The first 200 lines.
نیونیای کوچک
قسمت15
یکم خوراکی بیار
بله خانوم
برادر گونگ یکی رو میخواد ببینه
اول یکم استراحت کن
از وقتی از انگلیس برگشتیم ،خیلی خسته اس
برای کمک اینجا اومدن؟
معلومه
توهم اره؟
چیکار میتونم بکنم؟
همه پولامون تو خونه تقریبا تموم شده
ولی بابا چیزای گذشته رو ول نمیکنه
و اصرار داره که تاک پانجانگ رو انجام بده
میخواد که اقوام شوهر خواهر رو دعوت کنیم
قابل درکه که چرا بابا اینکارو میکنه
شهرت ما باید حفظ بشه
وگرنه تو همه چیز شکست میخوریم
..و مادر میخواد چن شی رو با
ژن ژو یا یو ژی دوست کنه
خیلیا از ازدواجش میپرسن
باید بگیریمش
...باید ژن ژو یا یو ژو
زود مهارت های نیونیایی رو یاد بگیرن
وگرنه مادربزرگ تاییدشون نمیکنه
..باید یه نیونیای با تجربه رو استخدام کنیم
که گلدوزی و آشپزی نیونیایی یاد بده
خوبه
مادر میخواست اینو ازت بپرسم
بارداری؟
باردار؟
نه
چرا رحمت
اینقدر نا امید کننده اس؟
..من
تو فقط منو سرزنش میکنی
..فقط من مشکل نیستم که
باردار نمیشم
..چن شنگ بعد از برگشتن
بهتر شد؟
هنوز همونه
هر روز زندگی پراکنده ای
...و اصلا قبل از نیمه شب
خونه نمیاد
خانوم جوان یو نیانگ
سوپ مرغ رو قایم کن
خانوم شیو فنگ داره میاد
چرا قایمش کنم؟
خودم مرغ رو بزرگ کردم
کاملا قابل قبوله که برای مادربزرگ درستش کنم
خانوم جوان یو نیانگ
اگه منطقی بودن، اینطور نبودن که
خیلی وقته من تو این خونه ام
گوش کن
از دردسر دور بمون
خانوم شیو فنگ
خانو جوان ژن ژو و یو ژو
خانوم شیو فنگ
خانوم جوان ژن ژو
خانوم جوان یو ژو
دوتاتون باید هروقت ازادین بیاین آشپزخونه
یکی رو استخدام کردم که آشپزی یو نیانگی رو بهتون یاد بده
این دوتا کافی نیستن؟
چرا باید خودم انجام بدم؟
بهت نگفتم؟
یه نیونیایی باید بدونه چطوری آشپزی کنه
وگرنه توسط خانواده شوهرش خود تحقیر می شه
اگه خانوم اونجا هم باشی
باید خدمتکارای آشپزخونه رو مدیریت کنی
اگه چیزی ندونی
حتی اگه خدمتکارا غذا بدوزن، هم نمیفهمی
امروز سوپ مرغ درست کردی؟
نه خانوم شیوفنگ
چرا بوی سوپ مرغ میاد؟
تو درست کردی؟
نه
یواشکی درست کردی و میخوای خودت بخوری؟
خانوم جوان ژن ژو- ...من-
نه
نمیخوای اعتراف کنی؟
خب هنوزم میتونم پیداش کنم
خواهر ، هزارپا
کجاست؟
هزارپا رفت داخلش
کافیه
فراموشش کنید. بریم
پن گونگ این یه هدیه کوچیک برای توست
لطفا قبولش کن
ممنون
از مهربونی خودته
خیلی ممنون.بیا بشین
بشین
چن گونگ
...همش به خاطر از تو
....که کل خانواده مون
..تونستیم قایم بشیم
و تو یه جای امن باشیم
..ولی بابام زیاد از وقتی
برگشتیم، خوب نبوده
برای همین نتونسته خودش بیاد تشکر کنه
میخواد توک پانجانگ رو مدیرت کنه
..لطفا بیاین خونمون
و با خانوم چن و پسرتون غذا بخوریم
تیان بائو
لطف پدرتون رو میرسونه
باشه
میام
تیان بائو یاد گرفته که چطوری کارتون رو ادامه بده؟
بله- بله-
بابام گفته وقتی اومدیم اونو بیارم
..که شما یکم نکته های مفید بهمون بدین
که چطوری کارمون رو رونق بدیم
دیگه از نکته مفید گذشته
خب میدونی
جنگ خیلی وقت بود
..پس همه کارمون اینجا
از بین رفته
حالا که برگشتم
کلی کار هست
باید دوباره از اول شروع کنم
..ولی باور دارم که
یه طوری میتونی ازش بیرون بیای
خیلی دیر برگشتیم
کلی چیز اینجا عوض شده
فعلا
...پرسود ترین کار
تحت نظر چارلی ژانگه
مالاکا
اقا
چیشده؟- اقا-
اقا
عمو شنگ
عمو شنگ
بلند شین عمو شنگ
از سیگناپور اومدم و بلاخره پیدات کردم
عمو شنگ سرتون چیشده؟
شی ار درست به موقع
..بیاد با رقص جوگت ادامه بدیم
و پانتوم بخونیم
عمو شنگ اول بلند شو
عمو شنگ دو روز ازخونه دور بودین
همه نگرانتون بودن
مراقب باش
..زنگ نزدم و نگفتم
رفتم مالاکا؟
...ولی
چرا رفتی مالاکا؟
..من
...من
کلی ارباب پانتون تو مالاکا هست
شی ار
من همین الان با یک پنتون خوب برخورد کردم
کاغذ خودکار داری؟
عمو شنگ باید بریم بیمارستان
بیمارستان. بریم
اونجا خودکار و کاغذ دارن؟
زودباش
میخوام بیشتر بخورم
مشکلی نیست
عمو چنگ کجاست؟
چنگ؟ گفتم که قهوه بخوره
عمو شنگ
عمو شنگ
عمو شنگ سوار ماشین بشین
سوار بشم؟ برای چی؟
همین الان سوار بشین
مراقب باشین
عمو شنگ
خوبین؟
سوپ مرغ رو برگردون
..ببخشید من
الان مراقب نبودم
صدمه دیدی؟
سوپ مرغ رو برگردون
برش میگردونم
ببحشید
پولی ندارم
سوپ مرغ رو برگردون
باشه
تو ماشین پولشو میدم
تو ماشین پولشو میدم
کجاست؟
سوپ مرغ رو برگردون
سوپ مرغ رو برگردون
چه پسر بدی
گفت که پول سوپ رو میده
ولی نداد
تا وقتی خوبی مشکلی نیس
مادربزرگ
تو این دوروز برات سوپ مرغ درست میکنم
نیازی نیست
..اون مرغا
..برای جشن
اجداد ان
برای اجداد؟
اونا تقریبا کل مرغا رو خوردن
بزار بخورن
بیخیال
ما مرغا رو بزرگ کردیم
نمیخوام که بخورنش
No comments yet. Be the first to leave one.