The first 200 lines.
PREVIOUSLY
The Earth as we knew it is not there anymore
You don't deserve to be the father
I'm going to be his father and I need to know his genetics
اسمش چی بود؟ نلسون. کوبایی بود.
پس این چیزیه که نگرانت کرده. رنگ پوست پسرت.
خب، ترکش کن. ویلما رو ول کن.
این دیگه چه کوفتیه؟
پالو مارِس. تو عهد بستی. تو کشیشی.
نمیتونی کنار بذاری. تنهام بذار!
عاشق توام، خولیا.
سالومه، فکر کنم دوستش دارم.
فکر میکنی دیگه خیلی دیره که بهش جواب بدم؟
ریکاردو
وقتی منو برد تو تخت، که عاشق تو به نظر نمیرسید.
یالا! بریم!
میخواستم بابت اتفاقی که افتاد، عذرخواهی کنم.
برام مهم نیست با کی میخوابی.
وقتی اون تفنگ رو به سمتم گرفتن، به بابام یا خواهرم فکر نکردم.
به تو فکر کردم.
ما امشب از نو شروع میکنیم
هیچکس نمیتونست جلومو بگیره که آینوا رو نجات ندم
ولی تو از سر راهم کنار رفتی و گذاشتی این کارو بکنم
تو یه عوضی هستی
اینکه آینوا الان پیش توئه، به خاطر اینه که من اجازه دادم
ما قبل از طلوع آفتاب راه میافتیم
اخیراً، نمیدونم فردا هم همین فکرو میکنی یا نه
این دفعه هیچ چیز نمیتونه نظرمو عوض کنه
دختر کجاست، گامبوآ؟ باید بریم، لطفاً
نه!
اولیسس! خواهش میکنم
متأسفم... من...
نمیدونم چی شد. دیوونه شدم
نتونستم جلو خودمو بگیرم
خوبه. همه چی خوبه
من ایمانمو قوی نگه داشته بودم
ولی امروز یه چیز دیگهای کشف کردم که اونم قویه
من عاشق ویلما شدم
با لئونور سکس کردی؟ چی؟
باید بدونم. نمیبینی دارم از حسودی میمیرم؟
ما با هم نخوابیدیم.
این آخرین باریه که در موردش حرف میزنم.
میگی منو بخشیدی، ولی دروغ میگی. من نمیتونم.
فکر میکردیم میتونیم با هم خوشبخت باشیم. ولی اینطور نبود.
داریم همدیگه رو آزار میدیم.
ما نمیتونیم با هم باشیم، اولیسس. نمیتونیم اینجوری زندگی کنیم.
اوضاع چطوره؟
من تمام عرشه بالا رو چک کردم. همهشون محکم شدن.
طناب اصلی رو جمع کردم.
اگه خشکی دیدی، سوت بزن.
وقتی کارمون رو توی عقب کشتی تموم کردیم، باید بادبان جلو رو جمع کنیم.
گرفتم!
تو مسئول طنابهای کنترلی هستی.
باشه!
منتظرت کنار بادبان اصلی هستم.
پسر.
من گواهینامه پدرم رو توی یه قرعهکشی بردم و ۲۰ سال بعد...
خب شاید من ندونم چیکار باید بکنم.
ولی اگه جای تو باشم، آروم میمونم.
آینوا رو از دست دادی. یه جوجه رو باختی. که چی؟
این چیزا هر روز اتفاق میفته
من به دلسوزی هیچکس احتیاجی ندارم
حتماً
تو از خانوادهی "دِ لا کوادرا" هستی
بچههای دِ لا کوادرا
بلند میشن و ادامه میدن
شاید بعضی وقتا به کمک نیاز داشته باشیم
اما همیشه سر خودمون رو بالای آب نگه میداریم
جدی میگم
خب
همین نزدیکیها هستم
میفهمم که ترجیح میدی تنها باشی
ما داریم با یه قایق بادبانی ۷۵ متری که بیشتر از ۴۰ نفر توشه سفر میکنیم
کاش میتونستم تنها باشم
آرزومه
ببین
تو کل اقیانوس رو داری که توش تنها باشی
فقط کافیه شیرجه بزنی و شنا کنی
شنا کردن به فکر کردن کمک میکنه. کشتی لنگر انداخته
"ستارهی قطبی" اینجا منتظرت میمونه
منتظر چی هستی؟
الان آب باید چقدر خوب باشه.
باشه.
آفرین، اولیسس.
یه بار، خانم مائیکا
همه بچهها رو پشت یه خط قرار داد
که برای مسابقه روی زمین کشیده بود.
باید میدویدیم تا برسیم به درخت بزرگ تو حیاط
و برمیگشتیم سر خطی که روی زمین بود.
داره کجا میره؟ داره میره حواسش رو جمع کنه.
خب، حتماً سرش حسابی شلوغه.
چون داره خیلی دور میره.
خانم مائیکا گفت تا سه میشماره.
و گفت: «یک
ما هنگام طلوع آفتاب حرکت میکنیم.
دو...»
سر من هیچوقت شلوغ نمیشه.
با این وضعیت/حباب من، نمیتونم کلی ایده تو سرم داشته باشم.
باید نیم مایل از اینجا دور شده باشه.
اون عوضی چقدر سریعه.
و گفت: "سه."
نمیتونستم شنا کنم برگردم.
نفسم میگرفت.
اون به اندازه کافی نفس داره.
مردای د لا کوادرا ریههایی مثل نیانبان اسکاتلندی دارن.
هیچی نظرمو عوض نمیکنه.
ضرب و شتم باعث شده خونریزی داخل جمجمهای اتفاق بیفته.
تا وقتی بزرگ نشده بود علائمی نداشت و بعد غش کرد.
تا زمانی که خون جذب نشه، کاری از دستمون برنمیاد.
ما نمیتونیم با هم باشیم، اولیسس. نمیتونیم اینجوری زندگی کنیم.
کجا میره؟
اولیسس!
صداتو نمیشنوه.
اولیسس!
بابِل، یه جلیقه بهم بده. سریع!
بله قربان.
باشه.
زود باش!
پری دریایی
اولیسس!
اولیسس!
من نفر آخر بودم.
ولی خانم مایکاست گفت که تند دویدن مهم نیست.
مهم اینه که بدونی کجا بدوی.
اولیسس.
اولیسس!
اینجا چی کار میکنی؟
یه جایی رو میشناسم که میتونیم با هم باشیم.
ما نمیتونیم تو این کشتی خوشحال باشیم.
ولی من یه جایی رو میشناسم که من و تو...
تا ابد کنار هم خوشبخت میشیم.
خب، بلیطش رو از کجا بخرم؟
من هر جا که بخوای، هر وقت که بخوای، اونجا خواهم بود.
با من بیا. الان.
دنبال من بیا.
اولیسس!
اولیسس!
زود باش، پسر.
زود باش.
باید حسابی حالت خوب باشه.
کاش منم هر روز اینجوری با نفسنفس از خواب بیدار میشدم.
باید یه خواب خیلی شهوانی دیدهباشی.
سلام.
تو همیشه غرق میشی.
ولی هیچوقت غرق نمیشی.
پالومارِس، در رو باز کن. میدونم اونجایی.
باید خوابیده باشه. گفت مریضه. مگه کی برای خوابیدن درو قفل میکنه؟
دوباره داره گریه میکنه. چرا؟
نمیدونم، رامیرو. من باید اونی باشم که گریه میکنه.
شاید شما دو تا باید صحبت کنید. شاید ما نباید.
همین چند روز پیش میخواست خودشو باهوش نشون بده.
به کاپیتان زنگ بزن.
چی شده؟
چی شده پسرم؟
میدونی که میتونی رو من حساب کنی.
هر وقت بخوای.
بذار کمکت کنم.
من کنترلمو از دست دادم.
من...
انقدر زدمش که بندای انگشتم زخمی شد.
و...
من زیباترین چیزی رو که تا حالا داشتم، از دست دادم.
شکسته. برای همیشه.
تمومش کن.
نه، اولیسس.
آینوا میبخشتت. خواهی دید.
و گامبوآ خوب میشه.
چی کار کنیم؟ اون آدم سرسختیه.
هر کسی گاهی اوقات یه نفر رو میزنه.
گند زدم، بابا. نه، نزدی.
گند زدم. نه.
من وقتی تو دریانوردی بودم کلی دعوا کردم.
پسرم...
یه بار یه فیلیپینی بود... من دهنشو شکستم.
تا آخر عمرش مجبور بود سوپ بخوره.
و من بهش افتخار نمیکنم. تصادف پیش میاد.
این تصادف نبود.
تصادف نبود. اولیسس.
بسه.
من میخواستم بکشمش.
مثل یه قاتل.
اشکالی نداره.
نگاهش کن. نزدیکه بترکه.
پوستت چقدر خوب شده.
آره. اون ارگاسم منافذ پوستش رو تمیز کرد.
من یه بار با ارگاسم گرفتی عضلهمو خوب کردم.
چقدر تو... من ارگاسم نداشتم.
ولی امروز صبح اینجوری بیدار شدم که...
این شکلی. آره. هیجانزده.
یه خواب عجیب دیدم.
یه خواب عجیب؟
خجالت نکش عزیزم. همه ما خوابهای عجیب دیدیم.
اونایی که ندیدن، سنگ اول رو بندازن.
من دیروز یکی دیدم. چی؟
بگو دیگه!
چی؟ چقدر در موردش ساکت مونده بودی.
دکتر رو نگاه کن! انتظار داشتی چی بهت بگم؟
نرو. بیا، دکتر.
بهمون بگو.
عینک زده بودی و داشتی از طریق میکروسکوپ نگاه میکردی؟
No comments yet. Be the first to leave one.