The first 195 lines.
آنچه در "صعود" گذشت گوردی کجاست؟ -
دوستش 1 ساعت پیش اومد دنبالش
گفت شما مشکلی با این ندارین
گوردی، همین الان سوار ماشین میشی
!لو! تمومش کن - من دارم برمیگردم داخل -
یالا، اگه میخوای منو بکشون ببر
من توهینی به خانم ولف کردم؟
چون اون بهترین شخص تو استنتونه
تو باید به قهوه دعوتش کنی
...وقتی لو گفت فکر میکنه من باید تو رو به بیرون دعوت کنم، خوب
لو به تو گفت منو به بیرون دعوت کنی؟ - من فکر میکنم تو درخشانی -
به من خیلی خوش گذشت - آره به منم همینطور -
ما با مدرسه ی سنت فرانسیس صحبت کردیم و تو رو ثبت نام کردیم
اون داره از هم میپاشه رابرت
و ما داریم این کار رو باهاش میکنیم
فکر کنم باید در مورد مدرسه ی سنت فرانسیس تجدید نظر کنیم
فردا شب توی خونم یه مهمونی دارم
میخوای بیای؟ - عالیه -
من دترلم، پدر رابی
فکر کنم اگه تمرکزش رو از دست نده، آینده ای واقعی پیش رو داره
توی 48 ساعت اخیر
فقط یک چیز خوب واسه من اتفاق افتاده
الو؟
...اوه
بیاین داخل
گوردی
بله، گوین در حالی پیداش کرد که داشت اطراف شهر چرخ میزد
و به اون اجازه نداده که برسونتش خونه
و به همین دلیل اوردش اینجا
و ما همون لحظه که فهمیدیم اینجاست با شما تماس گرفتیم
ازتون ممنونم - آره -
بلند شو
بیا بریم
با خودت چی فکر میکردی؟
فکر میکردم هممون میتونیم
یه مدتی از هم دور باشیم
اوه، باشه، به این فکر میکردی؟
چقدر خود خواه میتونی باشی؟
...متاسفم، میشه ما
میدونی کل شب ما داشتیم چیکار میکردیم؟
به همه جا زنگ زدیم
،به هرکسی که فکرشو میکردیم به همه ی بیمارستانای اطراف
خیلی نگران بودیم
متاسفم - فکر نمیکنم باشی -
تو بخشی از این خانواده ای
و کاری که میکنی رو همه ی ما تاثیر داره
به غیر از خود لعنتیت به بقیه ام فکر کن
نه، شما...شما متوجه نمیشین، خوب؟
!باشه، باشه، باشه
یه نفس بگیرین، نفس بگیرین
بیاین بریم خونه
ممنونم که ازش مراقبت کردین
یالا
صعود
:مترجم ..::M2_F314::..
کانال آخرین زیرنویس های تیم ترجمه وب سایت رسانه کوچک @lilmediasub
...اوه، صبحانه
بازم در مورد دیشب معذرت میخوام همه چیز خراب شد
اوهوم
....اوه، در مورد اون دختر - نگران نباش -
من از قبل روی مسابقه ی هفته ی بعد تمرکز کردم
!بدون حواس پرتی
!آره، اونی که باهاش نمایش اجرا میکنی
لیلت؟ چی درموردش میخوای بگی؟
خوب میبینم چشمت دنبالشه
من مراقبم - مراقب چی؟ -
...خوب
...خوب، مجبور نیستم بهت بگم که اون
اون شرایط خانوادگی خوبی نداره
مادر مجرد که پیشخدمت رستورانه
و لیلت رو وقتی به دنیا اورد که دبیرستانی بود
ببین، استنتون شهر کوچیکیه
تو همه خبر ها رو میشنوی
لیلت شاگرد اوله
اون به دانشگاه میره اون آدم خوبیه بابا
نه، مطمئنم اون دختری عالیه و کلی برنامه داره برای خودش
اما ما دنبال برنده شدن جایزه ایم
تو يه موهبت داری
و این حقیقت ناراحت کننده و نا امید کننده ایه
اما آدمایی تو دنیا وجود دارن
که میتونن تورو پایین بکشن
و حالا نمیگم اون این کار رو میکنه
اما اون خانواده ای نداره که بتونن مثل تو
حمایتش کنن
تو باید به من اعتماد کنی
اوه، گوشت بیکن
صبحانه ی قهرمانانه عزیزم
الان من میدونم چرا حالت خوبه
تو یه صحنه ی عاشقانه با رابی تورن داری
آره - اوهوم -
این یه صحنه ی نمایشه زندگیه واقعی نیست
پس چرا انقدر بعد از مهمونی اونشب
خوشحال بودی؟
خبری نیست، باشه؟
...منظورم اینه
ممکنه ما هم دیگه رو بوسیده باشیم
اوه، مامانی، تو و رابی هم دیگه رو بوسیدین؟
چی؟ بس کن
خوبه، تو باید خوش بگذرونی
فقط یکم مراقب باش دختر کوچولوی من
مامان یه بوس بود
رابی تورن ستاره ی خط حمله ست
...و بهم اعتماد کن، پسرایی مثل رابی
رابی اونجوری نیست
باشه
فقط نمیخوام صدمه ببینی
و تو باید از اشتباهات من درس بگیری
...گوش کن، دخترایی مثل من و تو
تو دنیایی یکسان با پسرایی مثل اون زندگی نمیکنن
هوم؟
این واقعیته
سلام
سلام - سلام -
حالت خوبه؟ - خوبم -
نفست بند اومده
نفسم بند نیومده
اوه، گوش کن، من به تو یه عذر خواهی بدهکارم
من هیچوقت نباید برای تو با کرنپول برنامه میچیدم
من دیگه هیچوقت تو زندگیه شخصیت دخالت نمیکنم
خیلی خوب، مشکلی نیست، ما با هم خوبیم
باشه - ...هی، این -
...معلوم شد بعد از اون همه همچین فاجعه ام نبود ، پس
واقعا؟ - آره، واقعا -
تعجب آوره که من بتونم یه قرار معقولانه داشته باشم؟
من قدرت حرف زدن دارم من آدمی اجتماعی هستم
این عالیه
پس دوباره باهاش بیرون میری؟
چرا باید این کار رو کنم؟
خوب، گوئن من تا الان چندین هفته با مادر و پدرت
نشست هایی داشتم
تا بهشون کمک کنم در مورد مشکلشون صحبت کنن
نمیفهمم الان چرا من اینجام در مورد قضیه ی گوردیه؟
چون اونی که مشروب خورده بود من نبودم ، اون بود
من فقط نخواستم اون رو تو خیابون ول کنم
...نه عزیزم، این درمورد
این ریطی به اون قضیه نداره
...امم
...عزیزم، دلیل اینکه الان اینجایی اینه که
...ما باید باهات صحبت کنیم در مورد
...ما...ما داشتیم
تلاش میکردیم بفهمیم که
چجوری راه درست رو پیش بریم
باشه
عزیزم، منو مادرت داریم طلاق میگیریم
این نتیجه ایه که ما بهش رسیدیم
...این تقصیر یک نفر نیست
... باشه...و ...و ...و
....جویس فکر کرد این میتونه
یه مکان مناسب واسه گفتن به تو باشه ...تا تو بتونی
ممنونم جویس
منظورم اینه تو کاملا غریبه ای
که هیچ نظری در مورد احساسات من نداری
اما خیلی ازت ممنونم - ...عزیزم، ببین -
این نمیتونه اتفاق بیوفته
!من فکر میکردم شما دارین تلاش میکنین رابطتون رو درست کنین
خیلی خوب، همگی
اعضای گروه موسیقی نمایش بیداری بهاری خوش اومدین
...آقای بائر شما رهبر گروهی که چوب داره،پس
ممنونم آقای مازو
وقتی من اینجا در حال تمرین نمایش با همگی شما نبودم
داشتم به سختی با این گروه کار میکردم
و ما خیلی هیجان زده ایم که امروز با شما اینجاییم
بله - به هیجان زدگی ما نیستین -
نظرتون چیه که با اعضای گروه یه کار رو بنوازیم؟
خواسته ی من" چطوره؟"
...برای یک شروع جدید سخته اما
بیاین یه امتحانی بکنیم
چرا از گروه کر شروع نکنیم، بچه ها
و این میزان 18 امه
...یک،دو، سه، چهار و
بگو بهم که بهتر میشه
راستش این از همیشه بهتره
...باشه، باشه همینجا نگه دارینش
اوه - آره -
کاملا
درسته
...وواوو
...وواوو
وواوو
خوب، به هر حال قایق توی آبه
اونقدرا هم بد نیست، هوم؟
نه، نه... بد نیست
من از این کلمه استفاده نمیکنم
خوب، بعدش چی میشه؟
این چیزیه که روش کار میکنیم
خوب، ما قراره خونه رو بفروشیم؟
قراره از اینجا بریم؟ کجا قراره زندگی کنیم؟
اصلا به این فکر کردی که این ممکنه چقدر زندگیمون رو خراب کنه؟
آخ
عزیزم، من حتی بهت دست نزدم
...ببین عزیزم من میدونم که
این سخته و تو ناراحتی
اما ما از پس این برمیایم
واقعا شانس دیگه ای برای جبران بهش دادی؟
خیلی خوب، میدونی چیه
No comments yet. Be the first to leave one.