت ثابت کردم که در اشتباهی

.تو باید برای یه سال بیای به کلیسا

.باشه - .اوکی -

.بکنش دو سال

...می دونی چیه؟ سه

.ماه

.اونم نه پشت سر هم

تو "یوجین الوارز" رو دیدی؟

.عجب تصادفی

تو قبلاً ازش خوشت نمیومد؟

.نه، من و تو با هم زن و شوهر بودیم

.از این فکرها دربارش نکرده بودم

،هنوز مجرده .چونکه، خدایا، من می خواستمش

.تا جایی که فکر کنی و امکان داره اون مجرده

تو تا حالا مخ یه کشیش رو که نزدی، مگه نه؟

.البته که نه

چرا؟ مگه طرف کشیش شده؟

.نه، نه

.ولی داره به کشیش شدن فکر می کنه

.این فکر خوبی نیست

فکر کن بخوای خوک چهار گوش رو .بگذاری توی سوراخ دایره ای

فکر کنم روزهایی که اون خوکش رو توی .سوراخی می گذاشت تموم شده

مگر اینکه کسی بهش نشون بده که .این تصمیم اشتباهیه

.آه، اوکی

پس تو تصمیم گرفتی که بری بیرون ،و غذای چینی بخری

.بیای اینجا باهام حرف بزنی تا من با اون سکس کنم

.نه، نه، نه

ولی تو طعم ترش و شیرین .اون رو چشیدی؟ فوق العاده هست

ببین، من فقط ازت می خوام که .وانمود کنی داری باهاش لاس میزنی

وقتی اون حرکتش رو کرد، بم، تو بهش میگی .که حق با "چارلی" بود و راهت رو میکشی میری

راه دیگه ای نیست؟

خب، من می خواستم براش یه جین .فاحشه بفرستم

بعد به این نتیجه رسیدم .که چیزی که اون واقعاً می خواد تویی

.نمی دونم - .این یه تعریف بزرگیه -

من دارم بهت میگم که تو جذابیت .و قدرت ۶ فاحشه رو داری

.آه، ممنونم

هی، کیسه کش، "چارلی" کجاست؟

.کیسه کش اسم پدرم بود .تو می تونی من رو کیسه صدا کنی

.اوکی، کیسه

ازت متنفرم و به روانشناسم احتیاج دارم چارلی" کجاست؟"

.رفته برای خرید

به همین دلیل که هی .غذای صبحونه اش داره تموم میشه

تو هم میخوای؟

نه، من الان یه مشکل جدی دارم

.و باید باهاش حرف بزنم

.تو همیشه می تونی با من حرف بزنی

.نه، ممنونم. اون روانشناسه

.تو یه کیسه آشغال بی شخصیتی

.بازم میگم، بهم بگو کیسه

.این درباره عروسیته که فرداست

.من نمی تونم با "پاتریک" ازدواج کنم

More Farsi Persian subtitles for Anger Management

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left