The first 195 lines.
...آنچه گذشت
باورت میشه بره کوچولوی ما بالاخره داره ازدواج میکنه؟
باورش نمیشه
و منم نمیتونم
سلام، بابا. حالت چطوره؟
...پس با اختیاری که به من داده شده
توسط حتی شما هم میتونید عاقد بشین.com
حالا شما رو زن و شوهر اعلام میکنم
میتونی عروس رو ببوسی
صبح بخیر، عیال
صبح بخیر، آقامون
باورم نمیشه واقعا ازدواج کردیم
رسمیه بر طبق سنتها
باید رو تختیها رو بیرون آویزون کنیم
تا روستاییها بفهمن شب زفافمون تموم شد
فکر نکنم با توجه به مکان شروع ماهعسلمون
این کار چندان مناسب باشه
خب، گمون کنم حق با توئه
گرچه وقتی خوب بهش فکر میکنی
لگو بهترین استعاره برای جماع زن و شوهره
دو تا قطعه که با یه صدای تق رضایت بخش به هم چفت میشن
اوه، پس داشتی همین صدا رو درمیاوردی
اوه، نزدیک بود یادم بره
وقتی خواب بودی، برامون یه چیزی سفارش دادم
جدی؟
!بفرما
فکر کردی غذاست، مگه نه؟
ارائهای از تیم ترجمهی دیبا موویز
« DC تـرجمـه از شیرین » .:: Shirin DC ::.
شلدون و ایمی رفتن ماه عسل دارین حال میکنید؟
آره، چون حالا من و لئونارد بیشتر با هم تنها میشیم
ولی شما که تنها نیستین ما اینجاییم
آره. آره، خیر سرتون هستین
میخوای ما بریم که تو و لئونارد بتونید در مورد
تمام چیزایی که با هم وجه اشتراک دارین حرف بزنید؟
ها ها، خیت شدی
یه اتفاق باحال افتاد
شبکهی 3 فردا به برنامهی اخبار دعوتم کرد
تا در مورد بارش شهابی حرف بزنم
اوه، چه عالی- مبارکه-
نیل دگرس تایسون" هم همینجوری شروع کرد"
از افلاک نمای افلاک هیدن شروع کرد
بعد مهمان برنامههای خبری شد
آخرشم موفق شد برینه به فیلمای محبوب همه توی اینترنت
حالا داره سر من میاد
اوه، احتمالا باید یه لیست از
تمام اشتباهات علمی فیلم "ماما میا 2" بنویسم
میخوای توی برنامهی زنده اعتراف کنی اون فیلم رو دیدی؟
هی، شوهرت اغفالم کرد
توش "مریل استریپ" و "شر" هر دو هستن؟ معلومه که تماشا کردم
انگار یکی اون داخله
خدای من، نکنه دارن از شلدون و ایمی دزدی میکنن؟
یا بدتر، نکنه زودتر برگشتن؟
برنگشتن. تازگی یه عکس از خودشون
جلوی مجسمهی آزادی پست کردن
واقعی یا لگو؟- لگو-
خب پس باید چیکار کنیم؟ یکی بره یه نگاهی بندازه؟
من اگه میتونستم میرفتم ولی فردا باید توی تلویزیون باشم
باید ازاین سرمایهی ملی محافظت کنم
اوه، آره. قطعا یکی اونجاست
خیلی خب، بریم توی آپارتمانمون
در رو قفل میکنیم ...و با پلیس تماس میگیریم
!سلام؟! کسی اونجاست؟
بله؟- اوه، آقای فاولر-
ببخشید، نمیدونستیم اینجایین-
فکر کردیم یکی اومده دزدی
و آماده بودیم بزنیم ناکارشون کنیم
ایمی ازم خواست به گلهاش آب بدم
اون هیچ گلی نداره
اوه
خب پس مچمو گرفتی
روز خوبی داشته باشی
خیلی عجیب بود، نه؟
بود؟ حقیقتش من دیگه فرقشو تشخیص نمیدم
هی، تو اصلا "ماما میا 1" رو تماشا کردی؟
لازم نبود قسمت دومش یه داستان مجزاست
بفرمایید
اگه موقع بازدید از نیویورک توصیهای خواستین
اصلا تعارف نکنید و باهام تماس بگیرید
خب، بالاخره ماه عسلمونه
بخاطر همین قراره حسابی مشغول شیم
حله
"نمایشنامهی "هری پاتر قسمت اول و دوم
و فردا هم تور از محلهایی که
نیکولا تسلا" توشون زندگی و کار کرد" و کم کم روانی شد
و صد البته، مقاربت
آها
خب، از نیویورک و مقاربت لذت ببرید
واقعا، شلدون؟
میخوای دوباره بکنی؟
انقدر غافلگیر نشوها
واضح توی برنامه نوشته شده
،خب حالا
ردای جادوگریمون رو اتو کنیم
یا پر قدرت عشقبازی کنیم که از لحاظ اجتماعی پذیرفتهست؟
در هر صورت یه چیز از لیست کارهام خط میخوره
...از لحاظ اجتماعی پذ آره، همونجا نوشته
بجنب، بعدی نوبت راجـه
خیلی خب. باورم نمیشه "خاطرات خون آشام" رو کنسل کردن
ولی اینو دارن پخش میکنن
این اخباره ها
و داستان اونم یه زن بود که توی انتخاب بین دو تا مرد جذاب گیر افتاده بود
خب که چی؟
!لری؟ میدونم اون داخلی
مامان ایمیـه؟
بذار بیام داخل
!بذار بیام داخل
یا اونه یا آقا گرگ بدجنس
لری؟
خانم فاولر، حالتون خوبه؟
اوه، من خوبم باید نگران شوهرم باشی
اوه، هستیم
لری، یالا
فکر نکنم اون داخل باشه
منظورم اینه که، اومد تا به گلهای تخیلی آب بده
ولی بعدش رفت
خیلی سادهلوحی
این مو طلایی قراره تو رو روی انگشت کوچیکش بگردونه
لو نده دیگه
یالا، شما یه کلید یدکی دارین بازش کنید
خیلی خب، ولی بهت که گفتم
توی اونجا نیست
بفرما. دیدی؟
اوه، همینجاست
میتونم اسپری بدن مارک "اکس"ـش رو حس کنم
اسپری بدن اَکس میزنه
خوشحالی؟ بوی بابای ایمی رو میدی
لری- اوه، بدو-
نباید سرمون توی کار خودمون باشه؟
وای، گاهی انگار اصلا منو نمیشناسی
دیدی، اینج نیست
تو مثل من اونو نمیشناسی
در واقع، ما هیچکدوم از شما رو نمیشناسیم
راضی شدی؟
اوه، آره. حالا بوش به منم میخوره
پسر، دختر گزارشگر آب و هوا چقدر جیگره
چرا من اینو بگم پدرم در میاد؟
میخوای بگی؟ میتونی بگی
تلاش خوبی بود
باید یه راه دیگه پیدا کنی تا
امشب از سکس با من قسر در بری
و دختر گزارشگر هم نه، خانم گزارشگر
متخصص فیزیک نجومی کلتک، دکتر راجش کوترپالی
امروز مهمان ماست تا در مورد بارش شهابی پیش رو
و بهترین مکان برای رصدش صحبت کنند
ممنون که اومدین- ممنون که دعوتم کردین-
به گمونم "نیل دگرس تایسون" در دسترس نبود
آره
منظورت از "آره" چیه؟
مهم نیست بابا
خب، در این بارش شهابی
منتظر دیدن چه چیزاهایی باشیم؟
خب، به گمونم میتونی روی دیدن کلی گاز مشتعل حساب وا کنی
"که اگر از انتخاب اولتون "نیل دگرس تایسون
هم میپرسیدین همینو میگفت
!خودتو جمع کن، راج. خودتو جمع کن
انگار شما و دکتر تایسون دل خوشی از همدیگه ندارین
اوه، نه. من عاشق نیلام
ولی نه به اندازهای که نیل خودشو دوست داره ولی خب توش کسی به پاش نمیرسه
دلم میخواد رومو برگردونم، ولی نمیتونم
اوه، بهم گفتن وقت برنامه تموم شد
و هیچی در مورد بارش شهابی یاد نگرفتیم
ولی زیادی در مورد دکتر کوترپالی فهمیدیم
ممنونم
میدونی چیو در مورد تئاتر برادوی دوست دارم؟
خیلی تعامل دارن
آهان
خیلی به بازیگرا نزدیکی انگار که توی نمایشنامهای
آهان
"منظورم اینه که داد میزنی "هری، مراقب باش
دقیقا بهت نگاه میکنه
نه فقط هری، همهی افراد روی سن
و ریسک اضافی بودن توی نمایش رو به جون میخری
خیلی خب یکم دیره
ولی مابقی عصر به خاطر
رابطهی زناشوییمون از یادم رفت
باید دوش بگیریم؟
منظورم قبل ازعملیاته، نه در حینش
اونجوری زیر دوش میفتی و لگنت میشکنه
میدونی، یکم خستهم
شاید بتونیم صبح در موردش حرف بزنیم
نخیر، نمیشه اگه امشب انجامش ندیم
طبق برنامه، تا پنجشنبه ساعت 6 وقت نمیکنیم
و واسه اونم نمیتونیم خیلی حاشیه بریم
چون ساعت 6:30 توی "بنیهانا" میز رزرو کردیم
شلدون، واقعا باید اینکارو طبق برنامه انجام بدیم؟
پیشنهاد میکنی بی برنامه انجامش بدیم؟
به گمونم، آره
خب پس حالا که ازدواج کردیم سکس میتونه هر زمانی رخ بده؟
مثلا میتونیم دندونمونو مسواک بزنیم
و یهویی زبون نعناییت توی حلقم باشه؟
نه، ممنون
واقعا؟ یعنی انقدر بد میشه که یکم بهش هیجان بدیم؟
هیجان؟ مگه چرخ و فلکه؟
کجا میری؟
No comments yet. Be the first to leave one.