The first 200 lines.
از تمامِ دوستاني که از اين زيرنويس استفاده مي کنن درخواست دارم بابتِ وقتي که من براي ترجمه اين فيلم گذاشتم، اسم مترجم رو از توي زيرنويس حذف نکنن با تشکر - سروش
"صبح بخير، "خانم رچد - صبح بخير -
"صبح بخير، "خانم رچد - "آقاي "واشنگتن -
"صبح بخير، "خانم رچد - صبح بخير -
"صبح بخير، "بنسيني - صبح بخير -
حالت چطوره؟
خسته نيستم
وقت دارو خوردنه
وقت دارو خوردنه
!خيلي خب، بيا جلو
"بفرماييد، آقاي "فردريکسون
شربت
"چيف"
خيلي خب، رفيق، بريم
اينا مدارکش هستن اينجا رو هم بايد امضاء کنيد
سلام
آقاي "مک مورفي" اومدن - باشه -
خيلي خب، من آماده ام
باشه، يه جفت جوراب
تي شرت
سلام
لعنتي، پسر تو اندازه يه کوه هستي
به نظر مي رسه که قبلا فوتبال بازي مي کردى
اسمت چيه؟
اون صداتو نمي شنوه
يه سرخپوستِ کر و لاله
جدا؟
"زود باش، "بيبيت
نمي تونه حرف بزنه، درسته؟
گشنيز سربازِ گشنيز
اسمت چيه، پسر؟
"بيلي بيبيت"
از آشنايي باهات خوشحالم من "مک مورفي" هستم
اين ورقِ چارلي "چزويکِ" کهنه کاره
اين تک خالِ اسپيکشه
"نوبت توئه، "بيل
ده تا
ممکنه يه ورق بذاري روش؟ - يه دقيقه صبر کن -
اوه، من اونو مي برم
من مي برم - تو ورق سر داري؟ -
البته - پينوکل"، درسته "بيل"؟" -
شرط چيه؟
پنج ... پنج - پنجاه
تو دوست داري به ورق هاي ديگران نگاه کني، نه؟
آره
تا حالا اينو ديدي؟
"زود باش "مارتيني - !"مارتيني" -
مارتيني"؟ "مارتيني" ممکنه يه گشنيز بازي کني؟"
نوبت کيه؟
... خوب، بذار ببينم، اون تک داره
کجا داري ميري؟
نمي خواي بازي کني؟ - اون چه مرگشه -
مارتيني"، تو بازي نمي کني؟"
مارتيني" من مي خوام بازي کنم"
... بيلي"، من مي خوام چندتا"
خودتو کنترل کن، باشه؟
بله؟
آقاي "مک مورفي" اينجاست، دکتر - خوبه، راهنماييشون کنيد داخل -
ممنون
مک مورفي"، من دکتر "اسپيوي" هستم"
دکتر "اسپيوي"، باعث افتخار منه که با شما ملاقات مي کنم
يه صندلي بيار و بشين بيا با هم صحبت کنيم
حتما
"آر. پي. مک مورفي"
اين ديگه چه ماهيِ عجيب غريبيه، دکتر
خوشگل نيست؟ - چرا -
چهل پوندي وزن داره، نه؟
نه، 32 - سي و دو -
اما بذار بهت بگم ... هرچي جون تو بدن داشتم گرفته شد
وقتي که اونو نگه داشته ... بودم تا رفيقم عکس بگيره
تا آخرين ذره جونت
انگار که اون زنجير هم نتونسته کمکي بکنه
شما زنجير رو وزن نکرديد، درسته، دکتر؟
نه، اينکار رو نکردم
اما بهت بگم که واقعا به اين عکس افتخار مي کنم
اون اولين "چينوکري" بود که تا حالا گرفته بودم
يکي از خوباشه
"رندال پاتريک مک مورفي"
سي و هشت ساله
... درباره اينکه تو رو فرستادن اينجا
چي داري به من بگي؟ ...
... خب
نمي دونم
اونجا چي گفته؟
اشکال نداره اگه سيگار بکشم؟ - نه، مشکلي نيست -
... خب، اينجا
خيلي چيزها گفته شده ...
گفته شده که تو آدمِ خشن و پرخاشگري هستي
گفته شده که بدونِ اجازه حرف مي زني
موقع کار کردن حال و حوصله نداري در واقع، آدم تنبلي هستي
سرِ کلاس آدامس مي جوي
... دليل اصلي که تو رو فرستادن اينجا
اينه که اونا مي خوان که تو ارزيابي بشي ...
براي تشخيص اينکه تو از نظر رواني بيمار هستي يا نه
اين دليلِ اصليه
به نظر تو چرا اونا همچين فکري مي کنن؟
تا اونجايي که من متوجه شدم ... به اين دليله که
من زياد درگير ميشم و ترتيب بقيه رو ميدم ...
توي زندان؟
... نه، نه نه، منظورتون اينه که
... چرا به اينجا فرستاده شدي
از اردوگاه اجباريِ کار براي زندانيان؟ ...
خب، من واقعا نمي دونم، دکتر
... اينجا گفته شده که تو
... بذار يه نگاه بندازيم - مي دوني، اين به من مربوط نميشه -
... يک
... دو، سه ...
... چهار ...
... شما حداقل ...
پنج بار به خاطر تجاوز کردن دستگير شديد ...
در اين مورد چي مي توني بگي؟
پنج بار، ها؟
راکي مارسيانو" يه پرونده 40 تايي داشته" و الان يه ميليونره
درسته - البته که درسته -
... البته اينم حقيقته که تو به دليل
تجاوز به دختر نابالغ دستگير شدي ...
اين يکي که ديگه درسته، نه؟
... کاملا درسته، اما، دکتر
... اون 15 سالش بود اما 35 ساله نشون مي داد، دکتر ...
... و اون به من گفت که 18 سالشه و ...
اون خيلي شهوتي بود ... مي دوني منظورم چيه؟
مجبور شدم خشتکِ شلوارم رو بدوزم تا بي خيال بشه
... اما بين خودمون باشه
اون شايد 15 سالش باشه ... ... اما وقتيکه اون چيزِ سرخ و سفيد رو
درست جلوي خودت مي بيني ... به نظر من اصلا ديوونگي نيست
و فکر نمي کنم نظر شما هم غير از اين باشه
من منظورت رو مي فهمم
هيچ آدم زنده اي نمي تونه جلوي خودش رو بگيره اين دليل اصلي بود که چرا من افتادم زندان
... و حالا اونا ميگن که من ديوونه هستم
چون مثل يه گياهِ لعنتي اونجا آروم ننشستم ...
اين اصلا براي من قابل درک نيست
... اگه ديوونه بودن اينه
پس من احمقم، آدم ناجوريم، هيچي ... سرم نميشه و ديوونه هستم
اما نه بيشتر، نه کتر. فقط همين
... "اگه بخوام باهات روراست باشم، "مک مورفي
... چيزي که اينجا گفته شده ...
... اينه که ...
... اونا فکر مي کنن ...
... اونا فکر مي کنن
که تو تظاهر به ديوونه بودن ... مي کني تا از زيرِ کار در بري
در مورد اين چي داري بگي؟ - به نظر تو من همچين آدمي هستم؟ -
بيا يه خُرده با همديگه روراست باشيم باشه، "رندال"، اگه امکان داره
... به من بگو
تو فکر مي کني که ذهنت واقعا مشکلي داره؟ ...
نه حتي يه دونه، دکتر
من يه معجزه لعنتي از علم نوين هستم
تو براي يه مدتي اينجا مي موني تا ما تو رو ارزيابي کنيم
ما تو رو بررسي مي کنيم
تصميماتمون رو درباره اينکه ... چيکار بايد بکنيم، مي گيريم
و معالجات ضروري رو در صورت ... لزوم روي تو انجام ميديم
دکتر، بذار اينو بهت بگم
من اينجام که با شما همکاري کنم صد در صد
صد در صد
من کاملا باهاتون هماهنگ هستم خودتون مي بينيد
... چون فکر مي کنم که بايد به حقيقت وجود
آر. پي. مک مورفي" برسيم" ...
حرکتِ داسي
من به شدت خسته ام
بشين
من خسته ام
بهتر شد
... "آقاي "اِلز وُرت
داري خودتو از پا در مياري ...
خيلي خب، آقايون، بيايد شروع کنيم
... در پايان جلسه روز جمعه
درباره مشکل آقاي "هاردينگ" با ... همسرش بحث مي کرديم
آقاي "هاردينگ" گفت که در مورد همسرش ... احساس ناخوشايندي داره
چون اون نگاه مردهاي توي خيابون ... رو به طرف خودش جلب مي کنه
درسته، آقاي "هاردينگ"؟
بله
درسته
اون همچنين فکر مي کنه که از ... همسرش نشونه هايي ديده
که اون نيازهاي جنسيش رو جاي ديگه اي ... جستجو مي کنه اما نمي تونست بگه چرا
:آقاي "هاردينگ" به همسرش گفته
من از تو متنفرم"
ديگه نمي خوام ببينمت
"تو به من خيانت کردي
خب، کسي مي خواد درباره اين موضوع اظهار نظري بکنه؟
آقاي "اسکنلون"، ممکنه امروز شما شروع کنيد؟
مطمئنيد؟
بيلي"، تو چطور؟"
نه، نه، خانم
دوست دارم توي دفترم يادداشت کنم که تو جلسه امروز رو شروع کردي
فقط يکبار
آقاي "مارتيني"؟
با ما هستيد؟
بله
دوست داريد که شما شروع کنيد؟
آقاي "چزويک"؟
من؟ - بله -
يعني اينجا هيچ مردي پيدا نميشه که در اين مورد نظري داشته باشه؟
خيلي خب
... "آقاي "هاردينگ
... شما چندين بار گفتيد که ...
به همسرتون مشکوک هستيد که ... با مردهاي ديگه رابطه داره
!اوه، بله
بله، من به اون شک دارم، خيلي زياد
بهش مشکوکم
... شايد بتونيد به ما بگيد
که چرا بهش مشکوک هستيد ...
No comments yet. Be the first to leave one.