The first 200 lines.
امروز چیکار کنیم میپل؟
...راست میگی
!با اجازه
فردریکا؟
چی شده؟
.مبارزه کنیم! مثل همیشه دیگه
.واقعاً از رو نمیری
.ببینیم و تعریف کنیم
...تو هم هیولا
.یار کردم
.از اون خوشگلاش
از اون خوشگلا؟
.که از اون خوشگلا
سویی که مینگریم shisen no saki
آنجا هر رویایی محقق میشود soko wa donna yume sae mo kanaeru
هر لحظه با توری مهربان در برمان میگیرد donna toki mo, yasashii veil de tsutsunde kureru
حتی لحظات پر از شگفتی و باورنکردنی را fushigi darake yabame na toki demo
لذتبخش بشمار tanoshii ki ga shite
گلهای زیبا و ستارگان شب kirei na hana, yozora no hoshi nante
با یک دکمه ممکن میشود one button de ikechau kamo ne
پیادهروی چه لذتدهنده است osanpo tanoshii na
گویی محصورکننده است kakomareta rashii na
اگر من باشم بله watashi nara sou ne
فرار نمیکنم nigeru wa dame
محافظتش میکنم mamoru
کسی که منطق را زیر و رو میکند joushiki wo kutsugaesu mono
کسی که افسانه به جا میگذارد densetsu wo nokosu mono
اگر دنیایی به این بزرگی است kono hiroi sekai nara
پس یک نفره؟ دو نفره hitori ka? futari wa
کجا میمانیم؟ doko ka ni irundatte?
گفت و گو هم نوعی هنر است oshaberi mo shuugyou no hitotsu
صمیمی شدن لذتبخش است nakayoshi ga tanoshikute
چنین ماجراجوهایی هم sonna boukensha tachi mo
هر وقت itsu datte
هرچه شود nan datte
واقعی اند shinken desu
رویدادی نو arata na event
احساس خطرناک بودنش kiken sou na yokan
پشت این سپر که دو دستی گرفتهام پناه میگیرم ryou te de tsukanda, kono tate ni kakuremasu
بالا بردن دفاع جواهر یافتن
و
.پس مثل همیشه
.مثل همیشه
.موفق باشی، سالی
...خب
...دیگه
!فراشتاب
!اوبورو! ناپیدایی! بدل سایهای
...حصار
!تفنگ آبی
!اوبورو! حصار اسارت
...میخکوب شدم؟ نمیتونم حرکت
...یه..یه لحظه وایسا
!کوئینتاپل اسلش
...یه لحظه
!ایندفعه جدی جدی به قصد کشت اومدی
خیالاتی نشدی؟
.منو باش امروز اومدم رفیقم رو نشون بدم
چه شکلیه؟ چه شکلیه؟
.یه لحظه میپل
.پس نشونتون میدم
!یه لحظه وایسا
.بیدارباش
!وای چه خوشگله
.اسمش نوتسه
جوجه پرنده؟
چیه؟ انتظار یه چیز ترسناک داشتی؟
.فردریکا
.چقدر خوب
...اگه از اون شبحها بود
.دوست ندارم گیرشون بیفتم
تازه، بخاطر سالی یه نفر .که نمیرم آندد دستی کنم
.هی
.نگاه نگاه سالی. چقدر خوشگله
.خوشگلی واسه یه لحظشه
!انتظار به سر اومد
.وقت اعلام ایونت هشتمه
.ایونت اینبار یه مرحلهی مقدماتی داره و یه اصلی
.مرحلهی مقدماتی اینه که هر پلیر تنها زنده بمونه
طبق زمان زنده موندن و هیولایی .که شکست میدین امتیاز میگیرین
منطقهی هر نفر تو مرحله اصلی .از روی رتبهش مشخص میشه
صد البته که هرچی رتبهتون .بالاتر باشه جایزه بهتری میگیرین
از اونجایی که تنهایین
.هیولای دستی داشتن خیلی به نفعتون میشه
.جزئیاتش بعداً اعلام میشه
اینکه هرکی جدا جدا رتبهبندی میشه .شبیه ایونت اوله
.هرموقع جزئیاتش معلوم شد نقشه میچینیم
.اول مرحلهی مقدماتی
.اگه همه رتبه بالا بیاریم خوب میشه
.خیله خب، ایونت رو فعلاً بیخیال
یه دست دیگه بریم؟
.دکی. پینه که
کارت داره؟
.نه. میگه خیلی حرکاتت رو به سالی لو نده
.کاریش نمیشه کرد. امروز دیگه برمیگردم
.بعداً باز میام مبارزه کنیم
.قبوله. دفعه بعدم درب و داغونی
.این گوی این میدان
.قدرت نوتس رو نشونت میدم
.فعلاً
پرندهی فردریکا بهش میخوره .کارش باف و دباف باشه
واقعاً؟
.حدس میزنم
مثل خرسهای مای و یوی .همچین حملهای نمیزنه
.بیشتر شبیه مال ایز سانه
.راست میگی. شبیه مدل پشتیبانه
.چقدرم خوشگل بود
...خوشگلیش به کنار
...تقویت نقطه قوت یا پوشوندن نقطه ضعف
.هیولا یار کنی خیلی به درد میخوره
.راست میگی
خب، چیکار کنیم؟
.بچهها حالاحالاها برنمیگردن
.دوست دارم مرحله هفت رو بگردیم
.خیلی وقته با سالی جایی نرفتم
اوکی. کجا بریم؟
...راست میگی
کوهستان سنگی
دریاچه
شهر درخت بزرگ
جزیرهی شناور
دریا
سازههای باستانی
کوهستان برفی
بیابان
جنگل
آتشفشان
کوهستان یخی
...دریا که رفتم. جنگل و آتشفشان هم که دیدم
...جای دیگهای که منظره داشته باشه
میخوایم بریم گردش؟
پس چطوره همینطوری یه سمتی بریم؟
.آره. بعد مدتها همینطوری پیادهروی کنیم
پیادهروی؟
...پس بخوای کولت میکنم، ولی
.آره. یه فکر خوب کردم
چه فکری؟
!چه سرعتی
.سفت بچسب میپل
.البته بیفتی هم لابد چیزیت نمیشه
.عالیه
.بیشتر سوارین تا هیولای دستی
اسب خوبی گرفتم. سریعه، مگه نه؟
!سالی خودمی
.این دور و بر هیولای تهاجمی نیست
.به درد لول بالا بردنم نمیخوره
.جون میده برای تفریح
پس این میپل کجا رفت؟
.هی، میپل
بله؟
کجائه؟
.اینجا
.پس اونجایی
چیکار میکنی؟
این گوسفندا همش میخواستن سوارم کنن .الان دارن میبرنم جایی
.فکر کنم فقط دارن بازیت میگیرن
.بیخیال حالا بیخیال. تو هم بیا
...بعضی وقتا خوش گذروندنم خوبه ها
مگه تو همیشه اینجوری نیستی؟
.دیگه در این حدم نیست
چی شد؟
.بریم تو، میپل
!سرم گیج رفت
...دنیا دور سرم میچرخه
کجائیم الان؟
.قیچی
...آب آب
!چرا؟
میپل؟
.تارباز
روبراهی؟
...زهرم ترکید
.شاید فکر کردن میخوای بخوریشون
...نمیخورمشون
راست میگی؟
میپل، چیزی از جیبت افتاد؟
.نه، فکر نکنم افتاده باشه
.اونجا رو
.یه چیزی هست
یعنی چیه؟
سیروپ؟
جواهر؟
کلید سفید. یکی از سه کلیدی که .دری خاص را باز میکند
پس کلیده؟
اینکه میگه سه تا یعنی دو تا دیگه مثل این هست؟
.پیدا کردن چیز به این کوچیکی سخت میزنه
.باید سرنخ پیدا کنیم
ایندفعه بدون اینکه خودمون .متوجه بشیم شروع شد
.ولی حتماً شرط فعالشدن داره
شرط فعالشدن؟
...هیولاهای متحرک
اون گوسفندا آوردنمون اینجا دیگه؟
.بنظرم کنار گردش بازم دنبال هیولای متحرک باشیم
!موافقم موافقم
.اگه یه دونه دیگه هم گیر بیاریم یعنی حدست درسته
،بعیده به این راحتی باشه
.ولی بهتر از همینطور کورکورانه گشتنه
!موفق باشی سالی
...اون
.پس همون
No comments yet. Be the first to leave one.