The first 200 lines.
داری چیکار میکنی تو؟
،راستش دیگه دارم به این وضعیت مالیـم
عادت میکنم
واسه همینم دارم یه سری تغییرات جدی توی سبک زندگیم ایجاد میکنم
معمولاً هر یدونه شلوار جین زخمی
سیصد دلار برام خرج برمیداره
اما همونطور که میبینی، خودم به راحتی میتونم زخمیشون کنم
یعنی تو 300 دلار جای یه شلوارِ خراب میدی؟
خراب نیستن. میدونی چیه؟
حتی نمیخوام برات مهارت و زیرکی
فشن امروزی رو توضیح بدم
وای خدای من
میخوای بری بچهتو از مدرسه برداری
یا یه نقش واسه هرزگی توی فیلمای سوپر به تورت خورده؟
اصلاً نمیدونم منظورت چیه یعنی چی اصلاً؟؟؟
حالا اگـــه میخواستم یکم اغواکننده به نظر برسم
این ظاهرم، مناسب میبود؟
فهمیدم جریان چیه
مسخرهبازی درنیار
حتماً همون معلم شیطونبلای مارکوس ـه
که توی نمایش مارکوس، اومده بود
.توی بغلت
مگه نه؟ مگه نه؟ مگه نه؟
وای خدا. آره. درست میگی
بهت تبریک میگم
دو دستی خودتو تقدیمش کن، ای زنیکه هرزه
از زمانی که همدیگه رو بوسیدیم داشتم تلاش میکردم که به خودم جلبش کنم
شما همدیگه رو بوسیدین؟؟؟
خیلی مریضی تو
چرا ازش نمیخوای باهم قرار بذارین؟
همچین کاری نمیکنم
نمیتونم اینکارو بکنم ناسلامتی من یه دخترم هاااا
به نظر من که حرکت سکسیای ـه
این رو نشون میده که از کارش مطمئن ـه
خیلی خب ، باشه. من میتونم مطمئن باشم
آره میتونی - آره میتونم -
من میتونم کاری که میخوام رو انجام بدم - تو میتونی کاری که میخوای رو انجام بدی -
من میتونم یه انرژی شهوتانگیز و سکسی از خودم تراوش کنم
که هیچ مردی نمیتونه مقاومت کنه
خیلی چندشآور بود. دیگه باهات حرفی ندارم - باش -
داستانی دربارۀ یک پسربچه :فصــل دوم - قســـمت هفتـم دربــــــارۀ یــــــــــــه اردک
اگه روی اون دوتا پاراگراف کار کنی
خیلی بهتر میشه. خیلی خب؟
آفرین - کریس -
فیونا. سلام - سلام -
دوست داشتم بدونم دوست داری گاهی باهم بریم بیرون؟
...اوه، من
اوه...نه... معلومه که نمیخوای...نه، اشکالی نداره
هیچ اشکالی نداره. درک میکنم
مسلماً اگه مردی بخواد با زنی بره بیرون
خودش از اون زن درخواست میکنه
پس خیلی منو ببخش که توی همچین موقعیت زشتی
قرارت دادم
و ممنونم از اینکه روی منو با ملایمت زمین انداختی
روز خوش - فیونا -
از زمانیکه همدیگه رو بوسیدیم میخواستم ازت بخوام که باهم قرار بذاریم
و چونکه معلم مارکوس هستم، نمیخواستم
از حدم فراتر برم
واقعاً میخواستی باهم بریم سر قرار؟ - آره، خیلی خیلی زیاد -
خیلی خب - !خیلی خب -
اما از اونجایی که تو بهم پیشنهاد قرار دادی میخوام سنگ تموم بذارم
من همه چی رو ردیف میکنم فرداشب وقتت آزاده؟
فردا؟
آره . فردا
حالت خوبه؟
...آره. فقط اینکه باید برم یه دکتر چشمپزشک و
این اشک ـا دست از سر چشمام برنمیدارن
سندروم "چشم خیس" دارم
معذرت میخوام
دیکودا... سلام - سلام -
دارم اون ماشین "بی ام و" رو یه حمومیش میدم
اوه، انگار بلوزم خیس شده
عجب وضعی شدا - بعله، دارم میبینم -
فیونا منتظرمه تا باهم یوگا کنیم
پس، ناماسته
راستی یه چیزی خواستم ازت بپرسم
اون سال ریاضت کشیدنت دیگه آخراشه
مگه نه؟
نه اینکه فکر کنی تقویم گوگل ـم رو روی آلارم گذاشته بودم هاااا، نه
درسته، مرسی - خواهش -
سال کوچنشینی همین تازگیا تموم شد
و الان حس خیلی خوبی پیدا کردم
انگار که من الان ارزش واقعی خودم رو بعنوان یه زن، درک میکنم
خیلی عالیه
خیلی دوست دارم بیشتر درموردش بدونم
دوست داری فرداشب بیای خونهی من؟
من میخوام مورد ستایش قرار بگیرم ، ویل
خب من استاد ستایش ورزیدنم
تو حتی تاحالا منو به یه قرار واقعی دعوت نکردی
فکر نمیکنم درست باشه - دقیقاً درسته -
خیلی خب. پس حق با توئه
گوش کن. میخوام رابطهی "صرفاً سکسی" ـمون رو به "یه رابطهی "ستایشسی
تبدیل کنم
چی؟؟؟
صرفاً سکسی" رو با "ستایش" مخلوط کردم" بیخیال
فرداشب، میای اینجا
و من... با ستایشی بیش از اندازه
تو را خواهم کرد
خیلی خب، فقط یه شب و تموم
انقدر هم به کونم نگاه نکن
خیلیخب
گریه کردی؟ - آره -
نمیفهمم
خب اگه قبول کرد، پس چرا گریه کردی؟
نمیدونم
از زمانی که یه مردی این مدلی بهم نگاه میکنه
یا برای بیرون رفتن با من، برنامه میچینه خیلی میگذره
انقدر دستپاچه ـم کرده که میخوام
کار شرمآوری بکنم و
این قرار رو کنسل کنم
نه
مگر اینکه تو با من بیای
آره، اینطوری اگه خواستم
یه کار شرمآوری مثل گریه کردن، انجام بدم
میتونی جلوم رو بگیری
حتما،ً حتماً. قرارتون کِی ـه؟
فرداشب - بابت بیاجازه اومدنم معذرت میخوام -
فقط میخواستم یه هدیه قبل از سونامیِ ستایشی
که فردایِش (فردا) در انتظارته، بهت بدم
منظورت "فردا" بود؟
"نه، گفتم "فردایِش
همش دارم به کلمه هام "ستایش" اضافه میکنم
راستش زیادم جالب نیست
قراره فرداشب به یه قرار چهارنفری بریم
باحال نیست؟
خیـــــلی
ما باهم سر قرار چهارنفری نمیریم
اون خانم زیبا یک سالِ تموم، وقت گذاشته و
کس خودش رو به یه سوراخ تنگ
تبدیل کرده
و من داغون میشم اگه بذارم اول یه نفر دیگه
اون رو بدست بیاره
همین الان برنامه رو تغییر بده - نه -
کریس یه شب عالی رو ترتیب داده
با پیادهروی میریم پیکنیک
اوه، با پیادهروی میریم پیکنیک؟؟؟
گوش کن. ما دوتامون بالغیم
.خیلی مسخرهست. ما میتونیم سر قرار چهارنفره دووم بیاریم
فقط به یه سری قوانین احتیاج داریم - خیلی خب . باشه -
اگه خواستم حرکتی با دیکودا انجام بدم، تو از سر راهم میری کنار
.قبوله. حالا قانون من
لباسامو مسخره نکن
نظری درمورد بازیهام به دیکودا نگو
موهام رو مسخره نکن
وقتی با کریس دم گرفتی
دیکودا رو ولش کن تا مال من باشه
جواهراتم رو مسخره نکن
قانون کلی: من تو رو مسخره نمیکنم
خیلی خب. عالیه
خیلیخب. اون گوشوارهها مثل دستای چندشآورِ کوچیکِ عجیب ان
مدل موهات خیلی مزخرفه
راستش باید حرف دلم رو خالی میکردم
آره، منم همینطور
هــی
اینجارو باش. بهتره بیای چشامو درویش کنی
بس کن - باید بگم که -
این بارداری، داره تموم قسمت های خوب رو
برات جیگرطلا میکنه
سلام اندی - مارکوس -
باید زودتر حرفمو
قطع میکردی
آره، واسه منم خوشایند نبود
اون اینجا چیکار میکنه؟ - فیونا سرش شلوغه -
منم بهش گفتم مارکوس شب رو میتونه پیش ما بمونه
خب اگه زودتر بم خبر میدادی بد نمیشد
خیلی خوش میگذره
خیلی وقت بود که ندیده بودمت - منظورت چیه؟ -
من دیروز دیدمت که - جدی؟ -
وقتی میگه "دیدم" منظورش اون "دیدم" ـیه
که برای دیدن تخیلاتمون بکار میبریم
:یعنی مثلاً "من صلح جهانی را به تصویر خیالم کشیدم"
منظورش این بود
نه، منظورم اینه که دیروز دیدمت
چون داشتی با ویل بازی ویدئویی میکردی
یادت اومد؟
"همش داد میزدی: "من پادشاه نارنجک دستی ام
تو دیروز قرار بود بری خرید
خب داشتم خرید میکردم
داشتم تحقیق میکردم که کجا برم
اوه، اون یه "ب.ل.ن" بود. مگه نه؟
مارکوس - ب.ل.ن" چیه دیگه؟" -
"خب، "ب.ل.ن" یعنی "به لوری نگو
حالا که شنیدمش فهمیدم که
ب.ل.ن" خودش میتونه یه "ب.ل.ن" باشه"
فقط 8 کیلومتر بود؟
به نظر خیلی کمتر اومد
اونجا یه سری گرگ صحرائی دیدم
دوستانه به نظر میرسیدن
خیلی خب، کی واسه شامپاین آمادهست؟
من
بذار ببینم یادم مونده چطور درست انجامش بدم یا نه
یک... دو
همیشه قبل از اینکه پیادهروی کنی، الکل مینوشی؟
فقط برای پیادهرویهای خاص و ویژه
بفرما - ممنون -
به سلامتی یه قرار معرکه
به سلامتی - به سلامتی - به سلامتی - به سلامتی -
چه شراب سفید خوشمزه ای ـه - نظرت درمورد دور دوم چیه؟ - pro-seconds و prosecco بازی با کلمات
نگاشون کن. خیلی باهم جور شدن
دوتاشون هم حس شوخطبعی مزخرفی دارن
No comments yet. Be the first to leave one.