The first 179 lines.
میشه منو هم با خودتون ببرید؟
اجازه بدین بهتون ملحق شمو انتقاممو از این کشور بگیرم
چه داستان رقت انگیزی
شنیدم مردم بیگناهی مثل اون الکی افتادن زندون
مگه چیکار کردن؟! وقتی که اون بیرون پر از هیولا های واقع ایه چرا اینا
اون دوتا مردو ازاد کن
تنها کاری که باید بکنی اینه که مراقب باشی با خنجرت منو نکشی
انتقامتو با اسلحه های خودت بگیر
کشور یا دنیا...دیگه برام فرقی ندارن
هر طور بشه اون سر راهم میاد
تا بتونم از هستی شوتش کنم بیرون
اون وقت نه کشور و نه کل دنیا حریفم نمیشن
مث این که بلف نمیزدی وقتی میگفتی میخای جلوی اون در بیای
کار یه مخترع همینه.. "ایجاد تناقض"
اگه بگن یه سپر بدون هیچ راه نفوذ بسازین، میسازیم
اما قبلش یه نیز برای شکستن این سپر رو میسازیم
درست قبل از برنامه ریزی و ساخت سپر
از بخت بدمون فقط یه کم دیگه میتونیم حواسشونو پرت کنیم
غمت نباشه تاکچی
اینجا برامون مشکلی نیس
مهم تر از اون سنپای
برسی کارکرد سلاح کاگوتسوچی چطور پیش میره؟
همه چی مرتبه دیگه به آخرش رسیده
با این که این سلاح میتونه یه سیاره رو بترکونه اما تکنلوژیش مال عهد بوقه
چیزای زیادی برای استفاده داریم.
با این حال...
اگه ما آنالیز کاگوتسوچی رو متوقف کنیم
اون وقت تهدید بزرگی واسه زمین میشه و این مانعیه که باید از سر راه برداشت
مگرنه هرکاری که تا الان انجام دادیم به فنا میره
گرفتی مارو؟!
چی چی هستین شماها، آبنتات شکوفه ای؟
قبل این که کلک شما کله پوکارو بکم زمین بگا میره که...
توروحش، ما برا اینا وقت نداریم...گنگای سان الان...
خدایی الان ما داریم به غریزه این آدم خور اعتماد میکنیم افتادیم دنبالش؟!
هوی، باتواما میشنوی؟؟؟
گین چا، هوای این بدبختارو داشته باش...
وایسا، کاگورا
کاگوراااا
...میون این همه حس خونخواری توی این میدون جنگ
همه وجودم داره یه رد شدیدی رو حس میکنه
رد حظور یه یاتو
دختره خر، چی فکر کرده پیش خودش آخه.. این که تنهای از پسش برمیاد؟
گین سان وقت نداریم باید سریع بریم دنبالش
عوی!
نگا...
این دیگ چه کوفتیه؟!
نگو این مال ارتش آزادیه؟؟؟
شوخیه ها...در رو
در برم کودوم قبری؟؟؟
گینتاما
|.مترجمین.| |.ZOE.| |.ETHAN.| |.EDEN.|
کاری از تیم ترجمه اختصاصی انیمه لیست
.|AnimeList.eu.|
.|@Gintama_ir_Fns.|
روح نقره ای
د...دخلمون اومده...
حملشو به زمین شروع کرد...HQ
هه...اگه این واقعا شلیک کاگوتسوچی بود الان پودر و خاکستر شده بودیم.
احتمالا یه سفینه فضایی نزدیک به زمین بوده...
و چیشد که سقوط کرد، بخاطر نانوماشینای تو از کار افتاد
خب گنگای
زودی بنال این سیلندرا چجوری استفاده میشن
تو این جعبه نانوماشینایی هستن که میتونن این زنبورا رو متوقف کنن
اما دستگاهایی که میتونن اینارو راه اندازی کنن، در حال حاظر بلااستفادن
پس ما به یه تن مواد منفجره نیاز داریم تا این کارو برامون بکنه
ما تدریجا باید با انفجارهای پشت هم نانوماشن هارو پراکنده کنیم
که اینم طول میکشه
اما تنها راهشم همینه
والا راستش
متعجبم که تو کلتو برای کمک به ما به کار انداختی
متعجبم که تو کلتو برای کمک به ما به کار انداختی
توقف کردن این زنبورا و دادن برگ برنده به تو، بهتر از دیدن زمین نابود شدس
حداقل این بهمون فرصت یه مبازره میده
بالاتر از اینا شما ها میگین دخل اون شاهزاده روانی رو میارین
واقعا؟؟ ولی من هیچ تضمینی واسه این بهت نمیدما
گنگای، میفهمم که شکنجه کردنت بیفایدس
این بخاطر اینه که تو بیشتر از مرگ از شکست حراس داری
اما شما ادما حسابی مُردین دیگه
پس من یه ذرم اهمیت نمیدم اگه رفتی اون دنیا، قبول؟
اینجارو شما اشتباه کردن، من واقعا از درد میترسم
واسه این که عین بدبختا بهتون کمک کنم، تنها چیزی که لازممه یه لگد به پشتمه
که صد البته، من دارم راجب کمک به شماها توی جمع آوری مواد منفجره حرف میزنم، نه نابود کردن زنبورام
این سیلندرها خیلی راحت منفجر میشن، اگه حتی حرارت بدن انسان بهشون برسه
توی حروم زا....
عه کاگورااا
انگاری واقعا بازیچه دست شماها شدم.
پیری گنگای!!!
یه یاتو اینجا یه غلطی میکنه؟
میدونی که نمیتونی طرف اینا باشی؟
چه خنده دار شد همه چی!
توقع نداشتم یکی از خودمونو اینجا ببین که سعی داره همراه این سیاره خودکشی کنه
این جنگای مسخره رو تموم کن جون جدت
اگه همین سیاره کارش به پکیدن برسه توام همراش میری هوا
یه ذرم به تخمم نی چقد جون میکنی تا این زمینو نجات بدی،
به عنوان یه یاتو، تو دیگه هیچ جایگاهی اینجا نداری
هم اینجا و هم زادگاهت، از هردوش کنار گذاشته شدی.
همتون توی فضا خاکسپاری میشین
هاع؟!
حروم زاده!
اوهوع، داداشیش از راه رسید...
"بیاین یه روز توی اون سیاره یه خونه برای خودمون بسازیم."
فقط یه احمق نبود که این قول رو داد
یه احمق دیگم قول داد که،
درست همین جاست
آرک روح نقره ای
خرگوش ها توی شب های مهتابی، بلند تر میپرن
اوهوع، داداشیش از راه رسید...
"بیاین یه روز توی اون سیاره یه خونه برای خودمون بسازیم."
فقط یه احمق نبود که این قول رو داد
یه احمق دیگم قول داد که،
درست همین جاست
کامویی...؟!
و همچنین زیردستای این احمق هیولا هم اینجا درست کنارشن
این خرگوش کوچولو از ماست
اگه شماها دلتون دعوا میخواد، بخش 7 با کمال میل دخلتونو میاره
واحد یاتوی هاروسامه؟
لاشه های دزدای دریایی مرده اینجا چکارن دیگه؟
مرده؟
دزدای دریایی هیچ وقت نمیمیرن
هر زمان که نیاز بهشون باشه، اونا همراه خودشون آشوبو میارن
هربار که قدرتی جلو میاد تا جهانو به نابودی بکشونه
همراهش نیرویم شکل میگیره که جلوش وایسه
حلمه از سمت راست
شاهزاده این...
اگه شما بچه ها سعی کنید این سیاره رو نابود کنید،
یه تو دهنی ناجوری از ما میخورین
اگه ما دیوانه وار وارد مبارزه ای میشیم که این زمین ریزه میزه رو نجات بدیم،
اون وقته که میتونیم خودمونو دزدای دریای صدا کنیم
بدجوری مارو منتظر گذاشتین...
یه خورده توی عملی بودن این تاکتیک تردید داشتیم
واسه نجات زمین ورداشتی چه هیولاهای فرستادی توش؟
کله این دیونه ها از منم سفت تره
چیزی نمیتونه اون بچه رو متوقف کنه.
حاضرم شرط ببندم دشمنای بدتر از ارتش آزادی بخش نسیب زمین شده.
هاه، ارتش آزادی الان فقط پیش غذاست
لنتی، باید میذاشتی منم باهاش برم
هم این بالا هم اون پایین، هردو وضعیت ناجوری دارن
اون بهمون همچین صحنه بزرگی واسه درخشیدن داد، دیگه واسمون چه جای سوالی میمونه؟
درسته، من سهم بالایی از شرارت توی زندگیم گرفتم،
اما هیچ وقت توی این یاغی گری، کاری رو تا تهش نرفتم.
هر یاغی که نمک اونو رو خورده، حداقل یه بار باید به پیروزی بر سر دنیا برسه!
من همه بدبختی های اون بالا رو گذاشتم به عهده اونا.
متاسفانه خیلی بیشتر از شما میتونم حسش کنم که،
خُرد کردن شماها چیزی رو تغییر نمیده.
من دشمن واقعی رو دیدم و میشناسم
و میدونم این آشوب تمومی نداره، مگر این که اون مرد خرد بشه
پ یالا بلند شو دیگه
میخوای دروغی که گفتی رو گردن بگیری؟
"من خودم جا پامو میسازم"
من اون اوتسورو رو له میکنم، کسی که عنوان بلند قوی ترین رو داره
همینطور خواهر خودمو له میکنم، کسی که منو به عف کشوند و خودش با برنده ها رفت
مهم نیس چند بار به زمین بیوفتم، تا وقتی بلند شم، شکست تو کار من نیست.
تو همونی نبودی که اینوبهم یاد، که وایسادن معنای قوی تر شدنه؟
خدایا...
فک کردم بعد از این که عین خمیر له و لورده شدی درس خودتو گرفتی
اما انگاری این حماقتت ریشش حالا ها کنده نمیشه
اونم دقیقا همینو گفت
با این همه...
بدون هیچ بحثی فرستادم این سمت
موندم چرا...
مشخص نیست؟
چون اون میدونه من هیچ وقت به تو نمیبازم.
و تو همین الان به هیچ بنی بشری جز من نمیبازی
یه داداش که خر مث تو و یه آبجی دیونه مث من، با هم دیگه شکست ناپذیرن
این چیزه که اون باورش داره.
خب فک کنم به تونم باورشو عملی کنم...
اگه تو اینجوری واینسی پشتم...
به هر حال تا وقتی که این سیاره داغون سرپاست، هروقت دلم بخواد میتونم بیام سروقتتون
منم پشت سرت سبز میشم.
خب حالا که نمیتونیم از این پیری استفاده کنیم،
فقط یه راه وجود داره که از اینجا زنده بریم بیرون:
با سقوط این جماعت قبل از طلوع آفتاب
بنده بدجور روانم ناخوش میشه اگه توی مسیرم با یاتو مبارزه کنم
اما خون شما توسط این شیطان ها راکد و فاسد شده
این دیگه خون یاتویی نیست.
بزار بهتون نشون بدم یاتوی واقعی ینی چی!
ا..اون جوون شد...
صب کن من اینو قبلا شنیدم...
یکی از بزرگترین مبارزای افسانه ای کسی که روی چیکونگ تسلط کامل داره
No comments yet. Be the first to leave one.