The first 200 lines.
. سرزمين هاي دروغ درست اينجاست
. دُرُست رو به روم
. وقتيكه دروغ شروع ميشه ، من مَرد شما هستم
. اين دكتر لايت منُ خيلي خاص ميكنه
،خوب ، چون شما منُ از سَر كارم بيرون كشيدين
كي ميتونه به من بگه دروغ چيه ؟
وقتي مامانم به بابام ميگه شكمش گنده نيست ؟
آره . درسته . ما ياد گرفتيم دروغ . از آدم بُزرگا مياد
. اونا فكر ميكنن شما نميدونين ، ولي ميدونين
بيشتر مواقع دروغ بده ، درسته ؟
حتي اگه فكر كنين بخاطر يه دليل خوب دارين . دروغ ميكين
باور كنين ، زندگي خيلي راحتتره . اگه يادبگيرين واقعيتُ بگين
. لايت من آدم پيچيده ايه
باهاش چيكار كردي كه اينكارُ بكنه ؟
. از املي خواستم
. اون معلم خصوصي دوتا از بچه هاست
فكر كردم بتونم موضوع كلاسمونُ يه چيز . به درد بخور بذارم
. اين بدرد ميخوره
، خوب ، حتي اگه فكر ميكنين بهم راستشُ نگين
بهتون اخطار ميكنم . خيلي سخته . يه دروغُ از من مخفي نگه دارين
. ادامه بدين . ادامه بدين ، يه كاري كنين
. ها ؟ درست . لاك پُشتِ كلايد
... كدومتون لاك پُشت كلايدُ دزديده
از كلاس خانم انجلا ؟ ها ؟
كسي نيست ؟
همتون بيگناهين ، آره ؟
ها ؟
. بايد حرف بزنيم
، خيله خوب . خوبه . دخترا و پسرا
. بنجامين رينولدز رو ملاقات كنين FBI مامور
اوه ، سلام ، بچه ها ، حالتون چطوره ؟
. سلام - . سلام ، مامور بِن -
. لازمه صحبت كنيم . فاستر منتظره
. توام . بياين
. خيله خوب
، اوه ، و ضمناً
، هركي لاك پشت كلايدُ دزديده
، لاكپشتا ... كاهو دوست دارن
يا اون لاكپشتا ؟
. ميخوام رو اين يكي كار كنم
. اينجا رو نگاه كنين
اين يارو دُرُست رو به روي ساختمون . خزانه داري پارك كرده
. از اينجا مثه دوتا بلوك ميمونه
. آره
چه مدته اونجاست ؟
. كمتر از يه رُبع
كسي بررسيش كرده ممكنه يه اعتراض مسالمت آميز باشه ؟
911موضوع فوق العادتون چيه ؟
... يه كشاورز ديوونه به نام هارولد كلارك
. داره مياد طرف واشنگتن
. تا شما ماوراي فدرالُ ببره رو هوا
از كجا اينُ ميدوني ؟
... تراكتورشُ تريلرشُ
با مواد منفجره كافي برا به هوار بُردن . يه شهر پُر كرده
پس يه اعتراض مسالمت آميز نيست ؟
. آره - تماسگيرنده كي بود ؟ -
. هنوز نميدونيم
، تماس از اين منطقه ست
. ولي اطلاعات مشتركين چيزي نداره
. منتظريم دوباره بررسيش كنن
... جاي ديگه اي برا پشتيباني هست
كه آيا اون حقيقتاً يه بمب اونجا داره ؟
. اين چيزيه كه ما از شما ميخوايم
، پس سوالي كه وجود داره اينه كه
آيا اين يه تهديد واقعيه يا يه فريب ؟
بايد الان اين بچه ها رو از اينجا . ببريم بيرون
. نه . اينكارُ نميكنيم
... پُرتكل اينه كه هر كس در شعاع بمب
. داخل بمونن و دور از پنجره هاي خارجي
تو موقعيتايي مشابه اين مردم ... بيشتري كشته ميشن
. با تركشهاي حاصل از اونا
..بعلاوه ، اين يارو ، ممكنه منتظر مردم باشه
تا خارج بشه فقط اينطوري . ميتونه ماشه رو بكشه
... پس ، هر كسي ... شامل اون بچه هام
اينجا ميمونن تا ما بتونيم اوضاعُ . رو به راه كنيم
. ميخواستم اينُ بگي
به من دروغ بگو فصل دوم - قسمت دهم : مَرد تراكتور سوار قسمت پاياني فصل دوم
: ترجمه و تنظيم زير نويس MeHdI . K
: كاري از ...::: WwW . Tv Center . ir :::...
خيله خوب . من فيلماي گرفته شده . با دوربيناي اداره رو گرفتم
. خيله خوب . تا اونجا كه جا داره روش زوم كن
. بيشتر
. خوب . بيا ، بيا
خوب ، ما در مورد اين مرد چي داريم ؟
، اوني كه تماس گرفته گفته ، . اسمش هارلود كلاركه
اون داره ... خوب ، يه مزرعه خانوادگي داشته
. درست بيرون فردريك براگِ ويرجينيا
. ولي الان در گِرو وامه
. قطعاً به نظر مضطرب ميآد
. نه ، دلواپسه
آره ، همونطوري ممكنه من بشم اگه . رئيس جمهور تلفنمُ جواب نده
اوه ، بيخيال . ميدوني كه . اين اتفاد نمي افته
نه ، چيزي كه من ميبينم . يه بمب گذار ديوونه نيست
شما كسي از ماموراتونُ به اون مزرعه فرستادين ؟
. آره ، از دفتر ريچبن
تورس كجاست ؟
فكر ميكني اون آمادگي اينو داره كه خودش به تنهايي اين جريانُ اداره كنه ؟
، نه ، ولي به نظر ميآد ما اينجا گير افتاديم
خوب ميخوام برم پايين تو بار . اون كجاست ؟
كمك ميكنه دختر خالَش برا 15 سالگيش . آماده بشه
. اوه . خوب ، عشق و حال بَسه
. بفرستش مزرعه خانوادگي
ببينه خانوادش در مورد اين گردش علمي . چي فكر ميكنن
بچه ها چي ؟
. همش فكر اينم
. باشه ، بچه ها ، بريم . آروم
. وايسا . تو ، بيا اينجا
. بدش بياد
. آره . كار خوبي بود ، پسر
. از اين طريق فهميدم
بهت تو اتاق كنفرانس احتياج داريم ، باشه ؟
براچي ؟
. چون اين ترس آوره
. بيا
. بعد از اون برو . برين
. برين
مشكلي هست ؟
. ما تو شرايط جالبي نيستيم
. فقط ميخوايم همَتون دور از پنجره ها باشين
... هي ، 8 تا سال سومي
تو يه اتاق بدون اسباب بازي و سرگرمي ؟
. باعث شلوغي ميشه
، اره . گفتي سرگرمي
تو بچه ها رو دوست داري ، نه ؟
. نه
. باشه
. دخترا و پسراذ ، اين عمو لاكر ديوونست
. ميخواد درسمونُ درباره دروغ ادامه بده
برا چه مدت ؟
. هرچقدر كه طول بكشه
. سلام
. تورس تو راهه
. اوه . ايشون رئيسم ، اساك استيل هستن
. دكتر كال لايت من
استيل . ممنون كه بهمون . اجازه دادين اينجا مستقرشيم
خيله خوب ، دفتر من
. دانشمنداي من ف شما مسلماً بعد از اونايين
همه چيز زير نظر من . باشه ؟
كجا ما اينكارُ كنيم ؟
. من اطلاعاتي دارم كه به دردتون ميخوره
. خيله خوب
... سِنسُراي شيميايي ما در حال رديابيه
. نيترات آمونياك و سوخت ديزليِ تريلر هستن
اينا تا حد قابل قبولي بوي هاي محوطه مزرعه نبوده ؟
بله ، ولي همچنين ميتونه يه بمب به اندازه ... كافي بزرگ نيترات آمونيم داشته باشه
كه ميتونه چندين بلوك در مركز دي . سي . رو داغون كنه
. درست
، خطر بيخ گوش ، يهه مورد عاقلانه خيلي قوي ... اينجا هست
كشتن با تك تير انداز ، نميتونستين بگين؟
منظورم اينه ، فقط لازمه 30% اطمينان ، داشته باشين اون يه بمب داره
... پس فقط بُكشش ، زندگي يه نفرُ بگير
.... با حفظ هزاران نفر ديگه
. از جمله اون بچه هايي كه اينجان
. شما متخصصين . اين تماسيه كه شما بايد بگيرين
براتم ؟ FBI چي ؟ فكر ميكني من مثه يه نُچه
دفتر شماست ، شما دستور ميدي ، شما كسي هستي . كه اين پيشنهادُ مطرح كردي
. آره ف من گفتم
. خيله خوب . نه ، ممنون
! كال ! كال
. بيخيال ، ببين ، ببين
رئيسم آدم واقعاً خوبيه ، باشه ؟
ولي آمادهگي اينُ نداره كه . چيزي كه تو گفتي رو درك كنه
. خوب ، بيا ، مرد . ما لازمه بفهميم
آيا اون مرد يه بمب تو تريلر داره يا نه ؟
. خيله خوب
، خيله خوب . خوب ، اگه قرار من اينكارُ بكنم
، لازمه باهاش شخصاً معامله كنم
خوب ميتوني همه چيزُ به من واگذار كني ؟
. نه ما اختيارات خودمونُ داريم
... بمب گذارا تحت تاثير مسيح
آره ، آره آره . فرار از مذاكره ... با بمب گذار
... بحران كنوني به خاطر جلوگيري از اونه
... از اِعمال خُداش، مثه قدرت نابودي و مرگ
. آره . من اين تيكه رو تو دستورالعمل نوشتم
اين درسته ؟
... خوب ، وقتي آماده اي
. خيله خوب
. سلام
. هارولد ، من كال لايت من هستم
رئيس جمهور اونجا باهاته ؟
. نه ، نه ، نه الان
. ولي من بابت درخواست اون تماس گرفتم
. وقتي آورديش بهم زنگ بزن
چي دستگيرم شد ؟
بله ؟
مري كلارك ؟
شما ؟
ميتونيم بيايم داخل ، خانم ؟
. دوستانم اينجا هستن
. اوه ، زياد طول نميكشه
.... ما بيرون ساختمان خزانه داري هستيم
. در شمال غرب واشنگتن ، دي . سي
.... كجاست
تا حالا هارلود درباره عكس العمل در مقابل دولت حرف زده بود ؟
خانم كلارك ؟
ميدونين ، اون مثه هر كس ديگه اي . از ماليات و اوضاع اقتصادي شكايت كرد
من فقط ، اوه ... باورم نميشه . اونجا تو اون دي . سي لعنتيه
. با تراكتورش
پس نميدونستين امروز كجا داشت مي رفت ؟
. نه . نه
No comments yet. Be the first to leave one.