The first 200 lines.
متاسفم "جن"، ولي اين قانونه
که قبل از صبحانه در مورد ايده هاي .عجيب کاري تو صحبت نکنيم
باشه، اول صبحانه رو مي خوريم .بعد بهت ميگم
آره، ولي اونجوري هم ميشه .قبل از صبحانه فردا
.من فکر نکنم بتونيم اين کار رو بکنيم
دارم بهت ميگم، "چارلي"، هيچکس .تا حالا اينجور رستوران سيار نزده
ما فقط بوقلمون، سس زغال اخته و
پوره سيب زميني و چاشني رو سرو مي کنيم
.تمام سال ميشه روز شکرگزاري
اين عاليه. تازه تو بايد اعضاي يک خانواده رو استخدام کني
دور و بر ماشين بشيندن و در مورد .چيزهايي که 20 سال پيش اتفاق افتاد بحث کنن
.و يه ايده جالب هم دارم
،هر غذايي که تموم نکردين به ما برگردونين
و ما فرداش همون غذا رو مجاني .به شما ميديم
.اگه بتوني ماشينش رو پيدا کني
.اگه بتوني ماشينش رو پيدا کني
.هي، من ميرم روزنامه بگيرم
من عاشق اعلاميه هاي فوت .توي لس آنجلس هستم
.همه اينجا معروف هستن
هفته قبل تکنيسين صداي فيلم فورست گامپ
.تو مستراحش افتاد مرد
.آره، چه نوراني و پر افتخار
.پنج دقيقه ديگه بر مي گردم
دو تا تخم مرغ عسلي، بيکن ترد
.مي دونيد من چطور دوست دارم.ريز، ريز
فکر مي کني مرگ موش مزه تخم مرغ رو عوض مي کنه؟
چرا اينقدر باهاش بد اخلاقي؟
.اون سه روزه که اينجاست
خب، اون مي ترسه.پايين مجتمعش
.دزدي شده. اون نمي خواد تنها باشه
آره، الان اونجا بازار بزرگي باز شده
براي جعبه قرص ها و .زيرپوش هاي لکه دار
.بايد اونو از اينجا بيرون بندازم .تو فکرم حتي براش تفنگ بخرم
اوه، نه، "چارلي". از هر چهار قرباني تيراندازي
.با اسلحه خودش تير ميخوره
اوه، پس براي امنيت بيشتر .براش سه تا تفنگ ديگه مي خرم
خب، "نولان"، جلسه قبل در مورد اينکه تو به اندازه کافي اجتماعي نيستي حرف زديم
.نه اينطور نيست
منظورت از اجتماعي اينه که بري بيرون و مردم رو ببيني؟
.دقيقا - .اوه، آره، من اين کار رو نمي کنم -
کسي مشکلي نداره که امشب "نولان" رو بيرون ببره؟
.اوه، اوه، اوه! زنبيل گذاشتم براي نبردنش
.بله، بايد به زنبيل احترام گذاشت
.پاتريک" نوبت تو هست"
فکر مي کنم که بهتره کسي باشه .به "نولان" براي ورود به اجتماع کمک کنه
.باشه، ولي فقط براي يک ساعت
الان يه آدم نفهم توي خونه من هست .که بهش اعتماد ندارم
تو به من اعتماد نداري؟
تو بودي که به من گفتي .بليط بخت آزمايي رو بردم
فکر مي کني خوشم مياد که جلوي حياط دادگاه بايستم؟
،خدايا، اگه شما دو تا با هم کنار نميايد
فکر نکنم براي بقيه ما .شانسي وجود داشته باشه
هر شب. نمي تونم بخوابم
چون دارم به اين آقا گوش ميدم .که داره واسه خواب آماده ميشه
آخه کدوم خري موهاشو شب سشوار ميکشه؟
.مردمي که ، ميدوني، مودار هستن
منم اگه مثله ايشون از داروي .رشد مو استفاده مي کردم، مو داشتم
...داروي رشد مو؟ من کي
چرا بايد... ديگه به کابينت .داروهاي من نزديک نشه
من فقط مي خواستم خوشبو کننده .تو رو قرض بگيرم
.اوه، خداي من
ميبيني چرا مي ترسم اونو توي خونم تنها بزارم؟
.تو چيزي براي نگراني نداري
.من همين حالا هم دفتر خاطراتت رو پيدا کردم
چي؟ - .اوه، خوبه، اين دفتر خاطرات داره -
.خب، دوستان، وقتمون تموم شد
.پاتريک" با "اد" مثله مهمون رفتار کن"
.اد" وسايل اينو زير بقلت نمال"
.پنج شنبه مي بينمتون
.اد" مي تون واسه يه دقيقه باهات حرف بزنم"
"من نگرانم تو و "پاتريک .يه روزي همديگه رو بکشين
.اميدوارم نصف اين اتفاق بيافته
.من نه
فکر کنم يه هم اتاقي .بهتر واست دارم
دوست داري با پدرم زندگي کني؟
نه، "چارلي" من باباتو .به زور مي شناسم
.عاليه. اين يکي از بهترين خصوصياتشه
.ليسي" تو بايد بهم کمک کني"
من خيلي گرفتارم و .نمي تونم "نولان" رو بيرون ببرم
درگير اين روح جنگلي هستم .که توي خونم مي چرخه
.فقط هنوز نمرده
.آره، جاي تو بودن سخته. باي
،صبر کن، مي دونم زنبيل گذاشتي
اگه "نولان" رو از سر ،من امشب وا کني
.بهت 20 دلار ميدم
.واسه 20 ميليون ميليارد هم اين کار رو نمي کنم
نظرت در مورد40 تا چيه؟ .و به چارلي هم نمي گم زدي به ماشينش
.تو زدي بهش - .ببين چقدر بي چاره ام -
ببخشيد که طول کشيد .کافه تريا شلوغ بود
اين زوج جديد کي رسيدن؟
همون زوج قبلي هستن .هنوز رو کارن
.و زنه باز به ارگاسم رسيد
.عجيبه. اون به زور حرکت مي کنه
چند بار تا حالا شده؟ 9 بار؟
.نزديک 15
.مم،چه استقامتي
.بايد متوقفشون کنيم؟ داره دير ميشه
.ما نمي تونيم متوقفشون کنيم .ما داريم يه تحقيقات حرفه اي رو انجام ميديم
ولي کاري که مي تونيم بکنيم اينه .که اينو به يه بازي مشروب خوري تبديل کنيم
.ايده خوبيه
،هر وقت که زنه به ارگاسم رسيد
.ما يه ليوان ميريم بالا
.و ايشون رسيد
.اميدوارم امشب برنامه اي نداشته باشي
نه، خوشحالم که بگم .امشب تو خونه ام کسي نيست
آخر پدرم رو مجبور کردم .برگرده خونه خودش
.من فکر مي کردم اون مي ترسه برگرده
مي ترسيد، ولي من بعدش .اد" رو راضي کردم بره پيشش"
.واو
.مي دونم
چه طور اين کار رو کردي؟ .اونا که همديگه رو نمي شناسن
خب، به پدرم گفتم که .اون و "اد" نقاط مشترک فراواني دارن
...هر دوتاشون، مي دوني - پير هستن؟ -
...آره، و - آدماي وحشتناک هستند؟ -
.دقيقا
راز مرده چيه؟
.فکر کنم به خاطر زنه هست
توپ بره تو سوراخ هم .اين زنه ارگاسم ميشه
فکر نمي کني اگه يکي از بيمارهات
همخونه پدرت بشه فاجعه باره؟
...نه، ولي چيزي که فهميدم
.اينه که صداي بيپ از پرينتر مياد
.اين زنه هنوز به ارگاسم نرسيده
.کاغذش تموم شده
دارم ميگم که اين زنه شايد
.بزرگترين انسان زنده آمريکايي باشه
.باشه، "اد"، بگو بينم
چطور ممکنه دالي پارتن
بزرگترين انسان زنده آمريکايي باشه؟
.به دو دليل - .اوه، بيخيال -
.نه، نه، اوني نيست که تو فکر مي کني
قدرت ترانه نويسي اون
.و پستون هاش
.اوه، بيخيال
!اوه، نه
.اميدوارم اين همون زنه باشه
ترجـــمـــه از ..: احـســـان De PALMA :.. ..: Juybari جويباري :..
اون يه دفعه از ناکجا .جلوي ماشين ظاهر شد
.نگران زنه نباش
.بيمارستان گفته حالش خوبه
چيزي که بايد نگرانش باشي شکايت حقوقيه
اون ازت شکايت مي کنه .و تموم دار و ندارت رو ميگيره
من چرا بايد نگران اين باشم؟
.واسه همينه بيمه دارم
بيمه؟
اين خوبه. تو يه چتر داري؟
چون يه سونامي داره مياد
.چون يهوديه و حقوق سرشه
.حالا واقعا ترس برم داشته
چي، چون مي خوان تمام پولت رو بالا بکشن؟
.نه، اينکه دارم با تو زندگي مي کنم
.ببين، زنه که چيزيش نشده
.ولي کار وکيل هاش تموم نشده
،اگه چيزي پس انداز کردي
.بهتره بزاريش تو يه جعبه و دفنش کني
.من يه کم گوشه کنارا پس انداز دارم
.خب، مخفيش کن، مرد
ببين، يکي از رفيق هاي من .وقتي ازش شکايت شد اينکار رو کرد
.پولش رو داد به دوستانش
،وقتي که همه چي تموم شد
.دوستانش همه رو بهش برگردوندند
.خب، تقريبا همه رو
من يه کمي رو براي پيش قسط خريد
.پرايدم نگه داشتم
ولي من نمي تونم پولم رو پيش رفيقم مخفي کنم
چون اگه کسي با خبر بشه، اون رفيقم
شريک جرم محسوب ميشه، مگه نه؟
خب پس مي خواي چه کار کني؟
.مي دم به خانوادم
خيلي خب، قرار بود تو رو .از خونت بيارم بيرون
.تو هم اومدي بيرون - .چه خوش ميگذره -
بهت گفتم که باهام حرف نزن .مگه اينکه چيز مهمي باشه
.اه، لعنتي، خواهرم اينجاست
.اون زنيکه اعصاب خرد کنيه
.هي، دختر، هي
چه خبر، آبجي؟
.اوه، خيلي جذاب به نظر ميرسي
انگار به اندازه کافي .بالا آوردي
.ممنون
منتظرم که بيشتر باهات حرف بزنم .وقتي که بيشتر از اين مست شدم
اين يارو کيه؟
هي، "ستين"، منو يادته؟ .نولان" هستم از گروه"
.اوه، من ديگه به گروه ترک مصرف مشروب نميرم .من درمان شدم
.اوه، نيگاه، يکي ديگه هم هست
... خب آيا تو و "ليسي"باهم
آيا ما چي؟
منظورم اينه که،مي دوني، شما دو تا با همين؟
.نه، اون همين الان رفت اونور
.تو چقد خنگي
نه جدي، بين تو و خواهرم خبريه؟
روانشناسم از يک مردي خواست من رو بيرون ببره
.و اون منو به "ليسي" 40 دلار فروخت
.پس اينجوري خانواده من صاحب تو هست
.پس من مي تونم هر کاري باهات بکنم
.فکر کنم، فقط واسه امشب
.نمي دونم قراردادم بعد از اون چي ميگه
فکر کردم "لبران جيمز" رو ديدم
ولي قبلا با طرف قرار گذاشته بودم
.چون اون بار هم با لبران جيمز اشتباهش گرفتم
.هي، خواهرت خيلي باحاله
No comments yet. Be the first to leave one.