Release info

Unexpected Heroes Ep 3
A Commentary by Mehdi_Rain
➤➤➤Translator : Mehdi_Rain ➨ ➨ ➨ Telegram : @Mehdi_Rain

Tags

other
Published on: 2018-03-25
Downloads: 15
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 98 lines.

‫ چویی جونگ هون در نقش سوهو

‫ لی مین هیوک در نقش جونیونگ

‫ کیم سوهی در نقش یونجی

‫ پارک هانا در نقش دولهی

‫ قهرمانان غیر منتظره

‫دکتر، مشکلی نداره؟

‫هی، معلومه که مشکلی ندارم

‫کاملا نُرمالم

‫ساکت شو

‫دکتر... ‫جونیونگ مشکلی نداره

‫نتیجه آزمایش نشون میده وضعیتش نُرماله

‫چی؟ یه جوری رفتار میکردی ‫که انگار نمیتونی نفس بکشی

‫قلبم انقدر تند میزد ‫که فکر میکردم داره از سینه ـم میزنه بیرون

‫جدی میگم

‫اما چه اتفاقی افتاد؟

‫بخاطرِ خوابم بود؟ ‫خواب؟

‫خوابِ یونجی؟ ‫نه...

‫هی، هی. مگه تو خوب نبودی؟ ها؟

‫زود باش بلند شو ‫آخ! اییشش! قدرتِت رو کنترل کن

‫آخ... کبود شدم

‫ما میتونیم بریم خونه؟

‫اوه... آره

‫میرم برگه مرخصی رو پُر کنم، ‫پس هر وقت آماده شدین بیاین پایین

‫چی شده؟

‫چرا نمیذاری حرف بزنم؟

‫تو هم اون خوابُ دیدی، نه؟

‫تو هم همون خوابُ دیدی؟

‫چه جور خوابی بود؟

‫مطمئن نیستم ‫یادم نمیاد، اما تاریک بود

‫چون نمیتونستم دست و پاهامُ تکون بدم ‫داشتم خفه میشدم

‫خوابِ تو چی؟

‫من یه نور دیدم

‫آره، فکر کنم نورِ ماشین بود

‫تو هم همین خوابُ دیدی؟

‫فکر کنم یه جاده تو حومه شهر بود

‫هوا تاریک بود

‫و یه ماشین به سرعت داشت میومد

‫نورِش چشمم رو میزد

‫و فکر کنم یه نفر اونجا بود

‫بسه! ‫دیگه بهش فکر نکن

‫حالت خوبه؟ ‫ها؟

‫معلومه که خوبم

‫من... اول میرم طبقه پایین

‫بیاین صبحونه بخوریم ‫وای!

‫دکتر، شما آشپزی ـتون خوبه؟

‫معلومه! ‫اگه اراده کنم هیچ کاری نیس که نتونم انجام بدم

‫اراده کنین؟ ‫شما هم قدرت فرابشری دارین؟

‫این

‫خیلی آسونه، نه؟

‫من درستش نکردم

‫اما خوبه، پس بخورینِش

‫خیلی خوبه ‫ازش خوشم میاد

‫وای، خیلی خوشمزه ـس

‫گزینه یِ خوبیه

‫دکتر خیلی با استعداده

‫یه دوست پسر داره که ازش جوون تره

‫دیروز عکسشُ دیدم ‫واقعا؟

‫دکتر، اون خیلی خوشتیپه!

‫دیدیش؟

‫اون خیلی خوشتیپه، نه؟

‫اونُ بهمون معرفی کنین! ‫باشه... هر وقت فرصت شد اینکارو می کنم

‫آب نداریم

‫با این قرارداد، بافت و ارگانِ بدنتون اهدا میشه

‫موقعِ اهدا، یکی از اعضای خانواده باید تاییدش کنه

‫بفرمایین

‫نمیدونستم میتونم بافت هام رو اهدا کنم

‫آه، خیلی ها اینو نمیدونن

‫اما میتونین پوست، فاشیا، تاندون ‫و چیزای دیگه رو اهدا کنید

‫من قبلا راجبش فکر کردم، ‫اما اومدنم به اینجا انقدرا هم آسون نبود

‫حتی اگه حضوری نیاین اینجا...

‫میتونین از طریق ایمیل، تلفن، فکس ‫یا موبایل ثبت نام کنین

‫اینجا یه سری نکات و راهنمایی برای ثبت نام نوشته شده ‫پس حتما بخونینش

‫باشه ‫دوباره ازتون تشکر میکنم

‫ممنون ‫خواهش میکنم

‫چیزی نیس

‫چیزی نیس، جونیونگ

‫تو دیگه افسرده نیستی

‫میتونی از پسش بر بیای

‫اون خیلی باحاله ‫دارم عاشقش میشم

‫دیدیش؟ ‫دیدمش!

‫استرس ندارم ‫ندارم!

‫من عادی ام

‫دیگه دورانِ مجردیم تموم شد!

‫بسه! ‫دیگه بهش فکر نکن

‫آه، واقعا که

‫اون دختر چِشه؟

‫هی! همینجا وایسا! ‫چرا؟

‫تو چشمام نگاه کن

‫چی شده؟ ‫فقط برای یه لحظه

‫میخوام یه چیزی رو بفهمم

‫بیا اینجا! بیا اینجا! ‫متاسفم

‫برو تو ‫صبر کن، باید از یه چیزی مطمئن بشم

‫یونجی، تو چشمام نگاه کن! ‫نگاه کن

‫یعنی چی؟ ‫قلبم داشت از سینه ـم بیرون میزد

‫هی ‫تو چِت شده؟

‫هی، داری با یه دختر معصوم چیکار میکنی؟

‫باید یه چیزی رو بفهمم! ‫این مهم ترین چیز تو زندگیمه

‫اون چیه؟

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left