The first 200 lines.
.دیگه باید بری خونه - .بقیش با من -
،مامور نورث چیکار میتونم براتون بکنم؟
،روی والتون 3 دختر رو کشت
،سعی کرد یه پلیس رو بکشه .بعدش یهو همینجوری غیبش زد
.مردم یهو همینجوری غیبشون نمیزنه
.باید با آدمات حرف بزنم
من میدونم کل تیم اون شب ،کجا بودند و چیکار میکردند
.ولی تو رو نه
باید بهم بگی که اون مامورای فدرال واقعا چی دارند؟
.همه چیز
به نظرت باید خودمو تحویل بدم؟
.نه - .روی والتون مرده -
،این چیزیه که فکر میکنم .و تو پنهانش کردی
.تو که مدرکی نداری
،اونا یه چیز کم دارند .یه جنازه
.من بهت یه انتخاب میدم
،من تو و هیلی رو بازداشت میکنم
یا بهم کمک میکنی .هنک وویت رو دستگیر کنم
.خب قضیه از این قراره
بهت تا وقتی که گزارش پزشکی قانونی .در مورد جنازه بیاد وقت میدم
.باشه؟ شک دارم چیزی پیدا کنم
،شک دارم اصن به چیزی احتیاج داشته باشم
ولی بهت 36 ساعتی که .زمان میبره رو وقت میدم
.بعدش قراره تصمیمت رو بهم بگی
،یا تو و هیلی رو دستگیر میکنم
.یا تو وویت رو به من تحویل میدی
.فقط همین دو تا انتخاب رو داری
"هیلی"
وویت صحنه جرم. ایستگاه اتوبوس میدوی، درخواست کمک کارآگاه
جورج، در حال پاسخگویی 5021 به درخواست کمک کارآگاه
.در 4409 سیسرو جنوبی هستم
.حدود یک ساختمون فاصله دارم .تیراندازی شده
!هی! پلیس! پلیس .دستات رو بهم نشون بده
تیرها از کجا دارند شلیک میشن؟ پلیس! کی داره شلیک میکنه؟
تیراندازی کار کیه؟ هی، کی داره شلیک میکنه؟
.هی، هی، هی، وایسا، وایسا
.جلوی اتوبوس - .فک کنم بهش شلیک کردند -
کی، کی؟ - چی پوشیده بودند؟ -
.دو تا مرد - .پیرهن آبی، لاتین -
.باشه. همون پایین بمون - .از اینجا برو بیرون -
،جورج 5021 .واقعا داره تیراندازی میشه
مهاجمها دو تا مرد .لاتین هستند
،خیلیا دارند از صحنه فرار میکنند .چندتا ماشین برام بفرستید
5021، یه خانم خمی شده. به نظر میرسه چندتا تیر خورده.
.خیلی خون ازش رفته .برام یه آمبولانس بفرستید
.دریافت شد، 5021 جورج
.همه چیز ردیفه. همه چیز ردیفه - .سعی نکن تکون بخوری. همونجا بمون -
!دستات رو ببینم .دستاتون رو نشونم بدید
دستات کو؟ !تو، همین حالا دستات رو ببر بالا
اونا کجان؟
.رفتند
!پلیس شیکاگو
.آره، پلیس، پلیس - .من پلیسم -
تیراندازی شده؟ - .آره، مرد، لاتین -
،دو تا هم هستند .شاید لباس آبی پوشیده باشند
.فقط همینا رو میدونم .پیشش میمونم
.برید، برید
.خیلی خب
.حواسم بهت هست
.خیلی خب .سعی کن آروم باشی
.آروم باش، باشه؟ چیزی نیست .چیزی نیست. نترس
.فقط طاقت بیار .دووم بیار
.دووم بیار
کمک میخوای؟ آره کمکم کن
.:: ارائه ای از تیم ترجمه رسانه اینترنتی نایت مووی ::.
:مترجمین Pooyamaz & A.SHRFE
.صبح بخیر، گروهبان - .یه زن مرده داریم -
،یک تیر به سرش خورده .یکی هم به سینهاش
،مهاجمها پیاده فرار کردند .از سمت غربی
یه جستجوی شبکهای .الان در حال انجامه
.اوکی - .کلی شاهد داریم -
اتوبوس داشته مسیر همیشگیاش رو میرفته، 5 تا ایستگاه داشته.
راننده رفته پشت بیسیم گفته که
،موتور یه مشکلی پیدا کرده
برای همین راننده دوبار رفته پشت اتوبوس
.تا یه سری بهش بزنه
پشت اتوبوس؟
.اونا که اینطور گفتند - کلی وقت توی این ایستگاه موندند -
راننده گفته که بخاطر نقص فنی
.همه باید توی صندلیشون بشینن - .آره -
سه تا مسافر .به نمیخواستند انجامش بدند
.دو تا مرد لاتین، حدود 20 ساله .یک زن هم از آسیای شرقی
.حدود 18 یا یه همچین چیزی
میخواستند پیاده شن؟ - .آره -
پس رفتند جلوی اتوبوس ،سعی کردند پیاده بشن
،راننده جلوشون رو گرفت ،درگیری شد
.و یکیشون دوبار به راننده شلیک کرد
اسم راننده .جوی کلمینگه
به مدت 6 سال ،برای شرکت کار میکرده
.و این توی دستش بود
،هی .آدمای شرکت اتوبوسرانی اینجان
.ایشون گروهبان وویت هستند
.سلام. مارتین هستم - .من رئیس بخش امنیتی هستم -
فهمیدم که .درخواست راننده رو به 911 انتقال دادید
.درسته
.جوی درخواست کمک کارآگاه کرد
.خیلی خب
اون داشت با یه مسافر بی اعصاب .سر و کله میزد
قصدمون این بود که پلیس بیاد .اینجا توی ایستگاه ببینتش
.خیلی خب، این توی دستش بود
نظری داری که چه معنیای میتونه داشته باشه؟
.خب پس دلیلش معلوم شد
.ما اینو توی آموزشی یاد میدیم
همه رانندگان ما آموزش دیدهاند که قربانیان قاچاق
،بردگان جنسی رو شناسایی کنند .و بهشون پیشنهاد کمک بدند
پس اون رفته بوده پشت اوتوبوس
که این رو بده دست یک نفر؟
.دو مرد و یک زن جوون - .منطقیه -
مارتین، اتوبوس دوربین داره؟
.خوبه
خیلی خب، اینجا فک کنم جاییه که
جوی اون نوشته رو .میده به اون زن جوون
.دقیقا اونجا
،بعد جوی برمیگرده میره سراغ صندلیش
،به روندن ادامه میده بعدش دو دقیقه بعد
.به نظر میرسه نوشته رو پس میگیره
،و یکم وقت بعد .میریم سراغ ایستگاه
.خیلی خب .اون دو تا از کادر میرن بیرون
ما دوربینهای پلیس توی منطقه رو گشتیم
،ولی متاسفانه ،تا آخرای اون مجدوده
،دید نداریم .ولی بازم میگردیم
.خب، بیاید چهرههاشون رو بدیم تو سیستم
.و اسماشون رو در بیاریم - .باشه -
هی، دیشب چی شد؟
.فکر کردم مستقیم میای خونه
.آره، توی مرکز بازداشتگاه معطل شدم
اوه، مشکلی بود؟
.نه، همون چیزای همیشگی - .مشکلی نیست. همه چیز ردیفه -
تیم حمل و نقل اسمش رو .از توی فهرست مسافرها گیر آوردند
،اسمش ویلا تن هستش .بیست سالشه
.اون دیشب از سدونا اومده میدوی
به نظر میرسه برای تعطیلات آخر هفته اونجا بوده
رفته به یکی از اون
،هتل های ماساژ و حموم دار .از اینا که میخوری و ریلکس میکنی
.یه مجموعه تفریحی آبگرم
.آره همون. خودشه
.با مسئول پذیرش اونجا حرف زدم
.ویلا پنجشنبه وارد شده
،چند تا ماساژ رفته ،یکم تو لابی درس خونده
.بعدش هم نصفه شب برگشته شیکاگو
اهل شیکاگو ئه؟
.تو دانشگاه نورث وسترن دانشجوئه
.اصالتا اهل میشیگانه
دارم سعی میکنم با .خانوادهاش تماس بگیرم
خیلی خب، اون مردا چطور؟ - .در مورد اونا شانس نیاوردیم -
سیستم تشخیص چهره .چیزی ازشون پیدا نکرد
اونا توی لیست مسافرای .پرواز به شیکاگو هم نبودند
به نظر میرسه از صاف
.از بیرون در ترمینال سوار شدند
اونایی که دنبال قاچاق .برده جنسی هستند سراغ اینجور آدمها نمیرن
نه، دانشگاه حضورش رو توی دانشگاه ثبت کرده
آخرین بار همین 5شنبه گذشته
.خیلیا چشمشون به این دخترهاس
.توی حسابهاش هم چیزی نیست
،منظورم اینه که ،اگه سیستم محافظتیه
.چیزی مشخص نیست
احتمالش هم هست که حتی اصن اون مردها رو
.وقتی نشسته توی اتوبوس نمیشناخته
منظورم اینه که ممکنه قضیه .برده داری جنسی هم نباشه
،ممکنه آدم ربایی باشه .مثلا از روی کینه بوده
آره آخه تنها چیزی که داریم .اطلاعات جویئه و اینکه اون گمشده
.باشه، موافقم - .ذهنمون رو باز میذاریم -
در این حین، این آدما با اون اتوبوس داشتند یه جایی میرفتند
،و حالا همشون پیادهان
.پس زیاد نمیتونن دور شده باشند
.بیاین پیداشون کنیم
خیلی خب، چی شده؟ - .افبیای جنازه روی رو پیدا کرده -
،دیشب نورث منو برد اونجا
.و بهم یه پیشنهاد داد
،اون گفت یا من و هیلی رو دستگیر میکنه
یا من تو رو بهش تحویل میدم
.توی حدود 24 ساعت
.شنود بهم وصل نیست .ایناها، ببین
میخوای ببینی؟
.باشه
.ترتیبشو میدم
.نه، اینکار رو نمیکنی
.خودم حلش میکنم، جی - .نه -
نه؟
.آره، دیگه بسمه
من الان به خاطر اینکه .تو چیزا رو حل کردی اینجام
.دیگه بسمه
دیگه نمیخوام لا زمین و هوا باشم
.و تو خودت تنهایی مشکلات رو حل کنی
میفهمی؟
هر چیزی که از اینجا به بعد انجا میشه رو
.با همدیگه انجامش میدیم
.فکر نکنم واقعا اینطور بخوای
.چرا از اتفاق اینجور میخوام
و باور دارم از اونجایی که من پات رو ،به این قضیه کشیدم
.تو بهم این اجازه رو میدی
.ما پای هیلی رو وسط نمیکشیم
اون لازم نیست چیز دیگهای بدونه
،پس توی 24 ساعت آینده ،من و تو
یه راه دیگه برای خلاص شدن .از این مخمصه پیدا میکنیم
.با همدیگه
.سلام، ترودی
.باید باهات یه حرفی بزنم
وقت داری یه سر بریم بیرون؟
.آره حتما
No comments yet. Be the first to leave one.