The first 200 lines.
تیمهای ترجمهی وب سایت رسانه کوچک و دیبامویز با افتخار تقدیم میکنند
ترجمه از ناصر اسماعیلی و رضا
من "کلیر"ـم. حالت خوبه؟
کاکروچ" داشت "سی.جی" و مادرش رو کتک میزد"
واسه همین جلوش رو گرفتم
به این میگی جلوشو گرفتن؟
ضربه مغزی شده
شاید چندتا دندهی شکسته
اِم.آر.آی لازم داره
باید کم سرو صدا نگهش دارم
و باید همینجور اونو در حال حرف نگه دارم
به اندازه کافی به نظر حرّاف میاد
آرتورو" مُرده"
یکی که اون شب اونجا پیش "مرایا" و "شیدز" بوده لازم دارم
...اگه بشه حرف کشید ازش - "نمیتونی از یه آدمِ مُرده حرف بکشی، "لوک -
،اگه بمیره
"برمیگردی به زندان "سیگیت
لوک کیج" برای شهردار شدن"
باید بره سراغ دوستپسرِ خواهرم. بی شوخی
سلام
هی
حالت خوبه؟ - فقط خاطرات بد -
اولین کلنجارم با تماس برای خشونت داخلی نیست
میخوای "لوک" رو بازداشت کنی؟ - معلومه که نه -
سعی میکنم ببینم میتونم رو به راهش کنم
قبل از اینکه بخواد برسه به اون کار
به نظر خوب نمیاد
همینه که هست
توضیح بده چه اتفاقی افتاد
اومدم از "کاکروچ" سوال بپرسم
،داشت دوستدخترش رو میزد منم پا پیش گذاشتم
ردینهور" آسمون رو به زمین میدوزه" ،تا فعالیتهای خودسرانهتُ متوقف کنه
و این کمکی نمیکنه
،پس من کارِ درستُ انجام بدم آزادیم به خطر میافته؟
،اگه شماها کارتون رو انجام میدادین لازم نمیشد من براتون انجامش بدم
جرأت نداری درمورد فدا کردن باهام حرف بزنی
"حالا، ممکنه بهترین فرصتم علیه "شیدز" و "مرایا رو با انجام کارِ من خراب کرده باشی
هنوز یکی مونده
"جامائیکاییـه. "نایجل
خب، پس الان مشکل منه اون - نه، مشکل ماست -
اون تفنگها بالاخره سر از "هارلم" در میارن
میخوای منو تو این مزخرفات ببندی
یا میذاری کاری که بلدم بکنم؟
راه برو
سریع
قبل از اینکه نظرم عوض بشه
..."یا امام، "لوک
هیچوقت اوضاع رو راحت نمیکنی
قهوه میخوای؟ "کوه آبی"؟
نمیبینی الان دو تا لیوان خوردم؟
پُر انرژی نگهم میدارن، میدونی
دستور کار چیه، برادر؟
مرایا". تا وقتی نظرت عوض بشه"
هیچوقت. میریم "هارلم"؟
."نه. بهتره اون بیاد "بروکلین یا آدمهاش
همم
راتید". این چیه؟" آرتورو ری" مُرده"
اِه؟ - اوهوم -
و شنیدم "کاکروچ" عاقبتش به مُشت "لوک کیج" رسیده
دهن سرویس
لوک کیج" همه جا هست"
پس الان واسه "استوکز" کار میکنه؟
نه. بو بردم که از اون بابا متنفره
اذیتم میکنه - چرا؟ -
چون وجود داره
،تا وقتی دل و جرأتش رو داره هارلم" کامل واسه من نمیشه"
دوتا گاو نر نمیتونن تو یه آغل باشن
احترام جمع قبول نمیکنه، میدونی
.نذار حواست رو پرت خودش بکنه چشمهات رو روی مرایا نگه دار
آدمای اون، باید بیان سراغ ما تا پول "نایجل" رو بگیرن
و نمیدونن که مُرده
پس میدمش بهش
عصبانیای. چرا؟
میخوام وقتی میکشمش رسیده و چاق باشه
پرنده کوچولوت هنوز اونجاست؟ تو بهشت هارلم؟
اوهوم - خوبه -
به زودی همهچیزو میفهمیم
مرایا" باید بسوزه"
استعدادش رو داری
اون چیزه رو
من هیچوقت نداشتم، ولی تو داری
...شاید پدرم - نه.نه -
جکسون" هیچوقت نمیتونست اونجوری بزنه"
اون دستها خالصاً "استوکز"ـن
این کیبورد واسه عموزادهمون "کُرنل" بود
.آم، ببخشید باید قبل از اینکه ازش استفاده کنم اجازه میگرفتم
اوه، نه
مادربزرگمون دادش به اون
ولی الان مالِ توـه
بیا، بشین
بیا یه چی بخوریم
به چی فکر میکنی؟
،آخرین باری که اینجا خوردم ده سالم بود
بوی سبزیجات پخته و "کُرنل" که آهنگ میزد یادمه
و مامان "میبل" به خاطر اینکه در یخچال رو باز گذاشته بودیم سرمون داد میزد
ولی آدمای غریبه تو اتاق نشیمن هم یادمه
حرف زدنهای آروم
اتاقهایی که نمیتونستم واردش شم
حولههای خونی توی سطل آشغال
...این خانواده همیشه
تاریک بوده
یه خانواده نشونم بده که گوشهی تاریک نداشته باشه
ولی حالا میتونیم از تمام اونا بگذریم، نمیتونی؟
،خب سعیِ منم همینه، مامان
ببخشید، عزیزم
دیگه نباید این شکلی بدون زنگ زدن پاشی بیایی اینجا
از کی؟
از وقتی سعی میکنم دخترم رو از کار و کاسبی خانوادگی دور نگه دارم
فکر کردم منم خانوادهم
.لوک کیج" ترتیب "کاکروچ" رو داد" تو بیمارستانه
خریدارمون شده یکی
،پیرانا" گفت پوله رو لازم داریم، همهش رو" تا 48 ساعت. کی مونده؟
جامائیکاییها
برو بروکلین. انجامش بده
داری با کی اینجوری حرف میزنی؟
من کمک دست نیستم
من شریکتم، در کنار بقیه چیزا
واقعاً الان میخوای درباره احساساتت باهام حرف بزنی؟
اینم از این
یادمه خودم وقتی هنوز تو گشت بودم از اون تماسهای محلی میگرفتم
،یه عوضی، مثل تو شروع میکنه زدنِ یه زن
،زنه زنگ میزنه پلیس ،ولی زمانی که پیدامون میشه
".زنه داد میزنه، "لطفاً اذیتش نکنید
،بعد، وقتی بازرسِ جنایی شدم
از همون آدرس بهم تماس گرفته شد
،و همون زن دراز کشیده بود کفِ زمین
دور جنازهش رو گچ گرفته بودن و عکس میانداختن
چرا به "لوک کیج" حمله کردی؟
و چرا به زنت و پسرت صدمه میزدی؟
وکیل
یه اسلحه شاتگانِ عجیب و غریب بیرون انبارت به اسمِ "دایس و شیک" پیدا کردن
مرایا" بهت فروختش؟"
کی؟
مردِ خوش قیافهایه
میخوام برم "جوی" رو ببینم
"با شوهر سابقش دوستم، "گیپ
نمیدونم "لوک" چرا منو هدف قرار داده
تو تمام این ماجرا قربانیم
اوه
هنوز نه
ولی قراره بشی
به محض اینکه "مرایا" بو ببره که داشتی با پلیسها حرف میزدی
تو نصف اون "اسکارف" هم پلیس نیستی
اوه، شرمنده
تو چشمها آتیش (حرارت) داری، دختر
ولی دوست داری وقتی هیچکس نگاه نمیکنه دستت رو بگیرن
اکثر جندهها اینجورن - میدونی چیه؟ -
!"میستی"
بیرون. الان
درمورد مزاحمت توی بازجویی چی بهت گفته بودم؟
اون مال تو نیست که ازش بازجویی کنی - "باید از جلو چشمم دور شی، "بیلی -
میشه جفتتون واسه یه لحظه جوش نیارین؟
.خب، ببین، "ناندی" راست میگه گذاشتی یه مجرم صحنه جرم رو ترک کنه
پس "لوک کیج" الان یه مجرمه؟ - این پرونده ماست، نه تو -
خنده داره که به نظر تو تحقیقاتتون به نظر از من عقبترین
اوه
به خواری افتادی، مرد؟
مثل خواننده عشقیها شدی؟ - هیچوقت اون نه -
،هر کاری کردی
،چه تقصیر تو بوده چه نه بگو متأسفی
،اون زن انقدر خوبه ،بله" جوابت به همه چیزه"
مگه "نه" لازم باشه
بعضی وقتا، باید "نه" بشنوه - میگیرم چی میگی -
من موافق نیستم
نیومدی خونه - نه -
نمیدونستم میخوای باهام حرف بزنی یا جر و بحث کنی
انصاف نیست
انصاف؟
زنگ زدی پلیس بیاد سراغم، زن
برم به "نایکی" زنگ بزنم
"از دیدنت خوشحال شدم، "کلیر
یه آمبولانس برای اون و به "میستی" به خاطر تو زنگ زدم
اونا زنگ زدن به پلیس
منم کنترل وضعیت رو وقتی تو از دستش دادی از دست دادم
"میتونستی راحت بزنی تو سر "کاکروچ
.از کار میانداختش دیدم اون کارو میکنی
...دیدمت که سرد بوده باشی
ولی هیچوقت بی رحم نبودی
آره، خب، بعضی وقتا بی رحمی کارو راه میاندازه
چی میتونم بگم؟
چی فکر کردی با خودت؟ بدون اجازه رفتی سر صحنه جرم
گذاشتی یه مجرم به ضرب و جرح بدون اجازه بره
لوک کیج" اون بیرونه و داره کارهایی رو" میکنه که تو و من و "بیلی" و "ناندی" نمیتونیم
ببین، ما خیلی به زمین زدن "مرایا" نزدیک شدیم
،بدون مدرکِ واضح، حاضر و قابل تعقیب قانونی
!نمیتونیم هیچ حرکتی روی "مرایا" بکنیم
و الان، هیچکدوم از اونا رو نداری
،شخصاً، دلم میخواد کونِ نافرمانت رو به حاشیه ببرم
ولی این تصمیم بالاتر از فیش حقوقیمه
.تو سرباز "رایان"ـه این ادارهای نمیتونن بذارن هیچ اتفاقی برات بیفته
."مارین، "آیلین"، "کریستین" امتیازها رو بدین بیاد
.نگاشون کن میدونی که نمیشه واسه هیچ گوهی روش حساب کرد
تنها چیزی که نمیتونم حساب کنم اینه که چند بار بُردمت
!وووو
هر جا میخوای بگیر بشین، عشق
متأسفانه، واسه غذا نیومدم - مطمئنی؟ -
.بهترین گوشت بُزِ طعم دار شدهی شهر رو داریم تضمین میکنم
ممنون، ولی الان گرسنه نیستم
چیزی واسه نوشیدن؟ آبجوی زنجبیلی؟ نیشکر؟ قهوه؟
.نه، خانم من دنبال مردی به اسم "نایجل" میگردم
No comments yet. Be the first to leave one.