The first 200 lines.
Brought to you by Shaghayegh Kashfi Shouka Karimi
خاطرات در ذهن من شناورند مثل .جزيره ها که در دريا پخش هستند
از حالا به بعد، خاطرات شناور من اين .جزيره ها رو يکي يکي ملاقات مي کند
اين فيلم تقديم مي شود به .دوستانم و خانواده هايشان
دوست
1976 -
!جون-سوک
!جون-سوک
.اول غذاتو بخور
جون-سوک بهترين جنگجويي بود .که من تا حالا ديدم
اون يه بار يه يارو رو کتک زد .که سه سال از ما بزرگتر بود
ديروز، مامانم يه دستگاه .ضبط تلويزيون از ژاپن آورد
يه دستگاه ضبط تلويزيون؟
چي هست؟
برنامه هاي تلويزيون رو ضبط مي کنه .مثل ضبط صوت
!امکان نداره، پسر
چطور ممکنه؟
!راست ميگم
.واقعاً يه دستگاه ضبط تلويزيونه
اگه اينجوري باشه، اونوقت همه .ايستگاه هاي تلويزيوني ورشکسته مي شن
هر کسي مي تونه هر چيزي رو .از تلويزين ضبط کنه
!...آره
!نه، راست مي گم
مي خواين شرط ببنديم؟
چرا به من اعتماد نمي کنين؟
!نگاه کنين
.سنگ-تائک، حالا تلويزيون شما مال منه
.بايد ببينم کار مي کنه تا باور کنم
تو يه کلمه ي مناسب براي چيز زن ها سراغ داري؟
!کُس
.نه احمق! همچين کلمه اي وجود نداره
.اون ها بهش مي گن قاعدگي
قاعدگي؟ چي هست؟
من مجله دخترخالمو نگاه .کردم، همش درباره اين بود
پس به کُس قاعدگي هم مي گن؟
آره، بالغ ها به جاي .کُس مي گن قاعدگي
مي خواي يکي ديگه ببيني؟
مامان جانگ-هو اغلب .به خاطر کارش مي ره ژاپن
پس چيزاي خيلي باحالي تو .خونه شون هست
.جانگ-هو بروس لي رو تحسين مي کنه
عکس قاعدگي؟
چي هست؟
کدوم رو مي خواي؟
.يکي بر دار
نظرت راجع به اين چيه؟
!...واي
اين چنده؟ - .اين گرونه -
اين بزرگترينشونه .پس دو هزار وُن مي ارزه
!دو هزار وُن؟
.پس فراموشش کن
.نه، من با پول بر مي گردم
.هي، بيا اينجا
تو بهتره دهنتو ببندي، فهميدي؟
.فهميدم
.جون-سوک
باحاله، نه؟
.بدش به من
.واي... خيلي باحاله
دونگ-سو از سال سوم که .به کلاس ما منتقل شد با ما دوست شد
اما ما دو سال بعد، فهميديم که .پدرش مأمور کفن و دفنه
پس چرا همين حالا جنگ رو شروع نمي کنيم؟
تا حالا آمار رو تو تلويزيون نديدي؟
ما سلاح کم داريم، ولي .سلاح ما پيشرفته ترن
!احمق
اين چيزيه که رئيس جمهور پارک .مجبورمون مي کنه فکر کنيم
تو مي دوني کماندو هاي کره شمالي چه قدر خوب مي تونن بجنگن؟
.و روسيه سلاح زيادي بهشون مي ده
آره، اما آمريکا هم .به ما سلاح زيادي مي ده
کي اين رو بهت گفته؟
!جون-سوک
کجا مي ري؟
.به ساحل سنگي
مي خواي برسونمت؟
.نه، متشکرم
آره؟
.پس بعداً مي بينمت
!اوه آره، هيونگ-دو
.اون پسر ارباب بزرگ جون-سوکه
جون-سوک، کلاس چندمي؟
.کلاس ششم
.بعداً مي بينمت
.بريم
اون کي بود؟
از آدماي پدرت نبود؟
...چه ماشين باحالي
.گانگستر
اگه اون قدر سريع نبود، پس چه جوري مدال طلا رو برد؟
به خاطر اين که با بقيه .ورزشکار ها مسابقه داد
.و آدم ها بالاي آب شنا مي کنن
پس مردم چه جوري زير آب نفس مي کشن؟
.اون مجبور شد بالاي آب شنا کنه
.به خاطر همين اون ميبازه
چرا؟ چرا بايد اون ببازه؟
به هر حال، اين که .کي سريع تره مهم نيست
!جون-سوک
تو فکر مي کني کي سريع تره؟
چي؟
اگه برنده مدال طلا، چو اوه-ريون، و .يه لاک پشت دريايي با هم مسابقه بدن
.نمي دونم
پس مي خواي شرط ببنديم روش؟
تو هميشه منتظري .تا روي يه چيزي شرط ببندي
من يادم نمياد چرا اونقدر به .اون مسابقه گير داده بوديم
.براي اينکه تو خيلي اصرار ميکني
ما توي متوسطه به .مدرسه هاي جدا رفتيم
اما وقتي موهاي تنمون ،شروع به رشد کرد
.دوباره با هم ولگردي کرديم
1981-
.پسر، من احساس يه احمق گنده رو داشتم
پس ژست يه آدم عوضي رو گرفتم، و .به دعوا دعوتشون کردم
اون ها فوراً تسليم شدن .و معذرت خواهي کردن
هي، اون مرتيکه ها از مدرسه چانگهاک نيستن؟
.ببين اون بي عرضه ها چي کار مي کنن
برم خفه شون کنم؟
به 21اُمين سالروز مدرسه .نَمهَنگ خوش آمديد
از توجه شما .به جشنمون سپاسگزاريم
!البته که سپاسگزاريد
حالا، مي ريم که .جذاب ترين اتفاق امروز رو ببينيم
مي دونم که از اين گروه .هفت-دختر لذت مي بريد
اميدوارم که اوقات ...خوبي داشته باشيد و
اجازه بديد شما رو !با گروه آشنا کنم... رنگين کمان
اون دختر خوشگله رو پشت پيانو مي بيني؟
.اون مال منه
!سنگ-تائک
!بيا و بخور
مامان، اتفاق خوبي افتاده؟
.ما حالا خونه ي خودمونو داريم
.امروز قرارداد رو امضا کرديم
واقعاً؟
بايد چند ماه ديگه صبر کنيم تا .بتونيم اسباب کشي کنيم
کجا هست؟ - .تو بوسودونگ -
...بوسودونگ
.اما اين خيلي از مدرسه من دوره ..
برادرت بايد به زودي .براي دانشگاه آماده بشه
...اما هنوز
...خب، از آخرين درسمون
کسي مي تونه يه مثال از يه فرم مصدر مجهول بزنه؟
!جو-بون
!يه مثال بزن
.مطمئن نيستم
مطمئن نيستي؟
حالا که مطمئن نيستي پس .هر چيزي که مي دوني بهم بگو
.من اصلاً مطمئن نيستم
به خودت افتخار مي کني؟
!جورابتو در بيار و روي ميزت زانو بزن
!بعدي
.نميدونم
!تو هم زانو بزن
!پست سريش
!...نه... نه
،نه درست پست سريش .بغل دستيش
.اون موش کوچولوي رديف آخر
.اون پشت خيلي مشغولي
!اول جورابتو در آر
تو واقعاً يه دانش آموزي؟
!برگرد! بعدي
پدرت چي کاره است؟
.تو يه شرکت کار مي کنه - يه شرکت؟ -
!به درد نخور
پدرت مجبوره با رئيسش کلنجار بره ،تا تو رو بفرسته مدرسه
و تو حتي نمي توني به سي تا سؤال جواب درست بدي؟
!بيا اينجا
!برگرد اينجا
!برگرد
!بعدي
پدرت چي کاره است؟
گفتم پدرت چي کاره است؟
.مأمور کفن و دفنه
مأمور کفن و دفن؟
!حرومزاده
پدرت با مرده ها کلنجار ميره .که تو رو بفرسته مدرسه
چه طور مي توني اين جوري درس بخوني، ها؟
!برگرد
.برگرد اينجا
...عوضي کوچولو
!بعدي
پدرت چي کاره است؟
گفتم پدرت چي کاره است؟
.گانگستره
...باورم نمي شه
...حرومزاده
...بيا اينجا
!خوش به حالت
بابات گانگستره، ها؟
!خوش به حالت
...چرا بهش نمي گي
چه خوش به حالي اي داره؟
!دونگ-سو! بزن بريم
واقعاً باباش گانگستره؟
.بله، آقا
خودش چه طور؟
اون هم گانگستره؟
.اون رئيس مدرسه ماست
رئيس؟
.اون بهترين جنگجوئه
پس اون يکي هم دستيارشه؟
.نه، اون رئيس دومه - رئيس دوم؟ -
.بله، آقا
.فکر کنم شما اشتباه کردين
به هر حال، تو کي هستي که به من مي گي اشتباه کردم؟
!عوضي بي ارزش
No comments yet. Be the first to leave one.