The first 200 lines.
آخ! اوه
بیدارم
فیلیپ، ساعتت رو کوک کردی؟ بیداری؟
بیدارم... و آماده واسه یه روز جدید
* اوه، چه صبح زیبایی * اوه، چه روز قشنگی
جورابهام رو پیدا نمیکنم. / توی کفشهاتن
کفشهام کجان؟ / پاته که
مرسی
ممنون، وبر
اوه، صبح بخیر ویبـو
سلام
روزنامه امروز رو دیدی؟ / آره، دیدم
اگه بتونم قضیه این ترکیب نیمهپایدار رو حل کنم، میتونم دانشگاه رو نجات بدم
یه منبع انرژی جدید کلی میارزه
بهتره عجله کنی. مهلت وام تا آخر سال تحصیلیه
نگران نباش ویبـو. خیلی نزدیکم
میشه لطفا برنامهم رو ببینم؟
* آآآ بعد از مدرسه یه خبری هست
میدونم هست. چیه؟ / این برنامه کاملته
اومم، بذار ببینم. مگه اینکه چیزی رو بهم نگفته باشی
چیه؟ یه چیزی هست. اونجا یه چیزی هست
یه ربطی به رنگ سفید داره. اوه، چی بود؟
میدونم چیز مهمیه. میدونستم. اوه. نمیدونم. متاسفم
میدونم خیلی کلافهکنندهست. کاش میتونستم کمکت کنم
ولی نمیتونم! کوتاهی مو
ها
همینطوری که نمیتونن درِ مدرسه رو تخته کنن
به جز دانشگاههای سطح اول، یه کالج یا دانشگاه خصوصی رو اسم ببر
که مشکل مالی نداشته باشه
اوه، خیلی خب. یکی دیگه بگو
فکر نمیکنی خیلی زیادهروی شده؟
نه، خیلی شیکه
و واقعاً ایده خوبیه که اینبار یه عروسی بزرگ بگیریم
اینطوری پروفسور مجبوره که حتماً بیاد
اگه اینبار هم یادش بره، دیگه تمومه
در مورد اون، یک بار قابل توجیهه
دو بار هم قابل درکه. اما سه بار دیگه نه
اجازه بدین رد شم
صبح بخیر... یا عصر بخیر، حالا هر کدوم که هست
امروز کلی حرف داریم، پس بدون معطلی بریم سر اصل مطلب
اوه! ممنون از هر کسی که این بشقاب میوه و اون قرقاول مرده رو برام گذاشته
اینها نمره اضافی ندارهها
جلسه قبل داشتیم درباره قانون گرانش نیوتون حرف میزدیم
واسه مرور: ببینید، این "G" درست مثل اون "C" توی فرمول "E مساوی MC به توان دو" هست
این یه عدد ثابته، جهانِ ثابت، به همون اندازهای که هر چیزی توی این دنیا ثابته
این داره میگه که نیروی جاذبه بین دو جسم
رابطه مستقیم با حاصلضرب جرمهاشون داره
و رابطه معکوس با مجذور فاصله بینشون
واسه مثال، فرض کنیم یه مرد برهنه بشه "M-1"
یه زن برهنه هم بشه "M-2"
طبق این فرمول، نیروی جاذبهشون میخواد فاصلهشون رو به صفر برسونه
پس چرا نمیرسونه؟
هوم؟
زمین! آخ
پس در اصل، اون میشه گرانش و این هم
کلاس "طراحی از مدل زنده دکتر ریچاردز" هست
کلاس من نیست، مگه نه؟
فیلیپ. اینجام
سارا! اوه! خیلی معذرت میخوام
و خب، تکانه
میتونم اینجا بشینم؟ ممنون
سلام سارا. چه غافلگیری دلپذیری
سلام روتی. مارتا
مارتا چی؟
مارتا. من مارتا. تو مارتا. من پروفسور
بله، میدونم
فقط میخواستم، میدونی... ناهارم رو صحیح کنم، چند تا برگه امتحانی بخورم و امیدوار باشم همه چی خوب پیش بره
چطوری جلوی خودت رو میگیری؟ / مثل بقیه روتی. پاهام رو سفت روی هم میاندازم
نه، منظورم هیجانت بود
هیجان؟ / واسه عروسی
تبریک میگم
عروسی
من و سارا. اوه، عروسی. بیصبرانه منتظرشم. تو چطور، عزیزم؟
عروسی امروزه. / مطمئنی؟
عروسی امروزه. باشه؟ / حرفت رو باور میکنم
ساعت ۶:۳۰، توی کلیسای پرسبیتری خیابون بیچ
اونجا رفتم
دیشب تمرینمون همونجا بود
راست میگی، بودیم! خوب پیش رفت؟
آره، ولی اون که حساب نیست. / نیست؟
عروسی حساب میشه! و ازت میخوام به هر چیزی که بینمون هست قسم بخوری
که اونجا میآی، باشه؟
بمیرم هم نمیذارم ناامید بشی
خب، این آخرین باریه که سعی میکنم باهات ازدواج کنم
حدس میزنم همینطور باشه
میدونم که دوستت دارم
ولی... مطمئن نیستم تو بتونی من رو دوست داشته باشی
این حرفت مسخرهست. من با تمام وجودم دوستت دارم
با تمام سلولهام، تمام مولکولهام و تمام اتمهام. من در سطح زیراتمی دوستت دارم
هوم. پس امشب ساعت ۶:۳۰ بهم ثابتش کن
چیو ثابت کنم عزیزم؟
اینکه دوستم داری. / دوستت دارم
۶:۳۰
موفق باشی. / مرسی بتی
میدونستم نباید میاومدم ولی بدجوری خاطرخواهش هستم
و این عین حقیقته
دلم میخواد به چیزی که میخواد برسه
حتی اگه به این معنی باشه که به جای من، تو رو داشته باشه
نه، نه! تو دوسش داری. ازش دست نکش
هوی، دارم یه چیزی میبینم
وبر! چرا ساکت نمیچی؟
دارم تلویزیون میبینم! یکم ادب دانلود کن واسه خودت! اوه
ولی اون عاشق من نیست، خانم فرنچ
اوه، نگو که دلم خونه
یه ثانیه. خب، شد
سلام فیل
داری روی چی کار میکنی؟
یادت نمیاد؟
درکت میکنم
واقعاً مایه تاسفه که دارن دانشگاهت رو تعطیل میکنن
توی روزنامه خوندم. / هنوز تموم نشده
ما توی راتلند وضعمون خوبه. از این مشکلات مالی نداریم
هی! هنوز داری روی اون ترکیب "سبکتر از هوا" کار میکنی؟
اون یه، اوم، پلیمر پیشرانه و
نمیخوام بیادبی کنم ویلسون، ولی باید برم
انگار از دیدنم خیلی خوشحال نشدی فیل. / نشدم
این همه سال که همدیگه رو میشناسیم، با هم درس خوندیم و کار کردیم
چی بینمون پیش اومد؟
فقط از اینکه ایدههام رو میدزدیدی خسته شدم، ویلسون
و اگه پیش خودت میموندن باهاشون چی کار میکردی؟
یه جا غیبشون میکردی، فراموششون میکردی یا گمشون میکردی
شکی نیست که تو باهوشتر از مایی
قبول دارم که توی علم نابغهای
این علمِ زندگی روزمرهست که ازش سر در نمیآری. / قبلاً هم این رو شنیده بودم
ببخشید. اون ماده خیلی فرّاره
انکار نمیکنم که به خاطر نبوغت ازت متنفرم. من آدم حقیر و فاسدیام
احتمالاً اگه میخواستم توی تفکر محض باهات رقابت کنم، دیوونه میشدم
ولی من مثل تو یه نوآور نیستم، فیل
من یه تطبیقدهندهام و به همین خاطر از ایدههای تو سود بردم
اینجا چیکار میکنی؟ / اگه راستش رو بخوای
این آخر هفته اینجام تا نامزدت رو از چنگت دربیارم و باهاش ازدواج کنم
خب، فکر کنم بدجوری تو ذوقت بخوره
پس توی عروسی میبینمت
یکم کجه
آره، درست شد. ویبـو، عروسی توی برنامهم نبود
نه. چرا اون اطلاعات پاک شده بود؟
هوم. واقعاً نمیدونم
دوباره ویروس گرفتی؟ / حالا که گفتی، احساس میکنم تب دارم
جدی؟ / اوم-هوم
یکم داغی. بگو "آآآ"
آآآ
آآآ
آآآ-آآآ-آآآ
اوه... آره
گرم، سرد. گرم. خودشه
هیدروکربنها مانع جفتهای کوپر میشدن
اما اگه خیلی سریع از گرما به سرما بری
یه پلیمر رسانا به دست میاری و کره نیمهپایدار رو کامل میکنی
تماشا کن! بفرما
حالا دیگه کار میکنه. آره
ولی، اوم، عروسیت چی؟
متاسفم سارا
زنگ بزنم کلیسا بگم دیر میآی؟
خیلی خوبه. بسیار خب
خیلی عالیه. آخ
جاری شدن از چگالنده به رآکتور فشاری
آره
آره! آمادهست
کاتالیزور آلی
مثبت
و منفی
یه ذره هم الکتریسیته
هوم. هوم
واو! چه انفجاری
آره! "یه ذره" الکتریسیته
این کمکی نمیکنه
آآآ
ای بابا! اصلاً خوب نیست. ابداً
ویبـو؟ / بله؟
یه جارو بیار. اون کمک میکنه
دو سال
واو
اوه
اوه، عافیت باشه. سرما خوردی
بایدم بخوری. دمای ۷۷ درجه کلوینه. خیلی سرده
یالا دیگه
این دیگه چیه... بذار سعی کنم توصیفت کنم
تو یه الاستومری. آره
اوم، اوه! غلظتت خیلی بالاست
ولی با این حال میتونی تغییر فاز بدی
خب، بذار ببینیم
قالبگیری میشی
یکم قلقلکیه
اوه
تا میشی
زودباوری
اوه. خیلی خب. بذار ببینیم
اوه، یه لحظه صبر کن. باشه. و
اوه، شکلپذیری
اوه! خاصیت ارتجاعی داری
ببینیم چقدر کش میای. خب
من سلطان "هکیسک" هستم
آفرین! دوباره
ایول
ویبـو، یه عکس بگیر. باشه. اینوری نگاه کن. لبخند بزن
وای
آخ
ویبـو، شگفتانگیزه، معجزهست، این... / پروفسور! پروفسور
غیبش زد
آره! اوه! اوه
No comments yet. Be the first to leave one.