Loot

Loot

Download Farsi Persian Subtitle

Season 2

Release info

Loot 2022 S02E07 720p WEB-DL x264
A Commentary by Ehsan_Cn
🔷 ترجمه‌ از احسان ‌| SandsMovie.Ir 🟥

Tags

webdl
Published on: 2025-11-14
Downloads: 26
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

SANDS Movie

‫صبح بخیر! سلام به همتون

‫حال همگی چطوره؟ سلام سلام سلام

‫هانا، عاشق سویشرتت شدم.

‫- ممنون. ‫- تونی! مرد من.

‫بازی دیشب رو دیدی؟

‫همه چیزشون رو توی زمین گذاشتن، ها؟

‫سلام، استیو. هی، بیرون داره بارون میاد؟

‫اوه، لعنتی! نه! خیلی متاسفم.

‫- من چیزی ندیدم. ‫- اشکالی نداره.

‫من لخت نیستم. باکسر پوشیدم.

‫- ببخشید. ‫- معذرت خواهی نکن.

‫هیچ فرقی با این نداره که من ‫با مایو باشم، اگه بهش فکر کنی.

‫- آره. ‫- آره.

‫میدونی چیه؟ حق با توئه. عجیب نیست.

‫- خب... ‫- خب...

‫حالت چطوره؟

‫خوبم. واقعاً خوبم. آره.

‫صبح زود رفتم پیاده‌ روی.

‫رطوبت چطور بود؟

‫بیشتر خشک بود. میدونی چیه؟

‫فکر کنم اشتباه میکردم. ‫فکر کنم یکم عجیبه.

‫شاید من باید برم پیاده‌ روی.

‫برمیگردم به دفترم.

‫- آره. ‫- خب...

‫خداحافظ.

‫می‌بینمت... خداحافظ!

‫خب، یه اتفاق عجیب امروز افتاد.

‫رفتم دستشویی مخصوص خودم، ‫و یه نفر دیگه اونجا بود.

‫خیلی متاسفم.

‫ساختمون بغلی رو میخرم و تعطیلش میکنم ‫و اون رو تبدیل میکنم به ساختمون دستشویی تو.

‫اوه، نه. اشکالی نداره.

‫آرتور بود.

‫داشت لباس عوض میکرد.

‫به طرز غیرمنتظره‌ ای خوش‌ هیکل بود.

‫حتی عضلانی.

‫یکم تعجب کردم.

‫باشه؟

‫یه لحظه وایسا.

‫سیری، نورها رو ۲۰ درصد کم کن.

‫مالی ولز، تو از آرتور خوشت میاد؟

‫آره. خوشم میاد.

‫دختر بد! البته به روش خوب.

‫- همه چی رو بگو. ‫- باشه.

‫خب، من خیلی وقته که بهش فکر میکنم.

‫یه خواب دیدم که با هم توی سورتمه سواری بودیم،

‫زیر یه پتو به بابانوئل نگاه میکردیم.

‫این خبر خیلی بزرگیه.

‫میدونم. دارم دیوونه میشم؟

‫نه، اصلاً.

‫و...

‫خب، احتمالاً یه چیزی هست که منم باید بهت بگم.

‫چی؟

‫وقتی توی کورسیکا بودیم، ‫آرتور گفت اونم بهت حس داره.

‫جدی میگی؟ چرا بهم نگفتی؟

‫قسم خورده بودم که راز نگه دارم.

‫و به عنوان یه خود شیفته بالینی، ‫راستش یادم رفت.

‫- وای. ‫- "وای" درسته.

‫میخوای چیکار کنی؟

‫نمیدونم. پیچیده‌ست.

‫منظورم اینه که من رئیسشم.

‫و نمیدونم دیگه اون حس رو نسبت به من داره یا نه.

‫- و نمیخوام رابطه‌ دوستیمون خراب بشه... ‫- وای خدا. عزیزم.

‫انقدر نجیب نباش، باشه؟ تو از این بهتری.

‫فقط باید به یه موقعیتی فکر کنیم که ‫همه چی بتونه خود به خود اتفاق بیفته.

‫- فهمیدم. ‫- چی؟

‫- یه سفر کاری. آره. ‫- یه سفر کاری؟

‫واحد منابع انسانی توی اون ‫آموزش آزار جنسی میگفت...

‫که خیلی اتفاق های نامناسبی ‫توی سفرهای کاری میفته،

‫و باید ازشون دوری کرد.

‫عالیه.

‫میریم یه جای عجیب و غریب و رمانتیک برای کار.

‫و بعدش ایزوله میشیم، مشروب سرازیر میشه، ‫و میذاریم طبیعت کار خودش رو بکنه.

‫خب، نمیدونم. خیلی دستکاری‌ کننده‌ست؟

‫آره، ولی منظورم اینه که همه‌ ‫رابطه‌ های عالی اینجوری شروع میشن.

‫اون آتش نشان خوشتیپی که ‫باهاش قرار میذاشتم رو یادته؟

‫واقعاً باور داری که ساختمون آپارتمان من ‫فقط "اتفاقی" آتیش گرفت؟

‫بزرگ شو.

‫ما داریم میریم دبی!

‫وایسا، ببخشید. چه خبره؟

‫دختر عمو مالی، جدی میگی؟

‫خیلی هم جدی میگم.

‫ما این اواخر خیلی سخت کار کردیم ‫و سزاوار یه جایزه هستیم.

‫من یه کاخ توی دبی دارم.

‫بیست و هشت تا اتاق، هفت تا استخر،

‫و یه پرسنل کامل برای بر آورده ‫کردن هر هوسی که داشته باشیم.

‫یه کاخ؟

‫من میخوام درست مثل پرنسس یاسمین باشم.

‫عجب.

‫رفتن به خارج از کشور دو بار توی یه سال.

‫من کی ام؟ تام کروز؟

‫از لحاظ فنی، من اجازه ندارم از کشور خارج بشم.

‫یا توی کشور باشم.

‫عالی میشه.

‫تقریباً جادوییه، قول میدم.

‫و تو مشکلی نداری که ما بریم؟

‫خب، سفر بین‌ المللی میتونه یه دیدگاه جدید در مورد ‫مشکلاتی که اینجا توی خونه باهاش روبروییم بهمون بده.

‫و متاسفم، اینزلی.

‫اگه قرار باشه کسی پرنسس یاسمین بشه، اون منم.

‫من موهاش رو دارم.

‫بزنید بریم دبی.

‫سلام، کاپیتان زیر شلواری.

‫- ببخشید؟ ‫- کاپیتان زیر شلواری؟

‫شخصیت رمان کودکانه‌ کاپیتان زیر شلواری.

‫به هر حال، امیدوارم رفتن به دبی ‫با الکس خیلی پیچیده نباشه.

‫اوه، نه. این هفته پیش مامانشه، ‫پس مشکلی پیش نمیاد.

‫عالیه. خیلی خوبه.

‫فقط میخواستم مطمئن بشم که حتماً میری،

‫چون فکر میکنم واقعاً از اونجا خوشت بیاد.

‫- آره؟ ‫- آره.

‫دارم تو رو به دو تا رستوران می‌برم ‫که ورود بهشون غیر ممکنه.

‫هر دوتاشون ستاره میشلن دارن.

‫خب، من عاشق لاستیک‌ های میشلنم.

‫پس خیلی خوب به نظر میرسه.

‫و یه سواری هلیکوپتری بالای یه جزیره مصنوعی ‫رزرو کردم که شبیه یه فراریه.

!سلام - چی؟ -

‫- اینجا چیکار میکنی؟ ‫- سورپرایز.

‫- سلام! ‫- آره.

‫سلام.

و ‫این دیگه کیه؟

‫ببخشید. مالی، این ویلاست.

‫ویلا، این رئیسمه، مالی.

‫مالی ولز، البته. راستی، من عاشقتم.

‫و من عاشق همه‌ کارهایی هستم که انجام میدی.

‫ویلا داشت توی فشن شویی ‫که تو برگزار کردی راه میرفت.

‫اونجا با هم آشنا شدیم.

‫- اوه، پس تو یه مدلی؟ ‫- فقط چون قدم بلنده، میدونی.

‫یا باید این کار رو میکردم یا بسکتبال ‫و من عکس‌ العمل‌ های وحشتناکی دارم.

‫من عکس‌ العمل‌ های فوق‌ العاده‌ ای دارم.

‫خیلی باحاله. به هر حال، ‫ببخشید که مزاحم شدم.

‫فقط اومدم برای این آقا یه خوراکی بیارم.

‫تو این کار رو نکردی.

‫آره، من اون مافین‌ هایی رو پختم که داشتم ‫بهت میگفتم با بلوبری‌ هایی که چیدیم.

‫همونایی که امروز صبح توی پیاده‌ روی چیدیم؟

‫- آره. ‫- این خیلی عالیه.

‫اون شیرینی می‌پزه!

‫ویلا شیرینی می‌پزه. یکم شیرینی‌ پزه، مگه نه؟

‫ممنونم.

‫لطفاً یکی بردار.

‫به اندازه‌ کل دفتر درست کردم، پس...

‫خیلی لطف داری.

‫عجب چیزی!

‫اینا خیلی خوشمزه‌ن.

‫بچه‌ ها!

‫خب، من دیگه باید برم.

‫- آره. تا دم در بدرقه‌ت میکنم. ‫- باشه.

‫از دیدنت خوشحال شدم، مالی.

‫از دیدنت خوشحال شدم، ویلا.

‫روز خوبی داشته باشی، ویلا!

‫مثل بومرنگ اومدم و رفتم.

‫هی!

‫بیندی ایروین، چرا یکم از اون ‫استرالیایی بودنت کم نمیکنی، ها؟

‫لعنتی، چه خوبه.

‫خیلی خب. اینم از شام شما.

‫- این اینستای ویلاست؟ ‫- آره.

‫و این صمیمی‌ ترین و جذاب‌ ترین ‫چیزیه که تا حالا دیدم.

‫- لعنتی. ‫- میشه یه چیزی بگم؟

‫خیلی قد بلنده. ترسناکه.

‫«اوه، من میتونم دوستام رو توی جمعیت ببینم.

‫نگاه کن، اونجاست آنجلا.»

‫- خیلی رقت انگیزه. ‫- این رو ببین.

‫آشپزی، کمپینگ، و اون از بچه خرگوش ها ‫نگهداری میکنه، نیکلاس.

‫بچه خرگوش ها.

‫همه خرگوش ها متجاوزگرن.

‫و اون از قبل یه عکس از خودش و آرتور منتشر کرده.

‫«بالاخره یه دوست خاص پیدا کردم ‫تا باهاش ساعت ۵ صبح برم پیاده روی.»

‫- مالی، به من نگاه کن. به خودت نگاه کن. ‫- خب، من چطوری...

‫تو فوق العاده و خوشگلی.

‫و اگه بخوای یه حرکتی روی آرتور بزنی، ‫اون ویلا هیچ شانسی نداره.

‫اونا حدود دو هفته‌ست که با هم ‫قرار میذارن. این هیچی نیست.

‫میدونی چیه؟ حق با توئه. ‫من احتمالاً هنوز توی بازی ام.

‫- سلیطه، تو خودِ بازی ای. ‫- سلیطه، من خودِ بازی ام.

‫و وقتی کارم باهاش تموم بشه، ‫اون التماس میکنه که بس کنم.

‫- ببخشید، زیاده روی کردم؟ ‫- آره، یکم.

‫ایناهاش.

‫- پرنسس یاسمین. ‫- اوه، خب، ممنون، هاوارد.

‫توئم خوب به نظر میای.

‫تو میتونی دوست پرنسس یاسمین باشی ‫که تبدیل به شتر میشه.

‫سلام به همگی!

‫یه خبر دارم.

‫تغییر برنامه.

‫به جای رفتن به قصرم توی دبی، ‫داریم میریم یه جای بهتر.

‫یه کلبه توی کوه های سن برناردینو!

‫وایسا.

‫سن برناردینو، کالیفرنیا؟ ‫جایی که پسر عموم علفش رو میگیره؟

‫دبی خیلی تجملاتیه.

‫قصر من یه رودخونه تنبل داره که ‫تو رو از این اتاق به اون اتاق می‌بره.

‫- منظورم اینه، کی این رو میخواد؟ ‫- من.

‫توی یه کلبه دنج و روستایی، کنار یه دریاچه بکر، ‫خیلی بهتر با هم صمیمی میشیم.

‫- برکه. ‫- برکه.

‫و به جای یه پرواز ۱۸ ساعته ‫با یه جت لوکس، فقط یه ۳۰ دقیقه...

‫- سه ساعت و نیم. ‫- سه ساعت و نیم راهه.

‫پس، بزنید به سمت ون مسافربری منتظر ‫بریم پایین و این مهمونی رو شروع کنیم.

...ولی کاخ

‫و جزیره فراری...

‫- و مالی، من این کلاه رو آوردم. ‫- و کلاه خیلی خوبیه.

‫و توی یه کلبه توی جنگل خیلی عالی به نظر میرسه.

‫آره، من در واقع از رشته کوه ‫سن برناردینو خوشم میاد.

‫- ممکنه فصل جفت گیری زاغ کبود باشه! ‫- اوه، هست.

اونا ‫خیلی سخت میگیرن

More Farsi Persian subtitles for Loot

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left