Berlin Station

Berlin Station

Download Farsi Persian Subtitle

Season 2

Release info

Berlin Station S02E02 CentaurSub iSubtitle ir
Berlin Station S02E02 XviD AFG
Berlin Station S02E02 480p x264 mSD
Berlin Station S02E02 720p HEVC x265 MeGusta
Berlin Station S02E02 720p WEBRip 2CH x265 HEVC PSA
Berlin Station S02E02 WEB H264 TBS
Berlin Station S02E02 720p WEB H264 TBS
Berlin Station S02E02 1080p WEB H264 TBS
A Commentary by mohammadreza1369
▶️⏩ارائه ای از سنتور ساب و آی سابتایتل - مترجمین: مرتز ، محمدرضا⏪◀️

Tags

webrip
web
720p
720
BRip
x265
HEVC
2CH
1080
Published on: 2019-04-12
Downloads: 25
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

‫پایگاه برلین

‫اینجا چه غلطی می‌کنی؟

‫ازت میخوام به حرفم گوش بدی ‫خیلی با دقت

‫12 سال پیش در چچن ‫هویتی ایجاد کردی

‫از یک اسلحه به نام اندرو کولیر

‫. میخوام همین الان بیدارش کنی

‫چطوری منو پیدا کردی؟ ‫بعدا به اون می‌رسیم.

‫مردمی که پشت سر من هستند ما را می‌کشند

‫اگه باهاشون بازی نکنی.

‫میشناسیش؟

‫تا حالا ندیدمش

‫اسم من ترور پرایسه

‫. از دیدن من خوشحال به نظر میای ‫شاید حتی تا حد بغل کردن

‫منو بغل کن، هیچی نگو.

‫حواست بهش باشه

‫. اگه اونا تو رو نکشن، من می‌کنم

‫. خوش اومدی ‫معذرت می خوام که مزاحم شدم

‫آقای... ‫کولیر

‫. میتونی "اندرو" صدام کنی. خواهش می‌کنم، بیا تو

‫اتو گانز

‫دختر من، لنا. ‫لنا

‫و همکار ما، آرماندو. ‫آرماندو

‫از ملاقات شما خوشبختم.

‫راه طولانی از از آلمان اومدین

‫آقای گانز می خواست شخصا با شما ملاقات کنه

‫پیشنهادی براتون داشت

‫میخواید چیزی بخورید؟

‫چندتا ابجو تو پذیراییه

‫یه لحظه لطفا... من

‫زیباست

‫خونه مال تو، ماشین مال من

‫لباس بپوش عزیزم،مهمون داریم

‫اینجا چه غلطی می‌کنی؟

‫یه هفته پیش ‫وسط بحثمون

‫که این نیو - نازی، گانز ‫. دنبال مواد منفجره بود

‫، همه چیز به سمت جنوب پیش رفت ‫و حالا ما هیچ چیز محکمی نداریم

‫که مربوط به گانز باشه

‫... به نظر می رسه که تو ماموریتی ‫با این فرض که

‫من اهمیتی بدم ‫... فکر می‌کنیم اون برنامه داره

‫ برای مقابله با انتخابات حمله کنه

‫تنها چیزی ک لازمه سفارشمون ‫ترتیب داده بشه

‫این جاست که واردش میشی ‫اشتباهه

‫من هیچ چیزی در نظر نمی‌گیرم. ‫این نمایش لعنتی اصلا وجود نداره.

‫، اگه یادت رفته باشه. من بازنشسته شدم ‫تو به من بدهکاری، هکتور

‫. و منم دارم بهش زنگ می‌زنم ‫بهت بدهکارم؟

‫! چقدر بهت بدهکارم؟

‫چرا کولیر؟ ‫چون سازمان سیا

‫یه تاریخچه کامل برای تو داره ‫اون تقریبا ده سال پیش بود

‫دنیل حتی یادم نمیاد

‫داستان داریما ‫خب، حافظه‌ات رو به کار بنداز

‫به خاطر اینکه ‫یه مرد خیلی خطرناک اون بیرون

‫و اگه یه لحظه فکر کنه

‫که داره بازی داده میشه

‫ما همه مردیم

‫این کولیر رو بررسی کن

‫چی ازش میخوای؟

‫زوده که بگم

‫به یک بررسی سابقه نیاز داریم. ‫اندرو کولیر. ک و ل

‫. این یه خودکشیه ‫فقط نقش بازی کن

‫مثل همیشه جذاب ‫چیزی گفتم هماهنگ باش

‫تا یه ساعت دیگه خلاص میشی

‫. خیلی خب، خیلی خب، خیلی خب

‫. خیلی خب

‫خب، این چیزیه که بازنشستگی به نظر میاد

‫تحت‌تاثیر قرار گرفتم ‫اره خب

‫. من یه چیزی داشتم که ‫برای یک روز مبادا گذاشته بودم

‫خوشحالی؟ ‫تا ۲۰ دقیقه پیش

‫. دنیل ، من داشتم به وجد میومدم

‫. من اون آبجوها رو میارم ‫. از اینجا به بعد، تروره

‫ترور

‫عیسی

‫اون کیه؟ ‫. آروم باش، همه چی درست میشه

‫واقعا؟ اتو داره فرار می کنه

‫سابقه کاریش رو چک کن ‫پوشش کامل میشه

‫ما خوبیم ‫، بهتره که باشیم

‫چون اگه اتو به من دستور بده

‫که تو و بلوندی اونجا رو بکشن

‫من تردید نخواهم کرد. ‫تو فقط کارتو انجام بده

‫و همه چیز را به من واگذار کن

‫. امم. آره، باشه

‫Cerveza?

‫خونه قشنگی داری ‫آقای کولیر

‫ممنون

‫زندگی در اینجا مناسب منه. ‫ارومه

‫معمولا. ‫ تا حالا تو

‫تو برلین بودی؟ ‫اکثر اوقات از اونجا رد میشین

‫. شهر اروپائی مورد علاقه من نیست

‫معماری ها ی آرام کمی پیدا می کنم ‫میدونی؟

‫بعداً میبینمت؟

‫عاشقتم

‫سایا، کارینو.

‫زنته؟ ‫چندین بار ازش خواستگاری کردم

‫. اون همیشه منو نابود می کنه

‫آره، اون یجورایی نمی دونه ‫چی براش خوبه

‫نوع اون؟ ‫اندرو، یک آبجو بزن

‫یادت رفته که من مشروب نمی‌خورم، ترور

‫کنجکاوم

‫چطور دو نفر از شما ‫تبدیل شدن به شرکای تجاری

‫تو گروزنی بود، درسته؟

‫سال ۲۰۰۷ بود؟

‫. آره، همین حدود

‫بله، من بین تورهای عراق بودم

‫و فکر مستقیم رفتنه به ‫.خونرو نمیتونستم بکنم

‫بنابراین من یک پرواز به چچن را گرفتم.

‫چند وقت اونجا بودی ‫یک سال؟

‫. آره، اگه اینطوری میگی

‫چرا بهش نمیگی ‫داستان کشیش؟

‫فکر نکنم آقای گانز بخواد ‫اینو بشنوه ترور

‫از شنیدنش ناراحت نمی‌شدم.

‫خوب، پس ‫اندرو یک معامله را با بعضی از افراد تنظیم کرد

‫چه کسی به گرزنی سفر می کنه ‫روزنامه‌های جعلی …

‫یه کشیش کاتولیک، درسته؟

‫… و میره رستوران ‫یه هتل بود

‫اون یک هتل لعنتی بود

‫اگه میخوای داستان رو تعریف کنی ‫حداقل حقایق را درست بگو

‫پس … من وارد لابی میشم، درسته؟

‫این فتنه 200 درجه ست

‫اون روز صبح هوا سرد بود.

‫بنابراین، من از طرف پدر مالرونی درخواست می کنم ‫درست؟

‫اون منو به بار نشون میده ‫... مطمئن باش، اون اونجاست

‫مهره ها، کاتولیک، ‫کیت کامل و کابودل.

‫بنابراین، من صندلی مقابلش میشینم

‫و شروع به صحبت کردن می‌کنم، مگه نه؟

‫من به نام S.A.M.s. ‫علاقه به خرید

‫چه؟ ‫موشک های سطح به هوا.

‫درسته این به این معنیه ‫یک معامله بزرگ درسته؟

‫این چیزها برای صدها نفر ‫از هزاران دلار

‫... پس من مشتاقم که این لعنتی ‫که از من خوشش بیاد، درسته؟

‫خب، با مشخصات دقیق شروع می‌کنم

‫این نوع چیزا رشترو میگم درسته؟

‫و اون فقط نشسته اونجا ‫مثل یک خیار خنک.

‫، و، میدونی ‫یک مرتبه سر تکون می‌ده و لبخند می‌زنه

‫انگار همه چیز خوبه ‫اما اون چیزی نمی گه درسته؟

‫... خب، من فکر می‌کنم این یارو

‫یه رابط لعنتی؟ از طرف سیاست؟

‫منظورم اینه که، کی میدونه، مگه نه؟

‫خب، من یکم زیادی توهم زدم ‫می دونی؟

‫به اطراف نگاه می‌کنم … ‫... من به لابی نگاه می‌کنم

‫چی می‌بینم؟

‫. یه کشیش دیگه رو می‌بینم که داره میاد داخل

‫. و یکی دیگه و یکی دیگه

‫یه همایش لعنتی خدا وجود داره ‫یه جور مجمع راه انداختی

‫ادامه بده، پس بفرما.

‫میتونستم موشک لعنتی رو بفروشم ‫به واتیکان …

‫اون آخر هفته.

‫جالبه … خیلی خنده داره

‫خب چی میگن، آقای گانز؟

‫اعتبار من رو بررسی میکنن؟

‫میکنن

‫در این صورت من شما را ترک خواهم کرد

‫در دست توانمندی همکار من

‫برای همه آرزوی پرواز امن برای ‫بازگشت به برلین دارم

‫آقای کولیر ، اگر اشکالی نداره

‫اینو میخوام فقط بین ‫دوتامون باشه

‫تو یه معامله اخیر ‫پیچوندنم

‫پس این دفعه ‫باید کمی بیشتر محتاط باشم.

‫فهمیدی؟ ‫آقای گانز باور کنید

‫... وقتی که من میگم ‫، از دیدنتون خوشحال شدم

‫اما من شخص هستم ‫و تو خط کاری پر خطرم

‫شاید از آزمونت رد شده باشم، آقای گانز

‫اما هنوز مال من را رد نکرده‌ای.

‫حالا، فهمیدی؟

‫.. من شخصا میتونم ضمانت آقای گانز رو بکنم

‫فکر کنم داری جات تو این معامله رو

‫فراموش میکنی ترور

‫آقای کولیر

‫تو درست میگی. ‫ما به حریم خصوصی شما تجاوز کردیم

‫و دلیلی برای اعتماد کردن به من نداری

‫... پس، دخترم داره ترتیب ‫یه بسته کوچک رو میده.

‫امیدوارم یه چیزی متقاعد کننده باشه

‫می‌فهمی که نزدیک‌ترین شهر ‫بیست و پنج مایل دورتر؟

‫تا یک ساعت دیگر اینجا خواهد بود.

‫فقط یک ساعت دیگه، رئیس.

‫خوشت اومد؟

‫فکر می‌کنم ظالمانه ست.

‫بهش میگن اسپورت

‫اما حیوان چه شانسی داشت؟

‫جالبه که روی گاو تمرکز می‌کنی

‫فکر میکردم موضوع همینه

‫خیلی عصبانیه

‫این عصبانیت؟

‫من غرور را می‌بینم. من قدرت می‌بینم.

‫. لطفا از طرف من ازش تشکر کن

‫این 100،000 یورو ... ‫صورتحساب مورد استفاده، غیر قابل ردیابیه.

‫چه بوی خوبی میده

‫اگر پایه باشی ‫این یه پیش پرداخته

‫که با من تجارت کنی

‫یه لحظه بهم وقت بده

‫ترور

‫دخالت در سیاست آلمان.

‫هیچ راهی لعنتی وجود نداره ‫تو تصویب لنگلی رو داشته باشی

‫روی این. ‫کمک مالی گرهارد

‫یک حمله تروریستی به نوسان ‫انتخابات به نفع او نه

‫این یک تجارته.

‫اون برای معامله آماده ست.

‫خب، واسه من چی کار می‌کنی؟ ‫این چیز به آرامی پیش میره

‫... مطمئنم کسی متوجه نمیشه که

‫کیف گم‌شده.

‫. "تو فکر می‌کنی من به پول احتیاج دارم" دنیل

‫دور و برت رو نگاه کن ‫. چرت و پرت نگو

More Farsi Persian subtitles for Berlin Station

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left