The first 137 lines.
... ايروکا
بله ، هوکاگه - ساما ؟
، تا يه حدي باهات موافقم
. اما اون دقيقا مثل توئه
اونم هيچ وقت سايه پدر مادر بالا سرش نبوده
. و بخاطر اون اتفاق همه ازش دوري مي کنن
. پس براي اينکه توجه بقيه رو جلب کنه ، شروع کرده به خراب کاري
، حالا به هر شکلي که باشه
. اون مي خواد هر جوري شده خودشو به بقيه نشون بده و بقيه تاييدش کنن
هوکاگه چهارم مي خواست که مردم
. ناروتو رو يه قهرمان بدونن
. اون مهر رو گذاشت و اين آرزو رو داشت
... هوکاگه سوم ... هوکاگه چهارم
. الان يه قهرمان جلوي چشماتونه
. هيچ وقت فکرشو نمي کردم پين شکست بخوره
. بايد به توبي خبر بديم . بريم
چيکار کنيم ؟
. چي به اين زودي خسته شدي ؟ همين الان از دهکده اومديم بيرون ها
... نه موضوع اين نيست
. داشتم به رايکاگه - ساما فک مي کردم
! به هر قيمتي که شده ، بي رو نجات مي ديم
! ما نجاتش مي ديم
! رايکاگه - ساما -
اگه رايکاگه - ساما همينجوري گريه کنه
، و اشکاش اولش يه استخر بشه
و بعد يه درياچه بشه ؟
، اگه وقتي برگرديم ببينيم که دهکده
يه جاي پر بارون مثل دهکده مخفي بارون شده باشه ، چي ؟
اون موقع چيکار کنيم ؟
. ها ؟ اين امکان نداره
. هر چقدر هم که يه نفر گريه کنه ، اشکاش نمي تونه يه درياچه رو پر کنه
. اما اوني که داره گريه مي کنه رايکاگه - ساماس ها
، اون اينقدر قدرت داره
. که درست کردن يه درياچه با اشکاش کارِ سه سوته
. راستش ، درياچه که هيچي ، حتي ممکنه يه اقيانوس درست کنه
... و اگه يکي از موجاي اون اقيانوس هممون رو ببلعه
اون وقت چيکار - ؟
. خفه ! ديگه بسه
! خسته شدم
مي تونم بفهمم چرا سامويي خسته مي شه
. همش بخاطر وزن اون سينه هاشه
. اما تو چرا خسته شدي ، کارويي ؟ تو که صاف صافي
! خفه
. شما دوتا تمومش کنيد ، ماموريتمون شروع شده
. حداقل 5 - 4 روز طول مي کشه تا به دهکده مخفي برگ برسيم
مي خوايد کل راهو اينجوري دعوا کنيد ؟
! نبايد وقتمون رو تلف کنيم
! پس حرکت کنيد
! چشم
من واقعا اون روز چي از دست دادم ؟
من واقعا اون روز چي از دست دادم ؟
. يادم نمياد چي رو توي زندگيم از دست دادم
. ولي حالا اينجا گير کرديم و نمي تونيم برگرديم خونه
... روح ضعيف و شکنندمون توي اين دنيا گم شده
. خودمونو قوي نشون مي ديم تا ضعفِ روحمون رو مخفي کنيم
... ضعف روحمون ور مخفي کنيم
... با اينکه مجبوريم ، خدافظ
. داستانمون هنوز ادامه داره
. حتي توي دنياي که تو نيستي ، مي دوم
. تا يه روزي بتونم از درد و رنج رد بشم
يه روزي
تاريخ دهکده برگ ، معلم تازه کار ، ايروکا
. خرابي رو نگا
. فک کنم تا يه مدتي کلاسا رو بايد بيرون برگذار کنيم
. بريم ببينيم چيزي پيدا مي شه که براي کلاس ازش استفاده کنيم
. آره ، مي تونيم يه کاري بکنيم
! خوب ، بيايد پخش بشيم و بگرديم . پخش شيد
. اينجا هم کاملا نابود شده
. اين درخت ... سالم مونده
! اومدم
! بمب آزاد مي شه
! خورد به هدف
! هوکاگه دماغ قرمز کامل شد
! اون اصلاح ناپذيره
. هوکاگه سوم ، يه ذره وقت بديد دربارش فک کنم
. درباره اينکه معلم ناروتو بشم
، مي بيني که ، ايروکا
. اين کاراي ناروتو همه رو به دردسر انداخته
. کاراش هم هر روز داره بدتر و بدتر مي شه
. هيچ کس نمي خواد قبولش کنه
. فک کنم کار يه معلم اينه که دانش آموزش رو تقويت کنه
، اگه ناروتو از آکادمي فارغ التحصيل نشه
. نمي تونه يه نينجا بشه
. بقيه عمرش مردم دهکده به چشم يه اخراجي بهش نگا مي کنن
. يه دقيقه ... فک کنم يه نفر ديگه هست که به درد ناروتو بخوره
اگه براي ناروتو معلم پيدا نشه ، مجبور مي شم
. از آکادمي بندازمش بيرون
. ناراحت نباش . هيچ کس تو رو مقصر نمي دونه
. تقصير تو که نيست
. لطفا صبر کنيد
چيه ؟ مي خواي قبول کني ؟
. خوب ... امم ... آره
اوه ... جدا ؟
. اين زندگي ناروتو رو نجات مي ده
! اونقدر پاک کن که يه لکه هم نمونه
. اوه نگا کن ... اون همون ياروئه
چرا بايد بذاريم اون بچه توي دهکده بمونه ؟
. دلم مي خواست هوکاگه - ساما بيشتر به اين چيزا توجه مي کرد
! خفه
! هي ! برگرد
! من " اون يارو " نيستم
! اسم من اوزوماکي ناروتوئه
! من يه روزي هوکاگه مي شم
... داشتم خواب مي ديدم
! آره
. قراره امروز يه معلم جديد بياد
. اولين برخورد خيلي مهمه
. بايد قشنگ باهاش سلام عليک کنم
! امروز هم بايد خومو نشون بدم
. صبح بخير . سلام
اتاق دبيران
. ايروکا سنسي
. شنيدم تو معلم کلاس ناروتو شدي
. آره . هوکاگه سوم اينو خواست ، پس نمي تونستم کاريش بکنم
ديوار کوتاه تر از تو پيدا نکردن ، نه ؟
. راستش ، نمي دونستم چجوري اينو قبول کنم
. خوب ، واقعا اون بچه مصيبتيه
. خيلي خوب با ناروتو رفتار کن . فقط کاري که لازمه بکن
يعني چه کاري ؟
. آره . فقط کار خودتو بکن و به حرفاش توجه نکن
، اگه خودتو باهاش درگير نکني
. خودش مي ذاره مي ره
هر کاري لازمه ؟
کي اينکارو کرده !؟
... اين چه کاري بود
! ايول ! خورد
. تخته پاک کن يه طعمه بود
! ناروتو
. فقط کار خودتو بکن
... ناروتو
. مي دونم ، مي دونم . ميرم تو راهرو وايمسيم
. نه ، برو بشين روي صندليت
ها ؟
. چه بد
. خيلي دلم مي خواست ببينم ناروتو رو دعوا کنه
... اَه ! حوصلم سر رفت
! صبح بخير
No comments yet. Be the first to leave one.