The first 200 lines.
...آنچه در لوسیفر گذشت - خـدا قابیل رو طلسم کرد -
چونکه اون زد برادر خودشُ کشت
اون کلید پیدا کردن
چیزیه که همیشه میخواستم - فقط ایکاش مطمئن بودم که -
.این پیرس نیتاش پاکه
،اگه میخوای آروم پیش بریم، اشکالی نداره
.ولی من که همهجوره هستم
بهت گفتم که با شارلوت صحبت نکنی
اون یه زن انسانه که
آمادهی شنیدن حرفهای تو رو نداره
.من تو جهنم بودم. و این تهِ دیوونگیه
شارلوت، یه دقیقه وقت داری؟
دیگه تو این برهه، امکان نداره اوضاع تعجبآورتر از این بشه
من دیگه کلاً
.کاری با سیارهی زمین ندارم .میخوام برم خونه
دفعهی قبلی که به یکی ،یه سواریِ اِسنپ الهی دادم
کارآگاه تا لب مرگ رفت
از بابا جونت میترسی؟
از اینکارت پشیمون میشی
میتونیم به هردوتاییمون کمک کنم به چیزایی که میخوایم برسیم
پول من کجاست؟
.دست من نیست. گمش کردم
یعنی چی گمش کردی؟ کجاست؟
میخوای چی بگم؟
،تلفن اضطراری 911 مورد اورژانسیتون چیه؟
.اَلو؟ دو نفر دارن تو خونهام دعوا میکنن - .بیخیال، کوین -
.کوین، بس کن
.صبح بخیر، کارآگاه دکر
.صبح شما هم بخیر، ستوان پیرس - .هی -
ببینم اتاق مدارک رو دیدی؟
...نه
.عجب
این واقعاً اتاق خوبیه
...و
.اِی جون
.دکر، قشنگ حال کن
.اینجا رو باش
واقعاً همیشه حال میده
صبح رو نزدیک به هم شروع کنیم، نه؟
حالا هم صحبتش شد، اصلاً باورت نمیشه
.دیشب چه اتفاقی برام افتاد، کارآگاه
چی شد؟
تنهایی بیدار شدم
و؟ - خندهداره چونکه -
،معمولاً اینطوری نمیشه چونکه من معمولاً
یه زنی، مردی یا هردوشُ میارم .برای سکس
خیلیخب
از این به بعد دیگه
این باهات میاد؟
چونکه گندزده به شوخیهای بینمون
البته که نه، نه
...من و پیرس همین یهبار
.با هم تا اینجا اومدیم
.یه دفعه
.آره - ...ظاهراً -
قربانی اهل یه خونوادهی پارتیکلفت بوده
رؤسای مرکز میخوان که در جریان اوضاع بذارمشون
نگران نباش، دخالتی نمیکنم
،توی این تحقیقات
.یا... تیم رویاییتون - .نه -
.حالا، ببخشید باید برم
خیلیخب. بریم؟
.اِم... رو پیرهنت دیانایه
چی؟
.چه عجیب
عی، اِلا، چه خبرا؟
.خبرا دستِ توئه، جونی
خب، این یارو مردهه؟
حتماً یه هویتی داره
آره
."این شما و این "کوین وینستد
.از خانوادهی وینستد
34 ساله.
خانوادهی وینستد؟
.خانوادهی ثروتمند املاکیِ نیویورک
خب، پس چرا اینجا
تو همچین محلهی داغونی کشته شده؟
ظاهراً، یه اتاقی اینجا اجاره کرده بوده
،دقیق نمیدونم چرا ولی کوین
.به فرزند نخالهی خاندان وینستد معروف بوده
.اعتیاد به هروئین
...البته
،البته با توجه به این نشانههای سرنگ خوبشده
.ظاهراً کوین این اواخر ترک کرده بوده
.کار راحتی نبوده
و، ظاهراً، وقتشم تلف کرده
علت مرگ چی بوده؟
.شلیک گلوله به سینه
وسطِ سرقت به خونه بهش شلیک شده؟ - .شاید -
.ولی قاتل اصلاً فرصت نکرده که چیزی ببره
صاحب خونه مچشُ گرفته
.پسر طفلی
.بنظر پسر خوبی بود
چرا قضیه رو برام تعریف نمیکنید؟ - ،خواب بودم -
،و صدای شکستن شیشه شنیدم
.پس رفتم پایین تا چکش کنم
.و بعدش صدای جر و بحث شنیدم
راجب چی بحث میکردن؟
،صداشون به زور میومد :ولی شنیدم که یکی گفت
".کوین، بس کن"
پس، قاتل قربانی رو میشناخته
فرد معتاد به هروئین سابق .دوستان نابابی داشته
.چه تعجبآور - تونستین خوب -
چهرهی طرف رو ببینید؟
.ماسک رو صورتش بود
مطمئناً الان مُرده بودم
اگه خـدا اون فرشته رو برای محافظت ازم نفرستاده بود
پس، کس دیگهای هم تو خونه بوده
.نه "کس" دیگهای
.یه فرشته، که جونمُ نجات داد
،پرواز کرد تو خونه
.و افتاد دنبال اون مرد شیطانصفت
شرمنده، شرمنده، فقط موضوع اینه که
تنها چیزی که خواهر برادرای من دنبالش میافتن، خوشگذرونیه
مدرک دارم
...اون فرشتهه
یکی از مجسمههامُ برد
.هوم؟ جبرئیل
.آره
،یه بار بهش یکمی پول قرض بدین
.نظرتون خیلی زود عوض میشه
خانم هرناندز، بیاید ببریمتون
.یه سر بیمارستان
.ممنونم - .بله -
خیلیخب، بیاید سوابق کوین رو بررسی کنیم
ببینیم مشکلی با کسی داشته یا نه
حواستون به این شاهد فرشتهای هم باشه
هی، شاید یکی از برادرهات بوده
حالا جدی، کار یکی از برادرات نیست؟
.حرف مسخره نزن
پدر منکه نمیاد خواهر برادرامُ
برای درگیری توی سرقتهای .از پیش پا افتادهای توی پاکویما بفرسته زمین
فقط برای آزار و اذیت من اینکارو میکنه
...حلالزاده هم هست
بله؟
.آره، اینجام
چیه که انقدر مهمه؟
خیلیخب، لوسی، فکر کنم اشتباه کردیم
که موضوعات الهی رو برای شارلوت فاش کردیم
ما همچین کاری کردیم؟ .ایدهی خودت بود
.ولی الان نظرم عوض شده
اگه به یکی دیگه بگه چی؟
.وای، نه. راست میگی
چونکه بعد اون شخص ،هم میره به یکی دیگه میگه
کسی که بعداً ممکنه بره به کسی دیگه بگه، که بعداً
به رسماً هیچچیزی منجر نمیشه چونکه هیچکس حرفاشُ باور نمیکنه
خیلیخب، باشه، شاید کلاً به یه ورت باشه، لوسی
ولی مفهوم الهیات بهقدری بزرگه
.که انسانها از درکش ساقطن
نمیدونیم حالا که از موضوع خبر داره قراره بره چیکار کنه
.و اهمیتی هم نمیدم
.راست میگی
،یه سؤالی، داداش
احیاناً خبر نداری که یکی از خواهر برادرامون
اومده باشه اینطرفا؟
تا جایی که من میدونم، نه
چرا؟
.احتمالاً چیز خاصی نیست
فقط یه پیرزنی
تو یه خونهی بی نام و نشونی گفته یه فرشتهای رو دیده
که وارد خونهش شده
و جونشُ نجات داده
.یکی از مجسمههای بیریختشم دزدیده
این همه دردسر برای یه انسان عادی؟
.آره
یعنی خب، احتمالاً باید یا فرشتهای ،بوده باشه که بدجوری حوصلهش سر رفته
.یا واقعاً گیج شده بوده
...آره
::. مترجـم: سـروش ، امیرعلی .:: « illusion , SuRouSH AbG »
یعنی خب، باید یه توضیح .منطقیای داشته باشه دیگه
و یادت نمیاد که چطوری اون مجسمه
رفته تو اتاقخوابت؟ - .نه -
...یعنی خب، شاید یه هدیه برای خونهی جدید باشه یا
.یه دیلدو
.یا شایدم یه دیلدوی کادویی
...من
و دقیقاً مشابه اون مجسمهی
گمشده از خونهی اون خانمهست؟ - .آره -
ولی مطمئناً تصادفیه
این اواخر همهش از دیدن خوابهای عجیب شکایت داشتی
از جمله خوابی که نمیتونستی بالهاتُ توش کنترل کنی
خب، خواب اینُ هم دیدم که .پادشاه موجودات افسانهایام
ولی اینطوری نیست که الان قراره سُم ببندم به پام
مواردی بوده که افراد شروع به خوابگردی کردن
وقتی نمیتونستن با یهسری .اوضاع دردناک دست و پنجه نرم کنن
یا، برعکس، اصلاً سعیای نمیکردن
،ممکنه که الان از موضوعی طفره بری
و، در نتیجه، خوابگردی کنی؟
احمقانهست. یعنی خب، آخه چی باشه
که من ازش طفره برم؟ - .نمیدونم -
کلویی و پیرس، مثلاً؟ شاید بهقدری که فکر میکنی
.با رابطهشون اوکی نیستی
ببین، من احمق نیستم، دکتر
،مشخصه که عاشقِ این رابطهشون نیستم
ولی خب یه بچهی 16 ساله هم نیستم
که تو اتاقش درحالی که آهنگهای اَدل .رو گذاشته رو ریپیت گریه کنم
و مطمئناً هم این فرشتهه من نیستم
و، قشنگ هم میدونم که چطور ثابتش کنم
.واقعاً حرف نداشت
...واقعاً
No comments yet. Be the first to leave one.