The first 200 lines.
.يه ماهه که هر شب دارم همين خواب رو ميبينم
نميتونم صورتش رو ببينم .ولي ميشناسمش
.انگار که همه زندگيم ميشناسمش
... و انگار که وقتي بهش برسم
،قراره يه اتفاق وحشتناک بيافته
.ولي در عين حال اصلا نميترسم
... اونو ميخوامش
.مهم نيست که چه اتفاقي بيافته
،ولي هيچوقت بهش نميرسم
.و ميميرم
اولش ميترسيدم ... داشتم عقلم رو از دست ميدادم
.تا وقتي که فهميدم ضرر مهمي نکردم
فردا سال سوم دبيرستان رو شروع ميکنم .پس ديوانگي اجتناب ناپذيره
چيزي که وخيمتر از اونه ... اينه که هر شب بيدار بشم
که بخوام با کسي باشم .که هيچوقت نديدم
دوست داشتن يه دختري که .وجود خارجي نداره
.همه زندگيم توي "گَتلين" گير افتاده بودم
بي اهميتترين شهر جنوب ايالت کارولينا .وسط ناکجاآباد
وقتي که يه فيلم بياد توي سينما .از قبل ديويدياش منتشر شده
.و سالن سينمامون هميشه عنوان رو اشتباه مينويسه
ما اونقدر از از "چارلستون" دور هستيم .که بتونيم قهوهفروشي "استارباکس" داشته باشيم
اين چقدر مسخرهست؟
،دوازده کليسا و يه کتابخونه داريم
کتابهاي ممنوع شدهمون بيشتر از .کتابهاي قابل خوندنه
چندين نسله که همين خونوادههاي کوفتي .اينجا زندگي ميکردن
... اونا همش دارن جنگ داخلي رو بازسازي ميکنن
.انگار که قراره آخرش عوض بشه
... مامان هميشه ميگه که
... دو جور آدم توي "گتلين" هست
اونايي که خيلي احمقن که از شهر برن .و اونايي که اونقدر درگير شدن که نميتونن برن
.بابا از وقتي که مُرده نميتونه از اتاقش بيرون بره
.مردم ميگن که خواست خدا بوده
.من فکر ميکنم که تنها راه رفتن از اينجا همين باشه
ميتونم درک کنم که چرا جوونها .واسه جنگ داخلي ثبت نام ميکنن
.هر چيزي بهتر از يه زندگي ساکن ـه
ولي فکر ميکنم که مُردهها هم .توي "گتلين" ميمونن
،بعضي وقتا بنظر احمقانه مياد
ولي بعضي وقتا تصور ميکنم ،که يکي از اونا هستم
"روي يه تپه "هاني هيل" نزديک "گرينبراير .براي يه هدفي مبارزه ميکنن
!"ايتن"
.اين اواخر چيزهاي زيادي رو تصور ميکنم
... بعضي وقتا
،من "بيلي پيلگريم" هستم
"از کتاب ممنوعشدهي "وُنگِت ."کشتارگاهِ شمارهي پنج"
... اينکه در يک درگير يک زمان نيستم" "اشاره به شخصيت بيلي پيلگريم در رمان "ونگت) (که ميتونه در زمان به گذشته و آينده بره
،در حالت دائمي ترس از اجراي در صحنهام"
هييچوقت نميدونم که کدوم بخش از زندگيام ".رو بايد بعدا انجام بدم
.من شکل اين جمله رو خيلي دوست دارم
بابا؟
بابا؟
.صبحونه آماده کردم
واسه اولين روز مدرسه اينو ميپوشي؟
.اما" من الان ديگه سال سومي ام"
اگه جوري لباس بپوشم که انگار واسم مهمه .اعتبارم رو از دست ميدم
.فکر کردم که قرار بود که سلموني بري
کي اينو گفته بود؟ - .من گفتم -
حواست به روزهايي که روي اين ظرفها .مشخص شده باشه
."ممنون "اما
تصميم گرفتي که به کدوم کالج درخواست بدي؟
.به همه شون
به شرطي که اونا هزار کيلومتر از اينجا دور باشن
.کاملا موافقم
ديشب ميدويدي؟
.آره
کمکت کرد که بخوابي؟
به آدمايي که توي کما هستن .حسوديم ميشه
.پدرت بيرون اومد
.نه
.22 ...
.لبهاي دروغگو، مسيح رو نجس ميکنن"
،حالا، وقتي که يه مرد نابکار ميميره" انتظاراتش نابود ميشه؛
".و آرزوي يه مرد ستمگر نابود ميشه
!آخ! مامان - .گمشو از اينجا -
!برو
.يالا .من بايد اونو به مدرسه ببرم
.خب، ما بايد اينو الان تموم کنيم
.خب، بيخيال - ... ميدوني که چي ميشه اگه -
.ما امشب تمومش ميکنيم
وسلي"، بدون اينکه مادرت رو ببوسي" داري کجا ميري؟
تو چت شده؟
.حالا، بچهي خوبي باش
اون خوب بوس ميده يا نه؟ - .خفه شو -
... مادرم از موقعي که بابام مُرد
.رسما پر از اين چرنديات شده
و الان فکر ميکنه بخاطر همه اون ... زمين لرزه هايي که توي اخبار گفته ميشه
.داريم به آخرالزمان نزديک ميشيم
انگار، چطور دوست داشتن عيسي يه زن رو اينقدر ديوونه ميکنه؟
ميدوني، اون چندين بار بابام رو ،نفرين کرده که به جهنم بره
مطمئنم که اون مست کرده بود .که سريعتر به جهنم برسه
.باباي من مثل اون "ريونوود"پيرمرد رفتار ميکنه
.همش چرندياته
هي، شنيدي که دختره جديد توي کلاسمون جزو خونوادهي "ريونوود"ـه
فکر کردم که "ريونوود"پيرمرد .توي اون خونه تنها زندگي ميکنه
،آره، تنها زندگي ميکرد .ولي دختر خواهرش خارج شهر بوده
.اونا تازه به اينجا اسبابکشي کرده
چرا کسي بخواد که به اينجا اسبابکشي کنه؟
.نميدونم
اولين "ريوينوود"ـيه که .توي تقريبا 20 سال گذشته ديده شده
عسلم، تابستونت چطور بود؟
.اميلي"، خوب بود" و تابستون تو چطور بود؟
.فوقالعاده بود
چرا به جشن روز کارگر نرفتي؟
.خيلي خوش گذشت
.نميخواستم برم
.درک نميکنم که چه اتفاقي افتاده
.ميدونم که درک نميکني
.متاسفم
تو گفتي که بهت تابستون رو وقت بدم .و منم دادم
يه بار هم بهم زنگ نزدي .ولي من دختر خوبي بودم
.من زنگ نزدم
.ولي دلم واست تنگ شده بود
هي، اتفاق مهمي نيافتاده، درسته؟
چطور که من و تو يه سينمايي جايي بريم؟
.فقط خودمون
.اوه، اين محشر ميشه
.البته
.همگي سر جاشون بشينن
،"عزيزم "ايتن .واقعا دوست دارم که ديگه اينجور کتابا رو نخوني
.ذهنت رو خراب ميکنه
... همونطور که اين دوره ايجاب ميکنه
... شما بايد يه عنوان براي مقاله
براساس چيزايي که بين فصلهاي .12تا 24 وجود داره، انتخاب کنيد
خودشه؟
.بايد باشه - چي پوشيده؟ -
.مثل مُردهي متحرک ميمونه
،هر جا خواستيد بشينيد ... خانوم
."ريونوود"
مگه نه؟
مامانم ميگه که سالهاست که ... کسي يه "ريونوود" رو نديده
.که اون خونهي عجيب رو ترک کنه
.مامان ميگه چون اونا شيطان پرستن
در واقع فاميليم "دوکين"ـه
.خب، اينکه کاملا دروغه
... من ميدونم که
.تو دختر خواهر "ميکن ريونوود" هستي
.خب، عزيزم، خدا بهت برکت بده
.تو بايد اولين بچهي خونواده باشي
مامان ميگه که شيطان پرستان .از هواي تازه متنفرن
.باعث ميشه که خفه بشن
.خب، ما همه ميدونيم که چي تو رو خفه ميکنه
.آقاي "لينکولن" کافيه
.و اون کلاه گربهي منو خوشگل ميکنه
.عجب احمقي
... در اين سال تحصيلي
... شما در اجراي مجدد ساليانه
.از پيروزي با شکوه مون مشارکت ميکنين ."جنگ "هاني هيل
ايتن"؟"
... اجراي مجدد در
.روز جنگ 21 دسامبر برگذار ميشه
... با اينکه اين وسط تعطيلات کريسمسه
ازتون انتظار ميره که شما .با شور و شوق فراوان مشارکت کنيد
!ديوونه شدي؟ !داشتي منو بکشتن ميدادي
!وسط خيابون کوفتي چيکار ميکني؟
.مغز کل، کمک لازم دارم
.فراموشش کن. کمک نميخوام ازت
!صبر کن، صبر کن، صبر کن
!متاسفم .ببين، بيا سوار شو
.اينجا، اينجا راه ميانبره .کسي از اين مسير نمياد
... تو اشتباهي اين ماشين "ريونوود" پيرمرده؟
تو يکي از اونايي، مگه نه؟ تو کي هستي؟
،سوارکار آمريکايي شاه رقص فارغ التحصيلي؟
ببين، ميشه توي ماشين بهم توهين کني؟
.اينجا داره مثل تايتانيک ميشه
ميدوني، من هيچوقت متوجه نشدم .که چرا "ليو" بايد آخر فيلم ميمُرد
مثلا، چرا نميتونستن که نوبت بذارن؟
... تو ده دقيقه روي اون تيکه تخته شناور بمون"
".بعدش من ده دقيقه روش ميمونم
... اون همش گفت که هيچوقت رهات نميکنم
".هيچوقت رهات نميکنم .و بعد ولش کرد بره
... اگه سوار ماشين بشم
اونوقت هنوز هم اين گفتگوي جذاب رو انجام ميديم؟
.چون اگه اينجوره ترجيح ميدم که غرق بشم
.نه .من اون پشت خواروبار گذاشتم
.باورم نميشه که پايان تايتانيک رو بهم گفتي
هيچوقت نديديش؟
.نه
.واقعا از بيرون شهر اومدي
.هي
.ممنون
ميدوني کجا داري ميري؟
.يکم
هي، بابت اون آدماي سطحي نگر ،توي کلاس متاسفم
.ولي من جزو اونا نيستم
سطحي نگر"؟"
... دخترايي که يه زماني انسان بودن"
ولي محبوبيت کامل براي اونها ".باعث فساد کاملشون شده
مطمئنم که به اينکه فکر ميکني که .جزوشون نيستي، خيلي به خودت افتخار ميکني
.احتمالا يکيشون دوست دخترته
.اميلي" رو مثل يه جراح پاره کردي"
.سالها با ويروس هرزگي کار کردم
درماني پيدا نکردي، آره؟
داريم به تحقيق ادامه ميديم .و اميدواريم
تو توي مدرسه هاي زيادي بودي؟ - .آره -
.بايد جالب بوده باشه .من فقط اينجا زندگي کردم
.بايد جالب باشه
شما کجا زندگي کردين؟
تقريبا توي همهي ايالتهايي .که از اتحاديه جدا شدن، بوديم
،از زماني که چهار سالم بود، بعد از اينکه پدر مادرم مُردن .به جاهاي مختلف نقل مکان ميکردم
.من فقط بابام رو دارم .مامانم بهار گذشته فوت کرد
چه اتفاقي افتاد؟
No comments yet. Be the first to leave one.