Pinocchio

Pinocchio (피노키오)

Download Farsi Persian Subtitle

Specials

Release info

Pinoco E16 Parsisub ir پینیکیوو قسمت شانزدهم
A Commentary by ahmad@
Parsisub.ir

Tags

other
Published on: 2015-02-27
Downloads: 37
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

..:: ا ::..

..:: ان ::..

..:: انج ::..

..:: انجم ::..

..:: انجمنِ ::..

..:: انجمنِ پ ::..

..:: انجمنِ پا ::..

..:: انجمنِ پار ::..

..:: انجمنِ پارس ::..

..:: انجمنِ پارسی ::..

..:: انجمنِ پارسی س ::..

..:: انجمنِ پارسی سا ::..

..:: انجمنِ پارسی ساب ::..

..:: انجمنِ پارسی ساب ت ::..

..:: انجمنِ پارسی ساب تق ::..

..:: انجمنِ پارسی ساب تقد ::..

..:: انجمنِ پارسی ساب تقدی ::..

..:: انجمنِ پارسی ساب تقدیم ::..

..:: انجمنِ پارسی ساب تقدیم م ::..

..:: انجمنِ پارسی ساب تقدیم می ::..

..:: انجمنِ پارسی ساب تقدیم می ک ::..

..:: انجمنِ پارسی ساب تقدیم می کن ::..

..:: انجمنِ پارسی ساب تقدیم می کند ::..

..:: انجمنِ پارسی ساب تقدیم می کند ::.. -= ت =-

..:: انجمنِ پارسی ساب تقدیم می کند ::.. -= تر =-

..:: انجمنِ پارسی ساب تقدیم می کند ::.. -= ترج =-

..:: انجمنِ پارسی ساب تقدیم می کند ::.. -= ترجمه =-

..:: انجمنِ پارسی ساب تقدیم می کند ::.. -= ترجمه شد =-

..:: انجمنِ پارسی ساب تقدیم می کند ::.. -= ترجمه شده =-

..:: انجمنِ پارسی ساب تقدیم می کند ::.. -= ترجمه شده تو =-

..:: انجمنِ پارسی ساب تقدیم می کند ::.. -= ترجمه شده توس =-

..:: انجمنِ پارسی ساب تقدیم می کند ::.. -= ترجمه شده توسط =-

..:: انجمنِ پارسی ساب تقدیم می کند ::.. -= ترجمه شده توسطِ =-

..:: انجمنِ پارسی ساب تقدیم می کند ::.. -= L ترجمه شده توسطِ =-

..:: انجمنِ پارسی ساب تقدیم می کند ::.. -= Lo ترجمه شده توسطِ =-

..:: انجمنِ پارسی ساب تقدیم می کند ::.. -= Lot ترجمه شده توسطِ =-

..:: انجمنِ پارسی ساب تقدیم می کند ::.. -= Lotu ترجمه شده توسطِ =-

..:: انجمنِ پارسی ساب تقدیم می کند ::.. -= Lotus ترجمه شده توسطِ =-

..:: انجمنِ پارسی ساب تقدیم می کند ::.. ..:: Lotus ترجمه شده توسطِ ::..

..:: P ::.. ..:: Lotus ترجمه شده توسطِ ::..

..:: Pa ::.. ..:: Lotus ترجمه شده توسطِ ::..

..:: Par ::.. ..:: Lotus ترجمه شده توسطِ ::..

..:: Pars ::.. ..:: Lotus ترجمه شده توسطِ ::..

..:: Parsi ::.. ..:: Lotus ترجمه شده توسطِ ::..

..:: Parsis ::.. ..:: Lotus ترجمه شده توسطِ ::..

..:: Parsisu ::.. ..:: Lotus ترجمه شده توسطِ ::..

..:: Parsisub ::.. ..:: Lotus ترجمه شده توسطِ ::..

..:: Parsisub. ::.. ..:: Lotus ترجمه شده توسطِ ::..

..:: Parsisub.i ::.. ..:: Lotus ترجمه شده توسطِ ::..

متأسف نباش

،تو دخترِ سونگ چا اوک نیستی برادرزاده ی منم نیستی

تو واسم، فقط خودتی

دال پو...منظورم، هامیونگ

میتونی دال پو صدام بزنی

بیشترین تلاشمُ کردم

وبه تمام چیزایی که میتونستم ...فکرکردم

ولی هنوز اوضاع همینجوریه

وقتی که به پدرم، برادرم و ...به مادرت فکر میکنم

میدونم نباید همچین احساساتیُ داشته باشم

ولی نمیتونم دربرابر تو کوتاه بیام

...پس بیا

منم حسِ تو رو دارم

تاکسی

چرا ایـنقدر سخته، تاکسی گیرآوردن؟

میخوای تا یه خیابون شلوغ تر پیاده بریم؟ اینجوری شانسمون بهتر میشه

اینجوری باید یه مدتم پیاده بریم

میخوای یکم خونه ی من باشی؟

خونه-َت؟ کودوم خونه-َت؟

اونجا که الان هستم دقیقاً اون سمتِ خیابونه

...چی !چی داری میگی

!نه، نمیشه

این کارای بیخودی چیه؟

فکر میکنی قراره چی بشه؟ چیزای منحرف تو ذهنته؟

نه، معلومه که نه

خب...نمیتونی بگی که دعوت کردنِ من به خونه ات عجیب نیست

نمیدونی چه معنیی میده؟ - چه معنیی؟ -

فقط دارم میگم که میخوام خوبت کنم و بتونی سرپا وایسی

من همیشه گربه های ولگردُ میارم خونم و اگه آسیب دیده باشن، درمانشون میکنم

همش همین

اونوقت داری منو با گربه ی ولگرد مقایسه میکنی؟

فقط دارم میگمت که حالِ الانت با گربه ی ولگرد یکیه

فعلا بپر رو کولم

پس... فقط واسه پنج دقیقه، باشه؟

از این بیشتر بمونم معذبم

حتی پنج دقیقه -ش هم واسم زیاده

اشکالی نداره، از اینجا به بعدشُ خودم میتونم ببندم

فقط همینجوری بمون

چرا عوض اینکه چیزی بگی گذاشتی اینجوری شه؟

واقعاً نفهمیدم که اینجوری شده قبلاً اصلاً زخمی نشده بود

تموم شد

دقیقاً، 4دقیقه شد

درسته؟ - خوبه -

ممنونم، الان دیگه میرم

باهات میام بیرون کمکت میکنم تا تاکسی بگیری

دال پو

باباتم

داداش، خونه ای؟

چیکارکنیم؟ بابامم اینجاست

فکر میکنم یه صداهایی از داخل میاد

داداش

بیا همین الان بهشون بگیم اینجوری شاید برامون بهتر باشه

دیوونه شدی؟ نه، اصلاً

اگه الان بهشون بگیم مشخصه که اشتباه برداشت میکنن

به هیچ وجه نمیتونیم الان بهشون بگیم

نمیتونیم اینجوری بهشون بگیم اینجوری نـه

چیکار میکردی که انقدرطول کشید بیای دمِ در؟ فکرمیکردم قراره منجمد بشیم اون بیرون

دستشویی بودم

کسی اینجا پیشت بود؟ فکرمیکردم دارم صدای صحبت میشنوم

نه، اینجا تنهام

این صدای چی بود، الان اومد؟

یه چی پریدتو گلوم

این موقع چی همراه خودتون آوردین؟

آقای مون تو قصابی گاو تازه گرفته بود

به خاطر همین واست یه مقدار گوشت خریدیم از خواربار فروشی هم یه چیزایی خریدیم

نباید اینکارُ میکردین

آبگرمکن واست خوب کارمیکنه؟

باید اتاقتُ خوب گرم نگه داری

آره، آبگرمکن خیلی خوب کار میکنه

آه، اون گوشامُ درد میاره نباید اینموقع شب، صداشُ اینقدر زیاد کنی

آرامش همسایه هات بهم میخوره

بابا، تمام غذا رو جا سازی کردم میتونیم دیگه بریم؟

باشه

تمام گوشتایی که واست خریدیمُ بخور

اتاقت هنوزهم خالیه دال پنگ هم ازش نمیخواد استفاده کنه

مامیریم - باشه، میرید خونه مواظب خودتون باشید -

چویی این ها

چطوری میتونی تو همچین وضعی خوابت ببره؟

بیدا شدی - باید بیدارم میکردی -

همین الان دارم میرم

چرا اول صورتتُ نمیشوری؟ الان به هم ریخته به نظر میای

نه، باید برم

دارم میرم

از پنج دقیقت خیلی گذشته

حالا که هنوز اینجایی، خودتُ تمیز کن و قبل اینکه بری، صبحونه بخور

واست اشکال نداره؟ اصلاً واست ناجور نیست؟

نه، اصلاً

13ساله که باهم زندگی کردیم وعده هامونُ با هم خوردیم

از یه حموم استفاده میکنیم حتی جلو هم میگوزیدیم

پس کارای تو ناجوره که یهویی حس عجیب و غریبی بهت دست داده

برو خودتُ تمیز کن و بیا بشین بعد صبحونه میتونیم بریم سرکار

باشه

آه، فکرکردم دیگه دارم میمیرم

بابا، فکنم دادش ممکنه دوست دختر داشته باشه

چی؟ دوست دختر؟

وقتی که دیشب داشتیم میرفتیم بیرون یه نخ موبلند کفِ اتاق پیدا کردم

اوه خدای من

فکرمیکنی همون دختری باشه که چند وقت پیش تو ایستگاه پلیس دیدیم؟

منم نمیدونم کی هست

چطوری تونسته یه دخترُ بیاره اتاقش؟ !تو اتاقـش

بیخیال، اونقدر بزرگ شده که الان دیگه بتونه این کارُ کنه

هورموناش باید تو این سن فعالتر باشن

قابل درکه - چطور قابل درکه؟ -

چطوری تونست با یه دختر دیگه قرار بذاره وقتی که حتی از زمان بهم زدنشون خیلی نگذشته

!اصلاً درست نیست

چطور میتونه عشقشُ اینقدر زود عوض کنه؟

از اونجایی که عملاً تو زندگیت قراری نداشتی فکر میکنم حقی نداری حرفی بزنی

این خیلی وعده ی ساده اییه

هرروز اینطوری غذا میخوری؟

وعده ی خیلی کمیه، نه؟

بابا دیشب از بیرون یه مقدار گوشت آورد میخوای یه مقدارشُ کباب کنم؟

نه، یه مقدار بهم فرصت بده

من صبحونه درست میکنم

حالا به این میتونی بگی صبحانه

آره، حق با توئه

چیکار میکنی؟ بشین و بخور

ها؟ باشه

نمیدونستم که یه عکسی با داداشت گرفتی

آره

اونروزی عکسُ گرفتیم که خودشُ تسلیم کرد - فهمیدم -

چرا سکسکه میکنی؟

...به خاطر اینکه

فقط احساسی که بعداز دیشب و صبح اتفاق افتاد

راستش، نمیدونم که بتونم اینکارُ کنم

هروقت پدرمُ میبینم باید فرار کنم

دیدن برادرت منُ عذاب میده و

...مادرم

مهم نیست چقدر تلاش کنم هروقت کنارتوام نمیتونم مامانمُ فراموش کنم

ولی از فکر ول کردنِ تو بیشتر بدم میاد

پس میتونی یه مقدار به من زمان بدی؟

کاری میکنم که مامانم از تو و برادرت معذرت بخواد

بعدش فکر می کنم بتونم این عذاب وجدانُ بذارم کنار و با آرامش خاطر تو رو ببینم

سکسکه -َت بند اومد - ها؟ -

آره

پس این چیزیه که آرومت میکنه؟

...هرچقدر هم بهت بگم، حالم خوبه مهم نیست

هنوز نمیخوای باهاش کنار بیای، همینطوره؟

باشه، پس بیا همینکارُ کنیم

پینوکیــو

قسمت شانزدهم: لباسِ نامرئیِ پادشاه

بوم جو، خبرها رو شنیدی؟

که هامیونگ جعبه ی سیاهُ پیدا کرده؟ - آره -

وای جی ان قبول کرده که این جعبه رو باهامون سهیم بشه !پس میتونیم از فیلم هم استفاده کنیم

عالی نیست؟

چرا، عالیه

میخوام که جلوی کارای اون احمقُ بگیرم !ولی حرفام اصلاً تو گوشش نمیره

مهم نیست هرچقدر بهش بگم که اون مقصر نیست

مهم هم نیست چقدر بهش بگم که اشکالی نداره و باید استراحت کنه

هنوز هم گوشش به حرفام بدهکار نیست

....چونکه... اون حرفا

وقتی مهم میشن که فقط تو بهشون بگی

More Farsi Persian subtitles for Pinocchio

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left