Monamour

Monamour

Download Farsi Persian Subtitle

Release info

Monamour (2006) (BDrip 1080p ITA-ENG) x264 bluray
A Commentary by insomniacaveman
تصحیح و هماهنگ شده با کاملترین نسخه

Tags

bdrip
bdr
BluRay
x264
1080
BDR
Published on: 2015-09-22
Downloads: 177
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

***(ارائه‌‌اي از هيئت متوسلين به امام محمد جقي (ع*** تقديم به پيشگاه امت هميشه در صحنه‌‌ي دودول بر مشت و چوچول بر کف بلاد اسلامي، و تمامي مومنين و مومنات ...و المستمنئين و المستشهيات

«عـــشـــقِ مـــن» يا «عـــشـــقِ کُـــســي»

ارائه‌‌ي اين مجموعه زيرنويسها با دو هدف انجام شده: (1) تقدير از تينتو براس به عنوان ميکل آنژ ...سکسولوژي و اِروتيسم در تاريخ سينماي جهان

و (2) تابوشکني و دهن کجي به تعصبات جنسي ...که هميشه سرلوحه‌‌ي موضوعات فيلمهاي اون بوده

و متاسفانه ما مردم ايران به علت خشت کج بنا گذاشته شده در سال 1357 به دست معمار ...نابلد و بنيانگوز نظام پُر زحمت و نکبت اسلامي

امروز همچنان گرفتار نه فقط تعصبات جنسي، بلکه دچار کلکسيوني از تعصبات در تمامي زمينه‌‌هاي زندگي از مسائل اجتماعي و فرهنگي گرفته تا مسائل .سياسي، عقيدتي، قومي، حقوقي و غيره ‌‌هستيم

به اميد روزي که اين تعصبات و مروجان آنها دست از سر ما بردارند و بتوانيم با عصبيتهاي کمتر در کنار هم زندگي کنيم

!منو ببوس، داريو !خواهش ميکنم

!گردنمو ببوس

!همونجوري که قبلن‌‌ها ميبوسيدي، داريو

!فقط يه بوس، ولي پُراحساس و شهوتي

بيست و ششُم آگوست

خودمم نميدونم که چرا اين موقع صبح دارم اينو مينويسم

فقط ميدونم که اگه اينو ننويسم ممکنه مجبور بشم با جيغ و فرياد به زبونش بيارم

داريو يه شوهر فوق العاده است و من هم دوستش دارم

ولي از زمان ازدواجمون تا حالا من باهاش به اُرگاسم نرسيدم

ولي، چرا؟ علتش چيه؟

ما الان فقط 6 ماهه که ازدواج کرديم

ولي همه‌‌ي چيزها هر روز کسالتبارتر بي‌مزه‌‌تر و معموليتر ميشن

...نميدونم به سر اونهمه شوق، شگفتي، لذت

و ديوونگي که قبلاً داشتيم، چي اومده؟

!اگه بگيرمت، ميکشمت

!الان حسابتو ميرسم، دختره‌‌ي شيطون بلا

!اوه، آره...آره داريو، ليسش بزن !واي، کُسم داره آتيش ميگيره

ميخواي از چهارراه‌‌هاي ستيرها بگذريم و از جاده‌‌ي حواريون به گومورا بريم!؟

يا اينکه ميخواي از کوره‌‌راههاي غيرمجاز سودوم بگذريم!؟

اوه، نه! تو سوراخ کون ننداز! فقط وقتي !زن و شوهر شديم ميتوني از کون منو بکني

!اوه، آره! بکوب

تا حالا به يه همچين اُرگاسمي تو تموم زندگيم نرسيده بودم

ديروز توي جشنواره‌‌ي ادبيات، اينو با اصرار زياد بهم دادن

چرا يه نگاه بهش نميندازي؟ ميدوني که به قضاوتت اطمينان دارم - داريو

ضمناً، چون خيلي آروم خوابيده بودي دلم نيومد بيدارت کنم و براي همين برات يادداشت گذاشتم

بدون اينکه بفهمم چي شده» خودمو چسبيده به سينه‌‌ي اون مرد ديدم

دهنش به دهنم چسبيده بود ...و زبونش داشت مثل يه مار حريص

تقلا ميکرد تا به زور راه خودشو بسمت گلوي خشک شده‌‌ام باز کنه

نفسم داشت بند ميومد ولي سعي نکردم خودمو از دستش خلاص کنم

پيچ و تاب خوردن ماهيچه‌‌هاشو روي پستونام احساس ميکردم و داشتم با ولع بوي بدن اونو تنفس ميکردم

همهمه‌‌اي از متلکها و زخم زبونهاي ساير رقصنده‌‌هاي اطرافمون داشت تو گوشم موج ميزد

و يکيشون درگوشي من رو جنده خطاب کرد

ولي تمام اون گوشه و کنايه‌‌ها برام بي‌‌معني و بي‌‌اهميت بنظر ميرسيدن

دستهاي اون غريبه در زير دامنم و روي کونم تنها چيزايي بودن که تو اون لحظه برام مهم بودن

دستهاي قوي و خشني که در حال فشردن بيشتر من به شکم اون مرد بودن

و بيشتر و بيشتر منو واميداشتن تا خودمو به کير راست شده‌‌اش بمالم

کيري که از فرط شق‌‌شدگي انگار آماده‌‌ي ترکوندن شلوارش بود

...همون دستها بسمت شورتم حمله‌‌ور شدن

!و کُسم رو به چنگ گرفتن...

انگشتش مثل يه تير بين لبهاي کُسم فرو رفت

کُسم رو در حالتي کاملاً خيس و آماده و بدون هيچ مقاومتي آزادانه تسليم اون کرده بودم

من هنوزم ميتونم انگشت کُلفت و زُمختش رو ...توي کُسم احساس بکنم

و همينطور اون لرز سردي رو که تو سراسر ستون فقراتم جاري شده بود

...زيپ شلوارشو باز کردم

و کفشامو از تو پام پرت کردم بيرون

نفسام تند و مُقطع شده بودن و کُسم حسابي آب افتاده بود

...من حس کردم که ميتونم اشتياقم براي سکس

و حشريت خودمو آزادانه «و بدون کمترين خجالتي نشون بدم

آهان، اينجاست

احتمالاً از فرطِ مزخرفي اين کتاب خوابت برده البته، من هم بهت حق ميدم

!اين جشنواره‌‌ي ادبيات هم که کُلش يه ضدحال کامله

چرا به ديدن «پالاتزوته» نميري!؟

چطور جرأت ميکني!؟ !نه

چيکار داري ميکني؟ !وِلم کن

از اين نقاشيهاي فرسکو خوشت مياد مگه نه!؟

!اونجا رو! اون دو تا رو نيگاه

!بچه‌‌ها! فرسکوها رو تماشا کنين

ما اومديم تا در مورد جوليو رومانو تحقيق کنيم !حواستونو جمع کنيد

!ولي، بدک هم نيست ها

!اين سينه‌‌هاي نُقلي و ناز مال کين

!و اين کُسِ نُقلي و خوشگل

!زودباش، ديرمونه

منتظر چي هستي؟

...من بايد يه چيزي بهت بگم

چي شده!؟ بازم بيش از اندازه از حساب کارت اعتباريم خرج کردي!؟

...خُب...من

الو!؟ چطوري رفيق!؟

چجوري ميتونم بهش بگم؟

!عزيزم! امروز، بهت خيانت کردم

!عزيزم! بهت بيوفايي کردم

!داريو! من يه زن زناکار هستم

خُب، چي داشتي ميگفتي!؟

...ميخواستم بهت بگم که

حالا واقعاً مجبوريم بريم به اين مهموني؟

اين افتتاحيه‌‌ي بزرگ جشنواره است ميخواي اخراجم کنن!؟

کلي مهمون قراره بيان و کلي نويسنده‌‌هاي مشهور فکر ميکنم به تو هم خوش بگذره

!اوووووف...چه ضدحاليه

!کار، کاره ديگه»، عزيزم»

بقول شما شماليها «پوله که پول مياره»

!زود باش ديگه، بجُنب

!عزيزم! امروز تقريباً بهم تجاوز شد

منظورم اينه که ...همين کُس نقلي و خوشگل مورد علاقتون

امروز عين يه جوجه‌‌ي بي‌‌صاحاب !به سيخ کشيده شد

شنيدي چي گفتم، عزيزم؟

!گفتم که بهم تجاوز شده

!شنيدم، بابا !فهميدم

ولي بالاخره نفهميديم، تقريباً يا کاملاً!؟

باور نميکني!؟

البته که باور ميکنم، عزيزم، حالا طرف کي بود؟ همون پيشخدمت مراکشيِ توي هتل!؟

!نه، يه غريبه بود

توي پالاتزوته

تخيلات يه همسر دچار کم توجهي شده!؟

!ببين، حتي خيلي هم خوشم اومد

اوه، جداً؟

خُب، حالا که اينقدر خلافت سنگين شده همينجوري کون لُخت و بدون شورت پاشو بيا مهموني

تو يجوري حرف ميزني که انگار من نميتونم برم به يکي بدم

!بس کن ديگه !آخر ديرمون ميشه ها

!برو گمشو در کونتو بذار

دوست دارم تا يه عاشق رو مقابل ...:يه عاشق ديگه بذارم و بگم

آيا مُد امروز اينه!؟

قلب ديگه توان تحمل اين همه بار رو نداره

!حالا، اين کونه که تبديل به عضو هماهنگ کننده شده

!و اين کُسه که تبديل به چشم خيالباف مغز شده

!عجب شعر رکيک و مبتذلي بود

اصلاً اينجوري نيست! بلکه در واقع، اين پيامرسانه که حالا خودش تبديل به يه پيام حقيقي شده

اروتيسم ديگه داره تمام ارزشهاي فرهنگي خودشو از دست ميده و تبديل به پورنوگرافي ميشه

جناب استاد! آيا اين درسته که پورنوگرافي هم در خدمت اروتيسمه

همونجوري که ساک زدن هم نهايتاً به تحريک دهاني منتهي ميشه

دقيقاً، اين فقط يه بازي معناشناسانه و زبانيه

فقط زباني باشه !هر کوفتي ميخواد باشه

آيا اين هنره که داره به پورنوگرافي تبديل ميشه!؟ و يا برعکس!؟

سکس تنها چيزيه که دفاتر انتشاراتي رو سر پا نگه ميداره و هميشه هم خوب فروش ميکنه

بعلاوه‌‌ي کتاب مقدس که اون هم هميشه پرفروشترين کتاب بوده و هست

ترکيب افراط گري، دين و سکس يعني فرمولي تضميني براي موفقيت !پس به سلامتي اين فرمول

!ديگه بسه

!دارن نگامون ميکنن

«فاحشه‌‌هاي عاشق» !دويست هزار تا کپي تو يه ماه فروخته

مال کيه؟ - مکس زانوک -

اون يکي از نويسنده‌‌هاي آينده‌‌دارمونه

!اوه ، تبريک ميگم

!آفرين

...تو منتظر بودي که منو اينجا ببيني - !خواهش ميکنم، اينجا نه -

!شورت هم که نپوشيدي

خُب، من فقط بخاطر لجبازي با شوهرم شورت نپوشيدم

!و به همين دليله که کُست اينقدر پُر آب شده؟

!نه !آب کُسم نيست، بخاطر شرابيه که خوردم

خيلي وقته دارم روياي همچين چيزي رو ميبينم

!مارتا بورتولوتزي

!سيلويا

!چقدر خوشحالم که دوباره ميبينمت

تموم مدت جشنواره رو اينجا ميموني؟ - آره، تا يکشنبه -

!چه عالي

داريو کجاست؟ - اونم اينجاست -

و شوهر تو چطور؟

اوه، متاسفانه هِنري بايد توي پاريس ميموند

خودت که ميشناسيش ديگه سرش به کار و دفتر انتشاراتيش گرمه

...من با فرانسوا اومدم اينجا

منشي هِنريه، يادته که؟ - !البته که يادمه -

همون روز عروسيتون هم تو تورچلو بود

راستي...مثل اينکه مشغول کاري بودي مزاحمت شديم!؟

!نه، اصلاً داشتم ميرفتم دستشويي

ميخواي تو هم بياي؟ - !آره، چرا که نه -

ما کلي حرف واسه گفتن داريم

!فعلاً، باي باي

!تبريک ميگم

از کِي بدون شورت چرخيدن رو شروع کردي؟ - قضيه اونطوري که تو فکر ميکني نيست؟ -

اوه، نيست!؟ - !نه، نيست -

همش تقصير داريوئه

!تو خوش شانسي که هنوزم ميتوني از اينجور بازيها بکني

بهت گفتم که اونجوري که فکر ميکني نيست

...راستشو بخواي اوضاع بين من و اون زياد خوب نيست

منظورت توي رختخوابه!؟ - من ديگه نميتونم با اون به اُرگاسم برسم -

!اين که طبيعيه، عزيزم

اين مسئله بعد از ازدواج !دير يا زود واسه هر کسي پيش مياد

واسه منم پيش اومد - خُب، تو چيکار کردي؟ -

اووووف...دختر جون! پس فکر کردي چرا من با فرانسوا به جشنواره اومدم!؟

...اون فقط منشي هِنري نيست

بلکه يجورايي براي من حُکم يه اسب نَرِ تخم کشي رو داره که دست به کردنش هم حرف نداره

و تو بخاطر خيانت کردن به شوهرت احساس گناه نميکني؟

!اصلاً و ابداً !و واقعاً هم احساس خوبي دارم

راستشو بخواي، از وقتي که اينکارو شروع کردم !رابطه‌‌ي بين من و هِنري هم خيلي بهتر شده

از چه جهت؟ - !از همه‌‌ي جهات، حتي توي رختخواب -

!مارتيناي عزيزم !حسادت قويترين داروي مقوي غرايز جنسيه

...هيچي نميتونه بهتر از شک و ترديد

موجب برافروخته شدن دوباره‌‌ي شهوتِ !شريک جنسيت بشه...باور کن

يکي رو پيدا کن !که بتونه خوب به کُس و کونت سرويس بده

باور کن هديه‌‌اي بهتر از اين نميتوني به داريو بدي

مثلاً يکي شبيه...همون مردي که همين الان داشتي باهاش ميپلکيدي

امّا من همين امشب باهاش آشنا شدم !من حتي اسمش رو هم نميدونم

گاهي وقتا تو اصلاً به دونستن اسم طرف و يا حتي آشنايي داشتن بلندمدت با اون احتياج نداري

...!تو به يه چيز ديگه احتياج داري، عزيز جون ...يه چيزي که دراز باشه و تو کُس و کونت جا بره

...امّا...دادن به يکي ديگه

...به معناي بي‌‌وفايي و خيانت به داريوئه نميدونم که ميتونم اينکارو بکنم!؟

!تو ميتوني عزيزم، ميتوني شبيه زدن يه پيک مشروب ضربتي ميمونه

فقط بايد درست انجامش بدي

منظورت چيه؟ - !براي خودت حد و حدود درست تعيين کن -

چه حد و حدودي؟ - !حد و حدود قانوني -

من فقط از درِ عقب به فرانسوا اجازه‌‌ي دخول ميدم

!و درِ جلويي رو دربست ميذارم براي هِنري

!چه هرزه‌‌ي فاسد الاخلاقي هستي تو

!بهتون تبريک ميگم، خانوم کون که فقط براي ريدن نيست

و بقول همشهريهاي خودم کُنتر هم که نميندازه

!اين پاشنه‌‌ها پاهامو داغون کردن

کجاست؟

چي کجاست؟

شورتت!؟ - خُب، شورت پام نيست -

دارم ميبينم، ولي کجاست؟

اصلاً نپوشيده بودم - منظورت چيه؟ -

اين پيشنهاد خودت بود، خودت کَل انداختي يادت نمياد!؟

حالا من يه کُس‌‌شعري تفت دادم ولي اگه يکي متوجه شده بود، چي؟

حالا اگه بهت بگم که بعضيها متوجه شدن چي داري بگي!؟

منظورت چيه؟ - موقع رقص دستها ممکنه به هر طرفي برن -

و دستها ميتونن هرچيزي رو از روي يه لباس ابريشمي نازک لمس کنن

More Farsi Persian subtitles for Monamour

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left