The first 98 lines.
چویی جونگ هون در نقش سوهو
لی مین هیوک در نقش جونیونگ
کیم سوهی در نقش یونجی
پارک هانا در نقش دولهی
قهرمانان غیر منتظره
دکتر، مشکلی نداره؟
هی، معلومه که مشکلی ندارم
کاملا نُرمالم
ساکت شو
دکتر... جونیونگ مشکلی نداره
نتیجه آزمایش نشون میده وضعیتش نُرماله
چی؟ یه جوری رفتار میکردی که انگار نمیتونی نفس بکشی
قلبم انقدر تند میزد که فکر میکردم داره از سینه ـم میزنه بیرون
جدی میگم
اما چه اتفاقی افتاد؟
بخاطرِ خوابم بود؟ خواب؟
خوابِ یونجی؟ نه...
هی، هی. مگه تو خوب نبودی؟ ها؟
زود باش بلند شو آخ! اییشش! قدرتِت رو کنترل کن
آخ... کبود شدم
ما میتونیم بریم خونه؟
اوه... آره
میرم برگه مرخصی رو پُر کنم، پس هر وقت آماده شدین بیاین پایین
چی شده؟
چرا نمیذاری حرف بزنم؟
تو هم اون خوابُ دیدی، نه؟
تو هم همون خوابُ دیدی؟
چه جور خوابی بود؟
مطمئن نیستم یادم نمیاد، اما تاریک بود
چون نمیتونستم دست و پاهامُ تکون بدم داشتم خفه میشدم
خوابِ تو چی؟
من یه نور دیدم
آره، فکر کنم نورِ ماشین بود
تو هم همین خوابُ دیدی؟
فکر کنم یه جاده تو حومه شهر بود
هوا تاریک بود
و یه ماشین به سرعت داشت میومد
نورِش چشمم رو میزد
و فکر کنم یه نفر اونجا بود
بسه! دیگه بهش فکر نکن
حالت خوبه؟ ها؟
معلومه که خوبم
من... اول میرم طبقه پایین
بیاین صبحونه بخوریم وای!
دکتر، شما آشپزی ـتون خوبه؟
معلومه! اگه اراده کنم هیچ کاری نیس که نتونم انجام بدم
اراده کنین؟ شما هم قدرت فرابشری دارین؟
این
خیلی آسونه، نه؟
من درستش نکردم
اما خوبه، پس بخورینِش
خیلی خوبه ازش خوشم میاد
وای، خیلی خوشمزه ـس
گزینه یِ خوبیه
دکتر خیلی با استعداده
یه دوست پسر داره که ازش جوون تره
دیروز عکسشُ دیدم واقعا؟
دکتر، اون خیلی خوشتیپه!
دیدیش؟
اون خیلی خوشتیپه، نه؟
اونُ بهمون معرفی کنین! باشه... هر وقت فرصت شد اینکارو می کنم
آب نداریم
با این قرارداد، بافت و ارگانِ بدنتون اهدا میشه
موقعِ اهدا، یکی از اعضای خانواده باید تاییدش کنه
بفرمایین
نمیدونستم میتونم بافت هام رو اهدا کنم
آه، خیلی ها اینو نمیدونن
اما میتونین پوست، فاشیا، تاندون و چیزای دیگه رو اهدا کنید
من قبلا راجبش فکر کردم، اما اومدنم به اینجا انقدرا هم آسون نبود
حتی اگه حضوری نیاین اینجا...
میتونین از طریق ایمیل، تلفن، فکس یا موبایل ثبت نام کنین
اینجا یه سری نکات و راهنمایی برای ثبت نام نوشته شده پس حتما بخونینش
باشه دوباره ازتون تشکر میکنم
ممنون خواهش میکنم
چیزی نیس
چیزی نیس، جونیونگ
تو دیگه افسرده نیستی
میتونی از پسش بر بیای
اون خیلی باحاله دارم عاشقش میشم
دیدیش؟ دیدمش!
استرس ندارم ندارم!
من عادی ام
دیگه دورانِ مجردیم تموم شد!
بسه! دیگه بهش فکر نکن
آه، واقعا که
اون دختر چِشه؟
هی! همینجا وایسا! چرا؟
تو چشمام نگاه کن
چی شده؟ فقط برای یه لحظه
میخوام یه چیزی رو بفهمم
بیا اینجا! بیا اینجا! متاسفم
برو تو صبر کن، باید از یه چیزی مطمئن بشم
یونجی، تو چشمام نگاه کن! نگاه کن
یعنی چی؟ قلبم داشت از سینه ـم بیرون میزد
هی تو چِت شده؟
هی، داری با یه دختر معصوم چیکار میکنی؟
باید یه چیزی رو بفهمم! این مهم ترین چیز تو زندگیمه
اون چیه؟
No comments yet. Be the first to leave one.