Lucia

Lucia (ಲೂಸಿಯಾ)

Download Farsi Persian Subtitle

Release info

Lucia (2013) 720p BRrip
Lucia 2013 720p BluRay DD5 1 x264
Lucia (2013) Kannada DVDRip
Lucia - DvDrip [2013] - 1080p - x264 - DTS
Lucia (2013) - Blu-Ray - X264
A Commentary by 30nama
.::: 30nama.com :::.

Tags

brrip
720p
720
Blu-ray
blu-ray
x264
Blu-Ray
BluRay
Published on: 2016-09-05
Downloads: 38
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

HOman . MahYAr . Erfan . sepehr

تو مخلوق توهم هستی؟ یا توهم مخلوق تو است؟

تو بخشی از بدن هستی؟ یا بدن بخشی از تو است؟

فضا درون خانه است؟ یا خانه درون فضا؟

یا هم فضا و هم خانه درون چشم بیننده هستند؟

چشم درون ذهن است؟ یا ذهن درون چشم؟

یا هم چشم و هم ذهن درون تو هستند؟

طعم شیرینی در شکر قرار دارد؟ یا شکر در طعم شیرینی است؟

یا هم شیرینی و هم شکر در زبان قرار دارند؟

زبان درون ذهن است؟ یا ذهن درون زبان؟

یا هم زبان و هم ذهن درون تو هستند؟

رایحه درون گل نهفته است؟ یا گل در رایحه؟

یا هم گل و هم رایحه درون سوراخ بینی قرار دارند؟

نمی توانم بگویم، اوه لرد آدیکشاوا از کاگینل

اوه یگانه آیا همه چیز تنها درون توست؟

این مریض سه ماهه که این جاست... حالت نباتی

گاهی اوقات فعالیت مغزی رو مشاهده می کنیم

اون تحت درمان مستمره

...اما هیچ چیز کمک نمی کنه

این یه دستگاه تهویه است برای پمپاژ اکسیژن

نمی تونه بدون دستگاه نفس بکشه؟

نه قربان، زندگی اش تحت کنترل این ماشین هاست

هوم... اگه اینو بردارم، نباید هیچ مشکلی پیش بیاد درسته؟

بدون بیمار، بدون پرونده

بله قربان

...او در آرامش خواهد مرد

آدم بیچاره چرا برنمی داریش؟

از خدا می ترسی؟

دوربین

اول باید تعیین بشه که این کار تلاش به قتله یا خودکشی

این مسلما تلاش به قتله قربان

چرا بخواد مرتکب خودکشی بشه؟

حتی اگر تحقیقات به نتیجه ای منجر بشه، دادگاه چه کار می تونه بکنه؟

به هر حال مرگ آسان در کشور ما ممنوعه درسته؟

اگر یک بدن نتونه بدون حمایت حیاتی زنده بمونه

...دادگاه ممکنه اجازه این کار رو بده

- قربان - اوه، کمپراجو، چطوری؟

- خوبم قربان - خیلی باهوش به نظر میای

و با این حال هنوز کسی نمیخواد با من ازدواج بکنه

هوم... این سردرد جدید چیه؟

رئیس چی میگه؟

قربان، من به او گفتم که تحقیقات در جریانه

اما او پشتیبان یه کاراگاهه

گزارش تحقیقات را بهش نشون دادی؟

میشناسیش که به خودش زحمت نمیده که اونا رو بخونه

هوم... کاراگاه جدید چطوره؟

من هم اولین باره می بینمش

لطفا بیایین، قربان

رئیست صبح زود با من تماس گرفته که به یک میخونه برم؟

خودتون ازش بپرسید، قربان

لطفا بیایید، آقای دیپاک

- حالتون چطوره، قربان - بنشینید

با آقای سانجای از شاخه بمبئی ملاقات کنید

ایشون آقای دیپاک از شاخه جنایی هستند

ما بر روی این پرونده کار می کنیم

کمی زمان به ما بدین

ما نتایج رو اعلام خواهیم کرد

این رو به خودتون نگیرین، مسئله شخصی نیست

وزیر تحت فشاره

در چنین پرونده هایی، افراد زیادی ادعاهایی مطرح می کنن

پرونده حساسیه

اوکی قربان

سانجای، اون درمورد پرونده اطلاعات مختصری در اختیارت میذاره

لطفا باهاش بحث کن

قربان

کانادا را می شناسه؟

کمی میشناسم قربان

من همکار قدیمیت رو در تیمت به کار گماشته ام

- ممنونم، قربان - امیدوارم نتایج سریع به من بدی

هی! پا شو

پوچی! اون روز یه جعبه بهت دادم، کجاست؟

کدوم جعبه، داداش؟

جعبه ای که بهت دادم یه جای امن نگه داری

اون جعبه قهوه ای

داداش، چه کار داری می کنی؟

ازت خواستم این جا رو تمیز کنی

...داداش، چیزی تو جعبه نیست خیلی کثیفه

خیلی خیلی کثیفه

اسمم رو برای کسی فاش نکن

به کسی نگو چه کار کردیم

این پول رو بگیر و برو به جهنم

داداش، منم باهات میام

اگه دوباره جات رو پیدا کنم میکشمت

این جا رو فوری ترک کن

هنوز این جا چی کار می کنی؟

میخوای بمیری؟

برو کنار

داداش، چه کار داری می کنی؟ نفت چراغ گرونه

اوه خدای من

داداش

خودت رو نکش داداش

چه اتفاقی افتاد؟

بلند شو! راه رو باز کن

هی تو! وایستا

این قسمت رو می بینی؟

لطفا این رو بخون

بعد از این که شب کارم با فیلم تموم شد

داشتم می رفتم خونه. از یه گاری غذا گرفته بودم میخوردم

یه دختر داشت روی یه اسکوتر همراه پدرش می رفت

اونا رو تماشا می کردم

و وقتی یه کم جلوتر رفت، کیفش افتاد

این ها تو کار سینمان این باید یه داستان باشه

این چیه؟

سلام

اوکی دارم میام

بهم بگو دیگه کی اون جاست؟ حرف بزن

قربان، من نمی دونم راجب چی حرف می زنین

من چیزی درمورد این نمی دونم، لطفا بذارین برم

به من بگو دست چند نفر تو کار بود

حقیقت رو به من بگو

میگم بلند شو امروز قراره به سزای اعمالت برسی

تو چیزی نمیدونی درسته؟

ببین چی کار می کنم

قربان، لطفا بیاین این جا. او اون جاست

لطفا بیاین، آقای سانجای، به دفتر واقعی من خوش اومدین

چیزی لو داد؟

داریم آماده اش می کنیم بیا ببینیم

هی، چه اتفاقی افتاد؟

این پفیوزا پرزور و قوی ان

دستم کمی زخم شده

چیزی گفت؟

جیغشونو درمیارم

هر چی میخوای بپرس

سانجای، در خدمت توئه

ببین عزیزم، به همه سؤالاش درست جواب بده

این چیه؟

نمیدونم... نمیدونم

قربان، اون بیرونه

حالا چی؟

قطعه دیگه ای اونجاست

خیلی لطبفه، صحبت خواهد کرد

هی تو

زبون وا می کنی یا نه؟

این چیه؟

چی؟

لوسیا

نود میلیون احمق لعنتی در بنگالر

مثل گوسفند در یک آغل

من، یه بره بیگناه دیگه ام

اسم من نیکیه

لکی نه! نیکی

من اهل یک دهکده کوچیک نزدیک ماندیا هستم

سه سال پیش تو این سیرک لعنتی گیر افتادم

خدا رو شکر، والدینم همون جا موندن

نگرانی درمورد تطبیق وجود نداشت

به لطف رفقای صمیمیم

شانکرانای ما، صاحب این فیلمه

من یه مشعل افروز تو تئاترم

شانکرانای حقه باز خیلی من رو دوست داره

مثل یه پسر

هی! میگم برو کارتو بکن! برو مرد

زندگی عالیه، اما

شبا نمیتونم بخوابم

"شعر عاشقانه"

به اون یارو که داره رو دیوار میشاشه نگاه کن

بیا سرکارش بذاریم... وقت گذرونی

بله قربان

بیارش این جا

چشم، قربان

دست ها بالا

چی... کی؟

- بالا! دست هاتو ببر بالا - کاری نکردم

- بالا! اون یکی دستت رو هم ببر بالا - نمیتونم قربان! شلوارم خیس میشه

- اون یکی دستت رو ببر بالا - نمیتونم قربان

میگم بهت شلیک می کنم

هاها... بیا، آقا داره صدات میزنه

شلوارت رو ببند قبل از این که بیفته

از اون طرف برو

بیا این جا

این وقت شب بیرون چی کار می کنی؟

قربان... خوابم نمی برد

برا همین اومدم بیرون قربان

اهل کجایی؟

از یه دهکده نزدیک ماندیا، قربان

برو تو جیپ بیا بریم پاسگاه

چی کار کرده ام قربان؟

شبونه جلوی پوستر یه دختر وایستادی رفتار بیشرمانه در ملا عام

کدوم دختر قربان؟

قربان، من کاری نکرده ام قربان، بذارین برم من آروم سرمو میندازم پایین میرم خونه

- چرا میخندین قربان؟ - تو مستی؟

قربان، به جون مادرم، من چیزی جز آب نمی نوشم

دهنت رو باز کن

اوف! از آخرین بار که مسواک زدی چند وقت می گذره؟

قربان، آبروم

برون

- قربان... قربان... قربان - برون

قربان! لُنگم قربان... قربان... قربان

بازرس خواهش می کنم قربان، برگردونینش

اوه احمق لعنتی، لطفا برگردونش قربان... قربان... قربان

زن و بچه نداری؟

شورتم رو هم بگیر (یهو بیا لختم کن)

اگه روستای من بود حالت رو می گرفتم

هی!... صداش بزن بیاد این جا

یه فنجون قهوه یا چای میخوری؟

این کمدی نیمه شب برادر تو چیه؟

تف به گور من بی خوابی، و گرمای بیش از حد

من بیرون میام و به این پفیوزا برمیخورم

نمیتونی بخوابی؟

هر روز صبح، حس می کنم یه جغدم سرم ویلی ویلی میره

ما قرص خواب داریم... میخوای؟

Lucia subtitles in other languages

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left