The first 200 lines.
چهارده آگوست، سال 2003
اون روز مثل همهي روزهاي ديگه شروع شد
زندگيـم به بن بست رسيده بود
پريشون بودم
زماني که دوستام و همکارام براي عزاداري بهم داده بودن تموم شده بود
اندازه کافي عزاداري کردي آمان کاپور
حالا وقتشه که به زندگيت برگردي
شغل خوبي داري و تو حرفهي خوبي هستي
اعتبار خوبي تو بانکداري داري
پس بخند آمان، بگذر و به زندگيت ادامه بده *چاملي*
پس اون روز تصميم گرفتم که خودم رو بکشم بالا
از پارتيها متنفر بودم اما چارهاي نداشتم
بالاخره من کسي بودم که پارتي رو راه انداخته بود
اه تو روحش، فيروز کامباتا حوصله سر بر ترين آدم دنيا
اما اشکال نداره پارسال پانزده ميليون حق تجارت رو بهم داد
پس لبخند بزن آمان و بگذر
"اين شب کسل کنندهـس"
"اما داره کم کم جون ميگيره"
"چراغها، تاريکي شب رو دزديدن"
راکش، برميگردم پيشت
"زندگي داره مثل دود ميگذره"
"کي ميدونه فردا همديگه رو مي بينيم يا نه"
"لطفا بيا، ميخوام تو اين لحظه زندگي کنم"
اخراج کردن کسي از کار خيلي کار سختيه
اما بايد انجام بشه
براي راکش هم خوبه
پس بيخيال آمان، بگذر
وقتي که قلبها ديدار کنن" "دوباره عشق تو زندگي پيش مياد
"با آغوش باز اومدن تا معشوقهشون رو ببينن"
اونهايي که در پيداکردن عشق سرگردان بودند" "نشستن و يک غريبه رو در اغوش گرفتند
يکي رو خواستن اما دارن به" "يکي ديگه عشق ميورزن
"اين شب کسل کنندهـست"
"اما داره کم کم جون ميگيره"
"چراغها دزديدن"
"از آسمون صدايي مياد"
"همه چيز داره ميدرخشه"
"شب هم چشمک ميزنه و آواز ميخونه"
"مثل شب عروسي هوا زيباست"
"ممکنه فردا دوباره همديگه رو ملاقات نکنيم"
"بيا، لطفا، ميخوام تو اين لحظه زندگي کنم"
"اين شب کسل کنندهـس"
"ولي کم کم داره جون ميگيره"
شب چطوري ميتونست جون بگيره؟ بارون شروع شده بود
نميدونم چرا هميشه اينجور ميشه، هر موقع بنظر مياد زندگيم داره خوب پيش ميره، بارون مياد و همه چيز رو خراب ميکنه
داشتم سعي ميکردم تا دوباره زندگي کنم
اما چيکار کنم؟ خدا کمکم نکرد
پسره عالي نبود؟
هوش از سر آدم مي برد
چي گفت؟
اومده بود تا از دست زنش خلاص بشه
بايد بهش يه سيلي محکم ميزدي
من چهار صبح برگشتم خونه
کل بدنم درد ميکنه- يه ليوان آب بده بهم-
من با اون عوضي جايي نميرم
برو يه دوش بگير قبل از اينکه آب قطع شه
وگرنه بو ميگيري- ممنون ستارهها،ساعت چهار اومدين اينجا-
کار و بارم امروز کساد بود
چرا دوتاتون اينقدر غر ميزنين؟
من 6 صبح برگشتم
تا 6 صبح چيکار ميکردي؟
اون عوضي هيچکاري نميتونست بکنه
ساعت 3 صبح ميگه: چاملي، برام آهنگ بخون
همهي مردا فکر ميکنن ديوداس هستن
حتي اونم ناموفق بود
امروز کجا ميري؟
کجا رو دارم برم؟
مثل قطار محلي فقط دو تا ايستگاه دارم جادهي فراس و آبشار فلورا
!چاملي
مرتيکه ناياک اومده، پايينـه
بهش بگو من اينجا نيستم
چي شده؟- چاملي کجاست؟-
خونه نيست
عثمان گفت خونه ست
اين موقع ميره معبد اونجا پيداش ميکني
باشه، گوش کن
به اون هرزه بگو اينجا صبر کنه ميام دنبالش
ناياک مشتري خوبيه، نه؟ خوب بهت پول ميده؟
کنارش بيماري هم ميده
اين مرد جونوره، جونور
ويديا هم باهاش بوده شنيدم الان تو بيمارستانه، وضعيتش خيلي وخيمه
اون مرد زندگيش رو نابود کرد
پيرهنم رو بده بده بهم، خيلي وقت شده
صبر کن،ميدمش بهت
زود بده، يا همش به نق زدن ادامه ميده
عثمان همين الانشم پول تو رو داده حالا چيکار ميکني؟
حيوون خونگي کسي نيستم !نميرم
!لعنتي
الو؟
...چتان
ماشينم خراب شده
نميدونم چرا اينجوري شد
بارونـش خيلي شديده
الو؟ الو؟ چتان؟
...اوه چت، باتريـم
:ترجمه تخصصي از رسانه فرهنگي هنري ما مترجم: مليکا - ويرايش: سميرا
آقا،ماشينـم خراب شده
آقا اگه دارين اونطرفي ميرين ميشه لطفا يه مکانيک بفرستين اينجا؟
آقا، مشکل دارم، لطفا
منم مشکل دارم خب
فردا بايد 50 ميليون به بانک بدم
تو ميديش؟
!تو روحش
!روشنش کن
لعنتي، دستم سوخت
!اگه نميخوايش، مشکلي نيست
به من چه اصا
بارون هم زد کسب و کارم رو خراب کرد
!لعنتي
!هي، آقا
سيگار داري؟
دو تا برميدارم
بگو ببينم، برنامهـت چيه؟
ازم خوشت مياد؟- چي؟-
اين نزديکيها يه هتل هست
قيمت هر اتاقش 500 تاست هزار تا هم براي من، تو ماشينت هم ميشه
!امروز حتي پليس هم دور و بر نيست
!بگو آقا هنوز حتي يک روپيه هم درنيووردم
!بهم دست نزن
!بهم دست نزن
!عوضي
امروز اصلا شانس ندارم
...اين ميگه بهم دست نزن
دنيا بهم پول ميده تا بهشون دست بزنم
آقا، ساعت چنده؟
!!!آقا
ساعت؟
11:30
ساعت يازده و نيم شده ولي هنوز يکي پيدا نشد
!فقط يکي هست که اونم علاقهاي نداره
!نميدونم واقعا مرده يا نه
ازم خوشت مياد؟
!ببين، ماشينـم خراب شده
عوضي
آقا لطفا از اينجا بريد- چي؟-
گفتم از اينجا برو
بخاطر تو طرف پريد
نه خودت کاري ميکني نه ميذاري من کار گيرم بياد
چرا داري کسب و کارم رو بهم ميريزي،آقا؟
!ببين
!ماشينم خراب شده همين که بارون قطع بشه، ميرم
علاقهاي هم ندارم که شب رو باهات بگذرونم
!علاقه مند شو پس
گوش کن
متاسفم
...بخاطر من
هرزهـم آقا، نه گدا
!!اوه لعنتي
"زمان هي ميگذره"
"اما شب فرا نميرسه"
"زمان هي ميگذره"
چيه؟ خوشت نيومد؟ آهنگ شاد دوست داري؟
"نميتونم بخوابم"
"نميتونم بخوابم"
"زمان هي ميگذره"
"اما شب فرا نميرسه"
دکتر خبر کردي؟
"اما شب فرا نميرسه"
!بس کن
چي؟- !ازت خواهش کردم که ديگه نخوني-
چرا؟
چرا بايد وايستم؟
مگه اينجارو خريدي؟
!ببين، ديگه خيلي تحملت کردم
از خوندنِ من خوشت نمياد؟
...خب
برو خونه
به لالايي خوندن زنـت گوش بده
چرا داري وقتت رو اينجا هدر ميدي؟
اصلا اين رو بگو
زنـت چجوري تحملت ميکنه!؟
چرا اين الاف اومده اينجا؟
از اينجا برو
چي شده آقا؟ شما هم تو اين بارون دارين انجام وظيفه مي کنيد
!زندگيهامون خيلي شبيه همه
هر چي پيش بياد باز بايد بريم سرکار
خيلي زرنگ بازي درنيار
دلالـت کجاست؟ دلال: همون جاکش
آدم پر مشغله ايه بايد تو جلسه باشه
کارتون تموم شده
!اين رو بگير
اون کيه؟ مشتريـته؟
نه، ماشين اونم مثل شما خراب شده
کمه قربان
حتما يه چيزي دزديدن
دلالت کجاست؟ حروم خور عوضي
چرا دنبال عثمان ميگردي؟
از بالا دستت بپرس
تو رو بايد ببرن اداره پليس يه پوستي ازت بکنن
!من رو تهديد نکن
تا کي ميخواي از پستـت سوءاستفاده کني؟
!!خيلي حرف ميزني
چيه؟
مشکل چيه؟
ولش کن، آقا
چيه؟ مشکلي هست؟
بگو مشکلت چيه؟
اين دختره معشوقـته؟
با يه خانم اينطوري حرف نميزن
تو ميخواي به من ادب ياد بدي؟
تو هي با هرزهها همخواب ميشي
No comments yet. Be the first to leave one.