The first 200 lines.
آنچه در ملت زامبی گذشت
کجاییم؟
به زونا خوش اومدی
برای دیدار تو با بنیانگذار دارم لحظه شماری میکنم
ما قبلاً ملاقات کردیم
بدون اون، هیچکدوم از اینا نبودن
همونطور که گفتم
آخرین انسانهای واکسینه نشده
دارن خودشون رو نابود میکنن
ما باید تاریخ رو باهم رقم بزنیم
وقت
بازنشانیه
بریم؟ دیوونه شدی؟
تو انتخابی نداری
جهنمو درک نمیدونم متوجه شدی یا نه
ولی من یه حرکت بزرگ اینجا زدم
دارم میبینم، ولی این وظیفه منه که از اینجا ببرمت بیرون
چطور انتظار داری اینو درک کنم؟
میتونی منو برگردونی، لطفاً؟
تلر، موضوع چیه؟
وقت توضیح نیست، اوضاع داره عوض میشه
فکر افتضاحیه
اینجا دیگه برات امن نیست
به نظر من که امنه
در مقایسه با چی؟ آخرالزمان؟
وضعیت تغییر کرده
باید کارایی انجام بشه
من که نمیدونم درمورد چه کوفتی صحبت میکنی
مورف
هی، گشت و گذار سه شنبه هست، درسته؟ خبرت میکنم
بعداً توضیح میدم
نه، لطفاً الان توضیح بده
الانی که داریم حرف میزنیم دارم قرار ملاقات هامو از دست میدم
قرار نیست زیاد مهم بمونن
خُب، گفتنش برای تو آسونه
چون توی چیزایی که من دعوت شدم تو دعوت نشدی
اُوه
هی
لباس سفیدا کجان داگ؟
اُوه، هنوز نیاز به تغییر دارم
هی
واقعاً معذرت میخوام آقای وینسلو
ولی من و آقای مورفی یه کار بسیار مهم داریم
خُب، قطعاً کارمون میتونه صبر کنه
اون سومیه
من سومیم
نمیتونیم کل بازی رو نگه داریم
درسته
واقعاً متأسفم
بایدم باشی. من گزارشتو میدم
بریم
پسر
میخوای جاتو نگه داریم؟
کاملاً،لباس سفیدامو میارم
زود باشید
چقدر وقت داریم؟
میترسم الانشم خیلی دیر شده باشه
هرلحظهش داره میگذره
چی قراره بگذره؟
خواهش میکنم، فقط بهم اعتماد کنید
نهایتاً همه چیز رو میفهمید
خیلی دلگرم کننده بود
میدونی چقدر از این مردم از نبودن من توی
مسابقات بولینگ ناراحت شدن؟
توی نیمه فصل هستیم، میدونی که
وقتی آبی بودی بیشتر ازت خوشم میومد
فقط نمیفهمم چرا همیشه چیزا باید
مستقیماً سمت گوه برم
بهش میگن آنتروپی
به خونه امن رسیدیم
دریافت شد، برای مختصات جدید صبر کنید
ولم کنید
ساکت نگرشون دار
راه بیاُفت
ببرش اون توو، الان
اون وسیله رو از جلوی دید بردار
ما هیچ اطلاعاتی از محل اُتراق
یا موقعیتشون نداریم. چیزی که میدونیم اینه که کاروان دیر کرده
امکانش هست که گُم شده باشن
یا مشکل مکانیکی برای وسایلشون پیش امده باشه
با این حال هدف ما تغییر نمیکنه
و یا زمان بندی ما
تو به ما گفتی صبر داشته باشیم، و بمونیم
صبر کنیم
ولی اگر این کاروان نیاد چی؟
پس الکی وایسادیم، منابعمون رو هدر دادیم
نا امید بودنتو درک میکنم
چطور درک میکنی؟
ما تا الان با جابجایی
قایم شدن، و اعتماد به خودمون زنده موندیم
حالا میخوای به تو اعتماد کنیم
ولی اینجا
این بیرون، توی دسترس همه
نشستیم و طُعمه زامبی ها شدیم
ما راهی نداریم
میتونیم بشینیم و درباره وضعیت و چیزا هی شکایت کنیم
یا میتونیم پیشگیری کنیم و یه راه حلی پیدا کنیم
و این کاریه که من میخوام انجام بدم
کاروان از این جاده داره میاد
بر اساس اخرین تماس ما، اونا باید بین اینجا
یا اینجا باشن
اون تقریباً ده کیلومتر میشه
همینه که هست، کاروان مهمات و لوازم ضروری
برای تغذیه و حفاظت توی راه شمال رو داره
بدون اون، توی یه ضعف شدید قرار میگیریم
میخوام که دونفر ازتون داوطلبانه بامن بیان
ستوان کازارنسکی، ولیلی در حال جستجو هستن
که رد کاروان رو بزنن و به اینجا هدایتشون کنن
این خطرناکه، ولی کاری نکردنمون خطرناکتره
ما میاییم
اِمم هممم
چیزی نیست. برمیگردیم. قول میدم
حواسم بهش هست
خُب، کار دیگه ای واسه انجام ندارم
خوبه
ده دقیقه دیگه راه می اُفتیم
بقیه تا زمانی که ما برگردیم چرخشی باید نگهبانی بدید
اگر نیاز داشته باشید ستوان کازارنسکی سلاح در اختیارتون قرار میده
بیا یه لحظه چیزی روکه پیشنهاد میکنی در نظر بگیریم
بعد میتونیم همه شفاف صحبت کنیم
باید بیخیال
مارتینی و ناهارای خوب و مهمونی ها بشیم
و برگردیم به کابوس زندگی زامبیمون
به خاطر چند تا تغییر؟
منظورم اینه، به عنوان یه ادم، احساس تغییر میکنم
این اون زونای قدیمی که میشناختی نیست
منظورش چی بود؟
واقعاً چه اتفاقی داره میاُفته، تلر؟
به مرور زمان همه چیزو می فهمید
تلر
یه هلیکوپتر تا 15 دقیقه دیگه اینجا رو ترک میکنه
و اگه سوار اون هلیکوپتر نشیم، زنده نمی مونیم
این توضیح براتون کافی بود؟
نه، نبود
توی این جهنم چه خبره؟
عملکرد مغزها داره خراب میشه
همشون به سرعت رو به وخامت هستن
اون عقلشون رو از دست دادن دارن به دیوونه های روانی تبدیل میشن
کیا؟
همه
هرکسی که واکسن جدید رو زده، این یه شکسته
واکسن من؟ امکان نداره
چرا؟
نمیدونیم
باید یه چیز دیگه ای هم توی خونت وجود داشته باشه
چیزی که حسابش نکرده بودیم
باشه، وایسا، وایسا، باشه؟
چونکه نمیتونه این اتفاق اُفتاده باشه
چونکه
من
من یه دوران...زیبا...اینجا داشتم
مورفی
بزار حرفمو تموم کنم
کل این مردم بزرگ
،هرروز، منظورم اینه
دوستی ها
سکسهای تصادفی
منظورم اینه از پارسال هنوز این کارو نکردم
این دیگه چی بود؟
آه، آقای اسپیزر
فکرشو کردم که باید اون شلیک خفن رو بشناسم
رفیق خودم، مورفی، کجا بودی.پیش آدم بدا؟
خُب، اِم
میدونی
از مسابقه خسته شدی
عذر میخوام. من معذرت میخوام
...به نظر میاد کُل این روزا
اُوه
مجبور بودم با بیردلی بازی کنم
احتمالاً بدترین بازیکن کریکت توی جزیره بود
مایه تأسفه
به نظر میرسه، با این حال تو یه حرکتایی زدی
آره، خدا رو شکر که هنوز گلف داریم
آره
بازی آقایون
این از آهن شماره 4جدید هست برای باشگاهیا سخته که بتونن خوب باش ضربه بزنن
همونطور که سعی کردم اینجا برایه رینولدز توضیح بدم
خُب، بعضی از مردم شنوندهای خوبی نیستن
بعضی از مردم گلف بازای خوبی نیستن، مورفی
بعضی از مردم با فکر کردن به چرخش به عقب وقتو حدر میدن
چندتا تصیه مجانی بهت میکنم، رفیق
بعداً ازم متشکرمیشی
همه چیز درمورد پیروی از اینه
اُوه، خُب
آره، البته، میدونستم
و آرنجتو راست نگه داری
به طور طبیعی
و سر کوفتیتو پایین نگه داری
خدا لعنتش کنه، نا امید کنندس
خُب، این واقعاً یه ورزش ذهنیه
خدای من، مورفی. تو از مسابقه خسته شدی
خُب، ما قبلاً درموردش توضیح دادیم
مجبور بودم با بیردلی بازی کنم
میتونی تصور کنی، اولین راند حذف شدیم
یه بار گفتم، هزار بار گفتم
توه حروم زاده، بهت که گفتم چوب منو نگیر
الان بهم ایمان آوردی؟
از این طرف
خیلی وقته ندیدمت، بیل
امنه
No comments yet. Be the first to leave one.